بلاتکلیفی ادامهدار تنگه هرمز؛
جمهوری اسلامی: تنگه هرمز بسته است / ترامپ: تنگه هرمز باز است!
ترامپ: کنترل کامل هرمز دست آمریکاست؛ ایران: تا پذیرش شروطمان بازگشایی نمیکنیم.
بازگشایی تنگه هرمز همچنان در بنبست قرار دارد؛ تهران میگوید این آبراه تا زمانی که شروط جمهوری اسلامی پذیرفته نشود بازگشایی نخواهد شد، در حالی که دونالد ترامپ مدعی است آمریکا «کنترل کامل» تنگه هرمز را در اختیار دارد. همزمان دادههای کشتیرانی از سقوط شدید تردد کشتیها حکایت دارد؛ بهطوری که میانگین پنجروزه عبور شناورها به حدود ۱۳ فروند در روز رسیده، در برابر حدود ۱۳۰ کشتی در شرایط پیش از جنگ.
تنگه هرمز باز نمیشود؛ تهران شروط خود را تغییر نداده است
نهاد موسوم به «مدیریت آبراه خلیج فارس» در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد ادعاهای مقامهای آمریکایی درباره رفع انسداد تنگه هرمز، تغییری در وضعیت ایجاد نکرده است.
این نهاد اعلام کرد: «ادعاها و نوشتههای مکرر مقامات آمریکایی مبنی بر رفع انسداد تنگه هرمز، واقعیت را تغییر نمیدهد؛ این تنگه همچنان مسدود است و تا زمان پذیرش شروط ایران بازگشایی نخواهد شد.»
این موضعگیری نشان میدهد اختلاف تهران و واشینگتن فقط بر سر نحوه عبور کشتیها نیست؛ بازگشایی تنگه هرمز به یکی از اصلیترین موضوعات چانهزنی سیاسی و امنیتی میان دو طرف تبدیل شده است.
شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی برای بازگشایی آبراه، مجموعهای از شروط را مطرح کرده که از جمله آنها میتوان به پایان محاصره دریایی ایران، کاهش یا لغو تحریمها، خروج نیروهای آمریکایی و پرداخت غرامت جنگی اشاره کرد. در روایتهای منتشرشده همچنین موضوع آزادسازی داراییهای ایران و توقف تهدیدهای نظامی آمریکا مطرح شده است.
پیشتر نیز یک منبع نظامی در گفتوگو با خبرگزاری فارس گفته بود تا زمانی که اقدامات نظامی آمریکا ادامه داشته باشد، مجوز عبور شناورها صادر نخواهد شد. این روایت در گزارش خبرگزاری آناتولی نیز بازتاب یافت.
ادعای ترامپ درباره «کنترل کامل» هرمز
دونالد ترامپ در شبکه اجتماعی تروث سوشال در واکنش به وضعیت تنگه هرمز مدعی شد آمریکا «کنترل کامل» این آبراه را در اختیار دارد و احتمالا این کنترل را حفظ خواهد کرد.
ترامپ همچنین محاصره دریایی آمریکا را «دیوار فولادین» توصیف کرد و مدعی شد ایران توان مقابله با آن را ندارد. او در ادامه با لحنی تند علیه توان نظامی و وضعیت اقتصادی جمهوری اسلامی موضع گرفت.
اما میان این ادعا و واقعیت عملی کشتیرانی یک فاصله مهم وجود دارد: کنترل نظامی ادعایی آمریکا به معنای بازگشایی عادی و ایمن آبراه برای تجارت جهانی نیست.
تا زمانی که شرکتهای کشتیرانی، بیمهگران و مالکان کشتیها عبور از این مسیر را پرریسک ارزیابی کنند، حتی وجود مسیر فیزیکی برای عبور نیز الزاماً به معنای بازگشت تردد به شرایط عادی نخواهد بود.
آمار کشتیرانی چه میگوید؟
مهمترین بخش ماجرا در حال حاضر نه در اظهارات سیاسی تهران و واشینگتن، بلکه در دادههای مربوط به حرکت کشتیها دیده میشود.
