ایران یک قطعنامه تا جنگ فاصله دارد؟ / قطعنامه آژانس بهانه جنگ جدید میشود!
هشدار درباره تکرار سناریوی جنگ؛ آیا آمریکا از قطعنامه جدید برای حمله به ایران استفاده میکند؟
تصویب قطعنامه جدید شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی و گزارش پرونده هستهای ایران به شورای امنیت، بار دیگر سایه حمله مجدد آمریکا به ایران را بر فضای منطقه سنگین کرده است؛ آن هم در شرایطی که رضا نجفی، نماینده ایران در آژانس، هشدار داده است که واشنگتن ممکن است از این تصمیم برای تشدید درگیری و آغاز عملیات نظامی جدید استفاده کند.
شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی در یکی از حساسترین تصمیمهای سالهای اخیر خود، قطعنامه پیشنهادی آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان درباره پرونده هستهای ایران را تصویب کرد. این قطعنامه با ۲۳ رأی موافق، ۳ رأی مخالف و ۸ رأی ممتنع به تصویب رسید و موضوع ایران را برای گزارشدهی به شورای امنیت سازمان ملل متحد در دستور کار قرار داد. روسیه، چین و نیجر با این قطعنامه مخالفت کردند. رویترز این اقدام را نخستین گزارش پرونده هستهای ایران به شورای امنیت از سوی شورای حکام در ۲۰ سال گذشته توصیف کرده است.
اهمیت این تصمیم فقط در ابعاد حقوقی و دیپلماتیک آن خلاصه نمیشود. همزمان با تشدید اختلاف تهران و آژانس بر سر دسترسی بازرسان به برخی تأسیسات هستهای آسیبدیده در حملات نظامی، مقامهای جمهوری اسلامی نسبت به پیامدهای امنیتی قطعنامه هشدار دادهاند؛ موضوعی که احتمال جنگ مجدد ایران و آمریکا و همچنین سناریوی حمله مجدد آمریکا به ایران را دوباره به یکی از نگرانیهای اصلی تبدیل کرده است.
هشدار تهران درباره احتمال حمله مجدد آمریکا به ایران
رضا نجفی، نماینده جمهوری اسلامی در آژانس بینالمللی انرژی اتمی، در گفتوگو با شبکه تلویزیونی CGTN چین، تصمیم شورای حکام را سیاسی دانست و نسبت به پیامدهای آن هشدار داد.
او با اشاره به سابقه قطعنامههای پیشین آژانس گفت پس از تصویب چنین قطعنامههایی در گذشته، عملیات نظامی علیه ایران نیز رخ داده است و این احتمال وجود دارد که سناریویی مشابه دوباره تکرار شود.
این اظهارات در شرایطی مطرح شده که اختلاف ایران و آژانس تنها به موضوع قطعنامه محدود نیست. پس از حملات نظامی به برخی تأسیسات هستهای ایران، دسترسی بازرسان به شماری از این مراکز با محدودیت جدی مواجه شده است.
نجفی تأکید کرده است که همکاری ایران با آژانس ادامه دارد و قرار است بازرسان برای انجام بازرسی در نیروگاه اتمی بوشهر به ایران سفر کنند. با این حال، دسترسی به تأسیسات آسیبدیده از حملات به پایان درگیریها و شرایط امنیتی وابسته دانسته شده است.
نماینده ایران در آژانس همچنین گفت تهران پس از بررسی پیامدهای قطعنامه درباره نحوه واکنش خود تصمیم خواهد گرفت و تصریح کرد: «ما تا پایان از خود دفاع خواهیم کرد.»
چرا قطعنامه جدید میتواند خطر درگیری دوباره را افزایش دهد؟
در ظاهر، تصمیم شورای حکام یک اقدام دیپلماتیک و حقوقی است؛ اما در فضای فعلی پرونده هستهای ایران، هر تحول در این مسیر میتواند مستقیماً بر معادلات امنیتی منطقه اثر بگذارد.
حسین نوشآبادی، مدیرکل پارلمانی وزارت امور خارجه، این قطعنامه را فاقد وجاهت قانونی دانست و گفت پیشنهاد آمریکا و سه کشور اروپایی با وظایف و مأموریتهای آژانس همخوانی ندارد.
او همچنین مدعی شد ادعای نبود دسترسی آژانس به تأسیسات هستهای ایران و تلاش برای ارجاع پرونده به شورای امنیت، اقدامی سیاسی برای افزایش فشار بر تهران و کسب امتیاز است.
