پیام اسرائیل برای ایران: کار اصلی هنوز تمام نشده است! / سپاه: نتانیاهو را ریز میبینیم!
اگر درگیری دوباره شعلهور شود، آیا دامنه اهداف اسرائیل این بار به انرژی ایران کشیده خواهد شد؟
همزمان با بالا گرفتن دوباره تهدیدهای نظامی در منطقه، نشانهها از ورود تقابل ایران و اسرائیل به مرحلهای حساس حکایت دارد؛ یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، تهدید کرده است که در صورت حمله ایران، دامنه پاسخ اسرائیل میتواند زیرساختهای انرژی را نیز دربر بگیرد و بنیامین نتانیاهو نیز هدف اصلی کارزار اسرائیل را «شکست و تضعیف کامل» جمهوری اسلامی اعلام کرده است. در تهران اما سخنگوی سپاه این تهدیدها را جدی ندانسته و نتانیاهو را «بسیار ریز» توصیف کرده است.
هشدار تازه اسرائیل؛ این بار پای زیرساختهای انرژی ایران در میان است
مهمترین بخش از مواضع اخیر اسرائیل، تهدید مستقیم به هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی ایران است؛ تهدیدی که در صورت وقوع حمله مجدد آمریکا به ایران یا گسترش دامنه جنگ ایران و اسرائیل، میتواند معادلات امنیتی و اقتصادی منطقه را وارد مرحلهای متفاوت کند.
یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، در مراسم سال نوی یهودی مدعی شد اگر جمهوری اسلامی به اسرائیل حمله کند ارتش اسرائیل خود را از محدودیتهای پیشین رها کرده و میتواند زیرساختهای ملی، نظامی و غیرنظامی ایران، از جمله زیرساختهای انرژی، را هدف قرار دهد. او حتی از بازگرداندن ایران به «عصر حجر و تاریکی» سخن گفت.
کاتز همچنین مدعی شد فشار اقتصادی و نگرانی ایران از اعتراض و بیثباتی داخلی ممکن است تهران را به سمت تصمیمهایی از سر استیصال سوق دهد.
این اظهارات نشان میدهد تهدید اسرائیل صرفاً به پاسخ نظامی محدود نشده و مقامهای این رژیم در حال مطرح کردن سناریویی هستند که در آن زیرساختهای حیاتی اقتصاد ایران نیز در فهرست اهداف قرار میگیرند.
این موضع البته به معنای آغاز حمله مجدد آمریکا به ایران یا قطعی بودن حمله اسرائیل نیست؛ بلکه در سطح اظهارات رسمی، تهدیدی مشروط به اقدام نظامی ایران مطرح شده است.
نتانیاهو: کار اصلی هنوز باقی مانده است
همزمان با تهدید کاتز، بنیامین نتانیاهو نیز موضعی مطرح کرده که اهمیت آن برای ارزیابی احتمال جنگ مجدد ایران و آمریکا و اسرائیل قابل توجه است.
نخستوزیر اسرائیل در جریان حضور در منطقه جبلالشیخ، با اشاره به وضعیت مرزهای شمالی اسرائیل و حضور نیروهای این رژیم در مناطق مرزی سوریه و لبنان، مدعی شد جلوگیری از استقرار گروههای مسلح در نزدیکی مرزهای اسرائیل یکی از دستاوردهای مهم این رژیم بوده، اما «کار اصلی» هنوز باقی مانده است.
نتانیاهو هدف اصلی کارزارهای جاری اسرائیل را شکست و تضعیف کامل حکومت ایران دانست و مدعی شد اسرائیل به این هدف بسیار نزدیک شده است. او همچنین مدعی شد که محور مورد حمایت ایران در نهایت سقوط خواهد کرد و اسرائیل مصمم به تحقق این هدف است.
این اظهارات از این جهت اهمیت دارد که موضوع را از یک پاسخ محدود به یک حمله احتمالی فراتر میبرد. در ادبیات سیاسی نتانیاهو، هدف مطرح شده صرفاً جلوگیری از یک حمله یا تضعیف توان نظامی ایران نیست؛ بلکه «شکست رژیم ایران» بهعنوان یک هدف راهبردی بیان شده است.
پاسخ سپاه به تهدید نتانیاهو: «ما او را بسیار ریز میبینیم»
در تهران، پاسخ به تهدیدهای اسرائیل با ادبیاتی کاملاً متفاوت مطرح شد.
حسین محبی، سخنگوی سپاه پاسداران، در واکنش به تهدیدهای بنیامین نتانیاهو گفت جمهوری اسلامی تهدیدهای او را جدی نمیگیرد و اسرائیل را کوچکتر از آن میداند که بتواند تهدیدهای خود علیه ایران را عملی کند.
محبی در گفتوگو با مهر گفت: «ما او را برای این کار بسیار ریز میبینیم.»
او همچنین تهدیدهای نتانیاهو را در امتداد مجموعهای از تهدیدهای چند دهه گذشته توصیف کرد و گفت این تهدیدها نتوانستهاند نتیجه مورد نظر آمریکا و اسرائیل را رقم بزنند.
این موضع در حالی بیان شده که پیشتر نیز در تهران درباره آمادگی برای سناریوهای مختلف، از جمله احتمال جنگ گسترده، اظهاراتی مطرح شده بود.
احمد نادری، عضو هیئترئیسه مجلس، ۱۴ شهریور گفته بود جمهوری اسلامی در صورت نیاز برای دفاع از منافع خود میتواند حملات پیشدستانه علیه منافع آمریکا و اسرائیل در منطقه انجام دهد و برای سناریوی جنگ تمامعیار آمادگی دارد.
