ترامپ: همه نیروگاههای برق ایران را در ۱ روز از بین میبرم / ۹۱ میلیون نفر باید بدون برق زندگی کنند!
از «کوه کلنگ» تا نابودی نیروگاهها و پلهای ایران؛ هشدار تازه ترامپ به ایران: اگر توافق نکنید زیرساختهای حیاتی را میزنیم.
تشدید حمله آمریکا به ایران وارد مرحلهای تازه شده است؛ دونالد ترامپ همزمان با تأکید بر ادامه گفتوگو با تهران، تهدید کرده است در صورت نرسیدن به توافق، تأسیسات زیرزمینی موسوم به «کوه کلنگ»، پلهای اصلی و نیروگاههای برق ایران را هدف قرار خواهد داد. این تهدید در حالی مطرح شده که گزارشهایی درباره انتقال سانتریفیوژهای هستهای به عمق این مجموعه زیرزمینی منتشر شده و احتمال تبدیل پرونده هستهای به محور اصلی دور تازه فشار نظامی واشینگتن افزایش یافته است.
تشدید حمله آمریکا به ایران؛ ترامپ از یک ضربالاجل نظامی تازه گفت
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در گفتوگویی با فاکس نیوز مدعی شد مذاکرات ایران با آمریکا در وضعیت خوبی قرار دارد، اما در همان حال هشدار داد که اگر تهران به توافق مورد نظر واشینگتن نرسد، او آماده است دامنه حملات را افزایش دهد.
ترامپ در این مصاحبه از سه دسته هدف نام برد: تأسیسات زیرزمینی کوه کلنگ، پلها و نیروگاههای برق. او گفت ترجیح شخصیاش این است که زیرساختهای غیرنظامی مانند پلها و نیروگاهها هدف قرار نگیرند، اما اگر توافق حاصل نشود، گزینه حمله همچنان روی میز خواهد بود.
رئیسجمهور آمریکا حتی درباره سرعت چنین حملاتی اظهاراتی مطرح کرد و گفت میتواند ظرف حدود دو ساعت بخش بزرگی از پلهای اصلی ایران را از بین ببرد و نیروگاههای برق را نیز طی یک روز از کار بیندازد.
او با اشاره به پیامدهای انسانی چنین اقدامی، به جمعیت حدود ۹۱ میلیون نفری ایران اشاره کرد و در عین حال ادعا کرد که نمیخواهد مردم ایران با قطع برق و اختلال در ارتباطات و حملونقل روبهرو شوند. با این حال، پیام اصلی او روشن بود: اگر توافقی که واشینگتن میخواهد شکل نگیرد، حمله مجدد آمریکا به ایران میتواند از اهداف نظامی فراتر برود و زیرساختهای حیاتی کشور را نیز دربرگیرد.
این موضع در واقع ادامه تهدیدهایی است که ترامپ طی هفتههای گذشته مطرح کرده بود. او پیشتر نیز گفته بود در صورت شکست مذاکرات، نیروگاهها و پلهای ایران میتوانند در فهرست اهداف قرار گیرند. فاکس نیوز در گزارش ۱۴ ژوئیه نیز اظهارات مشابه ترامپ درباره هدف قرار دادن این زیرساختها را منتشر کرده بود.
چرا «کوه کلنگ» در تهدید تازه ترامپ مهمتر از پلها و نیروگاههاست؟
تفاوت مهم هشدار جدید ترامپ با تهدیدهای قبلی در این است که کوه کلنگ صرفاً یک هدف زیرساختی نیست؛ این مجموعه در گزارشهای اطلاعاتی اسرائیل و رسانههای آمریکایی به عنوان یکی از نقاط مهم و عمیق زیرزمینی مرتبط با برنامه هستهای ایران مطرح شده است.
والاستریت ژورنال پیشتر به نقل از مقامهای آمریکایی و اسرائیلی گزارش داده بود که ارزیابی اطلاعاتی اسرائیل حاکی از انتقال هزاران سانتریفیوژ هستهای ایران به تونلهای عمیق کوه کلنگ است. طبق این روایت، انتقال تجهیزات پس از جنگ ۱۲ روزه سال گذشته انجام شده و هدف از آن، محافظت از تجهیزات هستهای در برابر حملات هوایی بوده است.
