خانهتکانی در تیم ملی؛ پایان اعتماد به نسل پا به سن گذاشته قلعهنویی؟
فهرست جدید ۲۹ نفره تیم ملی فوتبال ایران برای دو دیدار تدارکاتی مقابل فلسطین و عراق منتشر شد؛ فهرستی که بیش از هر چیز از تغییر رویکرد امیر قلعهنویی و کنار گذاشتن تعدادی از چهرههای قدیمی حکایت دارد.
به نظر میرسد نتایج ناامیدکننده و فاجعهبار تیم ملی در جام جهانی و عملکرد نسلی که بخش قابل توجهی از آن سالهاست در ترکیب اصلی حضور دارد، سرانجام قلعهنویی را به این نتیجه رسانده که ادامه مسیر با همان نامهای تکراری امکانپذیر نیست. تیم ملی برای مدت طولانی از مشکل میانگین سنی بالا، فرسودگی بازیکنان و فقدان خون تازه رنج برده و حالا کادر فنی ناچار به تغییراتی شده است.
خروج نامهایی مانند علیرضا بیرانوند، احسان حاجصفی و شجاع خلیلزاده از مهمترین اتفاقات این فهرست است. بیرانوند در دوره اخیر عملاً نتوانسته آن کارایی و اطمینانی را که از یک دروازهبان ملیپوش انتظار میرود ارائه کند. احسان حاجصفی نیز با وجود سابقه طولانی، دیگر آن مهره تعیینکننده و تأثیرگذار سالهای گذشته نیست و حضورش در تیم ملی دستاورد قابل توجهی به همراه نداشته است.
درباره شجاع خلیلزاده نیز مسئله صرفاً سن و سال نیست. او مدتهاست بیش از آنکه به واسطه عملکرد فنی و ثبات در زمین فوتبال خبرساز باشد، با حاشیهها و جنجالهای مختلف شناخته میشود. بازیکنی با این میزان تجربه باید در خدمت آرامش و انسجام تیم باشد، نه اینکه خود به یکی از سوژههای حاشیهای فوتبال تبدیل شود.
در مقابل، دعوت از بازیکنان جوانتر و بازگشت برخی چهرههای مستعد میتواند نشانهای از تلاش برای تغییر نسل در تیم ملی باشد. حضور بازیکنانی مانند ادیب زارعی، اسماعیل قلیزاده، امیرمحمد رزاقینیا و امیرحسین فارسی در کنار سایر نفرات جوان، اتفاق مثبتی است؛ هرچند صرف دعوت از بازیکنان جوان به معنای جوانگرایی واقعی نیست.
با این حال، پرسش اصلی همچنان پابرجاست: آیا این تغییرات برای نجات تیم ملی کافی است؟
واقعیت این است که مشکل تیم ملی ایران تنها به چند بازیکن پا به سن گذاشته محدود نمیشود. ضعف در ساختار فنی، نبود برنامهریزی بلندمدت، فقدان هویت تاکتیکی مشخص و تصمیمگیریهای مقطعی، مسائلی هستند که با حذف چند نام از فهرست برطرف نخواهند شد.
قلعهنویی دیرهنگام به ضرورت تغییر نسل رسیده است و حتی همین تغییرات نیز لزوماً نمیتواند تضمینکننده بهبود عملکرد تیم ملی باشد. بعید است با چنین اصلاحات محدودی بتوان انتظار تحول جدی داشت؛ بهویژه اگر همان تفکر و همان ساختار مدیریتی و فنی گذشته حفظ شود.
تیم ملی بیش از تغییر چند اسم، به یک بازسازی واقعی نیاز دارد؛ وگرنه بعید نیست این خانهتکانی هم در نهایت به تغییری ظاهری و بدون دستاورد تبدیل شود.
ارسال نظر