ماههای تاریک در راه است؛ سفیر اسرائیل در آمریکا: هدف ما مشخص است!
آیا فشار نظامی و اقتصادی میتواند به حمله مجدد آمریکا به ایران منجر شود، در حالی که تهران بخشی از توان موشکی خود را بازسازی میکند؟
همزمان با تشدید فشارهای اقتصادی و امنیتی علیه تهران، نشانههای تازهای از عمیقتر شدن تقابل ایران و آمریکا منتشر شده است؛ سفیر اسرائیل در واشینگتن مدعی است که هدف اسرائیل چیزی کمتر از تغییر رژیم نیست و والاستریت ژورنال گزارش داده ایران با استفاده از قطعات ذخیرهشده، مونتاژ موشکهای بالستیک را در تأسیسات زیرزمینی از سر گرفته است. این تحولات در کنار هشدار تهران درباره پاسخ «نامتوازن و چندلایه»، احتمال جنگ مجدد ایران و آمریکا و بازگشت درگیری مستقیم را دوباره به یکی از مهمترین سناریوهای منطقه تبدیل کرده است.
اسرائیل هدف نهایی را روشن کرد
یخیل مایکل لایتر، سفیر اسرائیل در آمریکا، صریحتر از بسیاری از مقامهای اسرائیلی درباره هدف نهایی تلآویو در قبال تهران سخن گفت.
لایتر ادعا کرد اسرائیل به چیزی کمتر از تغییر رژیم رضایت نخواهد داد و مدعی شد: «آنها باید سقوط کنند، چون اگر این حکومت سقوط نکند و فرو نپاشد، راهی برای بازسازی خود پیدا خواهد کرد.
این اظهارات اهمیت زیادی دارد، زیرا نشان میدهد دستکم در روایت رسمی سفیر اسرائیل در آمریکا، موضوع فقط محدود کردن برنامه هستهای یا موشکی ایران نیست و تغییر ساختار سیاسی جمهوری اسلامی نیز بهعنوان یک هدف مطرح میشود.
لایتر وضعیت ایران را با سالهای پایانی اتحاد جماهیر شوروی مقایسه کرد و مدعی شد زمان دقیق فروپاشی یک حکومت را نمیتوان بهسادگی پیشبینی کرد؛ همانطور که شمار اندکی از کارشناسان توانستند فروپاشی شوروی را با دقت پیشبینی کنند.
سناریوی «ضربه نهایی»؛ آیا حمله مجدد آمریکا به ایران مطرح است؟
بخش مهمتر اظهارات سفیر اسرائیل، اشاره او به یک سناریوی احتمالی برای عملیات نظامی جدید بود.
لایتر مدعی شد ممکن است زمانی فرا برسد که دونالد ترامپ به این جمعبندی برسد که فشار اقتصادی، جمهوری اسلامی را به اندازه کافی به مرز فروپاشی رسانده و برای برهم زدن کامل موازنه، عملیات نظامی دیگری لازم است.
او این سناریو را چنین توصیف کرد: «ممکن است زمانی فرا برسد که ترامپ تصمیم بگیرد و بگوید: این نقطه عطف است. آنها را به آستانه فروپاشی رساندهایم. اکنون به عملیات دیگری نیاز داریم تا کاملا تعادلشان را برهم بزنیم.»
لایتر حتی از احتمال مشارکت اسرائیل در چنین عملیاتی سخن گفت و آن را «ضربه نهایی» علیه ایران توصیف کرد.
با این حال، یک نکته باید روشن بماند: اظهارات سفیر اسرائیل به معنی تصمیم قطعی ترامپ برای حمله مجدد آمریکا به ایران نیست. او از یک سناریوی احتمالی صحبت کرده و هیچ دستور رسمی برای آغاز عملیات جدید اعلام نشده است. همین تفاوت میان «طرح یا سناریوی احتمالی» و «تصمیم عملیاتی» برای ارزیابی احتمال جنگ مجدد ایران و آمریکا اهمیت اساسی دارد.
تهران: محاصره اقتصادی مقدمه فشار برای فروپاشی است
در سوی دیگر، عباس گودرزی، سخنگوی هیأترئیسه مجلس، محاصره اقتصادی را بخشی از راهبرد فشار علیه جمهوری اسلامی دانست.
گودرزی گفت: «محاصره اقتصادی در واقع هدف نیست، بلکه یک ابزار و وسیله است و دشمن به دنبال فروپاشی نظام جمهوری اسلامی است و میخواهد نارضایتی را در داخل افزایش دهد و زمینهای برای راهبردهای خود فراهم کند.»
نماینده بروجرد همچنین درباره تنگه هرمز هشدار داد: «جمهوری اسلامی برگهای رو نشده بسیاری دارد، همچنان که در عرصه نظامی دوران بزندررو تمام شده، در عرصه اقتصادی هم بزنند، میخورند و امروز اگر کشتیهای ایران امکان تردد نداشته باشند، هیچ کشتی تردد نخواهد کرد.»
این اظهارات نشان میدهد تهران فشار اقتصادی و محدودیتهای دریایی را صرفاً یک موضوع تجاری نمیبیند، بلکه آن را بخشی از یک تقابل گستردهتر میداند.
