چرا جنگ سوم قطعی است؟

ایران به دنبال طی دوره ترامپ به هر قیمت و تعامل با دولت بعدی است. آمریکا هم ناامید از تغییر رفتار ایران، در پی کاهش ظرفیت‌های بقا و تداوم نظام است. طرفین‌ برای نیل به این دو هدف متضاد در مسیر خود به تناسب به تاکتیک‌هایی چون جنگ محدود، ضربه‌زنی و مذاکرات مقطعی می‌پردازند.

چرا جنگ سوم قطعی است؟

ایران در ترسیم استراتژی خود بیش از اندازه روی انتخابات آمریکا حساب کرده است
 

 

صلاح‌الدین خدیو

روزنامه‌نگار 

۱. شانس احیای تفاهم اسلام‌آباد نزدیک به صفر است. امری که به هدف اصلی مذاکراتی ایران در ماه‌های اخیر تبدیل شده است. هدف پنهان آمریکا از دادن امتیازات فراوان‌ به ایران در پایان جنگ دوم صرفا خرید زمان به قصد احداث و گشایش کریدور جنوبی تنگه هرمز بود. امری که به صورت نسبی محقق شده است.
از طرف دیگر ایران با درک این مهم، ابدا حاضر به دادن امتیاز در مساله هسته‌ای نیست و می‌خواهد با استفاده از کارت هرمز تا می‌تواند بحث بر سر هسته‌ای را به تعویق اندازد.

۲. ایران و آمریکا به علت بی‌اعتمادی مطلق به یکدیگر قادر به تنش‌زدایی صد در صد نیستند.
اکنون اهداف طرفین روشن است. ایران به دنبال طی دوره ترامپ به هر قیمت و تعامل با دولت بعدی است. آمریکا هم ناامید از تغییر رفتار ایران، در پی کاهش ظرفیت‌های بقا و تداوم نظام است.
طرفین‌ برای نیل به این دو هدف متضاد در مسیر خود به تناسب به تاکتیک‌هایی چون جنگ محدود، ضربه‌زنی و مذاکرات مقطعی می‌پردازند.

۳. تحول مهمی که احتمالا رخ داده، همراهی دولت‌های عرب همسایه با سیاست‌ امنیتی جدید آمریکا و اسرائیل در منطقه است.
تبعیت کامل از تحریم‌های بی‌سابقه جدید علیه ایران، حضور در نشست نتانیاهو و بن زاید، بحرانی شدن مجدد مساله یمن و استفاده موثر ایران از اهرم آن و گرم شدن روابط ریاض و ابوظبی تحولاتی هستند که مجموعا کشورهای خلیج فارس را از ایران دور و به سمت همکاری با آمریکا و اسرائیل رانده است.
این ارزیابی حتی شامل عمان هم می‌شود که پیش از این سیاست محتاطانه‌تری داشت.
به عبارت دیگر اگر در گذشته عرب‌های خلیج فارس از بیم انتقام‌جویی ایران و تهدید مسیرهای انتقال انرژی در مواردی خواهان کاهش سطح تنش می‌شدند اکنون احتمالا به جز قطر حاضر به پرداخت هزینه‌های بازتعریف نظم منطقه‌ای و ترسیم ساختارهای امنیتی جدید می‌باشند.

۴. به نظر می‌رسد ایران در ترسیم استراتژی خود بیش از اندازه روی انتخابات آمریکا حساب کرده است. حتی به فرض شکست محتمل جمهوریخواهان نمی‌توان از ایجاد محدودیت‌های نهادی علیه دولت مستقر با اطمینان سخن گفت.
حتی می‌توان انتظار نوعی سخت‌تر شدن مواضع ترامپ را نیز داشت که در پایان دومین دوره ریاست چیزی برای از دست دادن نخواهد داشت.

۵. تحریم‌های جدید مستقیما تاب‌آوری اجتماعی ایران را هدف قرار داده است. محاصره دریایی، تحریم هوایی و بانکی، تحریم صنایع کلیدی خودروسازی، فولاد و پتروشیمی، الگویی بی‌سابقه و قابل قیاس با عراق دهه نود ایجاد کرده و تحمل دو سال باقیمانده ترامپ را دشوارتر از قبل می‌کند. بسته به آهنگ فرسایش اقتصادی در ایران و کاهش تاب‌آوری اجتماعی، موضع آمریکا سخت‌تر و اشتیاق آن برای بده‌بستان با ایران کاهش می‌یابد.

۵. نقل و انتقالات جدید نظامی در منطقه، رایزنی‌های امنیتی، کاهش مشکوک عملیات آفندی آمریکا‌ در خلیج فارس می‌تواند نشانه‌ای از مقدمات یک تهاجم بزرگ باشد. در کنار اینها وقوع حوادث تروریستی مشکوک در پایگاه فرفورد انگلیس، پرواز فلای دوبی و مطرح شدن مجدد فعالیت در سایت‌های زیرزمینی هسته‌ای، حاکی از آماده‌سازی افکار عمومی غرب برای جنگی تازه است. البته واشنگتن بجای مدل عراق و بکارگیری گسترده نیروی زمینی بیشتر به الگوی سوریه می‌اندیشد. یعنی ترکیبی از اقتصادی  و عملیات نظامی هدفمند.

استراتری دفاعی ایران مانند سابق مبتنی بر دو اصل است: انتقال بخشی از فشار اقتصادی به اقتصاد جهان از رهگذر ناامن نگه داشتن هرمز و تهدید زدن زیرساخت‌های حیاتی منطقه در صورت مواجهه با حمله‌ای ویرانگر.
با این وصف هفته‌های آتی از منظر اقتصادی و سیاسی سرنوشت‌ساز خواهد بود.
کانال تلگرامی شارنامه

ارسال نظر

یادداشت

آخرین اخبار

پربازدید ها