یک قدم تا جنگ
ترامپ دوباره ایران را تهدید به حمله کرد اما پزشکیان از مذاکره میگوید!
ترامپ یک جمله گفت و همهچیز مبهمتر شد؛ حمله بعدی آمریکا به ایران نزدیک است؟
اظهارات تازه دونالد ترامپ درباره ایران، همزمان با دور تازه درگیریها، بار دیگر احتمال حمله مجدد آمریکا به ایران را به یکی از مهمترین پرسشهای منطقه تبدیل کرده است؛ با این حال، در سوی دیگر، مسعود پزشکیان در اجلاس سازمان همکاری شانگهای اعلام کرده اگر واشینگتن به تعهداتش در تفاهمنامه اسلامآباد بازگردد، تهران نیز «بلافاصله» اقدام متقابل خواهد کرد. به این ترتیب، در حالی که ترامپ گزینه نظامی را همچنان روی میز نگه داشته، تهران از یک مسیر دیپلماتیک مشروط سخن میگوید.
ترامپ درباره حمله مجدد آمریکا به ایران چه گفت؟
دونالد ترامپ در گفتوگویی تازه، درباره اینکه ازسرگیری حملات علیه ایران به یک عملیات محدود ختم میشود یا به جنگی تمامعیار بازمیگردد، پاسخ روشنی نداد. او در عین حال ایران را «کشوری شکستخورده» توصیف کرد و مدعی شد بخش بزرگی از توان نظامی جمهوری اسلامی از بین رفته است.
ترامپ گفت این وضعیت به معنای آن نیست که آمریکا دیگر به ایران حمله نخواهد کرد و تأکید کرد: «خواهیم دید چه میشود.» همین عبارت کوتاه، مهمترین بخش اظهارات او درباره احتمال حمله مجدد آمریکا به ایران است؛ زیرا نه بازگشت حملات را منتفی میکند و نه از تصمیم قطعی برای آغاز یک عملیات گسترده خبر میدهد. یورونیوز نیز گزارش داده که ترامپ در واکنش به پرسش درباره گسترده یا محدود بودن حملات، از اعلام تصمیم مشخص خودداری کرده است.
در مقابل، ترامپ ادعا کرد آمریکا کنترل خوبی بر تنگه هرمز دارد و گفت به کمک نیروی دریایی آمریکا، بهطور میانگین حدود ۳۰ کشتی در شب از این آبراه عبور میکنند. این ادعا در شرایطی مطرح شده که تنگه هرمز در ماههای اخیر به یکی از اصلیترین محورهای مناقشه میان تهران و واشینگتن تبدیل شده است.
پاسخ ترامپ به سؤال بمب اتم چه معنایی دارد؟
یکی از مهمترین بخشهای سخنان ترامپ، موضع او درباره استفاده از سلاح هستهای علیه ایران بود.
رئیسجمهور آمریکا گفت استفاده از سلاح هستهای را منتفی کرده و دلیلی برای استفاده از آن وجود ندارد. او حتی پرسش خبرنگار درباره احتمال حمله اتمی را «احمقانه» توصیف کرد.
بنابراین، دستکم در موضع اعلامشده فعلی کاخ سفید، احتمال استفاده از سلاح هستهای علیه ایران رد شده است. یورونیوز نیز تأکید کرده که ادعاهای قبلی درباره بررسی گزینه هستهای علیه ایران، از جمله ادعایی که در ماه اوت از سوی مارجوری تیلور گرین مطرح شد، از سوی منابع رسمی تأیید نشده بود.
ترامپ یک طرف میز را باز گذاشت؛ پزشکیان طرف دیگر را
در همان روزی که ترامپ از احتمال ادامه فشار نظامی سخن گفت، مسعود پزشکیان در اجلاس سازمان همکاری شانگهای در بیشکک موضعی کاملاً متفاوت اما معنادار اتخاذ کرد.
رئیسجمهور ایران گفت آمریکا کمتر از دو هفته پس از امضای تفاهمنامه اسلامآباد به تعهدات خود پشت کرده و تهران نیز در واکنش به این نقض تعهدات اقدام کرده است.
پزشکیان با این حال یک مسیر مشخص برای پایان بحران معرفی کرد:
«چنانچه آمریکا به تعهدات خود در یادداشت تفاهم مزبور بازگردد، جمهوری اسلامی نیز بلافاصله عمل متقابل خواهد کرد.»
این موضع نشان میدهد که از نگاه تهران، توافق ایران و آمریکا هنوز بهطور کامل از دستور کار خارج نشده، اما بازگشت به آن به اجرای تعهدات واشینگتن وابسته است.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، نیز پیشتر گفته بود اگر آمریکا به تعهدات خود بازگردد، امکان خروج از وضعیت فعلی وجود خواهد داشت. بنابراین، دستکم در سطح مواضع رسمی، مذاکرات ایران و آمریکا هنوز به معنای پایان کامل مسیر دیپلماسی نیست؛ بلکه ادامه آن به تغییر رفتار واشینگتن گره خورده است.
تنگه هرمز؛ نقطهای که جنگ و مذاکره را به هم وصل میکند
موضوع تنگه هرمز در این میان اهمیت ویژهای دارد. تهران پیشتر برای بازگشایی این مسیر، شش شرط اعلام کرده بود؛ از جمله توقف دائمی تهدیدها، پایان جنگ و تجاوز، خروج نیروهای نظامی آمریکا از اطراف مرزهای ایران، پرداخت کامل خسارتهای دو جنگ، لغو تحریمها و آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران.
به همین دلیل، تنگه هرمز دیگر صرفاً یک موضوع نظامی یا دریایی نیست؛ این آبراه به یکی از اصلیترین ابزارهای چانهزنی میان ایران و آمریکا تبدیل شده است.