در چنین شرایطی، تنگه هرمز تنها یک نقطه جغرافیایی نیست؛ هرگونه تشدید رویارویی در این منطقه میتواند مستقیماً بازار انرژی، بیمه کشتیرانی، قیمت نفت و اقتصاد کشورهای منطقه را تحت تأثیر قرار دهد.
هشدار عارف درباره پاسخ جدید ایران به آمریکا
محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهوری، نیز از تغییر محاسبات امنیتی تهران خبر داد.
عارف اعلام کرد اقدامات اخیر آمریکا باعث تغییر دکترین دفاعی جمهوری اسلامی شده و از این پس پاسخ تهران «نامتوازن» و «چندلایه» خواهد بود.
او در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «اقدامات آمریکا محاسبات امنیتی و دکترین دفاعی ما را تغییر داده است. از این پس پاسخ ما نامتوازن، چندلایه و سلبکننده امنیتِ متجاوز خواهد بود.»
عارف همچنین با هشدار نسبت به پیامدهای اقتصادی جنگ برای آمریکا گفت: «آمریکاییها باید به فکر ذخیرهسازی بنزین و سوخت باشند؛ ماههای تاریکی در انتظار اقتصاد آمریکا است.» این اظهارات در سوم سپتامبر منتشر شد و خبرگزاری آنادولو و ایرنا نیز مضمون آن را گزارش کردند.
بنابراین اگر حمله مجدد آمریکا به ایران رخ دهد، بر اساس موضع اعلامشده تهران، احتمالاً پاسخ ایران صرفاً به یک اقدام مستقیم و متقارن محدود نخواهد بود و میتواند طیفی از اقدامات نظامی، دریایی و منطقهای را دربر بگیرد.
والاستریت ژورنال: ایران تولید موشکهای بالستیک را از سر گرفته است
در همین فضای پرتنش، گزارش جدید والاستریت ژورنال یکی از مهمترین نشانههای نظامی اخیر است.
این روزنامه آمریکایی به نقل از مقامهای آمریکایی و منطقهای گزارش داده ایران تولید موشکهای بالستیک را با استفاده از قطعاتی که پیش از جنگ ذخیره کرده بود، در تأسیسات زیرزمینی از سر گرفته است. رویترز نیز با استناد به گزارش والاستریت ژورنال تأکید کرده که تولید در مقیاسی محدودتر از قبل از جنگ انجام میشود.
بر اساس این گزارش، فعالیتهایی در چند سایت زیرزمینی از جمله مجموعه موشکی خجیر در جنوبشرق تهران شناسایی شده است.
گزارش والاستریت ژورنال میگوید ایران هم موشکهای سوخت مایع و هم موشکهای سوخت جامد را مونتاژ میکند. همچنین تهران در حال ایجاد نقاط مونتاژ زیرزمینی جدید است تا در صورت حملات بعدی، آسیبپذیری خطوط تولید کاهش پیدا کند.
نکته مهم اینجاست که این گزارش از بازگشت تولید به ظرفیت کامل صحبت نمیکند. مقامهای مورد استناد والاستریت ژورنال گفتهاند ایران فعلاً با استفاده از قطعات موجود و در حجم محدودتری نسبت به قبل از جنگ موشک تولید میکند.
چرا بازسازی موشکی ایران میتواند احتمال جنگ مجدد را افزایش دهد؟
اگر گزارش والاستریت ژورنال درست باشد، یک معادله مهم در منطقه تغییر میکند.
هدف آمریکا و اسرائیل از حملات قبلی، کاهش قابل توجه توان موشکی ایران بود. اما بازگشت حتی محدود به چرخه مونتاژ موشک نشان میدهد نابودی زیرساختهای پراکنده و زیرزمینی برنامه موشکی ایران بسیار دشوارتر از آن چیزی است که در ابتدا تصور میشد.
ایران پیش از جنگ نیز بخشی از قطعات موشکی از جمله بدنه، سامانههای هدایت و کلاهکها را ذخیره کرده بود. جیم لمسون، پژوهشگر مهمان کینگز کالج لندن و تحلیلگر پیشین سیا، به والاستریت ژورنال گفته است حجم تولید آینده به میزان ذخایر و تعداد تأسیسات زیرزمینی فعال بستگی دارد و ممکن است از صدها موشک فراتر رود.
از سوی دیگر، گزارش والاستریت ژورنال به محدودیتهای جدی ایران نیز اشاره میکند؛ حملات به تأسیسات شیمیایی مورد نیاز برای تولید سوخت مایع و تجهیزات صنعتی مربوط به سوخت جامد، ظرفیت تولید انبوه را محدود کرده است.
مذاکرات ایران و آمریکا؛ مسیر دیپلماسی یا وقفهای پیش از دور بعدی درگیری؟
همزمانی این تحولات با مذاکرات ایران و آمریکا نیز قابل توجه است.