از نگاه تهران، مسئله مهم این است که گزارشهای آژانس و تصمیم شورای حکام در شرایطی مورد استفاده قرار گرفتهاند که بخشی از تأسیسات هستهای ایران پیشتر هدف حملات نظامی قرار گرفتهاند. به همین دلیل، مقامهای ایرانی معتقدند نمیتوان محدودیت دسترسی بازرسان را بدون در نظر گرفتن شرایط امنیتی ناشی از حملات ارزیابی کرد.
در مقابل، گزارشهای مرتبط با آژانس بر مسئله عدم دسترسی و از دست رفتن تداوم اطلاعات نظارتی درباره بخشهایی از برنامه هستهای ایران تمرکز دارند. همین اختلاف روایت، یکی از مهمترین گرههای فعلی میان تهران و آژانس است.
آمریکا و اروپا چه مسیری را باز کردهاند؟
قطعنامه توسط آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان پیشنهاد شد و از مدیرکل آژانس خواسته است قطعنامه و گزارشهای مرتبط را به اعضای آژانس، شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل گزارش کند.
این اقدام از نظر سیاسی فشار بر تهران را افزایش میدهد، اما نباید آن را به معنای قطعی شدن اقدام نظامی جدید آمریکا دانست.
رویترز نیز در ارزیابی خود تأکید کرده است که شورای امنیت احتمالاً نمیتواند بهسرعت اقدام عملی مشخصی علیه ایران انجام دهد، زیرا روسیه و چین، دو عضو دائم شورا، از حق وتو برخوردارند. با این حال، ارجاع پرونده به شورای امنیت به خودی خود یک مرحله مهم در تشدید فشار دیپلماتیک علیه تهران محسوب میشود.
بنابراین، میان «ارجاع پرونده» و «تصمیم برای حمله نظامی» فاصله وجود دارد؛ اما مسئله از این جهت اهمیت دارد که تصمیم آژانس میتواند فضای سیاسی لازم برای افزایش فشار، تهدیدهای نظامی و سختتر شدن مواضع طرفین را ایجاد کند.
واکنش ایران به عربستان، ژاپن و اردن
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، نیز رأی مثبت برخی کشورها به قطعنامه را غیرقابل توجیه دانست.
او بهطور مشخص از عربستان سعودی، ژاپن و اردن نام برد و گفت تهران نسبت به رأی این کشورها اعتراض کرده است.
بقایی هشدار داد کشورهایی که در تصویب این قطعنامه نقش داشتهاند، در تبعات تصمیم خود نیز شریک خواهند بود. به گفته او، گزارشهای آژانس و قطعنامههای شورای حکام در گذشته برای توجیه یا تسهیل اقدامات نظامی علیه ایران مورد استفاده قرار گرفتهاند و تهران این کشورها را در قبال پیامدهای تصمیمشان پاسخگو خواهد دانست.
این موضعگیری نشان میدهد دامنه اختلاف تهران با تصمیم اخیر تنها به آمریکا و سه کشور اروپایی محدود نمانده و میتواند روابط ایران با برخی کشورهای منطقه و شرکای سیاسی و اقتصادی آنها را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
تناقض اصلی کجاست؟
در پرونده فعلی، دو روایت کاملاً متفاوت مقابل یکدیگر قرار گرفته است.
از یک سو، ایران میگوید حمله به تأسیسات هستهای و شرایط امنیتی ایجادشده پس از جنگ، علت اصلی دشوار شدن بازرسی از برخی مراکز است. تهران همچنین تأکید دارد که همکاری با آژانس متوقف نشده و بازرسی از بوشهر ادامه خواهد داشت.
از سوی دیگر، طرفهای غربی مسئله را از زاویه تعهدات پادمانی و ضرورت دسترسی آژانس بررسی میکنند. گزارشهای منتشرشده درباره تصمیم شورای حکام نیز نشان میدهد مسئله «عدم پایبندی» مورد استناد قطعنامه، صرفاً به حملات اخیر مربوط نیست و به اختلافات و پرسشهای قدیمیتر درباره فعالیتهای هستهای ایران نیز ارتباط دارد. رویترز تصریح کرده که یافته مربوط به عدم پایبندی پیش از جنگ اخیر شکل گرفته و به موضوع توضیح درباره آثار اورانیوم کشفشده در سایتهای اعلام نشده مربوط بوده است.
