برخاستن ایران از خاکستر تاریخ

برخاستن ایران از خاکستر تاریخ

علی برزگر

با آشوبی که جهان امروز را فراگرفته و آمریکا و اسرائیل آهنگ نابودی ایران را دارند باید نگاهی به تاریخ بیافکنیم و ببینیم چگونه نیاکان ما این سرزمین و فرهنگ آن را پاس داشته اند.

  نخستین دولت گسترده که در فلات ایران برآمد از ایلامیان بود. مادها که از اقوام آریایی بودند از آغاز هزاره اول پیش از میلاد دولتی با پایتختی اکباتان تشکیل دادند.  سپس کوروش هخامنشی از قوم پارس نخستین امپراتوری جهانی را بنیان گذاشت که با حمله اسکندر مقدونی پایان یافت.  حکومت سرداران اسکندر را پارتها برانداختند و دولت اشکانی را بنیان نهادند. پس از پارتها  نوبت به ساسانیان رسید که برای چهار سده بر ایران حکومت کردند.

   ایرانیان از کرد، لر،  بلوچ، ایلامی، آذری، گیلک، تات، مازنی، سیستانی و خراسانی  و مردمان کهنی که پیش از آریاییان در فلات ایران بودند و هزاران سال تاریخ را با هم گذرانیده اند یک ملتند.            بسیاری از مردمان ما که قدرتهای بیگانه آنها را از ما جدا کرده اند و اکنون در سرزمینهایی جدا از ما زندگی می کنند نیز در این احساس یگانگی با ما هستند و ما صدای آنها را می شنویم.

    مردم ایران در هزاران سال زندگی با هم سختیها را از سر گذرانده و فرهنگ یگانه و بی نظیری ساخته اند.   از اسکندر مقدونی که ایران را به آتش وخون کشید تا عربها که برای دویست سال کوشیدند ایران و فرهنگ ایرانی را نابود کنند و مغولان و ترکان که هزار سال بر این سرزمین حکومت کردند که آخرین آنها قاجار بود، نتوانستند ایران و فرهنگ ایرانی را نابود کنند.  ایرانیان در برابر بیگانگان ایستادند و از ایران وفرهنگ ایرانی پاسداری کردند.  یورش عرب بسیاری از ایرانیان را کشت و مراکز تمدنی را به آتش کشید. خراسانیان بودند که زبان فارسی دری را بنیان گذاشتند، مراکز علمی و ادبی ساختند و نام ایران را در سراسر جهان زنده کردند.

    بسیاری از دودمانهای بیگانه که بر این مرز و بوم حکومت کردند عشق به فرهنگ و تمدن ایرانی نداشتند و سرزمینهای ایرانی را به بیگانگان دادند: پادشاهان قاجار بیش از نیمی از سرزمینهای ایران را به  روس و انگلیس واگذارکردند.  قرارداد گلستان (1813 م.)،  فتحعلی شاه سرزمینهای قفقاز: گرجستان، جمهوری آذربایجان، ارمنستان و بخشهایی از داغستان را به روسیه واگذارد. هم او بود که در قرارداد ترکمان چای (1828م.) ایروان و نخجوان را به روسیه داد و کاپیتولاسیون روسیه را پذیرفت.  در قرارداد آخال (1881 م.) ناصرالدین شاه سرزمینهای آسیای مرکزی و مراکز تمدنی فرا رودان، سمرقند و بخارا که هزاران سال کانون تمدن ایرانی بودند را به روسیه واگذارد ودر قرارداد پاریس (1857 م.) هرات و دیگر سرزمینهای افغانستان کنونی را به انگلیس داد.

جنبش مشروطه

     ایرانیان خردمند مانند میرزا تقی خان امیرکبیر که به کشورهای متمدن جهان سفر کرده بودند  به این نتیجه رسیدند که  اگر ایران بخواهد یک کشور آزاد شود باید دولتی بر بنیان قانون اساسی بسازد که بر رای آزاد شهروندان با حقوق و آزادیهای مدنی استوار باشد. این اندیشه ها بود که کانونهای تمدنی مانند دارالفنون، مدرسه علوم سیاسی و روزنامه هایی مانند قانون را بنیان نهاد. ایرانیان ترقی خواه مانند میرزا حسین خان سپهسالار دانش آموخته دارالفنون  که پس از آموزش در اروپا و آشنایی با زبانهای انگلیسی و فرانسه به ایران بازگشتند پشتیبانی برای ترقی خواهان ایران شدند. پس از کشته شدن ناصرالدین شاه و رسیدن مظفرالدین میرزا به پادشاهی زمینه برای جنبش مشروطه  فراهم آمد. 

