پایگاههای لجستیکی آمریکا در جزایر تنگه هرمز؛ لشکر ۸۲ آمریکا وارد جزایر ایران میشود!
نقشه خطرناک آمریکا برای تنگه هرمز؛ پای جزایر ایران به دور جدید جنگ باز شد.
نشانههای تازه از آرایش نظامی آمریکا در خلیج فارس نشان میدهد احتمال حمله مجدد آمریکا به ایران را نمیتوان صرفاً یک سناریوی سیاسی دانست. همزمان با برنامهریزی واشنگتن برای حفظ حضور نظامی گسترده در منطقه تا پایان سال، حمله اخیر آمریکا به مواضع سپاه در جزیره لارک نشان داد که نبرد بر سر تنگه هرمز وارد مرحلهای شده که در آن جزایر راهبردی ایران نیز میتوانند به اهداف مستقیم عملیات تبدیل شوند.
در شرایطی که مقامهای آمریکایی از پایان یا کاهش شدت جنگ سخن میگویند، آرایش نیروهای این کشور در منطقه پیام متفاوتی دارد. نشریه آتلانتیک در تازهترین گزارش خود نوشته است که نیروی دریایی آمریکا در حال برنامهریزی برای حفظ حضور مستمر در خلیج فارس دستکم تا پایان سال ۲۰۲۶ است و واشنگتن میخواهد در ماههای پایانی سال دو گروه ناو هواپیمابر را در داخل یا اطراف خلیج فارس در اختیار داشته باشد.
این وضعیت از یک سو توان آمریکا برای ادامه فشار نظامی بر ایران را حفظ میکند و از سوی دیگر به این کشور امکان میدهد همزمان تحولات مربوط به تنگه هرمز و فعالیت نیروهای همسو با ایران در یمن را زیر نظر داشته باشد.
چرا احتمال حمله مجدد آمریکا به ایران دوباره جدی شده است؟
مهمترین نشانه، تغییر تمرکز درگیری از حملات دوربرد به سمت کنترل تنگه هرمز است.
در هشتم شهریور، ارتش آمریکا ادعا کرد دو سکوی پرتاب متعلق به سپاه پاسداران را در جزیره لارک هدف قرار داده است. مقامهای آمریکایی مدعی شدند نیروهای سپاه در حال آمادهسازی این سکوها برای شلیک مهمات حامل مین دریایی به سمت تنگه هرمز بودهاند. این روایت از سوی چند منبع مستقل، از جمله رویترز، الجزیره و اکسیوس، گزارش شد.
سخنگوی سنتکام نیز ادعا کرد نیروهای آمریکایی منطقه تنگه هرمز را از نزدیک زیر نظر دارند و برای حفاظت از جریان تجارت در این آبراه آمادهاند.
اهمیت لارک فقط به یک حمله محدود نمیشود. این جزیره در نزدیکی مسیرهای حیاتی تنگه هرمز قرار دارد و هرگونه استقرار موشکی، مینگذاری یا فعالیت دریایی از آن میتواند بر امنیت کشتیرانی اثر بگذارد. به همین دلیل، اگر احتمال جنگ مجدد ایران و آمریکا را از زاویه نظامی بررسی کنیم، تنگه هرمز یکی از محتملترین نقاط تمرکز دور بعدی درگیری خواهد بود.
آمریکا از «حمله» به سمت «کنترل میدان» حرکت میکند؟
شواهد موجود نشان میدهد راهبرد آمریکا فقط متکی به حملات هوایی نیست.
در ماههای گذشته، گزارشهایی درباره بررسی گزینههای زمینی برای تصرف یا کنترل برخی جزایر تحت کنترل ایران منتشر شد. والاستریت ژورنال در ماه مارس گزارش داده بود که استقرار تفنگداران دریایی آمریکا در منطقه میتواند گزینههایی برای مقابله با تهدیدهای ایران در تنگه هرمز، از جمله تصرف برخی جزایر راهبردی، در اختیار واشنگتن قرار دهد.
همچنین نشریه تخصصی Proceedings متعلق به مؤسسه نیروی دریایی آمریکا، در بررسی سناریوهای احتمالی، از جزایری مانند ابوموسی، تنبها، لارک و خارک بهعنوان نقاطی با ارزشهای متفاوت عملیاتی و اقتصادی نام برده است. این گزارش تأکید میکند که لارک و ابوموسی از منظر کنترل تنگه هرمز اهمیت عملیاتی بیشتری دارند، در حالی که خارک به دلیل نقش آن در صادرات نفت ایران اهمیت اقتصادی بالایی دارد.
بنابراین ایده استفاده از نیروهای زمینی یا تفنگداران دریایی برای فشار بر ایران، موضوعی کاملاً تازه نیست؛ اما حمله به لارک نشان میدهد جزایر ایران دیگر صرفاً روی کاغذ در محاسبات نظامی آمریکا قرار ندارند.
