ادعای حمله پهپادی حوثی‌ها به مکه؛ واقعیت یا سناریوی جنگ روانی علیه ایران؟

حوثی‌ها این اتهام را نه یک جنجال عادی، بلکه تهدیدی جدی برای مشروعیت خود نزد افکار عمومی جهان اسلام می‌دانند؛ تهدیدی که می‌تواند حتی حامیان منطقه‌ای‌شان را نیز از آنان دور کند.

ادعای حمله پهپادی حوثی‌ها به مکه؛ واقعیت یا سناریوی جنگ روانی علیه ایران؟

یحیی سریع، هدف قرار دادن مکه را رد کرد و گفت عملیات آنان تنها تأسیسات نفتی و پایگاه‌های نظامی عربستان را نشانه می‌رود

 

امیرحسین مصلی

روزنامه‌نگار

سه‌شنبه‌شب بیست‌وچهارم شهریور، آژیرهای هشدار امنیتی در مکه، جده و طائف به صدا درآمد؛ نخستین هشدار از این دست درباره‌ی مکه از آغاز جنگ خاورمیانه در فوریه. فردای آن روز، ترکی المالکی، سخنگوی ائتلاف نظامی به رهبری عربستان سعودی، اعلام کرد پدافند هوایی این کشور یک پهپاد متعلق به حوثی‌های یمن را در جنوب مکه، پیش از ورود به حریم هوایی ممنوعه‌ی این شهر، رهگیری و منهدم کرده است؛ رویدادی که او آن را دومین تلاش حوثی‌ها برای هدف قرار دادن مکه، پس از پرتاب یک موشک بالستیک در مرداد ۱۳۹۶، توصیف کرد.

 

آنچه مسلم است و آنچه ادعاست

باید از همین‌جا میان دو لایه از واقعیت تفکیک کرد. آنچه نسبتاً مسلم است این است که عربستان، یک روز پیش از این ادعا، هدف موجی از حملات موشکی و پهپادی از یمن قرار گرفته بود که به گفته‌ی مقام‌های سعودی، سیزده نفر را در جنوب این کشور زخمی کرد؛ و آنچه همچنان صرفاً ادعاست، این است که یکی از این پرتاب‌ها واقعاً به‌سمت مکه بوده و واقعاً حوثی‌ها آن را شلیک کرده‌اند. حتی یک گزارش تحلیلی از رسانه‌ی رکنا به نکته‌ای روش‌شناختی مهم اشاره کرده است؛ رهگیری یک پهپاد، به‌خودی‌خود هدف‌قرارگرفتن قطعی مکه را ثابت نمی‌کند و این دو ادعا نباید در تیترها یکسان جلوه داده شوند.

انکار قاطع حوثی‌ها

واکنش انصارالله، برخلاف بسیاری از اتهام‌های مشابه در این جنگ، مبهم یا نیمه‌جان نبود. یحیی سریع، سخنگوی نظامی این گروه، هدف قرار دادن مکه را رد کرد و گفت عملیات آنان تنها تأسیسات نفتی و پایگاه‌های نظامی عربستان، دور از اماکن مقدس، را نشانه می‌رود؛ او روایت سعودی را «تبلیغات» خواند. مهم‌تر از این، عبدالملک الحوثی، رهبر جنبش، شخصاً وارد میدان شد و ادعای حمله به مکه را «دروغی بسیار بزرگ، زشت و شنیع» نامید که به گفته‌ی او «دشمن سعودی» آن را تکرار کرده است. سطح این واکنش، از سخنگوی نظامی تا بالاترین رهبری جنبش، نشان می‌دهد حوثی‌ها این اتهام را نه یک جنجال عادی، بلکه تهدیدی جدی برای مشروعیت خود نزد افکار عمومی جهان اسلام می‌دانند؛ تهدیدی که می‌تواند حتی حامیان منطقه‌ای‌شان را نیز از آنان دور کند.

احتیاط قابل‌توجه ایران

واکنش تهران نیز به همان اندازه گویا بود، هرچند نه از جنس تأیید یا رد صریح. سخنگوی وزارت خارجه در پیامی نوشت هرگونه تعرض به اماکن مقدس اسلامی، به‌ویژه مکه، مدینه و مسجدالاقصی، محکوم است؛ جمله‌ای که آگاهانه از نسبت‌دادن این اقدام به طرف مشخصی پرهیز کرد.