آیا احتمال حمله مجدد آمریکا به ایران افزایش یافته است؟
مجموع این مواضع بهتنهایی نمیتواند وقوع حمله مجدد آمریکا به ایران را اثبات کند، اما نشان میدهد فضای امنیتی منطقه همچنان شکننده است و کانالهای تقابل نظامی و سیاسی باز ماندهاند.
یورونیوز فارسی در بررسی تحولات اخیر، ازسرگیری حملات مستقیم ایران و آمریکا را نشانه ورود رویارویی دو طرف به مرحلهای تازه دانسته و هشدار داده است که خطای محاسباتی، حمله سنگینتر یا شکست تلاشهای دیپلماتیک میتواند خطر گسترش درگیری را افزایش دهد.
در همین شرایط، تهدید اسرائیل درباره حمله به تاسیسات انرژی ایران اهمیت ویژهای پیدا میکند. حمله به تأسیسات انرژی با حمله به یک هدف نظامی معمولی تفاوت دارد؛ زیرا آثار آن میتواند مستقیماً به تولید برق، سوخت، صادرات نفت، فعالیت صنایع و وضعیت اقتصادی ایران منتقل شود.
از سوی دیگر، چنین اقدامی میتواند واکنش متقابل تهران علیه تأسیسات انرژی یا منافع آمریکا و اسرائیل در منطقه را به دنبال داشته باشد و در نتیجه دامنه جنگ ایران و اسرائیل را فراتر از خاک دو طرف گسترش دهد.
پشت پرده تهدید انرژی؛ چرا این بخش مهمتر از یک تهدید نظامی معمولی است؟
تهدید به هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی را نباید صرفاً یک جمله سیاسی تلقی کرد. انرژی یکی از نقاطی است که اثرات امنیتی، اقتصادی و اجتماعی یک جنگ را بهسرعت به زندگی روزمره مردم منتقل میکند.
اگر در جریان احتمال جنگ مجدد ایران و آمریکا، تأسیسات نفت، گاز، پالایشگاهها، نیروگاهها یا شبکههای انتقال انرژی هدف قرار گیرند، پیامدها میتواند فراتر از خسارت مستقیم نظامی باشد.
از یک سو، اختلال در عرضه انرژی میتواند هزینههای اقتصادی جنگ را افزایش دهد و از سوی دیگر، بازارهای منطقهای نفت و گاز نیز نسبت به چنین تحولاتی واکنش نشان خواهند داد.
به همین دلیل، تهدید اخیر کاتز را میتوان بخشی از تلاش اسرائیل برای ایجاد بازدارندگی دانست؛ یعنی انتقال این پیام که در صورت آغاز حمله، دامنه پاسخ صرفاً به مراکز نظامی محدود نخواهد بود.
تناقض اصلی در مواضع دو طرف چیست؟
در مواضع اخیر اسرائیل و ایران یک تضاد روشن دیده میشود.
اسرائیل از یک سو از آمادگی برای پاسخ شدید، هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی و ضرورت تکمیل کارزار علیه جمهوری اسلامی صحبت میکند. از سوی دیگر، تهران تهدیدهای نتانیاهو را جدی نمیداند و آنها را بیشتر در چارچوب جنگ روانی و تهدیدهای سیاسی ارزیابی میکند.
این تفاوت لحن الزاماً به معنای آن نیست که یکی از دو طرف در حال نزدیک شدن قطعی به جنگ است. اما نشان میدهد دو طرف در حال ارسال پیامهای بازدارندهای هستند که در صورت اشتباه در محاسبه، میتواند به یک چرخه اقدام و واکنش تبدیل شود.
نکته مهمتر آن است که اسرائیل پیشتر نیز از آمادگی برای ازسرگیری جنگ علیه جمهوری اسلامی و هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی و برق ایران سخن گفته بود؛ بنابراین تهدید اخیر کاتز کاملاً جدا از مواضع قبلی او نیست و باید آن را در امتداد یک خط سیاستی گستردهتر دید.
جمعبندی؛ جنگ بعدی فقط جنگ موشکها نخواهد بود
آنچه در روزهای اخیر مطرح شده تصویری از افزایش فشار متقابل میان ایران و اسرائیل ارائه میدهد؛ از یک طرف نتانیاهو از شکست ایران بهعنوان «کار اصلی» اسرائیل سخن میگوید، از طرف دیگر وزیر دفاع این رژیم زیرساختهای انرژی ایران را در صورت حمله احتمالی، هدف پاسخ معرفی میکند و تهران نیز با رد تهدیدها اعلام میکند نتانیاهو را کوچکتر از آن میداند که بتواند تهدیدهایش را عملی کند.
بنابراین در بحث حمله به ایران و جنگ مجدد نباید تنها به احتمال شلیک موشک یا آغاز یک عملیات هوایی توجه کرد. اگر دور تازهای از درگیری شکل بگیرد یکی از مهمترین پرسشها این خواهد بود که آیا دامنه اهداف از مراکز نظامی و هستهای به زیرساختهای اقتصادی و انرژی کشیده میشود یا خیر؟
در چنین سناریویی، احتمال جنگ مجدد ایران و آمریکا و همزمان احتمال تشدید جنگ ایران و اسرائیل میتواند به یک مسئله چندلایه تبدیل شود؛ مسئلهای که آثار آن تنها امنیتی نخواهد بود و میتواند بازار انرژی، اقتصاد، حملونقل منطقه و زندگی روزمره مردم را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
ارسال نظر