حمله مجدد آمریکا به ایران میتواند از تنگه هرمز آغاز شود
یکی از تفاوتهای مرحله جدید جنگ این است که تنگه هرمز به نقطه اتصال عملیات نظامی و فشار اقتصادی تبدیل شده است.
رویترز گزارش داده که در پی حملات متقابل آمریکا و ایران به نفتکشها، میانگین عبور روزانه کشتیهای حامل کالا از تنگه هرمز در یک بازه ۱۰ روزه به حدود ۱۰ فروند کاهش یافته؛ رقمی که پایینترین سطح از ماه مه توصیف شده است.
در گزارش دیگری، رویترز نوشته است که فشار دریایی آمریکا و محدود شدن صادرات نفت ایران، فشار اقتصادی شدیدی بر تهران وارد کرده است. این گزارش همچنین تنگه هرمز را یکی از اصلیترین اهرمهای تقابل دو طرف توصیف میکند.
به همین دلیل، احتمال حمله مجدد آمریکا به ایران فقط به این معنا نیست که واشنگتن دوباره به تأسیسات نظامی در عمق خاک ایران حمله کند. سناریوی محتملتر میتواند ادامه حملات محدود و هدفمند علیه قابلیتهای موشکی، مینگذاری، راداری و دریایی ایران در اطراف تنگه باشد؛ اقدامی که از دید آمریکا میتواند هم فشار نظامی ایجاد کند و هم مسیر کشتیرانی را باز نگه دارد.
ناوهای هواپیمابر و لشکر ۸۲ چه پیامی دارند؟
گزارش تازه آتلانتیک از این جهت اهمیت دارد که تصویر بزرگتری از برنامه آمریکا ارائه میکند.
این نشریه نوشته است نیروی دریایی آمریکا در حال جابهجایی ناوهای هواپیمابر خود به شکلی است که در ماههای پایانی سال دو گروه ناو هواپیمابر در منطقه خلیج فارس یا اطراف آن حضور داشته باشند. همزمان، استقرار نیروهای لشکر ۸۲ هوابرد آمریکا در منطقه به دلیل «الزامات عملیاتی» تمدید شده است.
وجود چنین نیرویی لزوماً به معنای تصمیم قطعی برای عملیات زمینی علیه ایران نیست. اما از نظر نظامی، نگه داشتن نیروهای واکنش سریع، ناوهای هواپیمابر و تجهیزات پشتیبانی در نزدیکی یک منطقه درگیری، گزینههای عملیاتی فرماندهی آمریکا را افزایش میدهد.
به بیان سادهتر، اگر مذاکرات ایران و آمریکا شکست بخورد یا حملات متقابل دوباره شدت بگیرد، واشنگتن برای واکنش سریعتر نسبت به گذشته آمادهتر خواهد بود.
یک تناقض مهم؛ جنگ تمام شده یا برای ادامه آن آماده میشوند؟
اینجا مهمترین تناقض موجود دیده میشود.
از یک طرف، دولت ترامپ تلاش دارد جنگ را در سطح سیاسی کماهمیتتر نشان دهد و از پایان یا کنترل درگیری سخن بگوید. از طرف دیگر، گزارش آتلانتیک از برنامهریزی نظامی آمریکا برای حضور پایدار در منطقه تا پایان سال حکایت دارد.
این تناقض زمانی جدیتر میشود که در کنار حمله اخیر به لارک قرار گیرد. آمریکا در هشتم شهریور مستقیماً یک هدف نظامی در یکی از جزایر نزدیک تنگه هرمز را مورد حمله قرار داد و سپس مقامهای آمریکایی تأکید کردند که این منطقه را زیر نظر دارند.
از سوی دیگر، ایران نیز تهدید کرده است که در برابر حملات آمریکا واکنش شدیدتری نشان خواهد داد. پس از حمله به لارک، ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، اعلام کرد این اقدام «بیپاسخ» نخواهد ماند.
در نتیجه، مسئله فقط جنگ مجدد ایران و آمریکا نیست؛ مسئله مهمتر این است که هر حمله محدود میتواند زنجیرهای از حملات متقابل ایجاد کند و دو طرف را به سمت مرحلهای بکشاند که کنترل آن دشوارتر شود.
آیا جزایر ایران هدف بعدی آمریکا هستند؟
در حال حاضر نمیتوان گفت واشنگتن تصمیم قطعی برای تصرف جزیرهای در ایران گرفته است. چنین ادعایی نیازمند تأیید رسمی یا شواهد مستقل بیشتری است.
اما سه واقعیت قابل توجه وجود دارد:
-اول، آمریکا پیشتر گزینه استفاده از تفنگداران دریایی برای عملیات در اطراف تنگه هرمز را بررسی کرده است. والاستریت ژورنال از احتمال استفاده از نیروهای تفنگدار برای بازگشایی تنگه و حتی تصرف برخی جزایر سخن گفته بود.
