دولت گرانی بنزین را رد کرد؛ اما افکار عمومی هنوز قانع نشده است

اکنون که سخنگوی دولت، گران شدن بنزین را تکذیب کرده، حتما قیمتش افزایش می یابد!

دولت گرانی بنزین را رد کرد؛ اما افکار عمومی هنوز قانع نشده است

حکایت بنزین و قیمت آن همچنان باقی است و همه معطل مانده‌اند که با این زخم عمیق و کهنه چه کنند و این روزها هم دوباره شاهد زمزمه‌های گرانی آن هستیم.

البته سخنگوی دولت چون همیشه افزایش قیمت را شایعه دانسته و آن را تکذیب کرده است اما بسیاری از مردم درست یا غلط و البته به تجربه، آن را تقریباً قطعی دانسته‌اند چرا که معتقدند معمولا وقتی دولت چیزی را تکذیب می‌کند اتفاقا اتفاق می‌افتد! 

در اینکه بهای بنزین در ایران چیزی در حد شوخی است و یک فاجعه اقتصادی با برون دادهای تخریب محیط زیستی به شمار می‌رود، تردیدی نیست. و اینکه سالها قبل باید برایش کاری می‌کردیم و تدبیری می‌اندیشیدیم نیز کسی تردیدی ندارد اما در ایران معمولا همه عادت کرده‌ایم به اجبار به تصمیم‌گیری در شرایط ناگزیر و لابد.

اصولا نظام تصمیم‌گیری شوربختانه گرفتار عدم قطعیت و امر موقت است. گویی به نوعی نظم ناشی از بی‌نظمی همه خو گرفته و با  آن کنار آمده‌ایم. کارد که به استخوان برسد تازه به یاد راه چاره می‌افتیم که حال چه کنیم و چه باید کرد؟

تا به حال پیشنهادهای مختلفی در این باره مطرح شده که به نظر یکی از بهترین آنها به جای تخصیص یارانه به هر اتومبیل، تخصیص سهمیه یارانه‌ای به هر فرد است. یعنی مثلا یک لیتر در روز به هر فرد بالای ۱۵ سال بدون افزایش قیمت و حتی به صورت رایگان که می‌شود ۷۵ میلیون لیتر در روز.

 با رصد اطلاعاتی و تشخیص فعالان بخش اینترنتی و شبکه توزیع و موتورسیکلتی هم می‌توان تا ۲۵ میلیون لیتر سهمیه برای آنان تعیین کرد تا کمترین آسیب به این بخش اشتغال وارد شود و ناترازی بنزین به حداقل برسد و مصرف اضافی متکی به واردات هم توسط بخش خصوصی و با هزینه تمام شده و بدون اتکا به ارز بانک مرکزی تامین گردد.

 البته این یک طرح است و شاید راهکارها و راه‌حل‌های بهتر و قابل اجراتری هم به فکر ظرفیت فکری و نخبگانی موجود برسد که مشکل را حل کند اما در هر حال همان‌طور که گفته آمد مهمتر از همه، طرح صادقانه مساله با جامعه و ایجاد بستری برای اقناع عمومی قبل از اتخاذ هر تصمیمی آنهم در شرایط کنونی است.

صداوسیما، مطبوعات و رسانه‌های رسمی اهل کرسی و منبر، دانشوران و اساتید، چهره‌ها و شخصیت‌های اثرگذار اجتماعی و حتی شبکه گسترده فضای مجازی موظفند که با احساس مسئولیت در قبال این بحران و لزوم حل آن به عنوان یک وظیفه ملی به کمک بیایند و مهمتر از همه، اینکه تنها نگاه سلبی نداشته باشند. بلکه بگویند چه کاری باید بکند تا به این اوضاع خاتمه دهد. به راه حل فکر کنیم. 

منبع: اطلاعات

ارسال نظر

یادداشت

آخرین اخبار

پربازدید ها