کمتر از چند ساعت تا پایان آتش‌بس ایران و آمریکا؛ اسرائیل: هیچ حسابی در هیچ جبهه‌ای تسویه‌نشده باقی نخواهد ماند!

هشدار تازه ترامپ درباره ایران؛ گزینه «ضربه‌ای دیگر» جدی شد؟ همزمان اسرائیل تهدید کرد.

کمتر از چند ساعت تا پایان آتش‌بس ایران و آمریکا؛ اسرائیل: هیچ حسابی در هیچ جبهه‌ای تسویه‌نشده باقی نخواهد ماند!

دونالد ترامپ بار دیگر گزینه نظامی علیه جمهوری اسلامی را صریحاً روی میز گذاشته و همزمان وزیر دفاع اسرائیل از پاسخ‌گویی به حملات «در هر جبهه» سخن گفته است؛ مجموعه این مواضع در کنار اظهارات یک نماینده مجلس ایران درباره ضرورت تغییر رویکرد دفاعی، بار دیگر احتمال حمله مجدد آمریکا به ایران و بازگشت منطقه به دور تازه‌ای از رویارویی را برجسته کرده است.

 

ترامپ سه مسیر برای ایران ترسیم کرد؛ فشار، فروپاشی اقتصادی یا حمله

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، در تازه‌ترین اظهارات خود درباره ایران تلاش کرد این پیام را منتقل کند که گزینه نظامی از دستور کار واشینگتن خارج نشده است.

ترامپ در واکنش به اظهاراتی درباره تغییر راهبرد آمریکا گفت واشینگتن چند گزینه در برابر جمهوری اسلامی دارد؛ از ادامه فشارهای فعلی و تشدید فشار اقتصادی گرفته تا وارد کردن یک ضربه نظامی دیگر.

او یکی از سناریوها را ادامه وضعیت فعلی توصیف کرد و گفت آمریکا می‌تواند بدون ورود فوری به جنگ، فشار موجود را ادامه دهد تا جمهوری اسلامی به ادعای او در نهایت شکست بخورد.

ترامپ همچنین از گزینه‌ای سخن گفت که از نظر نظامی بسیار مستقیم‌تر است: وارد کردن یک ضربه «واقعاً، واقعاً محکم».

او در عین حال «شکست دادن ایران از نظر اقتصادی» را نیز یکی دیگر از مسیرهای پیش رو دانست و ادعا کرد که واشینگتن همین حالا نیز در حال اعمال چنین فشاری است.

این موضع با اظهارات قبلی ترامپ درباره احتمال ازسرگیری جنگ نیز هم‌راستا است. او در ماه‌های گذشته چند بار میان «توافق» و «ضربه نظامی» به‌عنوان دو مسیر متفاوت در قبال تهران سخن گفته بود.

 

چرا احتمال حمله مجدد آمریکا به ایران دوباره مطرح شده است؟

نکته مهم در اظهارات جدید ترامپ، صرفاً تکرار تهدید نظامی نیست؛ بلکه قرار گرفتن حمله در کنار فشار اقتصادی و ادامه وضعیت فعلی است.

به بیان دیگر، واشینگتن فعلاً سه اهرم را همزمان در محاسبات خود نگه داشته است: فشار اقتصادی، فشار سیاسی و گزینه نظامی.

این رویکرد باعث می‌شود احتمال حمله مجدد آمریکا به ایران را نتوان صرفاً یک تهدید لفظی دانست؛ با این حال، از سوی دیگر، اظهارات ترامپ به‌تنهایی به معنای اتخاذ تصمیم نهایی برای آغاز حمله جدید نیز نیست.

در ماه‌های اخیر نیز کاخ سفید ادعا کرده بود که همه گزینه‌ها درباره جمهوری اسلامی در اختیار رئیس‌جمهوری آمریکا قرار دارد.

همزمان، موضوع مذاکرات ایران و آمریکا همچنان در محاسبات واشینگتن اهمیت دارد. ترامپ پیش‌تر نیز گفته بود میان دستیابی به توافق و وارد کردن ضربه‌ای سخت‌تر، یکی از دو مسیر باید انتخاب شود.

