ترامپ: ایران زبان گفتگو را نمیفهمد؛ آنها فقط یک چیز را میفهمند و همان هم نصیبشان میشود!
ترامپ دوباره تهدید به حمله نظامی کرد. هدف بعدی آمریکا کجاست؟
تهدید حمله مجدد آمریکا به ایران وارد مرحلهای تازه شده است؛ دونالد ترامپ با اشاره مستقیم به «تحرکات» در مجموعه زیرزمینی کوه کلنگگزلا هشدار داده اگر ایران در این سایت «دست به کاری بزند»، آمریکا ممکن است ضربهای سنگین وارد کند. این تهدید همزمان با انتشار تحلیل تازه تصاویر ماهوارهای از افزایش چشمگیر ساختوساز در این مجموعه مطرح شده؛ سایتی که به دلیل عمق زیاد و قرار گرفتن در دل گرانیت، یکی از دشوارترین اهداف احتمالی برای عملیات نظامی آمریکا محسوب میشود.
حمله مجدد آمریکا به ایران؛ ترامپ کوه کلنگگزلا را تهدید کرد
دونالد ترامپ بار دیگر احتمال حمله مجدد آمریکا به ایران را مطرح کرده، اما این بار تهدید او مستقیماً متوجه یکی از مرموزترین تأسیسات زیرزمینی ایران است؛ مجموعهای که در نزدیکی نطنز و در دل کوه کلنگگزلا قرار دارد.
ترامپ در گردهمایی جمهوریخواهان در دالاس با اشاره به فعالیتهایی که به گفته او در این منطقه مشاهده شده، به جمهوری اسلامی هشدار داد «زرنگبازی» درنیاورد و مدعی شد در صورت ادامه چنین فعالیتهایی، آمریکا ممکن است مجبور شود «بسیار سخت» به ایران حمله کند. او بار دیگر ادعا کرد که واشینگتن اجازه نخواهد داد ایران به سلاح هستهای دست پیدا کند.
این اظهارات در شرایطی مطرح شده که تنها یک روز پیش از آن، تحلیل تازه مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS) درباره تصاویر ماهوارهای کوه کلنگگزلا منتشر شد؛ تحلیلی که نشان میدهد فعالیت عمرانی در این سایت طی سال ۲۰۲۶ به شکل محسوسی افزایش یافته است.
چرا ناگهان کوه کلنگگزلا به هدف احتمالی آمریکا تبدیل شده است؟
کوه کلنگگزلا در نزدیکی مجتمع هستهای نطنز قرار دارد و مجموعهای از تونلهای عمیق در دل آن ساخته شده است. این تأسیسات از مدتها قبل مورد توجه نهادهای اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل بوده و مقامهای ایرانی نیز پیشتر از ساخت مجموعهای زیرزمینی در این منطقه برای فعالیتهای مرتبط با سانتریفیوژها خبر داده بودند.
اهمیت این سایت در حال حاضر بیشتر از آن جهت است که برخلاف برخی تأسیسات هستهای ایران که در حملات قبلی آسیب دیدهاند، کوه کلنگگزلا همچنان یک مجموعه زیرزمینی عمدتاً دستنخورده محسوب میشود. گزارشهای تحلیلی نیز عمق قابل توجه این مجموعه و قرار گرفتن آن در میان لایههای ضخیم سنگ گرانیت را از مهمترین عوامل دشواری حمله به آن میدانند.
ترامپ پیشتر نیز در شهریورماه گفته بود اگر فعالیتی در کوه کلنگ مشاهده شود، آمریکا ممکن است «بهزودی» این مجموعه را هدف قرار دهد. بنابراین تهدید جدید، نخستین اشاره ترامپ به این سایت نیست؛ تفاوت این بار در آن است که تهدید با ادعای مشاهده تحرکات جدید در محل همراه شده است.
تصاویر ماهوارهای چه چیزی را درباره کوه کلنگ فاش کردهاند؟
در تازهترین تحلیل CSIS، تصاویر ماهوارهای شش سال گذشته بررسی شدهاند. نتیجه این بررسی، افزایش قابل توجه فعالیت در کوه کلنگگزلا طی سال ۲۰۲۶ است.
طبق این تحلیل، فعالیتها شامل تقویت ورودی تونلها، توسعه و مقاومسازی مسیرهای دسترسی، آسفالت یا بتنریزی مسیرهای داخلی، تقویت مناطق اطراف ورودیها و انتقال یا حذف خاک حاصل از حفاری بوده است. تحلیلگران معتقدند الگوی فعالیت از حفاری گسترده به سمت ساختوساز داخلی و مقاومسازی بیشتر مجموعه تغییر کرده است.
اما یک نکته مهم نباید در میان هیاهوی خبر گم شود: تصاویر ماهوارهای نمیتوانند ثابت کنند که سانتریفیوژهای ایران به کوه کلنگ منتقل شدهاند یا در آنجا غنیسازی در حال انجام است.
