اولتیماتوم تازه ترامپ؛ رئیسجمهور آمریکا تهدید به ترور مقامات ایرانی کرد!
زنگ خطر حمله مجدد آمریکا به ایران؛ ترامپ: یا توافق میکنیم یا منفجرشان میکنیم.
حمله مجدد آمریکا به ایران بار دیگر به یکی از جدیترین سناریوهای مطرح در بحران تهران و واشینگتن تبدیل شده است؛ دونالد ترامپ در تازهترین اظهارات خود از انتخاب میان توافق با ایران و گزینه نظامی سخن گفته و همزمان سفر کمسابقه بنیامین نتانیاهو به ابوظبی با همراهی رئیس موساد و مقامهای امنیتی اسرائیل، پرسشهایی درباره هماهنگیهای منطقهای ایجاد کرده است. این تحولات در شرایطی رخ میدهد که مذاکرات ایران و آمریکا بر سر پایان جنگ و بازگشایی تنگه هرمز هنوز به نتیجه نرسیده است.
حمله مجدد آمریکا به ایران؛ چرا تهدید ترامپ دوباره جدی شده است؟
دونالد ترامپ در تازهترین اظهارات خود درباره ایران بار دیگر گزینه نظامی را در کنار مذاکره قرار داد. خبرنگاری از رئیسجمهوری آمریکا پرسید اگر رهبران جمهوری اسلامی به گفته او «غیرمنطقی» هستند، چگونه قرار است با آنها به توافق برسد.
ترامپ در پاسخ گفت: «شاید آنها را منفجر کنیم. باید تصمیم بگیریم؛ منفجرشان کنیم، توافق کنیم، وقتش دارد میرسد.» یورونیوز نیز همین اظهارات را گزارش کرده و نوشته است که ترامپ پایان سریع بحران را در هر دو حالت محتمل دانسته است.
این حرف در خلأ مطرح نشده است. ایران و آمریکا در روزهای اخیر همچنان از طریق واسطههایی مانند قطر درباره پایان درگیری، بازگشایی تنگه هرمز و مسائل مرتبط با برنامه هستهای مذاکره کردهاند، اما اختلافها پابرجاست. آسوشیتدپرس گزارش داده که تهران حتی پیشنهاد تازهای برای پایان جنگ ارائه کرده، ولی جزئیات پاسخ رسمی آمریکا هنوز بهطور کامل منتشر نشده است.
به این ترتیب، «حمله مجدد آمریکا به ایران» اکنون بیش از آنکه صرفاً یک کلیدواژه رسانهای باشد، به یکی از دو مسیر مورد اشاره مستقیم رئیسجمهوری آمریکا تبدیل شده است: ادامه مسیر دیپلماتیک یا بازگشت به گزینه نظامی.
سفر نتانیاهو به ابوظبی؛ دیداری عادی یا رایزنی امنیتی؟
در همین فضای پرتنش، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، به ابوظبی سفر کرد و با محمد بن زاید، رئیس امارات، دیدار داشت.
اهمیت این سفر فقط به دیدار دو مقام سیاسی محدود نمیشود. دفتر نتانیاهو تأیید کرده که رئیس موساد، رئیس شورای امنیت ملی، دبیر نظامی نخستوزیر و رئیس بخش امنیتی شینبت نیز در این سفر حضور داشتند. دفتر نخستوزیری اسرائیل هدف سفر را تقویت روابط دوجانبه و گفتوگو درباره چالشهای منطقهای اعلام کرده است.
رویترز نیز اصل سفر نتانیاهو به ابوظبی و دیدار با محمد بن زاید را تأیید کرده است. امارات در ابتدا درباره سفر سکوت کرده بود، اما بعداً خبر دیدار تأیید شد.
بنابراین، اصل دیدار و حضور مقامهای امنیتی مستند است؛ اما از این دادهها بهتنهایی نمیتوان نتیجه گرفت که در ابوظبی تصمیمی برای آغاز جنگ گرفته شده است.
آنچه میتوان گفت این است که ترکیب هیئت اسرائیلی، زمانبندی سفر و همزمانی آن با بنبست مذاکرات ایران و آمریکا، به این دیدار ابعاد امنیتی مهمی میدهد.
چرا سفر نتانیاهو در این مقطع اهمیت بیشتری پیدا کرده است؟
زمانبندی سفر یکی از نکات قابل توجه ماجراست. انتخابات پارلمانی اسرائیل برای ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶ برنامهریزی شده و کمتر از یک ماه با سفر نتانیاهو به ابوظبی فاصله دارد.
