تفکیک «جانفدا» از «دوندهی بیحجاب» بهعنوان دو گروه متضاد، دوگانهای ساختگی است
چهار واسطهی نفتی که حتی با تأیید نسبی روزنامهی کیهان، میلیاردها دلار از محل تخفیف فروش نفت کشور سود برده و همچنان بدهکار خزانهی عمومیاند، با وجود ابعاد مالی بهمراتب سنگینتر، هنوز خبری از اعلام جرم فوری و رسانهای قوه قضاییه نیست. اما برای رویدادی ورزشی با مجوز رسمی، تعهد کتبی و روسری از پیشتهیهشده، واکنش قضایی در کمتر از چهلوهشت ساعت اعلام میشود. این تفاوت سرعت و شدت واکنش، پرسشی را که باید صادقانه پاسخ داد پیش میکشد؛ اولویت واقعی کجاست؟
تفکیک «جانفدا» از «دوندهی بیحجاب» بهعنوان دو گروه متضاد، دوگانهای ساختگی است
امیرحسین مصلی
روزنامهنگار
صبح جمعه بیستوهفتم شهریور، در بوستان ولایت تهران، رقابت دوومیدانی به یاد شهدای مدرسه شجره طیبه میناب برگزار شد؛ همان کودکانی که نامشان، هفتهها پیش، محور یکی از تلخترین اتهامهای این جنگ بود. پانصد دوندهی زن و هزار دوندهی مرد، در دو نوبت مجزا، مسیر دهکیلومتری را دویدند. همان روز، رزمایش «جانفدایان» نیز در تهران برگزار میشد؛ رویدادی که به گفتهی سخنگوی وزارت کشور «بسیار پرشکوه» بود و اقشار گوناگون مردم در آن شرکت کردند. نتیجهی این همزمانی، نه یک روز خاطرهانگیز مضاعف، که پروندهای قضایی علیه برگزارکنندگان ماراتن شد.
آنچه واقعاً رخ داد
مرکز رسانهی قوه قضاییه اعلام کرد دادستانی تهران، به دلیل «رعایتنشدن موازین شرعی و قانونی» در این مسابقه، علیه عوامل و برگزارکنندگانش اعلام جرم و پرونده تشکیل داده است. این در حالی است که مقامهای ورزشی خود تأیید کردهاند این رویداد با مجوز شورای تأمین و هماهنگی هیئت دوومیدانی استان تهران برگزار شده، برگزارکنندگان پیش از آغاز مسابقه از شرکتکنندگان تعهد کتبی برای رعایت حجاب گرفته بودند، برای حاضران روسری در نظر گرفته بودند و حتی در طول مسیر نیز به برخی از دوندگان تذکر داده بودند. به بیان دیگر، مجموعهای از تمهیدات پیشینی برای رعایت قانون بهکار رفته بود. با این حال برخی از زنان بنا بر عرف جامعه تصمیم گرفتند با پوشش اختیاری در این ماراتن شرکت کنند. سخنگوی وزارت کشور، در واکنشی محتاطانهتر از قوه قضاییه، این ماجرا را نه یک تخلف عامدانه، بلکه یک اشتباه در هماهنگی زمانی خواند و گفت باید پیشبینی میشد چنین رویدادی همزمان با رزمایش جانفدایان برگزار نشود.