CSIS صراحتاً اعلام کرده که شواهد موجود نه ادعای انتقال سانتریفیوژها را تأیید میکند و نه آن را رد؛ با توجه به ادامه ساختوساز، حتی این احتمال مطرح شده که سایت هنوز برای انجام عملیات غنیسازی آماده نباشد.
همین نقطه یکی از مهمترین تناقضهای موجود در روایتهای منتشرشده درباره این سایت است.
گروسی: آژانس هنوز نمیداند داخل تونلهای کوه کلنگ چه میگذرد
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، نیز درباره تحولات کوه کلنگگزلا ابراز نگرانی کرده است. مسئله اصلی برای آژانس، تنها ساختوساز در اطراف مجموعه نیست؛ مشکل مهمتر، نبود دسترسی مستقیم به داخل تونلها است.
این وضعیت باعث شده تصاویر ماهوارهای به یکی از مهمترین منابع اطلاعاتی درباره وضعیت این مجموعه تبدیل شود. با این حال، تصاویر ماهوارهای صرفاً میتوانند تغییرات سطحی، رفتوآمدها، ساختوساز و نشانههای فیزیکی فعالیت را نشان دهند و نمیتوانند بهتنهایی مشخص کنند در عمق کوه چه تجهیزاتی مستقر شده است.
به همین دلیل، فاصله میان «فعالیت عمرانی» و «فعالیت هستهای» در مورد کوه کلنگ همچنان قابل توجه است.
آمریکا واقعاً میتواند به کوه کلنگ حمله کند؟
اینجا بخش نظامی ماجرا اهمیت پیدا میکند. کوه کلنگگزلا یک هدف معمولی نیست. این مجموعه در اعماق کوه و زیر لایههای سنگی بسیار مقاوم قرار دارد و به همین دلیل حتی استفاده از بمبهای سنگرشکن متعارف نیز لزوماً به معنای نابودی کامل تأسیسات نیست.
CSIS نیز تأکید کرده که عمق و ساختار گرانیتی مجموعه، تخریب کامل آن را با تسلیحات متعارف بسیار دشوار میکند. حتی در صورت حمله، ممکن است عملیات نظامی صرفاً بخشهایی از تأسیسات را از کار بیندازد یا دسترسی به تونلها را مختل کند.
همزمان، CNN گزارش داده است که مقامهای آمریکایی گزینههای حمله به تأسیسات عمیق زیرزمینی ایران را بررسی کردهاند. بر اساس این گزارش، کوه کلنگ گزلا یکی از اهدافی است که در سناریوهای احتمالی مورد توجه قرار گرفته است.
این موضوع نشان میدهد بحث حمله مجدد آمریکا به ایران دیگر صرفاً در سطح تهدید سیاسی باقی نمانده و دستکم بررسی گزینههای نظامی برای مقابله با تأسیسات زیرزمینی در واشینگتن مطرح است.
آیا آمریکا برای حمله به کوه کلنگ گزلا سلاح جدید میسازد؟
گزارش CNN درباره توانایی آمریکا برای هدف قرار دادن تأسیسات بسیار عمیق، اهمیت ویژهای دارد.
مسئله اصلی این است که تسلیحات سنگرشکن فعلی آمریکا برای هدفی با چنین عمقی محدودیت دارند. به همین دلیل، بررسی گزینههای جدید برای مقابله با اهداف زیرزمینی عمیق میتواند بخشی از برنامه نظامی واشینگتن باشد.
در برخی گزارشهای منتشرشده نیز از توسعه یا بررسی تسلیحاتی با توان نفوذ بیشتر برای چنین اهدافی صحبت شده است؛ با این حال، نباید این ادعا را با «آماده بودن یک سلاح جدید برای حمله فوری» یکی دانست. شواهد موجود درباره برنامهریزی و بررسی گزینههاست، نه تأیید قطعی یک عملیات قریبالوقوع.
چرا تهدید حمله مجدد آمریکا به ایران در این مقطع جدیتر شده است؟
تهدید جدید ترامپ را باید در کنار چند تحول قرار داد. از یک سو، تصاویر ماهوارهای افزایش فعالیت عمرانی در کوه کلنگ را نشان میدهند. از سوی دیگر، ترامپ بارها این مجموعه را به عنوان یکی از اهداف احتمالی آمریکا مطرح کرده است. در همین حال، واشینگتن و تهران همچنان بر سر آینده برنامه هستهای و نحوه پایان درگیری اختلاف دارند.
ترامپ همچنین گفته است که جنگ با ایران ممکن است اندکی پس از انتخابات میاندورهای آمریکا در سوم نوامبر پایان یابد؛ در حالی که گزارش والاستریت ژورنال حاکی از آن است که برخی مشاوران ارشد او حتی احتمال ادامه درگیری تا پایان دوره ریاستجمهوری را بررسی کردهاند.
این تضاد، اهمیت سیاسی تهدیدهای مربوط به کوه کلنگ گزلا را بیشتر میکند.