    جنبش مشروطه به انتخابات مجلس اول شورای ملی  و تصویب قانون اساسی مشروطه انجامید که  در آن خاستگاه حاکمیت  سیاسی از پادشاه به ملت انتقال یافت.  در قانون مشروطه مجلس شورای ملی (قوه مقننه) که اعضای آن از سوی ملت از نقاط  و طبقات گوناگون برگزیده می شدند تصمیمهای مهم کشور را  می گرفت. نخست وزیر را بر می گزید. نخست وزیر و اعضای کابینه (قوه مجریه) پس از گرفتن رای اعتماد  از مجلس  آغاز به کار می کردند.  وزیر دادگستری هم رئیس قوه قضاییه بود. آنها سه قوه مستقل از هم بودند. شاه جنبه تشریفاتی داشت و نقشی در اداره دولت نداشت.

ترور اتابک  - در شامگاه 8 شهریور 1386 هنگامی که علی اصغر خان اتابک نخست وزیر از مجلس شورای ملی بیرون می آمد هدف تیر عباس آقا صراف آذربایجانی عضو هیات مدهشه حوزه مخفی اجتماعیون عامیون  که مجری سیاستهای انگلیس در ایران بود قرار گرفت و در دم جان باخت.

تقسیم ایران -  8 شهریور 1386 قراردادی میان دولتهای انگلیس و روسیه به امضا رسید  که به موجب آن سرزمین ایران به سه بخش میان نیروهای روسیه در شمال، انگلیس در جنوب و میانه بی طرف تقسیم گردید.  این نیروها تا پایان جنگ جهانی اول ایران را در تصرف داشتند.  در این  دوران ناامنی، هرج و مرج  و بیماریهای واگیر در ایران بیداد کرد و جان میلیونها ایرانی را گرفت.

 به توپ بستن مجلس - روزسوم تیر 1387 به فرمان محمد علی شاه لیاخوف فرمانده قزاق مجلس شورای ملی را به توپ بست.  پس از یک روز تیراندازی بسیاری از نمایندگان از مجلس گریختند و چند تن از آنان که موفق به فرار نشده بودند به دستور شاه در باغ شاه خفه شدند.  

دو سال بعد در 22 تیر 1289 دو نیرو از شمال و جنوب بدون مقاومت وارد تهران شدند.  نیروهای جنوب  به  فرماندهی اسعد بختیاری وابسته به انگلیس و نیروهای شمال به فرماندهی محمد ولیخان تنکابنی  که مورد اعتماد روس و انگلیس بود. محمد علی شاه به سفارت روس پناهنده شد. سردار اسعد فرماندهی نیروهای قزاق تنها نیروی دولتی را به لیاخوف داد. احمد میرزا پادشاه شد.

کودتای 1299 - در روز سوم اسفند 1299 هنگامی که فرمانده انگلیسی نیروهای خود را از ایران بیرون می برد رضاخان میرپنج که فرماندهی نیروی قزاق در همدان را داشت بدون مقاومت وارد تهران شد و قدرت را در دست گرفت.  او در سال 1304 ش. با تایید مجلس شورای ملی پادشاه شد. 

 در دوران رضاشاه دولت مشروطه  که در روز سوم تیر 1387 با بمباران مجلس تعطیل شده بود و پس ازکودتا کشور زیر نظر انگلیس اداره می شد نظم تازه ای یافت.  رضاشاه حاکم مطلق بود.  نخست وزیر جایگاه مهمی نداشت.  جلسات هیات دولت بیشتر اوقات به ریاست شاه در کاخ سلطنتی تشکیل می شد.  سفارت انگلیس و نیروهای اطلاعاتی او بر دولت، ارتش و شهربانی ناظر بودند.  انتخابات مجلس شورای ملی  و عزل و نصب وزیران با دستور شاه  و مشورت سفارت انگلیس زیر نظر شهربانی انجام می شد. احزاب و روزنامه های آزاد وجود نداشتند.  از سیاستمداران مهم در دوران رضا شاه  باید از عبدالحسین تیمورتاش و  علی اکبر داور نام برد که در همکاری با چند تن از مشروطه خواهان قدیم مانند الهیار صالح و احمد کسروی  برخی از اصلاحاتی را که پیش از کودتا آغاز شده بود مانند تدوین  قانون مدنی و اصلاح قوانین مالی و مالیاتی را در سالهای نخست رضا شاه پیش بردند.  تیمورتاش مورد غضب رضا شاه قرار گرفت و در زندان کشته شد و داور هم خود کشی کرد.

پس از اشغال ایران از سوی متفقین در شهریور 1320 و تبعید رضا شاه مردم ایران سالهای سختی داشتند.  دولت ایران ارزش ریال  را به سود متفقین کاهش داد و موجب تورم، قحطی و سختی معاش مردم شد.  همزمان با حضور متفقین دو حزب سیاسی در ایران تشکیل شدند.  یکی حزب توده ایران بود که با دستور دولت شوروی  در مهر 1320 گشوده شد و دیگری حزب اراده ملی بود که  به سفارش دولت انگلیس به رهبری سید ضیاء طباطبایی تشکیل گردید.  چند روزنامه هم که از آغاز وابسته به متفقین و دولت بودند به گونه ای محدود  شروع به کار کردند.  در سال 1324  حزب ایران نخستین حزب ملی بود که با برنامه ای مترقی با شرکت متخصصان برجسته، استادان دانشگاه و طبقه متوسط تشکیل گردید و در انتخابات دوره چهاردهم و شانزدهم اقلیت کوچک اما موثری را بدست آورد.