دوگانهای که واقعی نیست
نکتهی گویا این است که در متن این ماراتن، هیچ تضادی با روح رزمایش جانفدایان وجود نداشت؛ هر دو رویداد، از دو مسیر متفاوت، به یاد قربانیان همین جنگ برگزار میشدند. دوندگانی که در بوستان ولایت شرکت کردند، از میان همان شهروندانی بودند که ماهها پیش، با پوششهای گوناگون، حجابی و بیحجاب، در تجمعات شبانهی حمایت از ایران در برابر تجاوز نظامی حضور داشتند. از دستاوردهای جنبش زن، زندگی، آزادی این بود که در دوران جنگ بجز بانوان چادری، ترکیبی از زنان باحجاب و بیحجاب در خیابانها از تمامیت ارضی و استقلال کشور دفاع کردند، یعنی هنجاری تازه شکل گرفته که نمیتوان دوندگان یک مسابقهی ورزشی را به هنجارشکنی عامدانه متهم کرد. تفکیک «جانفدا» از «دوندهی بیحجاب» بهعنوان دو گروه متضاد، دوگانهای ساختگی است؛ یک زن بیحجاب که برای یادبود شهدای میناب میدود، به همان اندازه میتواند برای وطنش دلنگران باشد که یک زن چادری در همان صف.
دوگانهسنجی؛ برای چه کسی دادستانی وارد میشود
وزن این واکنش تندتر مینماید وقتی آن را در کنار پروندهی دیگری بگذاریم که همین هفتهها رسانهای شد؛ افشاگری دربارهی چهار واسطهی نفتی که، به گفتهی گزارشهای منتشرشده و حتی تأیید نسبی روزنامهی کیهان، میلیاردها دلار از محل تخفیف فروش نفت کشور سود برده و همچنان بدهکار خزانهی عمومیاند. در آن پرونده، با وجود ابعاد مالی بهمراتب سنگینتر، هنوز خبری از اعلام جرم فوری و رسانهای قوه قضاییه نیست. اما برای رویدادی ورزشی با مجوز رسمی، تعهد کتبی و روسری از پیشتهیهشده، واکنش قضایی در کمتر از چهلوهشت ساعت اعلام میشود. این تفاوت سرعت و شدت واکنش، پرسشی را که باید صادقانه پاسخ داد پیش میکشد؛ اولویت واقعی کجاست؟
چه کسی از این پرونده سود میبرد
کشورهایی که در حملهی نظامی به ایران نتوانستند به اهداف اعلامی خود برسند، اکنون بهروشنی بهدنبال جبههی دوماند؛ ایجاد نارضایتی اجتماعی، تعمیق شکاف میان اقشار مختلف مردم، و کشاندن اعتراض به خیابان تا از دل آن، انسجام داخلی که در بحران جنگ به رخ کشیده شد، فرسوده شود. در چنین بزنگاهی، تبدیل یک رویداد یادبود شهدای جنگ به سوژهی دوقطبیسازی، حتی اگر با نیت دفاع از قانون انجام شود، عملاً همان کارکردی را دارد که رسانههای متخاصم آرزویش را دارند؛ بازی در زمینی که حریف طراحی کرده است. جامعهای که در ماههای سخت جنگ توانست مردمانش را، فارغ از سبک پوشش، در دفاع از یک هدف مشترک کنار هم ببیند، اکنون نباید اجازه دهد همان سرمایهی اجتماعی، سر یک ماراتن یادبود، به باد برود.
چه باید کرد؟
البته نمیتوان منکر شد که قانون حجاب اجباری همچنان بهشکل رسمی در ایران برقرار است و برخی مدافعان اجرای آن نیز صادقانه معتقدند صدور مجوز، بهخودیخود ضامن رعایت کامل قانون در عمل نیست؛ این استدلال را باید شنید، حتی اگر پذیرفته نشود. اما پاسخ به این نگرانی، اعلام جرم علیه برگزارکنندگانی که تمام تمهیدات لازم را از پیش فراهم کرده بودند نیست. جامعهای که میتواند همزمان یک رزمایش پرشکوه دفاعی و یک ماراتن یادبود با پوشش اختیاری را در کنار هم تحمل کند، جامعهای منسجمتر و در برابر دشمن بیرونی مقاومتر است، نه ضعیفتر. اگر قرار است انسجامی که در روزهای جنگ ساخته شد، در روزهای صلح نیز پابرجا بماند، نخستین قدم آن است که دیگر برای هر تفاوت سلیقه، پروندهای در دادستانی باز نشود.
ارسال نظر