آسمان هم به دریا پیوست؛ ایران در تنگنای محاصره آمریکا چه خواهد کرد؟
تحریم صنعت هوانوردی، برخلاف نامش، بستن آسمان به روی هواپیماها نیست؛ ساختاری است که هر کشور، هر فرودگاه و هر شرکت خدماتی را که به هواپیمایی ایران خدمترسانی کند، در معرض تحریم ثانویهی آمریکا قرار میدهد. نتیجه، در عمل، همان بستهشدن آسمان است، بیآنکه نامش را رسماً به زبان بیاورند / آنچه این محاصره را از یک نزاع دیپلماتیک به بحرانی ملموس بدل میکند، همزمانی آن با محاصرهی دریایی است که ماههاست ادامه دارد
در دوران محاصرهی دریایی، عملاً هیچ مادهی اولیه، دارو یا تجهیزات ضروری از مسیر دریا وارد نشده است
امیرحسین مصلی
روزنامهنگار
از یکم مهرماه، خزانهداری آمریکا بیستوهفت شرکت هواپیمایی ایرانی و نه فرد و نهاد وابسته به صنعت هوانوردی کشور را تحریم کرد و اعلام کرد فعالیت همهی شرکتهای هواپیمایی جمهوری اسلامی در سراسر جهان متوقف خواهد شد.
این تحریم، برخلاف نامش، بستن آسمان به روی هواپیماها نیست؛ ساختاری است که هر کشور، هر فرودگاه و هر شرکت خدماتی را که به هواپیمایی ایران خدمترسانی کند، در معرض تحریم ثانویهی آمریکا قرار میدهد. نتیجه، در عمل، همان بستهشدن آسمان است، بیآنکه نامش را رسماً به زبان بیاورند.
سازوکار محاصره
واکنش نخستین کشورهای همسایه، این سازوکار را زودتر از آنچه انتظار میرفت به میدان کشاند؛ جمهوری آذربایجان از سیویکم شهریور پرواز شرکتهای ایرانی به خاک خود را متوقف کرد، و دفتر نخستوزیری عراق اعلام کرد در حال مذاکره با واشنگتن برای دریافت معافیت از این ممنوعیت است. در همین حال، برخی پروازها همچنان برقرار ماندهاند؛ خطوط هوایی ماهان به گوانگجوی چین پرواز کرد و مسیر ایران و افغانستان قطع نشده است. این نشان میدهد محاصره، هرچند گسترده، هنوز کامل و یکدست نیست و بیشتر به الگوی همکاری هر کشور با واشنگتن بستگی دارد تا یک قطعارتباط سراسری.
هشداری که به بدفهمی متهم شد
محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، در نخستین واکنش گفت اگر همسایگان ایران به این تحریم بپیوندند و مانع پرواز هواپیماهای ایرانی شوند، «فرودگاههایشان هم پرواز نخواهد داشت» و افزود پرواز در منطقه یا برای همه آزاد است یا برای هیچکس؛ سخنی که محمد مخبر، دستیار رهبر جمهوری اسلامی، نیز با همین مضمون تکرار کرد. برداشت نخستین برخی رسانهها از این جمله، احتمال حملهی نظامی به فرودگاههای کشورهای همکاریکننده بود.
شورای عالی امنیت ملی، در بیانیهای جداگانه، این برداشت را رد کرد و تصریح کرد به محدودیتهای هوایی پاسخ نظامی داده نخواهد شد؛ به بیان دیگر، تهدید رضایی را باید در چارچوب اقدام متقابل دیپلماتیک و اقتصادی خواند، نه عملیات نظامی. رضایی همچنین گفت هفت شرط ایران، در نشستی مشترک با رئیسجمهور و وزیر خارجه تعیین و از طریق واسطهها به آمریکا ابلاغ شده و تا پذیرش این شروط، نه تنگهی هرمز باز میشود و نه مذاکرهای در کار خواهد بود.
