نتانیاهو: دوباره حمله می‌کنیم چون هدف ما سرنگونی جمهوری اسلامی است!

هشدار بی‌سابقه اسرائیل به ایران: انرژی ایران را می‌زنیم.

نتانیاهو: دوباره حمله می‌کنیم چون هدف ما سرنگونی جمهوری اسلامی است!

هم‌زمان با تشدید تنش‌ها پس از حمله مجدد آمریکا به ایران، اسرائیل از عبور احتمالی از خطوط قرمز قبلی در جنگ سخن می‌گوید؛ یسرائیل کاتز تهدید کرده در صورت حمله ایران، زیرساخت‌های نظامی و غیرنظامی و تأسیسات انرژی هدف قرار خواهند گرفت و بنیامین نتانیاهو نیز صراحتاً مدعی شده است سرنگونی جمهوری اسلامی در برنامه رژیم صهیونسیتی است. در تهران نیز یک عضو هیات‌رئیسه کمیسیون امنیت ملی مجلس از ضرورت دستیابی به توان موشکی برای هدف قرار دادن خاک آمریکا سخن گفته است.

 

سه تهدید هم‌زمان؛ از انرژی ایران تا سرنگونی جمهوری اسلامی 

ماجرا دیگر فقط درباره تبادل موشک و حمله به پایگاه‌های نظامی نیست. در فاصله کوتاهی، سه موضع مهم از تهران و تل‌آویو منتشر شده که می‌تواند نشانه تغییر سطح رویارویی باشد: اسرائیل از هدف قرار دادن زیرساخت‌های انرژی ایران می‌گوید، نخست‌وزیر این رژیم از سرنگونی جمهوری اسلامی به‌عنوان یکی از اهداف اصلی صحبت می‌کند و در تهران بحث افزایش توان بازدارندگی برای هدف قرار دادن خاک آمریکا مطرح شده است.

این تحولات در شرایطی رخ می‌دهد که دور تازه تنش‌های ایران و آمریکا نیز فضای منطقه را دوباره امنیتی کرده است. به همین دلیل، موضوع احتمال جنگ مجدد ایران و آمریکا دیگر تنها به یک درگیری محدود میان نیروهای نظامی دو طرف خلاصه نمی‌شود؛ هر مرحله جدید می‌تواند دامنه اهداف و هزینه‌های جنگ را افزایش دهد.

 

هشدار کاتز: اگر ایران حمله کند، انرژی را هم می‌زنیم

یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، در اظهاراتی صریح ادعا کرد اگر ایران به اسرائیل حمله کند، محدودیت‌های قبلی اسرائیل برای انتخاب اهداف از بین خواهد رفت.

کاتز مدعی شد: «تمام زیرساخت‌های ملی، نظامی و غیرنظامی، از جمله زیرساخت‌های انرژی را هدف قرار خواهیم داد و ایران را به اعماق عصر حجر و تاریکی بازخواهیم گرداند.»

این اظهارات در حالی مطرح شده که اسرائیل در دور تازه درگیری‌ها هنوز مستقیماً وارد همان سطح از عملیات نظامی علیه ایران نشده است. خبرگزاری آنادولو نیز در گزارش خود تأکید کرده که کاتز تهدید کرده در صورت حمله ایران، زیرساخت‌های ایران از جمله تأسیسات انرژی هدف قرار خواهند گرفت.

صدای آمریکا نیز گزارش کرده که کاتز حمله احتمالی ایران را عاملی برای رهایی اسرائیل از محدودیت‌های قبلی در انتخاب اهداف دانسته و مشخصاً از تأسیسات انرژی به عنوان اهداف احتمالی نام برده است.

 

نتانیاهو پرده را کنار زد؛ هدف فقط مهار ایران نیست

اما بخش سیاسی ماجرا حتی از تهدید نظامی کاتز مهم‌تر است.

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در اظهاراتی که یورونیوز نیز آن را منتشر کرده، جمهوری اسلامی را در وضعیت پرتنشی توصیف کرد و گفت سرنگونی حکومت ایران هدف این رژیم است. او این هدف را یکی از وظایف اصلی اسرائیل دانست.

نتانیاهو مدعی شد: «ما این حکومت را شکست خواهیم داد.»

او همچنین درباره فعالیت دستگاه‌های امنیتی اسرائیل برای تحقق این هدف ادعا کرد: «همه دستگاه‌های ما تحت هدایت من برای سرنگونی جمهوری اسلامی فعالیت می‌کنند.»