اگر واشینگتن به این جمعبندی برسد که فعالیتهای این مجموعه بخشی از تلاش ایران برای بازسازی ظرفیت هستهای است، کلنگگزلا میتواند به یکی از مهمترین نقاط تصمیمگیری درباره جنگ مجدد ایران و آمریکا تبدیل شود.
آیا کوه کلنگ به معنای آغاز حمله مجدد است؟
هنوز نمیتوان چنین نتیجهای گرفت.
آنچه اکنون با اطمینان بیشتری میتوان گفت این است که فعالیت عمرانی در کوه کلنگ گزلا افزایش یافته، این سایت برای آمریکا اهمیت راهبردی پیدا کرده و ترامپ بهطور مستقیم آن را تهدید کرده است. اما هیچیک از این موارد بهتنهایی به معنای تصمیم قطعی برای حمله نیست.
حتی دادههای CSIS نیز نشان نمیدهد که غنیسازی در کوه کلنگ آغاز شده است. برعکس، این مرکز معتقد است تداوم ساختوساز میتواند نشانه آن باشد که مجموعه هنوز در مرحله تکمیل قرار دارد.
بنابراین در حال حاضر باید میان سه موضوع تفکیک قائل شد:
*افزایش ساختوساز: مستند به تصاویر ماهوارهای است.
*انتقال سانتریفیوژها: هنوز بهطور مستقل تأیید نشده است.
*آماده شدن آمریکا برای حمله: گزارشهایی درباره بررسی گزینههای نظامی وجود دارد، اما حمله قطعی اعلام نشده است.
تحلیل و بررسی؛ کلنگگزلا چرا میتواند نقطه بعدی بحران باشد؟
اهمیت کوه کلنگ گزلا فقط به احتمال وجود تجهیزات هستهای در آن محدود نمیشود. این سایت از منظر راهبردی یک پیام مهمتر دارد: اگر زیرساختهای هستهای ایران به سمت تأسیسات عمیقتر و مقاومتر منتقل شوند، توانایی آمریکا برای نابودی کامل آنها با حملات هوایی کاهش پیدا میکند.
این مسئله میتواند یک چرخه خطرناک ایجاد کند. ایران ممکن است تأسیسات حساس خود را هرچه عمیقتر و مقاومتر کند تا احتمال آسیبپذیری آنها در برابر حملات کاهش یابد. آمریکا نیز در مقابل ممکن است به دنبال تسلیحات نفوذگرتر و گزینههای نظامی پیچیدهتر برود. نتیجه چنین رقابتی، کاهش فاصله میان «تهدید نظامی» و «عملیات واقعی» خواهد بود.
از طرف دیگر، اگر حملهای به کوه کلنگ گزلا انجام شود اما نتواند تأسیسات زیرزمینی را بهطور کامل نابود کند، ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد: تهران انگیزه بیشتری برای انتقال تجهیزات به عمق زمین پیدا کند و ساختار هستهای ایران حتی غیرشفافتر شود.
به همین دلیل، حتی اگر حمله مجدد آمریکا به ایران در کوتاهمدت با هدف محدود کردن ظرفیت هستهای انجام شود، اثر بلندمدت آن میتواند پیچیدهتر باشد.
در این میان، آژانس بینالمللی انرژی اتمی با یک مشکل اساسی روبهروست: هرچه فعالیتها بیشتر به زیر زمین منتقل شوند، امکان راستیآزمایی مستقل نیز دشوارتر میشود. در نتیجه، اختلاف بر سر اینکه «ایران در کوه کلنگ گزلا چه میکند» ممکن است بیش از آنکه از طریق بازرسی حل شود، به اطلاعات ماهوارهای و ارزیابیهای اطلاعاتی وابسته شود.
جمعبندی؛ هدف مرموز ایران زیر ذرهبین آمریکا
تهدید تازه ترامپ نشان میدهد حمله مجدد آمریکا به ایران ممکن است در صورت تشدید بحران هستهای وارد مرحلهای متفاوت شود؛ مرحلهای که در آن تأسیسات زیرزمینی و مقاوم مانند کوه کلنگگزلا در مرکز توجه قرار میگیرند.
در حال حاضر، افزایش ساختوساز در این مجموعه با تصاویر ماهوارهای تأیید شده، اما انتقال سانتریفیوژها و آغاز غنیسازی در آن هنوز اثبات نشده است. بنابراین، مهمترین تحول فعلی نه تأیید یک فعالیت هستهای جدید، بلکه تبدیل کوه کلنگگزلا به یکی از اصلیترین نقاط برخورد احتمالی میان ایران و آمریکا است.
اگر مذاکرات ایران و آمریکا به نتیجه نرسد و واشینگتن فعالیتهای کوه کلنگ را تهدیدی برای احیای برنامه هستهای ایران بداند، این مجموعه میتواند به یکی از حساسترین اهداف در سناریوی جنگ مجدد ایران و آمریکا تبدیل شود.
ارسال نظر