بنابراین در شرایط فعلی، احتمال جنگ مجدد ایران و آمریکا بیشتر از آنکه یک سناریوی قطعی باشد، بخشی از فشار حداکثری واشینگتن برای تغییر محاسبات تهران است؛ هرچند تداوم این ادبیات، ریسک محاسبه اشتباه و تبدیل تهدید به عملیات نظامی را افزایش می‌دهد.

 

اسرائیل همزمان از «تسویه‌حساب» در همه جبهه‌ها گفت

در سوی دیگر ماجرا، یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، پس از حملات هوایی این رژیم به مناطقی در جنوب لبنان، موضعی تند علیه نیروهای حزب‌الله گرفت.

کاتز در شبکه اجتماعی اکس اعلام کرد که اسرائیل در برابر حمله به نیروهای خود واکنش نشان خواهد داد و ادعا کرد که «هیچ حسابی در هیچ جبهه‌ای تسویه‌نشده باقی نخواهد ماند».

ارتش اسرائیل نیز ادعا کرده بود که حملات جنوب لبنان در واکنش به حمله حزب‌الله به نیروهای اسرائیلی انجام شده است.

اهمیت این اظهارات در آن است که همزمان با افزایش فشار آمریکا علیه تهران، جبهه لبنان نیز دوباره در حال تبدیل شدن به یک نقطه حساس منطقه‌ای است.

پیش‌تر نیز دونالد ترامپ درباره حملات حزب‌الله موضع گرفته و خواستار هدف قرار دادن دقیق‌تر این گروه شده بود.

 

یک نماینده مجلس ایران خواستار تغییر دکترین نظامی شد

در تهران نیز علی امامی‌راد، عضو کمیسیون امور داخلی کشور در مجلس، با مخالفت با مذاکره با آمریکا، خواستار تغییر رویکرد نظامی ایران از حالت دفاعی به تهاجمی شد.

او گفت اقدامات پدافندی انجام‌شده تاکنون کافی بوده و اکنون زمان آن است که دکترین نظامی از وضعیت تدافعی خارج شود.

امامی‌راد همچنین با اشاره به تقابل ایران و آمریکا و اسرائیل، آتش‌بس احتمالی را نشانه ضعف طرف مقابل توصیف کرد و بر ادامه رویکرد تقابلی تأکید داشت.

او در بخش دیگری از اظهاراتش درباره تنگه هرمز گفت: «تنگه هرمز میراث پدری ماست» و بیان کرد هر طرفی که بر این آبراه مسلط باشد، از ظرفیت مهمی برای پیشبرد اهداف اقتصادی و سیاسی برخوردار است.

 

مسئله اصلی فقط حمله نیست؛ خطر اصلی باز شدن چند جبهه است

آنچه شرایط فعلی را حساس‌تر می‌کند، احتمال همزمانی چند بحران است.

اگر حمله مجدد آمریکا به ایران صرفاً در سطح تهدید باقی بماند، واشینگتن همچنان می‌تواند از آن به‌عنوان اهرمی برای فشار در مذاکرات ایران و آمریکا استفاده کند.

اما اگر حمله‌ای جدید رخ دهد، مسئله به سرعت از رابطه تهران و واشینگتن فراتر خواهد رفت. جبهه اسرائیل و حزب‌الله در لبنان، امنیت کشتیرانی در خلیج فارس، بازار انرژی و وضعیت تنگه هرمز می‌توانند مستقیماً تحت تأثیر قرار بگیرند.

تجربه دورهای قبلی درگیری نیز نشان داده است که تهدید علیه ایران می‌تواند به سرعت به مجموعه‌ای از اقدامات متقابل در منطقه تبدیل شود. در یکی از دورهای اخیر درگیری، حتی موضوع تنگه هرمز و زیرساخت‌های انرژی به بخش مهمی از بحران تبدیل شد و حملات آمریکا نیز اهداف مرتبط با توان نظامی و موشکی ایران در اطراف این آبراه را دربر گرفت.

به همین دلیل، جنگ مجدد ایران و آمریکا در صورت وقوع، الزاماً به شکل یک حمله محدود و کوتاه باقی نخواهد ماند؛ به‌ویژه اگر تهران و گروه‌های همسو با آن، حمله احتمالی را آغاز یک دور تازه از تقابل منطقه‌ای تلقی کنند.