در آمریکا نیز انتخابات میاندورهای کنگره در ۳ نوامبر برگزار میشود.
این همزمانی به این معنا نیست که احتمال جنگ مجدد ایران و آمریکا حتماً ناشی از ملاحظات انتخاباتی است؛ اما مسئله ایران و هزینههای اقتصادی و امنیتی جنگ در مقطعی حساس وارد فضای سیاسی هر دو کشور شده است.
از سوی دیگر، گزارشهای منتشرشده درباره سفر نتانیاهو نشان میدهد که امارات فقط با دولت اسرائیل در ارتباط نیست و در آستانه انتخابات اسرائیل با رقبای سیاسی نتانیاهو نیز تماس دارد. این موضوع نشان میدهد ابوظبی الزاماً خود را در یک مسیر سیاسی واحد با نخستوزیر اسرائیل تعریف نکرده است.
مذاکرات ایران و آمریکا؛ پنجره توافق هنوز کاملاً بسته نشده است
همزمان با تهدیدهای ترامپ، مسیر دیپلماسی هنوز کاملاً از بین نرفته است.
آسوشیتدپرس گزارش داده که میانجیها از جمله قطر همچنان برای رسیدن به توافق تلاش میکنند. محور مذاکرات شامل بازگشایی تنگه هرمز، کاهش محدودیتهای اقتصادی و مسائل هستهای ایران است.
ایران نیز پیشنهادهایی برای بازگشایی تنگه هرمز و ازسرگیری مذاکرات ارائه کرده است. واشینگتن پیشتر پیشنهاد تهران را نپذیرفته بود، اما در نهایت تهران اعلام کرد که پاسخ رسمی جدید آمریکا را دریافت کرده است. محتوای کامل این پاسخ هنوز علنی نشده است.
در همین حال، گزارش آسوشیتدپرس درباره خروج هیئت ایرانی از نیویورک نشان میدهد اختلافات دیپلماتیک همچنان جدی است. واشینگتن مدعی شده بود وزیر خارجه جمهوری اسلامی و هیئت همراهش زودتر از موعد باید آمریکا را ترک کنند؛ طرف ایرانی این روایت را رد کرد و گفت برنامه خروج از قبل مشخص شده بود.
بنابراین در شرایط کنونی، دو مسیر بهطور همزمان فعالاند: مذاکرات ایران و آمریکا از یک سو و تهدید به تشدید نظامی از سوی دیگر.
حمله مجدد آمریکا به ایران چه زمانی میتواند از تهدید به اقدام تبدیل شود؟
مهمترین نکته این است که اظهارات ترامپ بهتنهایی به معنای صدور دستور برای یک حمله جدید نیست. اما چند نشانه، فضای تصمیمگیری را حساستر کرده است:
مذاکرات ایران و آمریکا هنوز به توافق نهایی نرسیده است.
موضوع تنگه هرمز همچنان در مرکز اختلافات قرار دارد.
ترامپ صراحتاً از انتخاب میان توافق و اقدام نظامی صحبت کرده است.
سفر نتانیاهو به امارات با حضور مقامهای ارشد امنیتی اسرائیل انجام شده است.
در آمریکا و اسرائیل، انتخابات مهم در فاصلهای کوتاه در پیش است.
فشار اقتصادی ناشی از اختلال در مسیرهای انرژی، بهخصوص تنگه هرمز، همچنان ادامه دارد.
در طرف مقابل، ادامه میانجیگری قطر و سایر کشورها و دریافت پاسخ رسمی آمریکا به پیشنهاد اخیر تهران نشان میدهد که مسیر توافق ایران و آمریکا هنوز از روی میز کنار گذاشته نشده است.
تحلیل و بررسی؛ مسئله اصلی فقط «جنگ یا توافق» نیست
زاویه مهمتر ماجرا اینجاست: احتمال حمله مجدد آمریکا به ایران اکنون به میزان موفقیت یا شکست مذاکرات گره خورده است، اما همزمان رفتار اسرائیل و وضعیت تنگه هرمز میتواند روی محاسبات واشینگتن اثر بگذارد.
