مدیر روابط عمومی ایمپاسکو در یادداشتی تحلیل کرد؛
شکاف طبقاتی جدید: برندگان و بازندگان عصر هوش مصنوعی
هوش مصنوعی در سال گذشته به مهمترین عامل شکلدهنده جریان سرمایه در بازارهای جهانی تبدیل شد و اکنون بیش از هر متغیر اقتصادی دیگر، مسیر حرکت سرمایهگذاران را تعیین میکند؛ موضوعی که برای روابط عمومی سازمانها نیز اهمیت راهبردی دارد، زیرا روایتسازی درباره جایگاه کشور و سازمان در این نظم جدید، به یکی از ابزارهای اصلی اعتمادسازی و تصویرسازی تبدیل شده است.
بازارهای سهام، رشد اقتصادی کشورها و حتی جهتگیری سرمایهگذاری خارجی، همگی به میزان حضور کشورها در زنجیره توسعه هوش مصنوعی وابسته شدهاند و همین واقعیت، ضرورت اطلاعرسانی دقیق، تحلیلمحور و آیندهنگر را برای روابط عمومیها دوچندان کرده است.
امروز شکاف تازهای میان اقتصادهای جهان شکل گرفته؛ شکافی که در آن کشورهایی که توانستهاند در حوزه مدلهای پایه، تولید تراشه، تجهیزات پردازشی و زیرساختهای دیجیتال نقشآفرینی کنند، با سرعت در حال پیشرویاند و کشورهایی که از این موج جا ماندهاند، با کاهش سرمایهگذاری و افت عملکرد اقتصادی مواجه شدهاند.
روابط عمومیها باید این واقعیت را بهعنوان یک پیام کلیدی در ارتباطات خود برجسته کنند.
پنج کشور آمریکا، چین، تایوان، کرهجنوبی و ژاپن اکنون در مرکز توجه سرمایهگذاران جهانی قرار دارند. آمریکا و چین به دلیل توسعه مدلهای پایه هوش مصنوعی، تایوان و کرهجنوبی به واسطه قدرت بیرقیب در صنعت نیمهرساناها و ژاپن به دلیل جهش چشمگیر شرکتهای فناوری، توانستهاند بخش عمده سرمایه جهانی را جذب کنند.
این کشورها سالهاست سهم قابل توجهی از تولید ناخالص داخلی خود را صرف تحقیق و توسعه میکنند و میانگین هزینهکرد آنها در این حوزه بیش از سه درصد تولید ناخالص داخلی است؛ رقمی که سه برابر کشورهای عقبمانده محسوب میشود و نشان میدهد چرا شکاف فناورانه امروز تا این اندازه عمیق شده است. برای روابط عمومیها، برجستهسازی این دادهها به معنای ارائه تصویری روشن از مسیر آینده اقتصاد جهانی و ضرورت همسویی سازمانها با این روند است.
در کنار این گروه، برخی کشورها مانند مکزیک، تایلند، ویتنام، مالزی و سنگاپور نیز به صورت غیرمستقیم از رونق هوش مصنوعی بهرهمند شدهاند. این کشورها با حضور در زنجیره تأمین تجهیزات الکترونیکی، مدارها، سرورها و همچنین تبدیل شدن به مراکز مهم استقرار داده، توانستهاند بخشی از رشد جهانی را به خود اختصاص دهند.
روابط عمومیها میتوانند این نمونهها را برای نشان دادن فرصتهای میانمدت و امکان ورود به حلقههای میانی زنجیره هوش مصنوعی مورد استفاده قرار دهند. اما در نقطه مقابل، بخش بزرگی از اروپا، (بهجز هلند) و کشورهایی مانند بریتانیا، اندونزی، هند و فیلیپین در میان بازندگان این روند قرار گرفتهاند؛ اقتصادهایی که نه سهمی در تولید فناوریهای پیشرفته دارند و نه زیرساختهای لازم برای ورود به این رقابت را فراهم کردهاند. این بخش از تحلیل، برای روابط عمومیها اهمیت دارد زیرا نشان میدهد عقبماندگی فناورانه چگونه میتواند به عقبماندگی روایی و تصویری نیز تبدیل شود.
