صداوسیما در آستانه تغییر است؟ ماجرای اختلاف پزشکیان و قالیباف با سیاستهای جبلی
اینکه جانشین جبلی چه کسی خواهد بود، پاسخ این پرسش بزرگتر را روشن نخواهد کرد؛ پرسشی که موسوی یک سال پیش مطرح کرد و اکنون از دل هیئت دولت و صحن مجلس نیز شنیده میشود، آیا صداوسیما میتواند رسانهی همهی ایرانیان شود، یا صرفاً از دست جناحی به جناح دیگر خواهد رفت؟
دورهی قانونی پنجسالهی ریاست جبلی بر صداوسیما، هفتم مهرماه امسال به پایان میرسد و طبق روال معمول، انتخاب رئیس بعدی با حکم رهبر انقلاب صورت خواهد گرفت
مستقل آنلاین/ وقتی مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، چشم در چشم پیمان جبلی، رئیس صداوسیما، در جلسهی هیئت دولت گفت دیگر تلویزیون را نگاه نمیکند و «وقتی میبینم اعصابم خراب میشود»، این نخستینبار نبود که یک مقام ارشد حکومتی چنین صراحتی دربارهی رسانهی ملی بهکار میبرد؛ اما پخش این ویدئو، جرقهای شد برای مناقشهای که اکنون رئیس مجلس، فعالان رسانهای و حتی معترضان محصور مانند میرحسین موسوی را هم در بر گرفته است.
دقیقاً چه گذشت
پزشکیان در نشست هیئت دولت خطاب به جبلی گفت با آنکه زندگیاش را برای نظام گذاشته، دیگر صداوسیما را تماشا نمیکند و از او خواست ببیند مردم چه نگاهی به این رسانه دارند. جبلی در همان جلسه پاسخی نداد، اما چند روز بعد، در حاشیهی جشنوارهی رادیویی پژواک و بدون آنکه نامی از پزشکیان ببرد، گفت دیدن صداوسیما یک افتخار است و باعث دلتنگی کسی نمیشود و هر کس آن را نبیند، از این افتخار محروم مانده است. این سخنان با واکنش تند برخی فعالان رسانهای، از جمله احمد زیدآبادی، روبهرو شد که در یادداشتی طعنهآمیز نوشت خدا چنین افتخاری نصیب هیچ ملتی نکند. در حاشیهی همان جشنواره، خبرنگاران مستقیماً از جبلی پرسیدند آیا این سخنان خطاب به رئیسجمهور بوده است؛ او در پاسخ تأکید کرد این سخن بههیچوجه متوجه فرد یا مسئول خاصی نبوده و صرفاً یادآوری قداست کار رسانهی ملی در دوران جنگ بوده است.
این اولینبار نیست
اختلاف پزشکیان و جبلی سابقهای طولانیتر از این یک صحنه دارد. از خرداد امسال، رئیسجمهور بارها هشدار داده بود هر تحلیلی از هر تریبونی، بهویژه صداوسیما، که به شکاف در جامعه دامن بزند، در عمل آب به آسیاب دشمن میریزد. اواخر تیرماه، در جلسهای دربارهی روند مذاکرات، پزشکیان پس از مخالفت جبلی با گزارشدهی یکی از وزرا، بهشدت او را توبیخ کرده بود؛ در همان بستر، رئیسجمهور از این گلایه کرد که صداوسیما تنها بخشی از سخنان رهبر فقید دربارهی ضرورت پایاندادن به مذاکرات را پخش میکند. چند روز بعد نیز جنجال تازهای درگرفت وقتی رئیس دانشگاه صداوسیما مدعی شد سانسور بخشی از سخنان پزشکیان تقصیر دفتر خودِ رئیسجمهور بوده، نه صداوسیما؛ ادعایی که با واکنش تند دولتیها روبهرو شد. روزنامهی کیهان نیز در واکنش به مجموع این انتقادها نوشت بخش اطلاعرسانی دولت آب به آسیاب دشمن میریزد و از عملکرد صداوسیما در جنگهای اخیر دفاع کرد.
قالیباف هم صبرش لبریز شد
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و از مذاکرهکنندگان ارشد جمهوری اسلامی در توافق اخیر با آمریکا، در نطقی پیش از دستور در صحن علنی مجلس گفت در توطئهی جدید دشمن، جنگ شناختی مهمترین نقش را دارد و نقش رسانهی ملی از هر زمان دیگری حیاتیتر است، اما صداوسیما تاکنون موفقیت لازم را نداشته است. او افزود رسانهی ملی باید به کانون انسجام و امیدآفرینی برای ۹۰ میلیون ایرانی با سلیقههای سیاسی گوناگون بدل شود، نه ابزار تفرقه. پیش از این نیز مصاحبهی ضبطی قالیباف دربارهی آزادسازی نزدیک به ۱۲ میلیارد دلار از داراییهای بلوکهشدهی ایران، بدون هماهنگی با مرکز رسانهای مجلس، ناگهان از پخش زنده قطع شد؛ اتفاقی که مشاور او در واکنشی تند آن را نمونهای از ورشکستگی مدیریتی صداوسیما خواند و تلویحاً از کنار رفتن جبلی خبر داد. بخشی از ناظران این کشمکش را نه صرفاً اختلاف دولت و صداوسیما، بلکه بازتاب رقابت گستردهتر میان جریان قالیباف و جریان نزدیک به سعید جلیلی بر سر جهتگیری رسانهی ملی میدانند.