بر اساس دادههای شرکت کپلر که در تحلیل CNBC مورد استناد قرار گرفته، میانگین پنجروزه عبور کشتیها از تنگه هرمز به حدود ۱۳ فروند در روز رسیده است. این رقم در مقایسه با حدود ۱۳۰ کشتی در روز پیش از آغاز جنگ، نشاندهنده کاهش بسیار شدید تردد است.
دادههای پیشین کپلر نیز روند مشابهی را نشان دادهاند. در اواخر ژوئیه، میانگین عبور روزانه حدود ۱۳ کشتی گزارش شده بود؛ در حالی که در دوره پیش از تشدید بحران، تعداد عبورها بهمراتب بیشتر بود.
بنابراین حتی اگر برخی شناورها همچنان از هرمز عبور کنند، تصویر کلی با «بازگشایی عادی» فاصله زیادی دارد.
یک نکته مهم درباره آمار ۱۳ کشتی
عدد ۱۳ به معنی عبور نکردن هیچ کشتی از تنگه نیست. این رقم، میانگین تردد در یک بازه زمانی است و دادههای ردیابی دریایی نیز با محدودیتهایی مانند خاموش شدن سامانههای شناسایی خودکار کشتیها مواجهاند.
از سوی دیگر، بخشی از ترددهای باقیمانده مربوط به کشتیهایی است که با ملاحظات امنیتی ویژه یا در مسیرهای مشخصشده حرکت میکنند. به همین دلیل باید میان «باز بودن فیزیکی آبراه» و «فعال بودن یک کریدور تجاری عادی» تفاوت قائل شد.
محاصره دریایی ایران و بسته ماندن هرمز؛ دو روایت متضاد از یک بحران
یکی از جنبههای مهم بحران کنونی، شکلگیری دو روایت کاملاً متفاوت درباره وضعیت تنگه است.
تهران میگوید محاصره دریایی ایران توسط آمریکا ادامه دارد و بازگشایی هرمز باید در ازای مجموعهای از امتیازات از سوی واشینگتن انجام شود.
در مقابل، ترامپ میگوید آمریکا کنترل تنگه را در اختیار دارد و محاصره دریایی آمریکا عملاً توان ایران برای جلوگیری از عبور کشتیها را محدود کرده است.
این دو روایت الزاماً به یک سؤال واحد پاسخ نمیدهند.
ایران درباره صدور مجوز عبور و وضعیت امنیتی تردد سخن میگوید، در حالی که ترامپ بر توان نظامی آمریکا برای اعمال فشار بر کشتیهای مرتبط با ایران تأکید دارد.
از همین رو، ممکن است همزمان آمریکا مدعی کنترل نظامی منطقه باشد و ایران نیز بازگشایی رسمی تنگه را نپذیرفته باشد. آمار بسیار پایین تردد کشتیها نیز نشان میدهد در سطح عملیاتی، کشتیرانی هنوز به وضعیت عادی بازنگشته است.
چرا بازگشایی تنگه هرمز به این اندازه مهم است؟
تنگه هرمز یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان است و هرگونه اختلال طولانیمدت در آن میتواند بازار نفت، گاز و حملونقل دریایی را تحت تأثیر قرار دهد.
به همین دلیل، محاصره دریایی ایران فقط یک موضوع نظامی نیست. کاهش تردد کشتیها میتواند هزینه حملونقل، بیمه کشتیها و ریسک تحویل محمولههای انرژی را افزایش دهد.
گزارشهای کشتیرانی پیشین نیز نشان دادهاند که حتی زمانی که تعداد عبورها افزایش یافته بود، سطح تردد همچنان فاصله محسوسی با شرایط پیش از جنگ داشت.
از نگاه بازار، مسئله اصلی این نیست که «آیا یک کشتی توانسته از هرمز عبور کند یا نه»؛ مسئله این است که آیا شرکتهای کشتیرانی میتوانند در یک محیط قابل پیشبینی، روزانه دهها و صدها کشتی را از این مسیر عبور دهند یا خیر.
چرا بازگشایی هرمز به برگ برنده مذاکرات ایران و آمریکا تبدیل شده است؟
وضعیت فعلی نشان میدهد تنگه هرمز از یک موضوع صرفاً دریایی به اهرم مذاکره سیاسی تبدیل شده است.