رسانه‌های نزدیک به دولت ایران این احتیاط را صریح‌تر بیان کردند؛ ادعای رهگیری یک پهپاد در مسیر مکه، به‌تنهایی نمی‌تواند مبنایی برای متهم‌کردن هیچ طرفی باشد. این لحن، در تضاد آشکار با سرعت و قاطعیتی است که کشورهایی مانند ترکیه، پاکستان و مالزی، یا نهادهایی مانند سازمان همکاری اسلامی و اتحادیه عرب، با آن روایت سعودی را پذیرفتند و محکومیت صادر کردند.

فرضیه‌ی پرچم دروغین

در همین بستر، نظریه‌ای جدی درباره‌ی احتمال یک عملیات ساختگی مطرح شده است. برخی رسانه‌های ایرانی، به نقل از فارس، ادعای یک تحلیلگر اسرائیلی به نام ادی کوهن را بازتاب دادند که مدعی شده، بنا بر منبعی اطلاعاتی غربی، ریاض یک پهپاد ساخت چین را با هدف جازدن آن به‌عنوان پهپاد یمنی در آسمان مکه به پرواز درآورده و سپس آن را سرنگون کرده تا محکومیت جهان اسلام را برانگیزد و بعدی دینی به جنگ علیه انصارالله بدهد. این ادعا را باید با احتیاط زیاد خواند؛ نه‌تنها منبع اصلی آن مشخص و مستقل نیست، بلکه از یک تحلیلگر اسرائیلی نقل شده که ارزیابی مستقلی از صحت گفته‌هایش وجود ندارد. فرارو نیز در گزارشی تحلیلی، بدون تأیید قطعی این روایت، به همین منطق اشاره کرده است؛ اهمیت مکه در ایجاد اجماع جهانی علیه یک متجاوز، توجه‌ها را به احتمال یک عملیات پرچم دروغین، طراحی‌شده از سوی اسرائیل، آمریکا یا خودِ عربستان برای افزایش فشار بر ایران و یمن، جلب کرده است.

نتیجه‌گیری؛ سه سناریوی ممکن

با جمع‌بندی شواهد موجود، سه سناریو در برابر هم قرار می‌گیرند و هیچ‌کدام هنوز با مدرک مستقل و قطعی اثبات نشده است.

نخست، روایت رسمی سعودی؛ حوثی‌ها واقعاً پهپادی به‌سوی مکه شلیک کرده‌اند، شاید در پی تشدید اخیر درگیری‌های یمن و عربستان و در امتداد پیشروی‌های میدانی حوثی‌ها که در هفته‌های اخیر ثبت شده است. دوم، روایت حوثی‌ها؛ این پهپاد، اگر اصلاً وجود داشته، هدفی نظامی یا نفتی داشته و روایت «حمله به مکه» صرفاً ابزاری تبلیغاتی برای بسیج افکار عمومی اسلامی علیه آنان است. سوم، فرضیه‌ی پرچم دروغین؛ خودِ ماجرا، از ابتدا تا انتها، صحنه‌سازی‌شده است تا جنگ فرسایشی و کم‌بازتاب یمن و عربستان را به بحرانی با ابعاد دینی و جهانی بدل کند، دقیقاً در لحظه‌ای که روایت پیشروی حوثی‌ها به‌سمت باب‌المندب، تصویر یک جبهه‌ی در حال شکست را برای ریاض ترسیم می‌کرد.

آنچه فراتر از این سه سناریو مسلم است، پیامدهای واقعی این ادعاست، صرف‌نظر از صحتش. عربستان با طرح این روایت، جنگ خود با حوثی‌ها را از یک درگیری منطقه‌ای صرف، به مسئله‌ای با ظرفیت بسیج بیش از یک میلیارد مسلمان بدل کرده و در همان حال، حوثی‌ها و به تبع آنان محور مقاومت را در برابر افکار عمومی جهان اسلام، حتی بخش‌هایی که پیش از این به آرمان فلسطین یا مخالفت با سلطه‌ی سعودی گرایش داشتند، در موضع دفاعی قرار داده است. تا زمانی که یک نهاد مستقل و بی‌طرف، مسیر پرواز و منشأ واقعی این پهپاد را تأیید نکند، حقیقت ماجرا همچنان در همان نقطه‌ی مبهمی باقی می‌ماند که هر دو طرف جنگ، ترجیح می‌دهند آن را به‌نفع روایت خود پر کنند.

 

 

ارسال نظر

یادداشت

آخرین اخبار

پربازدید ها