در نتیجه، روایت دقیقتر این است که دو پرونده به هم گره خوردهاند: یک پرونده قدیمی درباره تعهدات و نظارتهای پادمانی ایران و یک بحران جدید درباره دسترسی آژانس به تأسیسات آسیبدیده در جریان حملات نظامی.
آیا این قطعنامه به معنی آغاز جنگ مجدد ایران و آمریکا است؟
خیر؛ چنین نتیجهای از متن قطعنامه بهتنهایی به دست نمیآید.
اما قطعنامه میتواند یکی از عواملی باشد که ریسک احتمال جنگ مجدد ایران و آمریکا را افزایش میدهد؛ بهخصوص اگر مسیر دیپلماتیک همزمان تضعیف شود و اختلاف بر سر بازرسیها، غنیسازی و آینده برنامه هستهای ایران ادامه پیدا کند.
در واقع، سناریوی خطرناک زمانی شکل میگیرد که فشار دیپلماتیک، تحریمهای احتمالی، تهدیدهای نظامی و نبود دسترسی کافی آژانس به تأسیسات هستهای همزمان شوند. در چنین وضعیتی، هر حادثه امنیتی جدید میتواند بسیار سریعتر از گذشته به بحران بزرگتری تبدیل شود.
از سوی دیگر، وجود روسیه و چین در شورای امنیت یک مانع جدی برای تبدیل فوری این پرونده به اقدام الزامآور جدید علیه ایران است. بنابراین، در کوتاهمدت احتمالاً شاهد افزایش فشار سیاسی و مذاکرات سختتر خواهیم بود، نه اینکه صرف تصویب قطعنامه بهطور خودکار به معنای تصمیم آمریکا برای حمله باشد.
سناریوی خطرناک برای مذاکرات ایران و آمریکا
یکی از مهمترین پیامدهای این تصمیم میتواند تأثیر آن بر مذاکرات ایران و آمریکا باشد.
هرچه فضای سیاسی میان تهران و واشنگتن امنیتیتر شود، امکان توافق ایران و آمریکا درباره پرونده هستهای کاهش پیدا میکند. در مقابل، اگر دو طرف بتوانند درباره نحوه نظارت آژانس، وضعیت تأسیسات آسیبدیده و تضمینهای امنیتی به تفاهم برسند، بخشی از فشار ایجادشده پس از قطعنامه قابل مدیریت خواهد بود.
از این منظر، قطعنامه شورای حکام را باید بیشتر به عنوان یک اهرم فشار در آستانه مرحله بعدی بحران دید تا یک حکم قطعی برای جنگ.
اما اگر این اهرم فشار با اقدام نظامی همراه شود معادله کاملاً متفاوت خواهد شد. در چنین شرایطی، احتمال حمله مجدد آمریکا به ایران یا حتی ورود دوباره اسرائیل به درگیری میتواند به یکی از جدیترین سناریوهای امنیتی منطقه تبدیل شود.
جمعبندی؛ آیا خطر حمله مجدد آمریکا به ایران جدی شده است؟
ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت یک تحول مهم و تشدیدکننده در بحران هستهای تهران است؛ اما به تنهایی به معنای قطعی بودن حمله مجدد آمریکا به ایران نیست.
آنچه خطر را افزایش میدهد ترکیب چند عامل است: تشدید اختلاف ایران و آژانس، محدودیت دسترسی بازرسان به برخی تأسیسات، فشار آمریکا و کشورهای اروپایی، احتمال افزایش تحریمها و هشدار مقامهای ایرانی درباره استفاده احتمالی از قطعنامه شورای امنیت برای توجیه عملیات نظامی جدید.
در عین حال، مخالفت روسیه و چین و حق وتوی آنها در شورای امنیت مانعی جدی بر سر راه تبدیل فوری این پرونده به یک تصمیم الزامآور جدید است. بنابراین، مسیر آینده بیش از هر چیز به این بستگی دارد که آیا مذاکرات ایران و آمریکا و همکاری تهران و آژانس دوباره فعال میشود یا بحران وارد مرحله تازهای از رویارویی امنیتی خواهد شد؟
فعلاً آنچه قطعی است افزایش فشار دیپلماتیک است؛ اما هشدار تهران درباره احتمال حمله مجدد آمریکا به ایران نشان میدهد مقامهای جمهوری اسلامی، سناریوی تشدید نظامی را نیز در محاسبات خود جدی گرفتهاند.
ارسال نظر