نهضت ملی ایران

   در نیمه دوم دهه 1320 که قرارداد با شرکت نفت انگلیس و ایران  به پایان خود نزدیک بود انگلیس می خواست اجازه تمدید آن را از مجلس  شورای ملی بگیرد. اما دکتر محمد مصدق که با چند تن از همفکران خود به نمایندگی از مردم تهران به دوره شانزدهم مجلس شورای ملی برگزیده شده بود با پیشنهاد ملی کردن نفت ایران در مجلس و از راه نوشتن مقاله در روزنامه ها، سخنرانی در اجتماعات بزرگ مردمی در سراسر کشور توانست ملت ایران را برای ملی کردن نفت با خود همراه سازد.

   بزودی بسیاری از سیاستمداران ملی، استادان دانشگاه، بازاریان، کارمندان دولت، فرهنگیان، دانشجویان و روزنامه نویسان ملی به مصدق پیوستند. در سرتاسر ایران تظاهراتهای پیوسته مردم برای ملی کردن نفت ادامه داشت.  مصدق و یارانش  پس از ورود به مجلس فراکسیون نهضت ملی را تشکیل دادند. آنها لایحه ملی کردن صنعت نفت را پیشنهاد و به  تصویب کمیسیون نفت مجلس رساندند. جمال امامی رئیس فراکسیون نمایندگان اکثریت که وابسته به انگلیس بود زیر فشار افکار عمومی که هوادار ملی شدن نفت بودند، با اطمینان از این که مصدق نخواهد توانست نفت را ملی کند، پیشنهاد نخست وزیری مصدق را داد. مصدق با این شرط که پیش از قبول پست  نخست وزیری لایحه ملی کردن نفت از تصویب مجلس بگذرد آن را پذیرفت.

     نفت ملی شد. مصدق دولت تشکیل داد و هیاتی را برای تحویل گرفتن صنعت نفت به آبادان فرستاد. در واکنش به ملی کردن نفت شرکت نفت انگلیس و ایران از دولت ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد و دادگاه بین المللی لاهه شکایت برد. مصدق در شورای امنیت در نیویورک از حقوق ملت ایران دفاع کرد.  شورای امنیت پس از شنیدن سخنان نمایندگان ایران و دولت انگلیس رای داد تا پیش از تصمیم گیری در این باره در انتظار رای دادگاه بین المللی بماند. مصدق با شماری ازحقوق دانان  برای شرکت در جلسه دادگاه لاهه به هلند رفت.  او هانری رولن، رئیس جمهور پیشین  بلژیک را که حقوقدانی برجسته بود را به وکالت ایران برگزید.  رولن از حق ایران برای ملی کردن نفت دفاع کرد.  دادگاه وارد شور شد و قضات دادگاه همراه با قاضی انگلیسی به حقانیت ایران در ملی کردن نفت رای دادند.  

    سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا همراه با سازمان ام. آی. 6. انگلیس با شبکه های جاسوسی  و نظامی که دراختیار داشتند و اوباش خیابانی در 28 مرداد 1332  دولت قانونی  و دموکراتیک مصدق را برانداختند و دولتی نظامی با نخست وزیری سرلشگر فضل الله زاهدی را سر کار آوردند.  محمد رضا شاه که به ایتالیا گریخته بود  به ایران بازگشت و تا 22 بهمن 1357 بر ایران حکومت کرد.  در بیست و پنج سال حکومت او هر چند با افزایش درآمد نفت سطح زندگی مادی ایرانیان تا اندازه ای بهبود یافت  اما  آزادی بیان، مشارکت سیاسی، آزادی انتخاب نمایندگان به مجلس و حق تعیین سرنوشت برای مردم  نبود و زندانها پر از کسانی بود که به دولت انتقاد داشتند.

     پس از هزاران سال تاریخ که بیش از هزار سال آن را ایران در جایگاه  ابر قدرتی جهان قرار داشته و ستمهایی که مردم  ایران از اقوام بیابان نشین دیده و تجربه پر هزینه ای که چهل و هفت سال دولت انقلابی از جنگ و صلح اندوخته، ملت ایران اینک در برابر این پرسش قرار دارد که چه باید بکند.  به  باور من مردم ایران در تجربه تاریخی خود از استبداد به این نتیجه رسیده اند که :  

(1) با تجربه تاریخی، اصول اخلاقی و همبستگی فرهنگی جامعه ایرانی تصور آینده ای بدون آزادی و  برابری حقوق مدنی و مشارکت همه بخشهای ملت ایران در سرنوشت خود صرف نظر از جنس، قوم، دین و طبقه امکان پذیر نیست.

(2)  قدرت و حکومت در ایران مسئله ای ملی است و دخالت بیگانگان در آن به هیچ روی به سود و مصلحت ملت ایران نیست.

 

 

 

 

ارسال نظر

یادداشت

آخرین اخبار

پربازدید ها