ناو هواپیمابر روزولت و گروه تفنگداران دریایی آمریکا در منطقه؛ ترامپ: بهزودی درباره ایران تصمیم میگیرم!
هشدار جنگی ایران به آمریکا: اگر حمله کنید منافعتان را بدون محدودیت میزنیم.
همزمان با هشدار دونالد ترامپ درباره تصمیم جدید آمریکا در قبال ایران، پنتاگون در حال تقویت حضور نظامی خود در خاورمیانه است؛ تحولی که در کنار هشدار صریح تهران درباره پاسخ «بدون محدودیت» به هر حمله جدید، نگرانیها درباره حمله مجدد آمریکا به ایران و شعلهور شدن دوباره جنگ ایران و آمریکا را افزایش داده است.
دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، در سخنانی درباره ایران گفت که بهزودی درباره نحوه برخورد با تهران تصمیم خواهد گرفت؛ تصمیمی که به گفته او میتواند «راه آسان» یا «راه سخت» باشد. ترامپ در عین حال مدعی شد ایران عملاً از هرگونه برنامه برای دستیابی به سلاح هستهای دست کشیده است.
این اظهارات در شرایطی مطرح شده که آمریکا در حال تقویت آرایش نظامی خود در منطقه است. بر اساس گزارش والاستریت ژورنال و تأیید گزارشهای آسوشیتدپرس، ناو هواپیمابر یواساس تئودور روزولت به همراه گروه آبیـخاکی مکین آیلند راهی خاورمیانه شدهاند. این جابهجایی میتواند حدود ۹ هزار نیرو شامل نزدیک به ۷ هزار ملوان و ۲ هزار تفنگدار دریایی را به منطقه اضافه کند.
حمله مجدد آمریکا به ایران؛ ترامپ دقیقاً چه گفت؟
ترامپ در پاسخ به پرسش خبرنگاران درباره ایران گفت: «ما یک تصمیم درباره ایران خواهیم گرفت؛ من این تصمیم را خواهم گرفت. تنها مسئله این است که یا از راه آسان خواهد بود یا از راه سخت.»
او در ادامه مدعی شد که ایران عملاً از برنامه دستیابی به سلاح هستهای کنار کشیده است؛ با این حال، تأکید کرد که واشینگتن همچنان دستیابی ایران به سلاح هستهای را نمیپذیرد.
اهمیت این اظهارات در این است که رئیسجمهوری آمریکا برخلاف یک تهدید کلی از وجود یک «تصمیم» درباره ایران سخن گفته است. البته ترامپ نگفته این تصمیم الزاماً به معنای حمله مجدد آمریکا به ایران خواهد بود.
در واقع، عبارت «راه آسان یا راه سخت» عمداً دامنه گزینههای واشینگتن را باز گذاشته است؛ از فشار و مذاکره گرفته تا تشدید محاصره و اقدامات نظامی.
چرا اعزام تئودور روزولت مهم است؟
تحرک نظامی آمریکا مهمترین بخش ماجراست. والاستریت ژورنال گزارش داده است که ناوگروه تئودور روزولت و گروه آبیـخاکی مکین آیلند در مجموع حدود ۹ تا ۱۰ هزار نیروی نظامی دیگر را به منطقه اضافه خواهند کرد.
آسوشیتدپرس نیز از اعزام حدود ۹ هزار نیروی آمریکایی و یک ناو هواپیمابر سوم به خاورمیانه خبر داده است. در صورت تکمیل این آرایش، تعداد نیروهای آمریکایی در منطقه میتواند به بیش از ۲۰ هزار نفر برسد.
بر اساس گزارش آسوشیتدپرس و گاردین، حضور تئودور روزولت در کنار ناوهای جرج اچ. دبلیو. بوش و جرج واشینگتن میتواند به شکلگیری یک آرایش سه ناوی در منطقه منجر شود؛ وضعیتی که از نظر ظرفیت حمله هوایی و پشتیبانی عملیاتی، گزینههای نظامی واشینگتن را افزایش میدهد.
با این حال یک نکته نباید نادیده گرفته شود: اعزام نیرو به منطقه مساوی با تصمیم قطعی برای حمله نیست. چنین آرایشی میتواند برای افزایش قدرت چانهزنی، بازدارندگی، حفاظت از نیروها و آمادهسازی چند سناریوی نظامی انجام شود.
هگست: تصمیم نهایی با ترامپ است
پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، نیز در اظهارات خود از ارائه پاسخ روشن درباره زمان پایان جنگ یا اقدام بعدی واشینگتن خودداری کرد و تصمیمگیری نهایی را به ترامپ نسبت داد.
او در عین حال بر این موضع تأکید کرد که ترامپ مصمم است مانع دستیابی ایران به سلاح هستهای شود و پنتاگون گزینههای لازم را در اختیار رئیسجمهوری قرار میدهد. سیبیاس نیز گزارش کرده است که هگست گفته ترامپ «تمام گزینههای مورد نیاز» را روی میز دارد.
این موضع نشان میدهد که واشینگتن فعلاً قصد ندارد مسیر نظامی را از روی میز خارج کند؛ اما همزمان درِ دیپلماسی نیز کاملاً بسته نشده است.