از یک طرف، واشینگتن تلاش میکند نشان دهد عبور کشتیها از هرمز تحت کنترل و بدون اختلال جدی ادامه دارد. از طرف دیگر، تهران بازگشایی کامل این مسیر را به اجرای تعهدات آمریکا پیوند زده است.
همین وضعیت باعث شده احتمال جنگ مجدد ایران و آمریکا مستقیماً با آینده تنگه هرمز و وضعیت صادرات نفت گره بخورد.
آیا احتمال جنگ مجدد ایران و آمریکا بیشتر شده است؟
پاسخ قطعی هنوز وجود ندارد، اما چند نشانه متناقض همزمان دیده میشود.
نشانه اول، لحن نظامی ترامپ است. او حمله مجدد را رد نکرده و گفته «خواهیم دید چه میشود». در عین حال، مدعی شده آمریکا مهمات و تجهیزات کافی برای ادامه عملیات در اختیار دارد و جنگ با ایران را برای آمریکا یک جنگ «نسبتاً کوچک» دانسته است.
نشانه دوم، رد استفاده از سلاح هستهای است. ترامپ صراحتاً گفت استفاده از بمب اتم علیه ایران را منتفی کرده است؛ موضوعی که دستکم احتمال عبور بحران به خطرناکترین سطح ممکن را در موضع رسمی فعلی واشینگتن کاهش میدهد.
نشانه سوم، باز ماندن مسیر توافق است. پزشکیان برخلاف رویکردی که میتوانست به معنای پایان کامل مذاکرات باشد، بازگشت ایران به تفاهم اسلامآباد را مشروط به بازگشت آمریکا به تعهداتش اعلام کرده است.
بنابراین آنچه اکنون دیده میشود، نه صلح پایدار است و نه اعلام رسمی یک جنگ تمامعیار جدید؛ بلکه وضعیتی میان فشار نظامی، تهدید متقابل و دیپلماسی مشروط است.
تناقض مهم در روایت آمریکا و ایران
در روایت ترامپ، ایران از نظر نظامی بهشدت تضعیف شده و آمریکا دست بالا را دارد. اما در روایت تهران، همین فشار نظامی نتوانسته واشینگتن را به یک راهحل پایدار برساند و اکنون آمریکا باید برای بازگشت به تفاهم قبلی تعهداتش را اجرا کند.
این اختلاف روایت مهم است؛ زیرا هر دو طرف تلاش میکنند نتیجه درگیری را بهگونهای تعریف کنند که دست بالاتر را در مذاکرات بعدی داشته باشند.
در چنین شرایطی، اظهارات ترامپ درباره اینکه «خواهیم دید چه میشود» میتواند بیش از آنکه اعلام یک تصمیم قطعی برای حمله مجدد آمریکا به ایران باشد، بخشی از راهبرد فشار برای گرفتن امتیاز بیشتر از تهران تلقی شود. البته تا زمانی که دستور عملیاتی یا تصمیم رسمی جدیدی اعلام نشود، نمیتوان از روی این جمله بهتنهایی وقوع حمله تازه را قطعی دانست.
اثر پنهان بحران؛ نفت، هرمز و اقتصاد ایران
بعد اقتصادی ماجرا نیز به اندازه بُعد نظامی اهمیت دارد. تنگه هرمز یکی از حیاتیترین مسیرهای انرژی جهان است و هرگونه اختلال پایدار در عبور نفتکشها میتواند بازار نفت، هزینه حملونقل و تورم جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.
از سوی دیگر، فشار آمریکا برای قطع مسیرهای درآمدی جمهوری اسلامی در صورت تشدید، مستقیماً بر صادرات نفت، دسترسی ایران به منابع ارزی و توان دولت برای مدیریت اقتصاد داخلی اثر میگذارد.
به همین دلیل، جنگ ایران و اسرائیل و رویارویی ایران و آمریکا دیگر صرفاً یک بحران امنیتی منطقهای نیست؛ ادامه آن میتواند به یک بحران اقتصادی چندلایه تبدیل شود.
جمعبندی؛ حمله مجدد یا معامله جدید؟
تصویر فعلی بیش از آنکه از تصمیم قطعی برای جنگی تازه حکایت کند، از یک بازی پرریسک برای گرفتن امتیاز بیشتر خبر میدهد.
ترامپ حمله مجدد آمریکا به ایران را رد نکرده، اما همزمان استفاده از سلاح هستهای را منتفی دانسته است. تهران نیز از یک سو تهدیدهای آمریکا را با اقدامات متقابل پاسخ داده و از سوی دیگر، راه بازگشت به تفاهم اسلامآباد را کاملاً نبسته است.
نقطه تعیینکننده، اکنون توافق ایران و آمریکا، آینده تنگه هرمز و میزان آمادگی دو طرف برای اجرای تعهدات قبلی است.
اگر واشینگتن به سمت افزایش فشار نظامی و اقتصادی حرکت کند و تهران نیز بازگشایی تنگه هرمز را به دریافت امتیازات مشخص گره بزند، احتمال جنگ مجدد ایران و آمریکا همچنان بالا باقی خواهد ماند. اما اگر دو طرف بتوانند از همین کانال محدود برای احیای تفاهم اسلامآباد استفاده کنند، ممکن است بحران فعلی بار دیگر از میدان نظامی به میز مذاکره منتقل شود.
در واقع، پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که «آیا آمریکا دوباره به ایران حمله میکند؟»؛ پرسش مهمتر این است که آیا تهدیدهای نظامی ترامپ در نهایت برای گرفتن امتیاز در مذاکرات استفاده میشود یا مقدمه مرحله تازهای از جنگ ایران و آمریکا خواهد بود؟
ارسال نظر