این ادعا اهمیت کوه کلنگ را دوچندان کرده است. اگر ارزیابی اسرائیل درست باشد، حمله به این مجموعه برای واشینگتن فقط یک عملیات علیه یک تأسیسات هستهای نخواهد بود؛ بلکه تلاش برای جلوگیری از بازسازی ظرفیت غنیسازی ایران در زیرساختی خواهد بود که به دلیل عمق و استحکامات آن، هدف دشوارتری نسبت به تأسیسات سطحی محسوب میشود.
آسوشیتدپرس و رسانههای دیگری که گزارشهای مرتبط با جنگ را پوشش دادهاند نیز در روزهای اخیر از بازگشت تهدیدها علیه زیرساختهای ایران خبر دادهاند. در همین حال، گزارشهای مربوط به کوه کلنگ همچنان بر پایه ارزیابیهای اطلاعاتی اسرائیل است و این ادعاها بهمعنای تأیید مستقل فعالیت هستهای در این محل نیست.
نیویورکپست: نتانیاهو اطلاعات تازهای درباره کوه کلنگ دارد
همزمان با مطرح شدن تهدید جدید ترامپ، نیویورکپست گزارش داد بنیامین نتانیاهو قصد داشته در دیدار با رئیسجمهور آمریکا اطلاعاتی درباره فعالیتهای هستهای ایران ارائه کند.
طبق این گزارش، تیم نتانیاهو مدعی بوده که شواهدی در اختیار دارد که نشان میدهد ایران فعالیتهای هستهای خود را در مجموعه کوه کلنگ دنبال میکند و درباره حسن نیت تهران در مذاکرات نیز تردیدهایی وجود دارد.
اما نکته قابل توجه این است که ترامپ در مقابل، تلاش کرد نشان دهد برای اطلاع از وضعیت این مجموعه نیازی به اطلاعات جدید نتانیاهو ندارد. او تأکید کرد که آمریکا اطلاعات خود را در اختیار دارد و از طریق امکانات شناسایی و ماهوارهای، تحولات این سایت را زیر نظر گرفته است.
به این ترتیب، کوه کلنگ در حال تبدیل شدن به نقطه تلاقی سه موضوع است: مذاکرات ایران و آمریکا، نگرانی اسرائیل درباره احیای برنامه هستهای ایران و تهدید نظامی مستقیم واشینگتن.
تناقض مهم در پیام ترامپ؛ مذاکره ادامه دارد اما گزینه حمله به ایران هم آماده است
یکی از مهمترین نکات سخنان ترامپ، همزمانی دو پیام ظاهراً متضاد است.
از یک سو، رئیسجمهور آمریکا میگوید گفتوگو با ایران خوب پیش میرود و واشینگتن همچنان مسیر دیپلماسی را باز گذاشته است. از سوی دیگر، او تهدید میکند در صورت نرسیدن به توافق، حملات میتواند به زیرساختهای حیاتی ایران گسترش پیدا کند.
این تناقض لزوماً به معنای شکست مذاکرات ایران و آمریکا نیست. برعکس، میتواند نشاندهنده راهبرد «مذاکره زیر فشار» باشد؛ یعنی آمریکا تلاش میکند با حفظ کانال دیپلماتیک، هزینه نرسیدن به توافق را نیز برای تهران بالا ببرد.
اما خطر این راهبرد آن است که فاصله میان تهدید و اقدام نظامی بسیار کم شود. هرچه اهداف اعلامشده از تأسیسات نظامی به سمت شبکه برق، پلها و زیرساختهای عمومی حرکت کند، پیامدهای یک حمله احتمالی نیز از سطح نظامی فراتر خواهد رفت.
حمله آمریکا به زیرساختها چه پیامدی برای ایران دارد؟
در صورت عملی شدن تهدید حمله آمریکا به زیرساختها، پیامدها میتواند بسیار گستردهتر از خسارت مستقیم به اهداف نظامی باشد.
هدف قرار گرفتن نیروگاهها میتواند شبکه برق را با اختلالهای زنجیرهای روبهرو کند؛ زیرا آسیب به تولید برق تنها به خاموشی محدود نمیشود و میتواند فعالیت صنایع، پمپهای آب، سامانههای مخابراتی، مراکز درمانی و خدمات شهری را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
از سوی دیگر، حمله به پلهای اصلی میتواند ارتباط زمینی میان مناطق مختلف را مختل کند. چنین اقدامی در صورت گسترده بودن، هزینه جابهجایی کالا و مسافر را افزایش میدهد و فشار مضاعفی بر زنجیره تأمین ایجاد میکند.
