۴۸ ساعت تا پایان آتشبس ایران و آمریکا؛ فرمانده سنتکام خواستار حمله مجدد آمریکا به ایران شد!
هشدار درباره حمله مجدد آمریکا به ایران؛ آیا آتشبس در آستانه فروپاشی است؟
احتمال حمله مجدد آمریکا به ایران بار دیگر به یکی از مهمترین محورهای تحولات منطقه تبدیل شده است؛ از یکسو گزارشهایی درباره رایزنیهای فرمانده سنتکام با مقامهای ارشد نظامی اسرائیل منتشر شده و از سوی دیگر، مسیر دیپلماتیک تهران و واشینگتن با اختلاف بر سر مفاد پایان جنگ، تحریمها و آینده تنگه هرمز با موانع جدی روبهرو شده است. با این حال، شواهد موجود هنوز به معنای تصمیم قطعی آمریکا برای آغاز دور تازهای از حملات نیست.
حمله مجدد آمریکا به ایران؛ از گزارش تلآویو تا موضع رسمی واشینگتن
کانال ۱۳ اسرائیل گزارش داده است که برد کوپر، فرمانده سنتکام، در جریان سفر خود به اسرائیل با ایال زمیر، رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل، و شماری از فرماندهان ارشد این رژیم دیدار کرده و در این نشست درباره ازسرگیری جنگ با ایران و حمله دوباره به زیرساختهای جمهوری اسلامی گفتوگو شده است.
اصل دیدار کوپر و زمیر قابل تأیید است. فرمانده سنتکام در ۲۹ و ۳۰ مارس با رئیس ستاد ارتش اسرائیل دیدار کرده بود و طبق بیانیه رسمی سنتکام، دو طرف درباره روند عملیات علیه تواناییهای نظامی ایران و ادامه هماهنگی دفاعی میان آمریکا و اسرائیل گفتوگو کردند. با این حال، بیانیه سنتکام درخواست مشخص کوپر برای «ازسرگیری جنگ» را تأیید نکرده است.
این تفاوت مهم است؛ بنابراین نمیتوان گزارش کانال ۱۳ را بهعنوان اعلام رسمی تصمیم آمریکا برای حمله مجدد آمریکا به ایران تلقی کرد. آنچه با اسناد رسمی روشن است، ادامه هماهنگی عملیاتی و نظامی واشینگتن و تلآویو درباره ایران است.
از سوی دیگر، سابقه تحولات ماههای گذشته نشان میدهد گزینه نظامی همچنان در محاسبات واشینگتن وجود داشته است. در مقاطع مختلف، مقامهای آمریکایی از آماده بودن گزینههای نظامی برای فشار بر تهران سخن گفتهاند و حتی گزارشهایی درباره بررسی حملات جدید به زیرساختهای ایران منتشر شده است.
چرا احتمال جنگ مجدد ایران و آمریکا دوباره مطرح شده است؟
مسئله اصلی تنها تحرکات نظامی نیست؛ بنبست سیاسی نیز به همان اندازه اهمیت دارد.
طبق روایتی که به نقل از پولیتیکو مطرح شده، اختلاف تهران و واشینگتن درباره نحوه پایان دادن به جنگ افزایش یافته و موضوعاتی مانند غرامت جنگی، داراییهای مسدودشده ایران، تضمین عدم تهدید گروههای همسو با تهران و سازوکار عبور کشتیها از تنگه هرمز به مسائل اصلی اختلاف تبدیل شدهاند.
موضوع هرمز در این میان اهمیت ویژهای دارد. تنگه هرمز فقط یک پرونده امنیتی میان ایران و آمریکا نیست؛ بخش بزرگی از تجارت انرژی جهان به امنیت این آبراه وابسته است. به همین دلیل، هرگونه اختلاف درباره نحوه بازگشایی و مدیریت تردد کشتیها میتواند مستقیماً بازار نفت و قیمت سوخت را تحت تأثیر قرار دهد. رویترز نیز در روزهای اخیر گزارش داده است که اختلاف بر سر غرامت و بازگشایی هرمز همچنان بر بازار انرژی سایه انداخته است.
