سناریوی آخرالزمانی برای جنگ؛ آمریکا ممکن است سراغ بمب هستهای برود!
هشدار خطرناک درباره جنگ؛ آمریکا ممکن است سراغ بمب هستهای برود.
در حالی که نگرانیها درباره احتمال جنگ مجدد ایران و آمریکا و احتمال حمله مجدد آمریکا به ایران همچنان ادامه دارد، محمدباقر قالیباف از پایان دوره «پاسخهای متناسب» خبر داد و گفت حملات اخیر ایران به پایگاههای آمریکا «تنها یک شروع» بوده است؛ همزمان احمد بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، هشدار داد اگر جنگ طولانی شود احتمال استفاده آمریکا از بمب هستهای وجود دارد و دونالد ترامپ «اهل این ریسک» است. این دو اظهارنظر، فضای سیاسی تهران را وارد مرحلهای متفاوت از تهدیدهای متقابل کرده است.
دو هشدار متفاوت درباره حمله مجدد آمریکا به ایران
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، در نطق پیش از دستور جلسه علنی مجلس، خطاب مستقیم خود را متوجه آمریکا کرد و گفت واشنگتن باید متوجه شده باشد که قواعد درگیری تغییر کرده است.
قالیباف با اشاره به عملیاتهای اخیر ایران علیه پایگاههای آمریکا گفت: «آمریکاییها حتما فهمیدهاند که دوران پاسخهای متناسب به پایان رسیده است و ضربات ما در عملیاتهای اخیر به پایگاههای متجاوز، تنها یک شروع بود.»
رئیس مجلس در ادامه هشدار داد که اگر آمریکا این تغییر را درک نکرده باشد، «تا دیر نشده باید بفهمد که قواعد بازی عوض شده است». او همچنین تاکید کرد که هرگونه تجاوز بعدی به منافع و امنیت ایران با پاسخی «سریعتر، سنگینتر و دردناکتر» مواجه خواهد شد.
در سوی دیگر، احمد بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، در گفتوگو با دیدهبان ایران سناریوی بسیار تندتری را مطرح کرد. او گفت در صورت طولانی شدن جنگ، احتمال استفاده آمریکا از بمب هستهای وجود دارد و درباره دونالد ترامپ افزود: «آقای ترامپ اهل این ریسک هست.»
با این حال، نباید این سخنان را با اعلام تصمیم یا برنامه رسمی دولت آمریکا برای استفاده از سلاح هستهای یکسان دانست؛ آنچه درباره بمب هستهای مطرح شده، ارزیابی و هشدار یک نماینده مجلس درباره سناریوی احتمالی جنگ است.
احتمال جنگ مجدد ایران و آمریکا؛ پیام قالیباف چیست؟
اهمیت سخنان قالیباف صرفاً در لحن تند آن نیست. عبارت «پایان پاسخهای متناسب» میتواند به معنای تغییر محاسبات تهران درباره نحوه پاسخ به حملات بعدی تعبیر شود.
در ادبیات بازدارندگی، «پاسخ متناسب» معمولاً به واکنشی اشاره دارد که دامنه آن تا حد امکان در چارچوب حمله طرف مقابل تعریف میشود. وقتی رئیس مجلس از پایان این رویکرد صحبت میکند و پاسخ آینده را «سریعتر، سنگینتر و دردناکتر» توصیف میکند، پیام سیاسی آن این است که حمله بعدی آمریکا ممکن است با پاسخهایی مواجه شود که دامنه یا شدت آنها الزاماً محدود به سطح حمله اولیه نباشد.
قالیباف همچنین وضعیت فعلی را «جنگ تمامعیار» توصیف کرد و گفت ایران همزمان در عرصههای نظامی، دیپلماتیک و اقتصادی در حال مقابله است. بنابراین سخنان او را نمیتوان صرفاً یک موضعگیری پارلمانی درباره احتمال حمله مجدد آمریکا به ایران دانست؛ این اظهارات بخشی از پیام بازدارندگی جمهوری اسلامی در شرایط جنگی است.
بخشایش اردستانی چرا پای بمب هستهای را به میان کشید؟
اظهارات بخشایش اردستانی از زاویه دیگری قابل توجه است. این نماینده مجلس، طولانی شدن جنگ را نقطهای دانسته که میتواند احتمال استفاده آمریکا از سلاح هستهای را افزایش دهد.
او در همان گفتوگو تاکید کرده که نگاه ایران به شرق الزاماً انتخابی آزادانه نیست و «از روی اضطرار» شکل گرفته است. بخشایش همچنین گفت ایران در جنگ اوکراین باید طرف روسیه قرار میگرفت و درباره وضعیت اقتصادی کشور هشدار داد که جامعه تحمل گرانی و تورم بیشتر را ندارد.
این اظهارات نشان میدهد بخشی از نگرانی موجود در مجلس صرفاً به ادامه حملات نظامی محدود نیست و پیامدهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی ادامه درگیری نیز مورد توجه قرار گرفته است.
