پیروزی جو بایدن، ظریف را رئیس ‌جمهور ایران می‌ کند؟

انتخابات 1400 تحت الشعاع انتخابات آمریکا است؟

اگر روند طبیعی سیاسی کشور به همین صورت طی شود باید قبول کنیم که تیم روحانی و طیف اصلاح طلب بازنده قطعی رقابت‌ها هستند. همچنین منطق دیالکتیکی سیاسی نشان می‌دهد که معمولا دولت با مجلس مخالف همسو است و اگر مجلس یازدهم در دست طیف اصولگرا است، پس دولت سیزدهم نیز در دست یکی از موتلفین این جبهه می‌افتد.

انتخابات 1400 تحت الشعاع انتخابات آمریکا است؟

بیش از یک سال تا انتخابات ریاست جمهوری سال 1400 فرصت باقی مانده و از همین الان رسانه‌ها شروع به گمانه زنی در مورد رئیس دولت سیزدهم کرده اند. در تحلیل بسیاری از رسانه‌ها، اصلاح طلبان و به خصوص طرفداران روحانی یا اعضای کابینه اش هیچ شانسی ندارند و بسیاری از کارشناسان یک اصولگرا یا فرد متمایل به اصولگرایی را برنده قطعی انتخابات می‌دانند.

با وجود این، سیاست مانند سیبی معلق در هوا است که قبل از افتادن بر زمین ده ها چرخ می‌خورد. عالم سیاست به مثابه یکی از زیرمجموعه های علوم انسانی، عالم یقین و قطعیت نیست بلکه دنیای امکان و احتمال است. تنها یک اتفاق می‌تواند روند یک کشور را عوض کند. از این گونه اتفاق ها در تاریخ به وفور رخ داده است. فرض کنید در سال 1914 یک صرب معترض، ولیعهد اتریش را ترور نمی‌کرد. اگر چنین اتفاقی نمی‌افتاد شاید جهان شاهد جنگ جهانی اول نبود.

انتخابات 2020 امریکا

این اصل در مورد انتخابات ریاست جمهوری ایران نیز جاری است. بک اتفاق می‌تواند روند انتخابات را تغییر دهد. آن اتفاق چیست؟ در داخل ایران که بعید است در طول یک سال اتفاق خاصی بیفتد اما در خارج هر لحظه ممکن است یک جرقه به سان یک انفجار درایران و منطقه عمل کند.

بالی در آمریکا، طوفانی در ایران؛ تاثیر انتخابات آمریکا بر کودتای 28 مرداد

چه خوشمان بیاید و چه نه؛ باید قبول کنیم که تغییر روند سیاسی در آمریکا و به خصوص تغییر روسای جمهور در این کشور تاثیراتی در روند سیاسی سایر کشورها داشته است. این اصل در مورد ایران نیز جاری است. در طول تاریخ ایران بارها شاهد بوده ایم که تغییر روسای جمهور ایالات متحده چه تاثیری در روند داخلی کشور ما داشته است.

شاید بارزترین نمونه این امر در آگاهی تاریخی ما ایرانی‌ها مربوط به انتخاب کارتر به عنوان رئیس جمهور آمریکا باشد که با ورودش به کاخ سفید و تشویق توسعه فضای باز سیاسی منجر به تغییر سیاست شاه به عنوان متحدش شده و شرایط را برای وقایع سالهای بعد و انقلاب اسلامی در سال 57 فراهم کرد.

جیمی کارتر و شاه

با این حال، یکی از بارزترین نمونه‌های دیگر که معمولا به آن توجه نمی‌شود، کودتای 28 مرداد است. مورخین وقایع بسیاری را در تعلیل کودتای 28 مرداد آورده اند اما همواره از یکی از بارزترین آنها غافل بوده اند؛ انتخابات ریاست جمهوری 1953 آمریکا و انتخاب دوایت آیزنهاور جمهوری خواه به عنوان جانشین هری ترومن دموکرات. هر چند هم ترومن و هم آیزنهاور از جمله مخالفان شدید شوروی بوده و همواره از نفوذ کمونیسم (به خصوص از طریق حزب توده) در ایران می‎ترسیدند اما آیزنهاور جمهوری خواه بر خلاف ترومن نوک پیکان حملاتش را به سمت دولت مصدق برده و او را مسئول نفوذ گروه‌های چپ و متحدین بالقوه شوروی در ایران دانست. این شد که به سرعت مقدمات کودتا علیه مصدق را فراهم نمود و در طول چندماه کودتای 28 مرداد به وقوع پیوسته و محمد مصدق از قدرت خلع شد.

سیاست الاکلنگی ایران و آمریکا بعد از انقلاب

بعد از انقلاب اسلامی در سال 57 روابط ایران و ایالات متحده به کلی تغییر کرد و از شکل  موازنه مثبت به تقابل تبدیل شد. ایران و آمریکا در طول این 40 سال همواره با هم نوعی ارتباط سلبی داشتند. هر سیاست جدیدی به مثابه نوعی تقابل در ایران تاثیر گذاشته و هر نوع تغییر سیاسی در ایران هم موجب واکنش مسئولان سیاست‌ خارجی ایالات متحده شده است.