اقتصادی که از دو سو زیر فشار است
آنچه این محاصره را از یک نزاع دیپلماتیک به بحرانی ملموس بدل میکند، همزمانی آن با محاصرهی دریایی است که ماههاست ادامه دارد. حملونقل هوایی تنها هشتونیم درصد کل واردات ایران را تشکیل میدهد، رقمی که بهتنهایی چندان تعیینکننده نیست؛ گندم، برنج، روغن و نهادههای دامی عمدتاً از مسیر دریا، ریل و زمین تأمین میشوند و محدودیت پروازی بهتنهایی نمیتواند جریان اصلی این کالاها را متوقف کند. اما دارو داستانی دیگر دارد. ارزش واردات دارو و تجهیزات پزشکی ایران در سال گذشته اندکی بیش از سه میلیارد دلار و نزدیک به سیهزار تن بوده و بخش عمدهی آن از همان بنادر جنوبی میگذرد که ماههاست زیر محاصرهاند؛ به گفتهی وزیر بهداشت، در دوران محاصرهی دریایی، عملاً هیچ مادهی اولیه، دارو یا تجهیزات ضروری از مسیر دریا وارد نشده است. اکنون که مسیر هوایی نیز با لغو گستردهی پروازهای بینالمللی دشوارتر شده، دو گلوگاه اصلی تأمین دارو همزمان تنگ شدهاند.
رئیس انجمن تالاسمی ایران از قطع کامل دسترسی به داروهای حیاتی، از جمله یک داروی وارداتی کلاتهکنندهی آهن، خبر داد؛ و در نشانهای گویا از عمق بحران، معاون وزارت گردشگری فاش کرد رئیسجمهور شخصاً با هواپیمای اختصاصی خود ده تن مواد اولیهی دارویی از هند به کشور آورده است. وزیر بهداشت نیز، با وجود ادعای رسمی واشنگتن مبنی بر استثنا بودن دارو از تحریمها، تأکید کرد محدودیتهای انتقال ارز و حملونقل، در عمل همان اثر را دارد.
نقشهی ایران برای دور زدن محاصره
در برابر این فشار دوگانه، دولت راهبردی سهوجهی در پیش گرفته است: تابآوری اقتصادی داخلی، تنوعبخشی به مسیرهای ترانزیتی، و بازدارندگی هوشمند. مهمترین بخش عملی این راهبرد، طراحی شش کریدور زمینی تازه بهجای مسیرهای دریایی است که کریدور ترکیه در میان آنها مهمترین جایگزین شناخته میشود؛ در کنار آن، توسعهی مسیر دریای خزر و بنادر شمالی، و افزایش تهاتر کالا با همسایگان از طریق مرزهای زمینی و دریایی شمال نیز در دستور کار بخش خصوصی قرار گرفته است.
کارشناسان با احتیاط یادآور میشوند ظرفیت پایین و هزینهی بالای حملونقل زمینی، جایگزینی کامل دریا را دشوار میکند؛ اما همین شبکه، به گفتهی مقامها، تاکنون توانسته مسیر بقای تجارت ایران را باز نگه دارد. در کنار این تدابیر اقتصادی، ذخایر راهبردی کالاهای اساسی نیز تا این لحظه از بروز کمبود آشکار در بازار جلوگیری کرده است.
نبردی که میدانش عوض شده است
یک کارشناس روابط بینالملل، در تحلیلی، این چرخش آمریکا از رویارویی نظامی به رویارویی تحریمی را نتیجهی مستقیم شکستی میداند که واشنگتن در جنگ دوازدهروزه و جنگ رمضان متحمل شد؛ به بیان او، در جنگهای ترکیبی امروز، یک محاصرهی اقتصادی میتواند همان اثری را بگذارد که یک عملیات نظامی میگذاشت. عباس عراقچی، پس از بازگشت از نیویورک و دیدار با استیو ویتکاف، همچنان از دستیابی به نتیجه فاصله دارد؛ برخی کارشناسان تصریح میکنند بعید است آمریکا شروط ایران را بپذیرد و دستکم تا پایان انتخابات میاندورهای کنگره، فشار اقتصادی، نه جنگ، ابزار اصلی واشنگتن باقی خواهد ماند. در چنین بازهای، محاصرهی هوایی را باید نه رویدادی جداگانه، بلکه لایهی تازهای از همان فشاری دانست که هدفش نه شکست نظامی، که فرسایش تدریجی توان اقتصادی و صبر مردمی ایران است؛ فرسایشی که، دستکم تا امروز، به قیمت هزینههای سنگین بر دوش بیمارانی تمام شده که داروی حیاتیشان اکنون در گلوگاه دو محاصرهی همزمان گیر کرده است.
ارسال نظر