احتمال حمله مجدد اسرائیل به ایران هم در معادله جنگ مهم است
در شرایطی که بحث احتمال جنگ مجدد ایران و آمریکا مطرح است، نباید متغیر اسرائیل را از معادله کنار گذاشت. سابقه درگیریهای مستقیم ایران و اسرائیل باعث شده هر تحول نظامی میان تهران و واشنگتن بتواند بر محاسبات تلآویو نیز اثر بگذارد.
از این منظر، هرگونه حمله مجدد اسرائیل به ایران میتواند زنجیرهای از واکنشها را ایجاد کند که دامنه آن از سطح دوجانبه فراتر برود. همین مسئله است که تفاوت میان «یک حمله محدود» و آغاز یک دور جدید از جنگ ایران و اسرائیل را مهم میکند.
در چنین شرایطی، مذاکرات ایران و آمریکا نیز از اهمیت بیشتری برخوردار میشود؛ زیرا هرچه کانالهای دیپلماتیک ضعیفتر شوند، احتمال آنکه محاسبات نظامی جایگزین پیامهای سیاسی شود افزایش خواهد یافت.
توافق ایران و آمریکا در سایه تهدیدهای تازه چه میشود؟
یکی از ابعاد کمتر دیدهشده ماجرا، رابطه مستقیم میان تهدیدهای نظامی و آینده توافق ایران و آمریکا است.
تهران از یک سو تلاش میکند هزینه هرگونه حمله جدید را برای واشنگتن بالا ببرد و از سوی دیگر همچنان از مسیر دیپلماتیک بهعنوان یکی از ابزارهای مدیریت بحران استفاده میکند. در مقابل، واشنگتن نیز باید میان افزایش فشار نظامی و هزینههای اقتصادی و امنیتی یک درگیری طولانیمدت تعادل برقرار کند.
در همین چارچوب، بخشایش اردستانی درباره نفت نیز ارزیابی متفاوتی مطرح کرده و گفته است آمریکا در نهایت ممکن است دریافت ۱۰ دلار به ازای هر بشکه نفت از سوی ایران را بپذیرد. این موضوع، در کنار سخنان او درباره فشار اقتصادی و افزایش کالابرگ، نشان میدهد محاسبات مربوط به جنگ صرفاً نظامی نیست و اقتصاد نیز بخشی از معادله فشار و مذاکره محسوب میشود.
تحلیل: پیام اصلی از تهران چیست؟
مهمترین نکته در کنار هم گذاشتن سخنان قالیباف و بخشایش اردستانی، تغییر سطح ادبیات مربوط به ادامه جنگ است.
قالیباف درباره نوع پاسخ ایران صحبت کرده است؛ یعنی اگر حملهای صورت بگیرد، واکنش تهران دیگر الزاماً در چارچوب پاسخ متناسب تعریف نخواهد شد. بخشایش اردستانی اما درباره بدترین سناریوی طرف مقابل هشدار داده و احتمال استفاده از سلاح هستهای را در صورت طولانی شدن جنگ مطرح کرده است.
این دو موضع را نباید بهعنوان یک تصمیم واحد تلقی کرد، اما کنار هم قرار گرفتن آنها نشان میدهد مسئله اصلی در تهران، فقط احتمال وقوع یک حمله جدید نیست؛ بلکه نگرانی از تبدیل شدن یک دور حمله و پاسخ به یک جنگ فرسایشی و غیرقابلکنترل است.
از طرف دیگر، اظهارات قالیباف درباره «جنگ تمامعیار» نشان میدهد ادبیات رسمی مجلس، وضعیت موجود را فراتر از یک تبادل محدود ضربات ارزیابی میکند.
در چنین فضایی، هر خبر درباره جابهجایی نیروهای آمریکایی، حملات اسرائیل، مذاکرات ایران و آمریکا، تحولات تنگه هرمز یا تغییر موضع واشنگتن میتواند مستقیماً بر احتمال جنگ مجدد ایران و آمریکا اثر بگذارد.
جمعبندی؛ جنگ یا مذاکره؟
در حال حاضر هیچیک از اظهارات مطرحشده به معنای تأیید قطعی وقوع حمله مجدد آمریکا به ایران نیست. با این حال، سخنان محمدباقر قالیباف نشان میدهد تهران برای سناریوی حمله دوباره، از «پاسخ متناسب» عبور کرده و از واکنشی سریعتر و سنگینتر سخن میگوید. همزمان، احمد بخشایش اردستانی با طرح احتمال استفاده آمریکا از بمب هستهای در صورت طولانی شدن جنگ، یکی از شدیدترین سناریوهای ممکن را مطرح کرده است.
بنابراین نقطه حساس بعدی، نه فقط وقوع یا عدم وقوع حمله مجدد آمریکا به ایران، بلکه این است که آیا مسیر نظامی بار دیگر جای مذاکرات ایران و آمریکا را خواهد گرفت یا دو طرف پیش از ورود به مرحلهای پرهزینهتر، راهی برای کنترل بحران پیدا خواهند کرد.
ارسال نظر