این اظهارات، روایت‌ها از حمله مجدد اسرائیل به ایران را وارد مرحله متفاوتی می‌کند. اگر در مقاطع گذشته تمرکز اصلی بر برنامه هسته‌ای، توان موشکی و نیروهای نیابتی ایران بود، اکنون مقام ارشد سیاسی اسرائیل مستقیماً از تغییر حکومت به عنوان هدف سخن می‌گوید.

 

پاسخ تهران؛ بحث هدف قرار دادن واشینگتن و نیویورک

در سوی دیگر، امیر حیات‌مقدم، عضو هیات‌رئیسه کمیسیون امنیت ملی مجلس، خواستار افزایش سطح توان بازدارندگی ایران شده است.

او گفته است: «باید به یکسری سلاح‌ها و تجهیزات دست یابیم و از آن‌ها رونمایی کنیم تا خاک آمریکا را هدف قرار دهیم. در واقع باید از موشک‌های قاره‌پیمای دوربرد رونمایی کنیم و پایگاه‌های نظامی‌شان را در واشینگتن و نیویورک هدف قرار دهیم.»

حیات‌مقدم همچنین بر ضرورت طراحی یک برنامه راهبردی برای مقابله با آمریکا و استفاده مؤثرتر از ظرفیت‌های دفاعی و بازدارنده جمهوری اسلامی تأکید کرده است.

این موضع را باید در سطح اظهارنظر سیاسی ارزیابی کرد و نه به‌عنوان اعلام برخورداری فعلی ایران از چنین سامانه‌ای. با این حال، اهمیت آن در سطح گفتمان بازدارندگی است: در برابر تهدیدهای فزاینده اسرائیل و آمریکا، برخی مقامات خواستار افزایش برد و دامنه توان پاسخ‌گویی شده‌اند.

 

حمله مجدد آمریکا به ایران؛ چرا این بار مسئله فقط پایگاه‌های نظامی نیست؟

نقطه حساس ماجرا همین‌جاست.

در یک درگیری کلاسیک، حمله به پایگاه نظامی معمولاً با پاسخ به اهداف نظامی طرف مقابل همراه می‌شود. اما وقتی زیرساخت‌های انرژی وارد ادبیات تهدید می‌شوند، پیامدهای جنگ مستقیماً به زندگی روزمره مردم منتقل خواهد شد.

تهدید کاتز درباره تأسیسات انرژی به این معناست که در سناریوی تشدید درگیری، موضوع فقط انهدام تجهیزات نظامی نخواهد بود. آسیب به تأسیسات نفت، گاز، برق یا دیگر بخش‌های حیاتی می‌تواند تولید، حمل‌ونقل، تأمین سوخت و فعالیت اقتصادی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

به همین دلیل، یکی از مهم‌ترین نشانه‌های احتمال جنگ مجدد ایران و آمریکا و گسترش جنگ ایران و اسرائیل، نه تعداد موشک‌های شلیک‌شده، بلکه تغییر نوع اهداف مورد تهدید است.

 

آیا اسرائیل واقعاً به دنبال سرنگونی جمهوری اسلامی است؟

اظهارات اخیر نتانیاهو پاسخ سیاسی روشنی به این سؤال می‌دهد، اما یک تفاوت مهم وجود دارد: هدف اعلام‌شده با توانایی تحقق آن یکی نیست.

نتانیاهو گفته سرنگونی جمهوری اسلامی جزو اهداف این رژیم است؛ با این حال، تحقق چنین هدفی بسیار پیچیده‌تر از حمله به چند مرکز نظامی یا تأسیسات هسته‌ای است.

سابقه مواضع اسرائیل نشان می‌دهد ایده سرنگونی جمهوری اسلامی در محاسبات سیاسی تل‌آویو موضوع تازه‌ای نیست. یورونیوز پیش‌تر گزارشی درباره طرح‌های منتسب به موساد برای تغییر حکومت ایران منتشر کرده بود؛ بنابراین اظهارات جدید نتانیاهو را می‌توان ادامه همان رویکرد سیاسی دانست، نه صرفاً یک تهدید لحظه‌ای.

 

یک نکته مهم درباره تناقض ظاهری اسرائیل

در ماه‌های گذشته، مواضع مقام‌های اسرائیلی درباره سرنگونی جمهوری اسلامی همیشه یکدست نبوده است.