عراقچی: چیزی به نام تمدید آتشبس وجود ندارد
در تهران اما روایت کاملاً متفاوت است. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، در اظهاراتی که ایسنا منتشر کرده، با رد تعبیر «تمدید آتشبس» گفت:
«آنچه در یادداشت تفاهم اسلامآباد آمده خاتمه جنگ است و آمریکا آن را نقض کرده، بنابراین چیزی به عنوان آتشبس نداشتیم که بخواهد تمدید شود. مهلت ۶۰ روزه نیز صرفا فرصتی برای مذاکره بود.»
عراقچی همچنین تأکید کرده است که تبادل پیام میان ایران و آمریکا از طریق قطر و پاکستان به معنای آغاز مذاکرات مستقیم نیست و تهران هنوز تصمیمی برای ازسرگیری مذاکرات با واشینگتن نگرفته است.
این موضع با گزارشهایی که از تلاش میانجیها برای بازگرداندن دو طرف به میز مذاکره منتشر شده، تفاوت دارد. گزارشهای بینالمللی نشان میدهد پاکستان و قطر همچنان برای ایجاد مسیر دیپلماتیک میان تهران و واشینگتن تلاش کردهاند، اما این تلاشها هنوز به یک چارچوب پایدار برای حل اختلافات منجر نشده است.
تنگه هرمز؛ گرهای که میتواند سرنوشت مذاکرات ایران و آمریکا را تعیین کند
اظهارات عراقچی درباره هرمز نشان میدهد این آبراه به یکی از کلیدیترین اجزای پرونده توافق ایران و آمریکا تبدیل شده است.
عراقچی گفته است گفتوگوهای ایران و عمان درباره تنگه هرمز، مذاکرات سیاسی با آمریکا نیست؛ بلکه یک گفتوگوی «کاملا جداگانه، فنی و تکنیکی» برای تعیین مسیرهای موقت دریایی است، زیرا مسیرهای قبلی دیگر کارایی ندارند.
این بخش از روایت با گزارشهای قبلی نیز همخوانی دارد. تسنیم در تیرماه گزارش داده بود که رایزنی ایران و عمان درباره ایجاد سازوکار مناسب برای تردد ایمن کشتیها، در چارچوب ماده پنجم یادداشت تفاهم اسلامآباد، در جریان بوده است.
در واقع، اختلاف بر سر هرمز فقط اختلافی درباره عبور چند کشتی نیست. مسئله اصلی این است که چه کسی سازوکار امنیت و تردد در این آبراه را تعیین میکند و هزینه خدمات دریایی چگونه محاسبه خواهد شد؟
در اظهارات منتشرشده از سوی کانال وزیر خارجه جمهوری اسلامی نیز آمده است که تهران و عمان درباره نحوه اداره آینده کشتیرانی، خدمات دریایی و هزینههای مرتبط با آن گفتوگو کردهاند و بر حاکمیت دو کشور ساحلی بر آبهای سرزمینی خود تأکید داشتهاند.
احتمال حمله مجدد آمریکا به ایران؛ کدام روایت مستندتر است؟
در بررسی روایتهای موجود، باید میان «آمادگی برای جنگ» و «تصمیم قطعی برای جنگ» تفاوت گذاشت.
دیدار برد کوپر و ایال زمیر و ادامه هماهنگی نظامی آمریکا و اسرائیل مستند است و مقامهای آمریکایی نیز در ماههای گذشته گزینههای نظامی علیه ایران را روی میز نگه داشتهاند.
اما ادعای اینکه این دیدار بهتنهایی نشانه تصمیم نهایی واشینگتن برای حمله مجدد آمریکا به ایران است، از منابع رسمی قابل اثبات نیست.
از طرف دیگر، بنبست مذاکرات ایران و آمریکا نیز به معنای قطعی شدن جنگ مجدد نیست. تجربه ماههای گذشته نشان داده است که همزمان با افزایش فشار نظامی، مسیرهای غیرمستقیم دیپلماتیک نیز فعال باقی ماندهاند. حتی در اوج تنشهای هرمز، تلاشهایی برای بازگرداندن تهران و واشینگتن به مسیر مذاکره ادامه داشته است.