پاسخ تهران به احتمال جنگ مجدد ایران و آمریکا
در طرف مقابل، علی عبداللهی، رئیس ستادکل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و فرمانده قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا، روز دوشنبه ۱۳ مهر در پیامی هشدار داد که در صورت آغاز جنگ جدید دامنه درگیری محدود به ایران و آمریکا نخواهد ماند.
او خطاب به کشورهای منطقه که میزبان نیروهای آمریکایی هستند گفت: «اگر جنگ جدیدی علیه ایران آغاز شود آتش آن دامن همه را فرا خواهد گرفت.»
عبداللهی همچنین هشدار داد که اگر آمریکا یا اسرائیل علیه ایران اقدام کنند نیروهای مسلح جمهوری اسلامی «بلافاصله، با شدت و قدرت و بهصورت دردآور» منافع آمریکا را «بدون محدودیت» هدف قرار خواهند داد.
پیام تهران فقط متوجه واشینگتن نبود. عبداللهی کشورهای میزبان نیروهای آمریکایی در منطقه را نیز مخاطب قرار داد و حضور نظامی آمریکا را عامل ناامنی و مشکلات اقتصادی منطقه دانست.
این موضع یک پیام بازدارنده مشخص دارد: در صورت حمله مجدد آمریکا به ایران، تهران تلاش خواهد کرد دامنه پاسخ را به نیروهای آمریکایی و احتمالاً زیرساختها و منافع مرتبط با حضور نظامی واشینگتن در منطقه گسترش دهد.
پای اسرائیل و پرونده هستهای دوباره وسط آمده است
یکی دیگر از محورهای هشدار عبداللهی، اظهارات اسرائیل درباره برنامه هستهای ایران بود.
او با اشاره به سفر اخیر بنیامین نتانیاهو به امارات متحده عربی، ادعای ورود برنامه هستهای ایران به مرحله نظامی را رد کرد و آن را ناشی از «توهم» و تلاش برای ایجاد تصویر تهدید از ایران دانست.
اما در سوی مقابل، تایمز اسرائیل گزارش داده بود که نتانیاهو در دیدار خود با رئیس امارات اطلاعاتی را درباره آنچه اسرائیل «پیشرفت برنامه هستهای ایران» میداند، مطرح کرده است. طبق این گزارش یکی از موضوعات مورد اشاره اطلاعاتی درباره ساختوساز در سایت زیرزمینی «کوه کلنگ گزلا» در نزدیکی نطنز بوده است.
همچنین رئیس کمیسیون انرژی اتمی اسرائیل در ماه سپتامبر گفته بود این رژیم در صورت ضرورت بار دیگر علیه ایران اقدام خواهد کرد.
بنابراین اختلاف بر سر برنامه هستهای همچنان یکی از مهمترین محرکهای احتمال جنگ مجدد ایران و آمریکا و همچنین احتمال حمله مجدد اسرائیل به ایران باقی مانده است.
انتخابات میاندورهای آمریکا؛ عامل پنهان در محاسبات واشینگتن
یکی از نکات مهم در این بحران، نزدیک بودن انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا در ماه نوامبر است.
گزارشهای آمریکایی نشان میدهند که زمانبندی احتمالی اقدامات نظامی ترامپ با فضای سیاسی داخلی آمریکا گره خورده است. آسوشیتدپرس گزارش داده که افزایش نیروها در حالی انجام میشود که ترامپ درباره تشدید احتمالی حملات پس از انتخابات میاندورهای صحبت کرده است.
از طرف دیگر، بحران انرژی و قیمت سوخت نیز برای دولت آمریکا به یک مسئله سیاسی تبدیل شده است. سیبیاس گزارش کرده که افزایش قیمت بنزین و گازوئیل به یکی از دغدغههای جدی رأیدهندگان آمریکایی در آستانه انتخابات تبدیل شده است.
در چنین شرایطی، ترامپ با یک معادله پیچیده روبهروست: از یک سو نمیخواهد در برابر ایران عقبنشینی سیاسی نشان دهد و از سوی دیگر، تشدید جنگ میتواند هزینه اقتصادی و انتخاباتی بیشتری برای دولت او ایجاد کند.
تنگه هرمز؛ نقطهای که میتواند بحران را بزرگتر کند
یکی از مهمترین متغیرهای بحران، وضعیت تنگه هرمز است. گزارشهای اخیر نشان میدهد اختلاف تهران و واشینگتن فقط به پرونده هستهای محدود نیست و مسئله عبور و مرور کشتیها و محاصره دریایی نیز به بخش مهمی از مناقشه تبدیل شده است.
ترامپ پیشنهاد اخیر ایران برای بازگشایی تنگه هرمز در چارچوب توافق را کافی ندانسته است. همزمان، واشینگتن حضور دریایی خود را افزایش داده و تهران نیز اعلام کرده است تا شروطش عملی نشود، حاضر به تغییر موضع درباره تنگه نیست.
این مسئله از نظر اقتصادی اهمیت بسیار زیادی دارد؛ زیرا هرگونه اختلال طولانی در مسیر انتقال انرژی از خلیج فارس میتواند قیمت نفت، هزینه حملونقل و بازار انرژی جهان را تحت تأثیر قرار دهد.