بازارهای سهام نیز این واقعیت را تأیید میکنند. در آمریکا، شرکتهای مرتبط با هوش مصنوعی اکنون بیش از ۴۰ درصد ارزش کل بازار سهام را تشکیل میدهند و بیش از ۸۰ درصد بازدهی سال جاری را رقم زدهاند. در تایوان و کرهجنوبی تمرکز بازار بر شرکتهای هوش مصنوعی حتی شدیدتر است و در چین نیز رشد بازار تقریباً به طور کامل در شرکتهای جدید فناوری متمرکز شده است. این تمرکز سرمایهگذاران بر یک بخش خاص، حتی از دوران حباب اینترنت در دهه ۱۹۹۰ نیز شدیدتر شده و سه حوزه نیمهرساناها، سختافزار و تجهیزات الکترونیکی بیش از ۷۰ درصد بازدهی بازارهای جهانی را به خود اختصاص دادهاند. روابط عمومیها با استفاده از این دادهها میتوانند روایتهای آیندهنگر و مبتنی بر واقعیتهای جهانی بسازند و جایگاه سازمان خود را در این موج تعریف کنند.
این موج سرمایهگذاری تنها بازارهای مالی را متحول نکرده، بلکه بر چشمانداز رشد اقتصادی کشورها نیز اثر گذاشته است. پیشبینی رشد اقتصادی کشورهای پیشرو در حوزه هوش مصنوعی از ابتدای سال نزدیک به یک واحد درصد افزایش یافته، در حالی که این برآورد برای کشورهای عقبمانده کاهش پیدا کرده است. در آمریکا، تایوان و کرهجنوبی، رشد تولید پیشرفته و افزایش سود شرکتها موتور اصلی رشد اقتصادی شده و در چین، تایلند و مکزیک نیز افزایش صادرات محصولات فناوری ضعف سایر بخشهای اقتصاد را جبران کرده است. روابط عمومیها با تکیه بر این تحلیل میتوانند پیامهای راهبردی درباره ضرورت سرمایهگذاری در فناوری، توسعه زیرساخت و تقویت سرمایه انسانی را به مخاطبان منتقل کنند.
در تحلیل این روند، سه ضلع حیاتی قدرت در عصر هوش مصنوعی بیش از هر چیز اهمیت دارد:
سرمایه انسانی متخصص
سرمایهگذاری هدفمند
زیرساخت فیزیکی و دیجیتال
روابط عمومیها باید این سه محور را به ستونهای اصلی پیامسازی خود تبدیل کنند، زیرا هر سازمانی که بتواند جایگاه خود را در این سه حوزه تقویت کند، در روایت آینده اقتصاد جهانی نیز جایگاه معتبرتری خواهد داشت.
در مجموع، اقتصاد جهانی وارد دورهای شده که در آن هوش مصنوعی مهمترین معیار ارزیابی کشورها و سازمانهاست. این تمرکز شدید ممکن است در آینده از شدت هیجانش کاسته شود، اما انقلاب فناوری ادامه خواهد داشت و تا زمانی که سرمایهگذاران هوش مصنوعی را پایه نظم اقتصادی آینده بدانند، جایگاه کشورها و سازمانها نیز بر اساس توان فناورانه آنها تعیین خواهد شد. روابط عمومیها باید این واقعیت را در مرکز استراتژی ارتباطی خود قرار دهند و روایتهایی بسازند که سازمان را همسو با آینده، نوآور و آماده حضور در اقتصاد بر پایه تکنولوژی های نوین نشان دهد.
مهدی نجفی
مدیر روابط عمومی ایمپاسکو
ارسال نظر