بنابراین، تشدید جنگ ایران و آمریکا در صورت ورود به مرحله حمله به زیرساختهای عمومی، ماهیتی متفاوت با حملات محدود به مراکز نظامی خواهد داشت؛ زیرا اثرات آن میتواند مستقیماً وارد زندگی روزمره مردم شود.
اثر اقتصادی تشدید حمله آمریکا به ایران چیست؟
از منظر اقتصادی، بزرگترین ریسک لزوماً خسارت اولیه به یک نیروگاه یا پل نیست؛ مسئله مهمتر، ایجاد اختلال در زیرساختهای متصل به یکدیگر است.
اختلال در برق میتواند تولید صنعتی را کاهش دهد، فعالیت واحدهای اقتصادی را مختل کند و هزینه تأمین کالا و خدمات را بالا ببرد. همزمان، افزایش ریسک امنیتی میتواند بر بازار ارز، انتظارات تورمی، سرمایهگذاری و تجارت خارجی اثر بگذارد.
در سطح منطقهای نیز هرگونه تشدید حمله آمریکا به ایران میتواند دوباره ریسک اختلال در مسیرهای انرژی و کشتیرانی منطقه را افزایش دهد. این مسئله برای بازار نفت اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا هرچه احتمال طولانیتر شدن درگیری بیشتر شود، بازارها ریسک عرضه و حملونقل انرژی را با حساسیت بیشتری قیمتگذاری خواهند کرد.
آیا تهدیدهای ترامپ فقط یک ابزار مذاکره است؟
این مهمترین پرسشی است که در شرایط فعلی نمیتوان با قطعیت به آن پاسخ داد.
سوابق اظهارات ترامپ نشان میدهد تهدید به هدف قرار دادن نیروگاهها و پلها پیشتر نیز مطرح شده است. فاکس نیوز در ۱۴ ژوئیه گزارش داده بود که ترامپ گفته است در صورت بازنگشتن ایران به میز مذاکره، حملات به نیروگاهها و پلها گسترش خواهد یافت.
بنابراین، صرف مطرح شدن دوباره این تهدید بهتنهایی به معنای تصمیم قطعی برای اجرای آن نیست.
اما یک تفاوت مهم وجود دارد: این بار تهدید زیرساختی با پرونده کوه کلنگ و ادعاهای مربوط به انتقال سانتریفیوژها در یک قاب واحد قرار گرفته است. به همین دلیل، خطر اصلی نه فقط حمله به شبکه برق یا پلها، بلکه احتمال پیوند خوردن فشار نظامی با تلاش آمریکا برای تعیین تکلیف باقیمانده زیرساخت هستهای ایران است.
هدف بعدی واشینگتن فقط تأسیسات نظامی نیست
سخنان تازه دونالد ترامپ نشان میدهد تشدید حمله آمریکا به ایران همچنان یکی از گزینههای جدی در محاسبات واشینگتن است؛ با این تفاوت که این بار رئیسجمهور آمریکا دامنه اهداف احتمالی را به نیروگاهها و پلها نیز گسترش داده و در کنار آنها، کوه کلنگ را به عنوان یک هدف مرتبط با برنامه هستهای ایران مطرح کرده است.
در سوی دیگر، گزارش والاستریت ژورنال درباره انتقال هزاران سانتریفیوژ به اعماق کوه کلنگ و گزارش نیویورکپست درباره تلاش نتانیاهو برای ارائه اطلاعات تازه به ترامپ، نشان میدهد که این مجموعه زیرزمینی ممکن است به یکی از حساسترین نقاط پرونده هستهای ایران تبدیل شده باشد.
در نتیجه، مسئله فقط این نیست که آیا حمله مجدد آمریکا به ایران رخ خواهد داد یا نه؛ مسئله مهمتر این است که آیا مذاکرات میتواند مانع عبور درگیری از اهداف نظامی به زیرساختهای حیاتی و همچنین مانع تبدیل کوه کلنگ به جرقه یک دور تازه از رویارویی هستهای ـ نظامی شود؟
ارسال نظر