 

توافق ایران و آمریکا هنوز مهم‌ترین مسیر برای مهار بحران است

با وجود افزایش تهدیدها، یک مسیر متفاوت نیز همچنان وجود دارد: توافق ایران و آمریکا.

ترامپ پیش‌تر نیز صراحتاً میان دستیابی به توافق و حمله نظامی دست به انتخاب زده بود. در چنین شرایطی، مذاکرات ایران و آمریکا صرفاً یک پرونده دیپلماتیک نیست؛ بلکه می‌تواند یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده در مورد احتمال جنگ مجدد ایران و آمریکا باشد.

از طرف دیگر، تهران نیز پیش‌تر تأکید کرده که مذاکره لزوماً به معنای تسلیم نیست و در صورت حمله، پاسخ نظامی را در دستور کار قرار خواهد داد.

در نتیجه، هرچه فاصله میان دو طرف در موضوعات اصلی بیشتر شود، ارزش تهدید نظامی در محاسبات طرفین افزایش پیدا می‌کند؛ اما همزمان هزینه آغاز یک درگیری جدید نیز بالاتر می‌رود.

 

آیا حمله مجدد آمریکا به ایران نزدیک است؟

از مجموعه مواضع فعلی نمی‌توان نتیجه گرفت که تصمیم قطعی برای حمله مجدد آمریکا به ایران گرفته شده است. آنچه با اطمینان بیشتری می‌توان گفت، این است که گزینه نظامی همچنان بخشی از جعبه‌ابزار سیاست واشینگتن در برابر تهران است.

سه نشانه در این میان اهمیت بیشتری دارند:

اول؛ ادبیات ترامپ تغییر نکرده است. رئیس‌جمهوری آمریکا همچنان حمله نظامی را در کنار فشار اقتصادی به‌عنوان گزینه قابل اجرا مطرح می‌کند. سابقه اظهارات او نیز نشان می‌دهد که تهدید به حمله برای واشینگتن تنها یک موضوع مقطعی نبوده است.

دوم؛ اسرائیل در حال ارسال پیام بازدارندگی در چند جبهه است. سخنان کاتز درباره باقی نماندن «حساب تسویه‌نشده» نشان می‌دهد تل‌آویو قصد ندارد تحولات لبنان را از پرونده گسترده‌تر تقابل منطقه‌ای جدا کند.

سوم؛ ادبیات تهران نیز سخت‌تر شده است. اظهارات امامی‌راد درباره عبور از وضعیت دفاعی به تهاجمی، اگرچه تصمیم رسمی نظامی محسوب نمی‌شود، نشان‌دهنده بخشی از فضای سیاسی داخلی در برابر احتمال حمله مجدد آمریکا است.

از این منظر، خطر اصلی فقط تصمیم آگاهانه یکی از طرفین برای آغاز جنگ نیست. خطر بزرگ‌تر، زنجیره‌ای شدن واکنش‌هاست: یک حمله محدود، پاسخ متقابل، گسترش درگیری به لبنان یا خلیج فارس و سپس ورود دوباره آمریکا و اسرائیل به چرخه‌ای که کنترل آن دشوارتر خواهد شد.

در شرایط فعلی، نشانه‌ای قطعی از تصمیم نهایی واشینگتن برای آغاز یک عملیات نظامی جدید مشاهده نمی‌شود، اما گزینه حمله همچنان روی میز ترامپ قرار دارد. همزمان، تهدیدهای اسرائیل در لبنان و اظهارات تند در تهران، سطح تنش را بالاتر برده است.

بنابراین احتمال حمله مجدد آمریکا به ایران را نمی‌توان منتفی دانست؛ اما تبدیل این احتمال به جنگ مجدد ایران و آمریکا بیش از هر چیز به مسیر مذاکرات ایران و آمریکا، تصمیمات نظامی واشینگتن و تل‌آویو و واکنش تهران بستگی خواهد داشت.

در چنین شرایطی، توافق ایران و آمریکا می‌تواند مسیر بحران را به سمت کاهش تنش ببرد؛ در مقابل، شکست دیپلماسی و ادامه زنجیره تهدید و پاسخ، احتمال ورود منطقه به دور تازه‌ای از رویارویی را افزایش خواهد داد.

ارسال نظر

یادداشت

آخرین اخبار

پربازدید ها