هشداری که موسوی داد و شنیده نشد
آنچه این مناقشه را از یک کشمکش سیاسی روزمره فراتر میبرد، این واقعیت است که تقریباً یک سال پیش، بلافاصله پس از جنگ ۱۲روزه، میرحسین موسوی، از رهبران محصور جنبش سبز، دقیقاً همین مطالبه را مطرح کرده بود. موسوی در بیانیهای که از حصر خانگی منتشر کرد، ضمن توصیف وضعیت پس از جنگ بهعنوان نتیجهی یک رشته خطای بزرگ، نوشت اقداماتی سریع و نمادین مانند آزادی زندانیان سیاسی و تغییری واضح در رویکردهای رسانهی ملی، کمترین انتظار مردم از حاکمیت در آن مقطع است. او هشدار داد نادیدهگرفتن این انتظارات، ملت را دلسرد و بیگانه را امیدوار میکند. بیانیهی او در شرایطی منتشر شد که جمهوری اسلامی، بهجای شنیدن این هشدار، سیاستهای گذشته را تکرار کرد. اکنون، با گذشت بیش از یک سال و دستِکم یک جنگ دیگر، همان مطالبهی تغییر رویکرد رسانهی ملی از زبان رئیسجمهور و رئیس مجلس، یعنی از درون خودِ حاکمیت، تکرار میشود؛ نشانهای از آنکه هشدار موسوی گوش شنوایی در ساختار قدرت نیافته بود.
زمان تغییر نزدیک است
فارغ از این کشمکشهای لفظی، یک واقعیت اداری نیز به این پرونده فوریت داده است؛ دورهی قانونی پنجسالهی ریاست جبلی بر صداوسیما، هفتم مهرماه امسال به پایان میرسد و طبق روال معمول، انتخاب رئیس بعدی با حکم رهبر انقلاب صورت خواهد گرفت. گمانهزنی دربارهی جانشین جبلی تازگی ندارد و از تیرماه سال گذشته، یعنی درست پس از جنگ ۱۲روزه، آغاز شده و در اردیبهشت امسال و اکنون در آستانهی پایان دورهی او، دوباره داغ شده است. برخی رسانهها از رسیدن فهرست گزینهها به چهار نام نهایی خبر دادهاند. در میان نامهای مطرحشده، عبدالرضا رحمانیفضلی، سفیر پیشین ایران در چین که سالها پیش از این نیز در سمتهای مختلف از جمله قائممقامی صداوسیما فعالیت کرده، و محسن اسماعیلی، معاون فعلی رئیسجمهور و عضو سابق شورای نگهبان، بهعنوان گزینههایی از بیرون بدنهی فعلی سازمان مطرح شدهاند؛ در کنار آنان، مهدی عبوری، جوانترین گزینه با سابقهی مدیریت و تهیهکنندگی درونسازمانی، نیز نام برده میشود. برخی رسانهها حتی از تلاش ناکام حامیان جبلی برای تمدید حکم او خبر دادهاند که با همراهی مجلس روبهرو نشده است. عنوان یکی از تحلیلهای اخیر رسانهای، خود گویای فضای غالب است، چالش خالصسازی، تکصدایی و ریزش مخاطب در رسانهی ملی؛ عبارتی که نشان میدهد بحث دیگر صرفاً بر سر یک فرد نیست.
چه خواهد شد؟
آنچه پروندهی صداوسیما را در این هفتهها برجسته میکند، همگرایی نادر میان صداهایی است که معمولاً در یک جبهه نمیایستند؛ رئیسجمهوری اصلاحطلب، رئیس مجلسی با گرایشهای محافظهکارانه و مخالفی محصور در خانه، هر سه به زبانی متفاوت به یک نتیجه رسیدهاند، رسانهای که قرار بود صدای مشترک ملت باشد، به بلندگوی یک جناح بدل شده و همین امر، هم اعتماد عمومی و هم اثرگذاری تبلیغاتی آن را در بزنگاههای حساس، از جمله جنگ، تضعیف کرده است. اینکه جانشین جبلی چه کسی خواهد بود، پاسخ این پرسش بزرگتر را روشن نخواهد کرد؛ پرسشی که موسوی یک سال پیش مطرح کرد و اکنون از دل هیئت دولت و صحن مجلس نیز شنیده میشود، آیا صداوسیما میتواند رسانهی همهی ایرانیان شود، یا صرفاً از دست جناحی به جناح دیگر خواهد رفت؟
ارسال نظر