بنابراین، در شرایط فعلی دقیقترین توصیف این است که احتمال جنگ مجدد ایران و آمریکا افزایش یافته، اما هنوز نمیتوان از تصمیم قطعی برای حمله مجدد خبر داد.
چرا هرمز میتواند ماشه بحران بعدی باشد؟
سه پرونده اکنون به یکدیگر گره خوردهاند: مذاکرات ایران و آمریکا، امنیت تنگه هرمز و فشار نظامی آمریکا.
اگر تهران و واشینگتن نتوانند درباره سازوکار تردد دریایی، تحریمها و تضمینهای امنیتی به تفاهم برسند، هرمز میتواند از یک موضوع فرعی مذاکرات به محور اصلی بحران تبدیل شود.
اهمیت اقتصادی این مسئله نیز کم نیست. درگیری بر سر تنگه هرمز پیشتر باعث افزایش نگرانی درباره عرضه جهانی انرژی شده و حملات و اختلال در کشتیرانی، بازار نفت را تحت فشار قرار داده است. رویترز در ۹ اوت گزارش داد که تشدید اختلافات ایران و آمریکا و تردید درباره بازگشایی هرمز موجب جهش قیمت نفت شده است.
از همین رو، احتمال جنگ مجدد را نباید صرفاً از زاویه نظامی بررسی کرد؛ هر حادثه تازه در هرمز میتواند همزمان یک بحران امنیتی، انرژی و دیپلماتیک ایجاد کند.
تحلیل و بررسی؛ جنگ بعدی لزوماً شبیه جنگ قبلی نخواهد بود
اگر حمله مجدد آمریکا به ایران رخ دهد، نقطه شروع آن الزاماً یک عملیات گسترده مشابه دور قبلی نخواهد بود. یکی از گزینههای محتمل، افزایش تدریجی فشار از طریق محاصره دریایی، حملات محدود به زیرساختهای نظامی یا اقتصادی و عملیات برای وادار کردن تهران به تغییر محاسبات مذاکرهای است.
در مقابل، تهران نیز هرمز را بهعنوان یک اهرم فشار مهم در اختیار دارد. به همین دلیل، هر دو طرف انگیزه دارند پیش از ورود به یک جنگ تمامعیار، از ابزارهای محدودتر برای افزایش هزینه طرف مقابل استفاده کنند.
نکته مهمتر آن است که شکاف میان دو طرف فقط بر سر «جنگ یا صلح» نیست. اختلاف درباره تضمینهای امنیتی، تحریمها، پرونده هستهای، داراییهای مسدودشده و آینده تنگه هرمز میتواند مذاکرات را حتی پس از کاهش درگیریهای نظامی نیز طولانی کند.
از سوی دیگر، تجربه ماههای گذشته نشان داده که هماهنگی نظامی آمریکا و اسرائیل همچنان یک عامل تعیینکننده در محاسبات تهران است. بنابراین، هر دیدار جدید میان فرماندهان آنها، حتی اگر بهتنهایی نشانه حمله نباشد، از منظر ایران میتواند بهعنوان بخشی از فشار نظامی تلقی شود.
در حال حاضر، حمله مجدد آمریکا به ایران یک سناریوی جدی در معادلات منطقهای است، اما شواهد موجود برای اعلام قطعی آغاز حمله کافی نیست. دیدار برد کوپر با ایال زمیر و ادامه هماهنگی نظامی آمریکا و اسرائیل واقعیت دارد، اما ادعای درخواست مشخص برای ازسرگیری جنگ از سوی سنتکام بهطور رسمی تأیید نشده است.
در طرف مقابل، عباس عراقچی صراحتاً گفته تهران هنوز تصمیمی برای ازسرگیری مذاکرات با آمریکا نگرفته و تبادل پیام از مسیر قطر و پاکستان به معنای مذاکره نیست. همزمان، رایزنیهای فنی ایران و عمان درباره تنگه هرمز ادامه دارد.
بنابراین، نقطه حساس بحران اکنون جایی میان دیپلماسی متوقفشده، فشار نظامی و آینده تنگه هرمز قرار گرفته است؛ و هر تحول در یکی از این سه حوزه میتواند احتمال جنگ مجدد ایران و آمریکا را بهسرعت تغییر دهد.
ارسال نظر