ترامپ در اظهارات اخیر خود عملاً یک ضربالاجل سیاسی، هرچند بدون تعیین تاریخ دقیق، ترسیم کرده و گفته تصمیم میان توافق و اقدام نظامی باید گرفته شود. این موضع در شرایطی مطرح شده که آمریکا همچنان از فشار اقتصادی و نظامی برای گرفتن امتیاز از تهران استفاده میکند.
از طرف دیگر، نتانیاهو در آستانه انتخابات اسرائیل تلاش دارد روابط منطقهای و امنیتی خود را مدیریت کند. دیدار با محمد بن زاید، آن هم همراه با رئیس موساد و مقامهای امنیتی، از نظر دیپلماتیک دیداری عادی نیست؛ اما مدرک مستقیمی برای اینکه این جلسه به معنای تصمیمگیری درباره حمله مجدد اسرائیل به ایران یا حمله مشترک آمریکا و اسرائیل بوده، منتشر نشده است.
این تمایز اهمیت زیادی دارد. تبدیل «نشانههای امنیتی» به «قطعیت درباره جنگ» میتواند تصویری نادرست از وضعیت ایجاد کند.
سناریوی محتملتر در کوتاهمدت ادامه فشار همزمان در دو مسیر است: فشار برای توافق ایران و آمریکا و حفظ تهدید نظامی بهعنوان اهرم مذاکره. اگر مذاکرات درباره تنگه هرمز و مسائل هستهای شکست بخورد تهدیدهای فعلی میتواند به مرحله عملیاتی نزدیکتر شود؛ اما تا زمانی که تصمیم رسمی یا نشانه عملیاتی قابل اتکایی منتشر نشده نمیتوان وقوع حمله را قطعی دانست.
تنگه هرمز؛ نقطهای که میتواند معادله را تغییر دهد
تنگه هرمز در این بحران فقط یک موضوع نظامی نیست؛ یک اهرم اقتصادی نیز محسوب میشود.
آمریکا مدعی است کنترل بسیار گستردهای بر این آبراه پیدا کرده در حالی که ترامپ حتی احتمال تغییر شرایط در صورت مینگذاری از سوی ایران را نیز مطرح کرده است. همزمان، مذاکرات برای بازگشایی تنگه هرمز یکی از محورهای اصلی گفتوگوهای غیرمستقیم تهران و واشینگتن است.
اهمیت اقتصادی این مسئله نیز در بازار انرژی دیده میشود. رویترز گزارش داده که با وجود اختلالات ناشی از جنگ، فعالیتهای سوخترسانی و صادرات فرآوردههای نفتی در فجیره امارات در حال بازیابی است؛ موضوعی که نشان میدهد کشورهای منطقه در حال تطبیق مسیرهای تجاری و انرژی خود با شرایط جدید هستند.
از این منظر، جنگ مجدد ایران و آمریکا فقط یک درگیری نظامی میان دو کشور نخواهد بود؛ هر حمله تازه میتواند مستقیماً بر انرژی، حملونقل دریایی، قیمت نفت و ثبات اقتصادی منطقه اثر بگذارد.
جمعبندی؛ ترامپ بین «توافق» و «انفجار» ایران ماند؛ سفر مخفیانه نتانیاهو چه پیامی دارد؟
حمله مجدد آمریکا به ایران هنوز یک تصمیم قطعی و اعلام شده نیست، اما تهدید آن در بالاترین سطح سیاسی آمریکا دوباره مطرح شده است. ترامپ صراحتاً از دو گزینه «توافق» و اقدام نظامی سخن گفته، در حالی که مذاکرات غیرمستقیم تهران و واشینگتن همچنان ادامه دارد.
همزمان، سفر نتانیاهو به ابوظبی همراه با رئیس موساد و دیگر مقامهای امنیتی به دلیل زمانبندی و ترکیب هیئت اسرائیلی توجه زیادی جلب کرده است؛ با این حال، تاکنون سند علنی و مستقیمی که نشان دهد این سفر برای طراحی حمله مجدد اسرائیل به ایران یا عملیات مشترک با آمریکا انجام شده، منتشر نشده است.
آنچه اکنون اهمیت بیشتری دارد نتیجه مذاکرات ایران و آمریکا، سرنوشت تنگه هرمز و تصمیم واشینگتن درباره ادامه فشار نظامی است. اگر مسیر توافق ایران و آمریکا باز بماند، تهدیدهای فعلی میتواند همچنان بخشی از فشار مذاکراتی باشد؛ اما شکست دیپلماسی میتواند احتمال تشدید دوباره درگیری را افزایش دهد.
ارسال نظر