خط سوم!
همان دستی که حکم مذاکره به نام قالیباف میزند، درگوش سیدمجید هم فرمان آتش میدهد. این هروله عقلانی است چون محدودیتها و دشمنیها را انکار نمیکند و نیز الهی که همچنان منتظر و امیدوار است تا امداد غیبی برسد و ورق را برگرداند؛ چون موریانهای که به وقت انجماد همه تدبیرها و راهکارها از راه رسید و پیامبر و اصحابش را نجات داد
واقعیت جنگ فراتر از توئیتها و شعارهاست
مهدی نورمحمدزاده
نویسنده
شعله این جنگ به آسانی خاموش نخواهد شد، وقتی هیچ یک از دو طرف فعلا برگ برنده بزرگی برای رو کردن ندارند. نه بمبهای ترامپ توانستند سقوط ایران را رقم بزنند و نه موشکهای ما توان نابودی اسرائیل را داشتند. واقعیت جنگ فراتر از توئیتها و شعارهاست، اینترنت و خیابان به رغم ضرورتش در دنیای امروز، جای واقعیت را نمی گیرد.
فرسایشی شدن جنگ آثار تلخش را دیر یا زود نشان خواهد داد. ضعف روحیه حماسی، عوض کردن جایگاه متجاوز و مدافع در بازیهای رسانهای، رونق نظریههای امتیازدهی، اختلاف در صف مدافعان و حامیان وطن و حتی جسارت دشمن برای برنامهریزی ترورها و حملات بزرگتر، بخشی از آثار وضعیت شکننده امروز است. چاره چیست؟!
دو دیدگاه غالب طرح شده است؛ دیدگاه منتسب به برخی اصلاح طلبان که به هر قیمت و لو دست کشیدن از تمام آرمانهای انقلاب، طرفدار مذاکره و تفاهم برای پایان جنگ است و دیدگاه منتسب به هسته سخت نظام که دنبال ادامه جنگ و انتقام و «بزن که خوب می زنی» است.
هر دو دیدگاه دور از میدان واقعیت است، اولی سابقه بدعهدی و تعدی مکرر دشمن را فراموش کرده و ساده لوحانه بر این باور است که با دادن چند امتیاز کوچک یا بزرگ همه دشمنیها را می شود شست و به تاریخ سپرد. دومی هم غرق شعار است و تصور درستی از توان نظامی و اقتصادی ما در برابر دشمن ندارد، برای همین هم واقعا خیال می کند سلاح نابودی اسرائیل و آمریکا در دستان «سیدمجید نقطه زن» است و پزشکیان و قالیباف و عراقچی دست به یکی کردهاند و کلیدش را دزدیدهاند!
آنها خوش بینانه بر تاریخ سرشار از ترور، تبعیض و تعدی اسرائیل چشم بستهاند و به خیالشان اسرائیل با افسار دیپلماسی ما و حتی شلاق خیالی سازمان ملل رام میشود، اینها هم سادهاندیشانه از یاد بردهاند هزاران شهیدی که از رهبر و وزیر و سردار گرفته تا سرباز و کودک از ما گرفتند و در عوض، ما چند سرهنگ و ژنرال آنها را توانستیم به درک واصل کنیم؟!
دیدگاه سومی هم هست که با علم به نقص بنیادین دو دیدگاه، بین این دو هروله میکند و به گمانم «موضع کلان نظام» دقیقا بر همین دیدگاه سوم منطبق است. همان دستی که حکم مذاکره به نام قالیباف میزند، درگوش سیدمجید هم فرمان آتش میدهد. این هروله عقلانی است چون محدودیتها و دشمنیها را انکار نمیکند و نیز الهی که همچنان منتظر و امیدوار است تا امداد غیبی برسد و ورق را برگرداند؛ چون موریانهای که به وقت انجماد همه تدبیرها و راهکارها از راه رسید و پیامبر و اصحابش را نجات داد. صبر و توکل لازمه اهالی این جبهه است، حتی گیرم خدا هم نظر خاصی نداشته باشد و مهلکه جنگ تنگتر شود!
ارسال نظر