برای نمونه، در ژوئن ۲۰۲۶ نتانیاهو گفته بود سرنگونی جمهوری اسلامی «هرگز از اهداف رسمی جنگ نبوده است». اما در اظهارات جدید، او با صراحت بیشتری از سرنگونی جمهوری اسلامی به‌عنوان هدفی که باید محقق شود صحبت کرده است.

این تفاوت را می‌توان نشانه تغییر در ادبیات سیاسی اسرائیل دانست: از انکار یا محدود کردن هدف تغییر حکومت به بیان علنی آن به‌عنوان اهداف اصلی.

البته این به تنهایی ثابت نمی‌کند که اسرائیل توان یا برنامه قطعی برای سرنگونی جمهوری اسلامی را دارد؛ اما نشان می‌دهد موضوع سرنگونی جمهوری اسلامی در سطح اظهارات سیاسی اسرائیل پررنگ‌تر شده است.

 

مذاکرات ایران و آمریکا زیر سایه یک معادله خطرناک

در چنین شرایطی، هرگونه تلاش برای احیای مذاکرات ایران و آمریکا با یک مشکل اساسی روبه‌رو است: فاصله میان مسیر دیپلماتیک و مسیر نظامی در حال افزایش است.

از یک طرف، توافق ایران و آمریکا می‌تواند چرخه حمله و پاسخ را متوقف کند؛ از طرف دیگر، هر حمله جدید می‌تواند فضای مذاکره را دشوارتر و مواضع دو طرف را سخت‌تر کند.

به همین دلیل، احتمال جنگ مجدد را نمی‌توان فقط با بررسی اظهارات نظامی سنجید. وضعیت مذاکرات، سطح حملات آمریکا، واکنش ایران و اینکه آیا اسرائیل وارد مرحله تازه‌ای از عملیات می‌شود یا نه، متغیرهای تعیین‌کننده‌تری هستند.

 

خطر اصلی برای ایران چیست؟

در میان تمام تهدیدهای مطرح‌شده، تهدید به حمله به زیرساخت‌های انرژی یکی از مهم‌ترین موارد است.

دلیل آن ساده است: تأسیسات نظامی معمولاً هدفی محدود دارند، اما زیرساخت انرژی به بخش‌های مختلف اقتصاد متصل است. یک حمله موفق به بخش‌هایی از شبکه انرژی می‌تواند اثرات زنجیره‌ای ایجاد کند و حتی بدون نابودی گسترده زیرساخت‌ها، اختلال در تولید و توزیع انرژی ایجاد کند.

این موضوع همچنین می‌تواند بازارها را تحت تأثیر قرار دهد؛ از قیمت سوخت و حمل‌ونقل گرفته تا هزینه تولید و فعالیت صنایع.

بنابراین، اگر حمله مجدد اسرائیل به ایران با هدف قرار دادن زیرساخت‌های انرژی همراه شود، ماهیت پیامدهای آن با حمله صرفاً نظامی تفاوت قابل توجهی خواهد داشت.

 

جمع‌بندی؛ آیا درگیری وارد مرحله خطرناک‌تری شده است؟

آنچه در اظهارات اخیر مقام‌های ایران و اسرائیل دیده می‌شود افزایش سطح تهدید است؛ اسرائیل از حمله به زیرساخت‌های انرژی سخن می‌گوید، نتانیاهو سرنگونی جمهوری اسلامی را از اهداف اصلی می‌داند و در تهران نیز بحث افزایش برد توان بازدارندگی و هدف قرار دادن خاک آمریکا مطرح شده است.

در این میان، حمله مجدد آمریکا به ایران یک متغیر مهم در معادله باقی می‌ماند. اگر حملات و پاسخ‌ها ادامه پیدا کند، خطر حرکت تدریجی درگیری از اهداف نظامی به زیرساخت‌های حیاتی و سپس ورود مستقیم‌تر اسرائیل افزایش خواهد یافت.

بنابراین، سؤال اصلی اکنون فقط این نیست که آیا احتمال جنگ مجدد ایران و آمریکا وجود دارد یا نه؛ مسئله مهم‌تر این است که اگر دور تازه‌ای از حملات آغاز شود، خط قرمز اهداف نظامی کجا متوقف خواهد شد و آیا زیرساخت‌های حیاتی ایران نیز وارد میدان جنگ خواهند شد یا خیر؟

ارسال نظر

یادداشت

آخرین اخبار

پربازدید ها