-دوم، جزایری مانند لارک و خارک به دلیل موقعیت جغرافیایی یا نقش اقتصادی، ارزش استراتژیک بالایی دارند. گزارش مؤسسه نیروی دریایی آمریکا نیز این تفاوت در ارزش عملیاتی و اقتصادی جزایر را تشریح کرده است.
-سوم، آمریکا در روزهای اخیر عملاً یکی از جزایر مهم نزدیک تنگه هرمز را هدف قرار داده است.
بنابراین اگر احتمال حمله مجدد آمریکا به ایران افزایش پیدا کند، حملات به زیرساختهای نظامی ساحلی و جزایر راهبردی یکی از سناریوهایی است که باید با دقت بیشتری دنبال شود؛ هرچند میان «هدف قرار دادن یک سکوی موشکی» و «تصرف یک جزیره» فاصله نظامی بسیار زیادی وجود دارد.
سایه مذاکرات ایران و آمریکا بر تصمیم نظامی واشنگتن
عامل تعیینکننده دیگر، مسیر توافق ایران و آمریکا و مذاکرات دو کشور است.
در شرایط فعلی، حضور نظامی گسترده آمریکا یک ابزار فشار در کنار تحریمها و اقدامات اقتصادی محسوب میشود. رویترز نیز نوشته است که واشنگتن از فشار اقتصادی و محاصره دریایی در کنار گزینه نظامی برای وادار کردن تهران به تغییر موضع درباره تنگه هرمز استفاده میکند.
به همین دلیل، شکست مذاکرات ایران و آمریکا میتواند اثر مستقیمی بر محاسبات نظامی داشته باشد. اگر مسیر دیپلماسی بسته شود و همزمان حملات به کشتیها ادامه پیدا کند، احتمال بازگشت به چرخه حملات گستردهتر افزایش خواهد یافت.
در مقابل، هرگونه توافق درباره امنیت کشتیرانی و تنگه هرمز میتواند بخشی از ضرورت حضور نظامی آمریکا را کاهش دهد.
تحلیل و بررسی؛ سناریوی خطرناکتر از «حمله بزرگ» چیست؟
سناریوی خطرناک الزاماً یک حمله ناگهانی و گسترده نیست. اتفاقاً آنچه اکنون باید بیشتر زیر نظر باشد، زنجیرهای از عملیات محدود اما متقابل است.
حمله به لارک، حمله به نفتکشها، تهدیدهای متقابل درباره تنگه هرمز و استقرار طولانیمدت نیروهای آمریکایی هر کدام بهتنهایی ممکن است قابل مدیریت باشند؛ اما کنار هم قرار گرفتن آنها میتواند شرایطی ایجاد کند که هر حادثه دریایی یا موشکی، بهانهای برای مرحله بعدی درگیری شود.
از منظر اقتصادی نیز این روند اهمیت زیادی دارد. کاهش بیشتر تردد در تنگه هرمز مستقیماً بر بازار نفت، هزینه حملونقل، بیمه کشتیها و در نهایت قیمت انرژی در کشورهای مختلف اثر میگذارد. در روزهای اخیر، نفت در پی تشدید درگیریها به محدودههای بسیار بالایی بازگشته و اختلال در مسیرهای صادراتی منطقه نگرانیهای جدیدی در بازار جهانی ایجاد کرده است.
از این زاویه، احتمال جنگ مجدد ایران و آمریکا تنها یک مسئله نظامی نیست؛ هرگونه تشدید درگیری در تنگه هرمز میتواند مستقیماً به اقتصاد جهانی منتقل شود.
جمعبندی؛ جزایر ایران زیر ذرهبین آمریکا
نشانههای موجود از تصمیم قطعی آمریکا برای آغاز یک جنگ تمامعیار جدید علیه ایران حکایت نمیکند، اما احتمال حمله مجدد آمریکا به ایران را نیز نمیتوان نادیده گرفت. آنچه اکنون مستندتر از سایر سناریوهاست، حفظ حضور نظامی آمریکا در منطقه، تقویت توان واکنش سریع، تلاش برای کنترل تنگه هرمز و حمله به قابلیتهای نظامی ایران در اطراف این آبراه است.
حمله اخیر به جزیره لارک اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا نشان داد در صورت تشدید تنش، جزایر ایران و زیرساختهای ساحلی میتوانند در مرکز محاسبات نظامی آمریکا قرار بگیرند. اگر مذاکرات ایران و آمریکا به نتیجه نرسد و درگیریهای دریایی ادامه پیدا کند، احتمال حرکت از حملات محدود به عملیاتهای پرریسکتر افزایش خواهد یافت.
در چنین شرایطی، تنگه هرمز نهفقط یکی از مهمترین نقاط جنگ ایران و آمریکا، بلکه میتواند تعیینکنندهترین میدان مرحله بعدی رویارویی دو کشور باشد.
منابع مورد استناد: آتلانتیک، رویترز، والاستریت ژورنال، اکسیوس، آسوشیتدپرس، مؤسسه نیروی دریایی آمریکا.
ارسال نظر