تنگه علیه تنگه؛ سوزاندن کارت تنگه هرمز با کاهش اهمیت در اقتصاد جهانی

قالیباف مدتی پیش گفته بود: "ما نباید تنگه را به ضد خودش تبدیل کنیم. تنگه وقتی ارزشمند است که روز به روز تردد در آن بیشتر شود، نه کمتر". اما امروز با افزایش خطوط انتقال نفت به ۱۶ خط، به آرامی تنگه اهمیت خود را از دست می‌دهد و جهان نیازی به تنگه نخواهد داشت.

تنگه علیه تنگه؛ سوزاندن کارت تنگه هرمز با کاهش اهمیت در اقتصاد جهانی

یک دارایی ژئوپلیتیکی با ارزش رو به کاهش



داوود حشمتی با تیتر: تلاش برای بی‌اهمیت کردن هرمز، در امتداد نوشت: پروژه‌های تعریف شده برای عراق نشان می‌دهد آمریکایی‌ها با شرکت‌های بزرگ نفتی خود، به دنبال این هستند که علاوه بر افزایش بی‌سابقه تولید نفت این کشور، قصد دارند ظرف دو سال آینده با خط لوله‌ای جدید تنگه هرمز را دور بزنند.
 
تنگه هرمز حالا و پس از جنگ یکی از مهمترین ابزارهای ژئواستراتژیک ایران به حساب می آید. گذرگاهی که بخش بزرگی از نفت خاورمیانه برای رسیدن به بازارهای جهانی ناگزیر از عبور از آن است. اما بحران اخیر نشان داد که رقبای ایران، به‌جای تمرکز صرف بر مقابله با تهدید بستن هرمز، به دنبال تغییر معادله‌ای بنیادی‌تر هستند و آن کاهش وابستگی بازار نفت به این تنگه است.

نمونه روشن این تغییر را می‌توان در عراق دید. کشوری که با مسدود شدن تنگه هرمز یکی از بزرگترین قربانیان جنگ ایران و آمریکا به شمار می‌رود، اما همزمان تلاش می‌کند مسیرهای صادراتی خود را متنوع کند. در کنار این مساله عراق قصد دارد تا تولید نفت خود تا دوبرابر کرده و به ۸ تا ۱۰ میلیون بشکه در روز برساند. اما مسئله فقط تولید این حجم نفت نیست.

بغداد باید بتواند این بشکه‌ها را از منطقه خارج کند. عراق در حال حاضر تلاش می‌کند صادرات خود را از طریق بندر جیحان ترکیه افزایش دهد و همزمان مسیرهای بانیاس سوریه و بندر عقبه اردن را بررسی می‌کند. خط لوله موجود عراق ـ ترکیه فعلاً تنها حدود ۱۷۰ هزار بشکه در روز ظرفیت انتقال دارد. در سوی دیگر، پروژه انتقال نفت عراق از طریق سوریه به مدیترانه، برای دور زدن هرمز، دست‌کم چهار سال زمان و حدود ۱۵ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری نیاز دارد. ظرفیت پیش‌بینی‌شده این مسیر نیز بین ۱.۵ تا ۲ میلیون بشکه در روز عنوان شده است.

این اعداد نشان می‌دهد که حتی اگر عراق بتواند ظرفیت تولید خود را به ۱۰ میلیون بشکه در روز برساند، مسئله اصلی همچنان زیرساخت صادرات خواهد بود. به همین دلیل بحران هرمز، برنامه‌هایی را که شاید در شرایط عادی سال‌ها زمان می‌برد، با سرعت بیشتری به دستور کار بغداد و دمشق آورده است.

اما اهمیت ماجرا زمانی بیشتر می‌شود که پای آمریکا به میان می‌آید. بر اساس گزارش رویترز، پروژه خط لوله عراق ـ سوریه به عنوان یکی از راه‌های کاهش اهمیت هرمز در عرضه جهانی نفت، با حمایت دولت آمریکا در حال بررسی است و کنسرسیومی شامل شرکت آمریکایی شورون در حال امکان‌سنجی آن است. منابع دخیل در پروژه می‌گویند واشنگتن معتقد است چنین طرحی می‌تواند در دو سال هرمز را «بی‌اهمیت» کند، هرچند ساخت واقعی خط لوله حداقل چهار سال زمان خواهد برد.

این تفاوت زمانی اتفاقاً نکته مهم ماجراست. هدف فقط ساخت یک خط لوله نیست. هدف، تغییر رفتار بازار و تولیدکنندگان است. اگر عراق، عربستان و دیگر تولیدکنندگان منطقه به تدریج مسیرهای جایگزین برای صادرات پیدا کنند، وزن ژئوپلیتیکی هرمز کاهش می‌یابد. حتی اگر خود تنگه همچنان باز و فعال باقی بماند.

در این میان، سیاست ایران در مورد تنگه هرمز اهمیت دارد. در داخل ایران همچنان بخش مهمی از بحث درباره هرمز بر «تهدید به بستن تنگه» متمرکز است. اما پرسش اساسی این است که آیا صرف تهدید، بدون داشتن برنامه‌ای برای استفاده پایدار و اقتصادی از این موقعیت، می‌تواند در بلندمدت برای ایران دستاوردی ایجاد کند؟

پارادوکس ماجرا اینجاست که هرچه وابستگی دیگران به هرمز کمتر شود، قدرت چانه‌زنی ایران نیز کاهش خواهد یافت. ممکن است روزی برسد که ایران همچنان تنگه هرمز را در اختیار داشته باشد، اما کشورهای دیگر دیگر به اندازه امروز به آن نیاز نداشته باشند.

در چنین شرایطی، هرمز به‌جای آنکه ابزاری برای بهبود موقعیت اقتصادی ایران باشد، به یک دارایی ژئوپلیتیکی با ارزش رو به کاهش تبدیل می‌شود. و شاید تلخ‌ترین سناریو این باشد که در آینده، ایران نه برای تهدید به بستن هرمز، بلکه برای حفظ اهمیت آن ناچار شود از کشورهای دیگر بخواهد همچنان از این تنگه استفاده کنند.

این همان نقطه‌ای است که رقابت واقعی آغاز می‌شود. نبرد بر سر خود تنگه نیست؛ نبرد بر سر نیاز جهان به تنگه هرمز است.
 

ارسال نظر

یادداشت

آخرین اخبار

پربازدید ها