تهران با مشروط کردن بازگشایی، تلاش میکند هزینه ادامه فشار آمریکا را بالا نگه دارد و همزمان از موقعیت جغرافیایی خود در یکی از مهمترین مسیرهای انرژی جهان بهعنوان اهرم چانهزنی استفاده کند.
واشینگتن نیز با تأکید بر محاصره دریایی ایران میخواهد نشان دهد که تهران نمیتواند از تنگه هرمز بهعنوان اهرم یکطرفه استفاده کند.
نقطه حساس ماجرا همینجاست: هر دو طرف میخواهند «کنترل» را بهعنوان ابزار فشار سیاسی تعریف کنند.
در چنین شرایطی، حتی اگر یک توافق موقت برای عبور کشتیها حاصل شود، احتمالاً بازگشت تردد به سطح پیش از جنگ زمانبر خواهد بود. مالکان کشتیها باید ریسک حمله، توقیف، تغییر مسیر، افزایش حق بیمه و احتمال بستهشدن دوباره آبراه را در محاسبات خود وارد کنند.
به همین دلیل، بازگشایی تنگه هرمز در عمل ممکن است ابتدا به شکل محدود، مرحلهای و مشروط اتفاق بیفتد و نه با بازگشت ناگهانی صدها کشتی در روز.
کدام روایت مستندتر است؟
در مورد ادعای «کنترل کامل» آمریکا، منبع اصلی خود ترامپ است و این عبارت بهتنهایی اثباتکننده بازگشایی یا عادی شدن تردد تجاری نیست.
در طرف مقابل، ادعای جمهوری اسلامی درباره بسته بودن تنگه با موضع رسمی نهادهای ایرانی و برخی گزارشهای مستقل درباره پایین بودن شدید حجم تردد همخوانی دارد. دادههای کشتیرانی کپلر نیز کاهش چشمگیر عبور کشتیها را تأیید میکند. بنابراین در بخش وضعیت عملی تردد کشتیها، دادههای کشتیرانی نسبت به ادعاهای سیاسی درباره «کنترل کامل» یا «باز بودن کامل» معیار قابل اتکاتری هستند.
البته از این دادهها نمیتوان نتیجه گرفت که هیچ کشتیای از تنگه عبور نمیکند یا اینکه یکی از دو طرف بهطور مطلق کنترل حقوقی آبراه را در اختیار دارد.
چشمانداز بازگشایی تنگه هرمز
در کوتاهمدت، گره اصلی در برابر بازگشایی تنگه هرمز سیاسی است، نه صرفاً فنی.
تا زمانی که درباره محاصره دریایی، حضور نظامی آمریکا، تحریمها، غرامت جنگی و سایر شروط مورد اختلاف توافقی حاصل نشود، احتمال بازگشت سریع تردد به سطح پیش از جنگ پایین به نظر میرسد.
سناریوی محتملتر، در صورت پیشرفت مذاکرات، ایجاد یک سازوکار محدود برای عبور ایمن کشتیها و سپس افزایش تدریجی تردد است. در مقابل، شکست مذاکرات ایران و آمریکا میتواند تداوم وضعیت فعلی و افزایش هزینههای حملونقل و انرژی را به دنبال داشته باشد.
بازگشایی تنگه هرمز فعلاً محقق نشده و موضع تهران این است که آبراه تا پذیرش شروط جمهوری اسلامی بازگشایی نخواهد شد. همزمان، ترامپ از «کنترل کامل» آمریکا سخن میگوید و محاصره دریایی ایران را «دیوار فولادین» توصیف کرده است.
اما دادههای کشتیرانی تصویر متفاوتی از عادی شدن شرایط ارائه میکنند: عبور روزانه کشتیها همچنان در سطحی بسیار پایینتر از دوران پیش از جنگ قرار دارد. بنابراین مسئله اصلی در حال حاضر نه فقط این است که «چه کسی تنگه هرمز را کنترل میکند»، بلکه این است که چه زمانی امنیت و ثبات لازم برای بازگشت کشتیرانی گسترده به این آبراه ایجاد خواهد شد؟
ارسال نظر