هزارتوی جنگ ایران؛ تنگه هرمز بسته شد، صلح روی هوا ماند!

اختلاف پنهان آمریکا و اسرائیل بر سر ایران و خلیج فارس، مسیر صلح را بیش از هر زمان دیگری مبهم کرده است.

هزارتوی جنگ ایران؛ تنگه هرمز بسته شد، صلح روی هوا ماند!

دیوید ایگنیشس، تحلیل‌گر شناخته‌شده آمریکایی، در یادداشتی برای نشریه فارین پالیسی می‌نویسد روند تلاش‌ها برای دستیابی به آتش‌بس دائمی در جنگ ایران به «هزارتویی دیپلماتیک» بدل شده است؛ فرآیندی که در آن، ابهام به‌جای شفافیت بر مذاکرات سایه انداخته و مهم‌ترین مسئله، یعنی تضمین عبور امن از تنگه هرمز، همچنان بدون راه‌حل روشن باقی مانده است.

به‌گزارش مستقل آنلاین، ایگنیشس می‌نویسد در حالی‌که دونالد ترامپ با ادبیاتی پراغراق از یک آتش‌بس شکننده سخن گفته، خبرها درباره بسته‌بودن تنگه هرمز و تهدید تهران به خروج از گفت‌وگوها در صورت تداوم حملات اسرائیل به لبنان نشان می‌دهد مسیر صلح هنوز مبهم و پرچالش است.

ایگنیشس یکی از دلایل شکل‌گیری این وضعیت را اتکای بیش از اندازه به «ابهام» در روند دیپلماسی عنوان می‌کند. به‌نوشته او، ترامپ طرح ۱۰ بندی ایران را «مبنایی قابل مذاکره» توصیف کرده و در مقابل، تهران اعلام کرده پیشنهاد ۱۵ بندی آمریکا را «در دست بررسی» دارد؛ این در حالی است که دو بسته پیشنهادی از نظر محتوا و اهداف، اختلاف‌های جدی و بنیادین با یکدیگر دارند.

به‌اعتقاد ایگنیشس، همین فضای دوپهلو و فاقد شفافیت باعث شده جنگی که بدون راهبرد مشخص آغاز شد، اکنون نیز بدون یک نقشه راه روشن برای صلح ادامه پیدا کند.

در بخش دیگری از این گزارش آمده است که پاکستان با پشتیبانی چین، عملاً به اصلی‌ترین میانجی در این بحران تبدیل شده و طی حدود ۱۰ روز گذشته تلاش کرده چارچوب اولیه یک توافق احتمالی را ترسیم کند. هم‌زمان، به‌دلیل شرایط جنگی در ایران، کانال‌های ارتباطی میان واشینگتن و تهران به‌شدت کند و مختل شده و روند تبادل پیام‌ها که پیش‌تر ظرف چند ساعت انجام می‌شد، اکنون گاه تا ۳۶ ساعت به‌طول می‌انجامد.

به‌نوشته ایگنیشس، نقش همزمان اسلام‌آباد در ارتباط با آمریکا، ایران و سایر بازیگران کلیدی منطقه این کشور را به محور اصلی تحرکات دیپلماتیک اخیر تبدیل کرده است.

او در ادامه به ابتکار مشترک چین و پاکستان با عنوان طرح «بازگرداندن صلح و ثبات به خلیج فارس» اشاره می‌کند؛ ابتکاری که بر سه محور اصلی استوار است: توقف درگیری‌ها، آغاز گفت‌وگوهای سیاسی و تضمین امنیت مسیرهای کشتیرانی در منطقه.

همزمان، کشورهای دیگری از جمله ترکیه و مصر نیز در حال رایزنی برای کاهش سطح تنش‌ها و ایجاد مقدمات بازگشایی تنگه هرمز توصیف شده‌اند.

این تحلیل همچنین به لحن تند، متناقض و متغیر دونالد ترامپ می‌پردازد و یادآور می‌شود که او ظرف مدت کوتاهی از تهدید به نابودی «تمدن ایران» به طرح ادبیاتی نظیر «آغاز عصر طلایی خاورمیانه» رسیده است. به‌ نوشته ایگنیشس، این نوسان‌های شدید در مواضع، به تضعیف جدی اعتبار سیاسی ترامپ در کنگره و نزد متحدان اروپایی انجامیده، هرچند در برخی پایتخت‌های جهان، این رفتار بیشتر به‌عنوان نوعی «نمایش سیاسی» تفسیر شده است.

بخش دیگری از گزارش فارین پالیسی به تفاوت احتمالی اهداف واشینگتن و تل‌آویو می‌پردازد. بر اساس این تحلیل، آمریکا تلاش کرده از واردآمدن ضربه‌ای جبران‌ناپذیر به زیرساخت‌های اقتصادی ایران جلوگیری کند، اما در اسرائیل برخی محافل از راهبردهایی مانند تقویت و حمایت از گروه‌های قومی برای تضعیف از درون ساختار حاکمیتی ایران حمایت می‌کنند.

در همین حال، ادامه حملات اسرائیل به مواضع حزب‌الله در لبنان به یکی از مهم‌ترین نقاط اختلاف و تنش در مسیر مذاکرات تبدیل شده است.

ایگنیشس در جمع‌بندی یادداشت خود تأکید می‌کند که با وجود برنامه‌ریزی اولیه برای آغاز گفت‌وگوها در اسلام‌آباد، مهم‌ترین ابهام همچنان وضعیت تنگه هرمز است؛ مسیری راهبردی و حیاتی که در ابتدای جنگ باز بود اما اکنون عملاً در وضعیت بسته قرار دارد و سرنوشت آن می‌تواند بر آینده جنگ و صلح در منطقه تأثیر تعیین‌کننده‌ای بگذارد.

ارسال نظر

یادداشت

آخرین اخبار

پربازدید ها