رویترز نیز در روزهای اخیر گزارش داده که افزایش تنش آمریکا و ایران در کنار نگرانی درباره عرضه انرژی باعث جهش قیمت نفت شده و نفت برنت در مقطعی بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه معامله شده است.
آیا احتمال حمله مجدد آمریکا به ایران واقعاً افزایش یافته است؟
اگر فقط به سخنان سیاسی نگاه کنیم، نمیتوان زمان یا قطعی بودن حمله مجدد آمریکا به ایران را تعیین کرد. اما اگر مجموعه نشانهها را کنار هم بگذاریم، وضعیت نسبت به یک تهدید لفظی ساده جدیتر است.
سه علامت مهم وجود دارد:
اول: ترامپ صریحاً از تصمیم قریبالوقوع درباره ایران سخن گفته است.
دوم: آمریکا در حال تقویت قابل توجه حضور نظامی خود در منطقه است و اعزام تئودور روزولت و مکین آیلند توسط منابع آمریکایی و رسانههای معتبر گزارش شده است.
سوم: تهران نیز سطح هشدار خود را بالا برده و بهصراحت اعلام کرده در صورت آغاز جنگ جدید، پاسخ آن محدود به یک میدان جغرافیایی نخواهد بود.
در مقابل، همچنان نشانههایی از تلاش برای یافتن مسیر دیپلماتیک وجود دارد و همین موضوع مانع از آن میشود که افزایش نیروهای آمریکایی را بهتنهایی معادل تصمیم نهایی برای جنگ بدانیم.
تحلیل و بررسی؛ چرا این بار ماجرا متفاوت است؟
آنچه اکنون اهمیت دارد، نه یک جمله از ترامپ و نه یک ناو بهتنهایی، بلکه همزمانی چند روند است.
آمریکا در حال افزایش گزینههای نظامی خود است، اما واشینگتن از نظر اقتصادی و سیاسی نیز با هزینههای جنگ روبهروست. در مقابل، ایران تلاش میکند با تهدید به گسترش دامنه پاسخ هزینه تصمیم نظامی آمریکا را بالا ببرد.
از این منظر، اعزام تئودور روزولت میتواند دو کارکرد همزمان داشته باشد: آمادهسازی برای عملیات احتمالی و افزایش فشار بر تهران در مذاکرات.
نکته مهمتر این است که هرچه تعداد نیروها و تجهیزات آمریکایی در منطقه افزایش یابد، ریسک محاسبه اشتباه نیز بیشتر میشود. در چنین شرایطی یک حادثه دریایی، حمله به یک پایگاه، هدف قرار گرفتن یک کشتی یا اقدام اسرائیل علیه ایران میتواند زنجیرهای از واکنشها را فعال کند؛ حتی اگر هیچ یک از طرفها در ابتدا قصد آغاز یک جنگ تمامعیار را نداشته باشند.
از سوی دیگر، تهدید تهران مبنی بر هدف قرار دادن منافع آمریکا «بدون محدودیت» نشان میدهد که در صورت آغاز جنگ مجدد ایران و آمریکا، سناریوی مورد انتظار واشینگتن احتمالاً فقط حملات محدود و کوتاهمدت نخواهد بود و تهران نیز برای پاسخ گستردهتر آماده میشود.
بنابراین مهمترین سؤال در حال حاضر این نیست که «آیا آمریکا ناو به منطقه فرستاده است یا نه»؛ این موضوع تأیید شده است. سؤال اصلی این است که آیا این آرایش نظامی برای چانهزنی ساخته شده یا مقدمه یک عملیات جدید است؟
تا این لحظه، شواهد موجود پاسخ قطعی به این سؤال نمیدهد.
جمعبندی؛ حمله مجدد آمریکا به ایران نزدیکتر شد؟ هشدار ترامپ و اعزام هزاران نیروی آمریکایی به منطقه
ترکیب تهدید تازه دونالد ترامپ، افزایش حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه، اعزام ناوگروه تئودور روزولت و هشدار صریح تهران، احتمال تشدید بحران را نسبت به هفتههای گذشته افزایش داده است. با این حال، هنوز نمیتوان گفت تصمیم نهایی برای حمله مجدد آمریکا به ایران گرفته شده است.
آنچه اکنون روشن است ورود تهران و واشینگتن به مرحلهای حساستر است؛ مرحلهای که در آن احتمال جنگ مجدد ایران و آمریکا با پرونده هستهای، وضعیت تنگه هرمز، تحولات اسرائیل و ملاحظات انتخاباتی آمریکا در هم تنیده شده است.
اگر مسیر دیپلماسی شکست بخورد و همزمان آرایش نظامی فعلی آمریکا حفظ یا تقویت شود، خطر حمله مجدد آمریکا به ایران میتواند وارد مرحلهای جدیتر شود؛ اما تا آن زمان، این تحرکات را باید نشانه افزایش آمادگی و فشار نظامی دانست، نه اعلام رسمی آغاز حمله جدید.
ارسال نظر