اگر تهران بتواند بخشی از توان موشکی خود را بازسازی کند و همزمان فشار اقتصادی آمریکا ادامه یابد، واشینگتن با یک دو راهی مهم روبهرو خواهد شد: ادامه فشار و مذاکره برای توافق ایران و آمریکا یا حرکت دوباره به سمت گزینه نظامی.
از سوی دیگر، اسرائیل هدف گستردهتری را مطرح کرده و سفیر این کشور از ضرورت تغییر رژیم سخن گفته است. این تفاوت در اهداف میتواند در صورت شکست مذاکرات، شکاف میان «توافق محدود» و «تغییر بنیادین معادله امنیتی ایران» را پررنگتر کند.
در چنین وضعیتی، احتمال جنگ مجدد ایران و آمریکا صرفاً به تصمیم یک طرف وابسته نیست؛ مجموعهای از عوامل شامل روند مذاکرات، وضعیت برنامه موشکی ایران، فشار اقتصادی، تحولات تنگه هرمز و ارزیابی واشینگتن و تلآویو از میزان آسیبپذیری تهران میتواند مسیر بعدی را تعیین کند.
تحلیل و بررسی؛ خطر اصلی در «فاصله میان دو جنگ» است
مهمترین نکته در کنار هم قرار دادن این تحولات، احتمال آغاز فوری یک جنگ جدید نیست؛ بلکه کاهش فاصله زمانی و سیاسی میان پایان یک درگیری و آمادهشدن برای دور بعدی است.
از یک طرف، اسرائیل درباره تغییر رژیم صحبت میکند و سفیر رژیم صهیونسیتی حتی سناریوی یک «ضربه نهایی» را مطرح کرده است. از طرف دیگر، تهران اعلام میکند دکترین دفاعی خود را به سمت پاسخهای نامتقارن و چندلایه برده است. در همین فاصله، گزارش والاستریت ژورنال از بازسازی محدود ظرفیت تولید موشک حکایت دارد.
این سه تحول یک پیام مشترک دارند: هیچیک از طرفین خود را در نقطه پایان تقابل نمیبیند.
برای اسرائیل، نگرانی اصلی این است که باقی ماندن ساختار جمهوری اسلامی امکان بازسازی توان نظامی ایران را فراهم کند. لایتر دقیقاً با همین استدلال میگوید اگر رژیم تغییر نکند، امکان بازسازی وجود خواهد داشت.
برای تهران، مسئله متفاوت است: ادامه فشار اقتصادی و محاصره دریایی میتواند بهعنوان بخشی از راهبرد فرسایشی آمریکا تلقی شود و در نتیجه انگیزه برای حفظ توان بازدارندگی و ایجاد ظرفیت پاسخ افزایش یابد.
در سطح منطقهای نیز تنگه هرمز به نقطهای تعیینکننده تبدیل شده است. والاستریت ژورنال همزمان با گزارش بازگشت تولید موشک، از افزایش تنش میان ایران و آمریکا و فشار بر مسیرهای انرژی خبر داده است؛ نفت برنت نیز در روزهای اخیر از مرز ۱۰۰ دلار عبور کرده و نگرانی درباره اختلال در عرضه انرژی افزایش یافته است.
بنابراین، اگر مذاکرات ایران و آمریکا به توافقی پایدار منجر نشود، بازسازی توان موشکی ایران میتواند یکی از عواملی باشد که محاسبات امنیتی آمریکا و اسرائیل را دوباره تغییر دهد. در مقابل، هرگونه حمله مجدد آمریکا به ایران نیز با توجه به هشدارهای تهران درباره پاسخ چندلایه، میتواند دامنه درگیری را بسیار فراتر از یک عملیات هوایی محدود ببرد.
جمعبندی؛ آیا حمله مجدد آمریکا به ایران نزدیک شده است؟
در حال حاضر نمیتوان گفت تصمیم قطعی برای حمله مجدد آمریکا به ایران گرفته شده است. اظهارات یخیل لایتر درباره عملیات بعدی در حد یک سناریوی احتمالی مطرح شده و گزارشهای موجود نیز از صدور دستور رسمی برای حمله جدید خبر نمیدهند.
اما سه نشانه همزمان قابل توجه است: اسرائیل هدف خود را تغییر رژیم اعلام میکند، تهران از تغییر دکترین دفاعی و پاسخ نامتقارن سخن میگوید و والاستریت ژورنال از آغاز دوباره مونتاژ محدود موشکهای بالستیک ایران در تأسیسات زیرزمینی خبر میدهد.
به همین دلیل، احتمال جنگ مجدد ایران و آمریکا را نمیتوان صرفاً با وضعیت فعلی مذاکرات سنجید. اگر فشار اقتصادی ادامه پیدا کند، مذاکرات ایران و آمریکا شکست بخورد و بازسازی توان موشکی ایران سرعت بگیرد، محاسبات طرفین میتواند بار دیگر به سمت گزینه نظامی حرکت کند؛ سناریویی که در صورت وقوع، به دلیل تهدیدهای مرتبط با تنگه هرمز و واکنش «نامتوازن و چندلایه» تهران، ظرفیت تبدیل شدن به یک بحران منطقهای گستردهتر را خواهد داشت.
ارسال نظر