اما بعد از انتخابات 1392 و ورود حسن روحانی به پاستور شرایط کمی تغییر کرد. روحانی و ظریف زمینه ساز انعقاد برجام شده و اولین زمین مشترک ایران و آمریکا در توافق هسته ای به وجود آمد. روحانی با پشتوانه همین سند توانست در انتخابات 96 هم رای بیاورد؛ با این حال، زلزله سیاسی ترامپ در آمریکا ورق را به ضرر روحانی و طیف اصلاح طلب برگرداند. دونالد ترامپ جمهوری خواه در یک اقدام عجولانه از برجام خارج شد و عملا این سند را به یک تکه کاغذ بی ارزش تبدیل کرد. این اتفاق باعث به هم خوردن شرایط دولت، سردرگمی وزارت امور خارجه و به خصوص افزایش تورم و فشار اقتصادی در ایران شده و دولت روحانی را یک شبه از عرش به فرش آورد.

حوادث مربوط به سال 96، 97 و 98 همگی به تبع این حادثه به وجود آمده و به خصوص وقتی با تذبذب و سردرگمی دولت روحانی و به خصوص مجلس اصلاح طلب دهم روبرو شد، باعث افول بیشتر دولت و به خصوص موتلفین اصلاح طلبش شد. پیروزی قاطع اصولگرایان در انتخابات مجلس و کاهش شدید شرکت کنندگان در انتخابات همگی حاصل این اتفاقات بودند.

پیروزی احتمای بایدن؛ بازگشت به برجام و برگشتن ورق

با این حال، شاید یک اتفاق در آن سوی مرزها در آمریکا روند را تا حدی تغییر دهد و حداقل به اصلاح طلبان شانس رقابت با اصول گرایان را بدهد. این اتفاق مربوط به انتخابات 2020 آمریکا (در آبان 1399) است. تا چندی پیش همه از پیروزی قطعی دونالد ترامپ در این رقابت‌ها می‌گفتند اما اکنون شرایط به طرز عجیبی تغییر کرده است. وقوع دو سونامی سیاسی در آمریکا ترامپ را در وضعیت بدی قرار داده است. یکی از این دو سونامی مربوط به عملکرد بسیار بد ترامپ در کنترل کرونا است و دیگری هم به وقایع و تظاهرات ضد نژاپرستی پس از قتل جورج فلوید سیاه پوست بر می‌گردد.

روحانی کلید

حالا نظرسنجی ها گویای پیشتازی جو بایدن هستند. فرض کنید ترامپ در انتخابات شکست خورده و جای خود را به جو بایدن بدهد. بایدن معاون باراک اوباما و سیاستمدار دموکراتی است که به شدت از برجام دفاع می‌کرده است. کسی از وقایع مربوط به سیاست خبر ندارد اما اگر بایدن پس از پیروزی احتمالی در انتخابات و ورود به کاخ سفید بلافاصله به برجام بازگردد آنگاه چه اتفاقی در داخل می‌افتد؟

همانطور که برخی متخصصین علوم سیاسی گفته اند، تاثیر روانی یک حادثه می‌تواند از خود آن حادثه بزرگتر باشد. شاید در شرایط فعلی و چند ماه قبل از انتخابات ایران، بازگشت آمریکا به برجام خیلی در روند اقتصادی  کشور موثر نباشد اما ممکن است نوعی جو اجتماعی و امید (چه کاذب  و چه غیر کاذب) ایجاد کند. این جو ممکن است باعث خروج برخی اصلاح طلبان از لاک دفاعی شود؛ اصلاح طلبانی که همواره داعیه ارتباط با خارج و افزایش فضای باز سیاسی و اجتماعی را داشته اند.

ظریف؛ کاندیدای نهایی اصلاح طلبان؟

با وجود تمام این مسائل و حتی وقوع همه این اما و اگرها نباید فراموش کرد که بدنه دولت روحانی از محبوبیت بالایی برخوردار نیست. شاید با فرض  وقوع حوادث بالا فقط محمد جواد ظریف باشد که شانس کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری و رقابت را داشته باشد؛ چرا که در این مدت سکان دار اصلی ترین وزارت دیپلماتیک کشور بوده و به عنوان نماد سیاست خارجی دولت روحانی شناخته می‌شود.

ظریف

البته نباید از خاطر برد که جو عمومی در حال حاضر به نفع ظریف، روحانی و سیاست دیپلماسی خارجی نیست و طبق منطق، شاید حتی اگر جو بایدن به ریاست جمهوری برسد باز درِ پاستور به روی اصلاح طلبان بسته باشد.

با این همه بعید نیست اگر یک رئیس‌جمهور دموکرات وارد کاخ سفید شود، مردم ایران به‌دنبال گزینه‌ای باشند که بتواند با دولت او ارتباط برقرار کند. گزینه‌ای که فعلا تنها یک نفر نماد آن است: محمدجواد ظریف./خبر فوری

 

ارسال نظر

یادداشت

روی خط رسانه

آخرین اخبار

پربازدید ها