با ورود ناتو صحنه جنگ تغییر خواهد کرد؛

جنگ دیگر خاموش‌شدنی نیست، اگر  ...

با شکست مذاکرات، ورود دوباره اسرائیل حتمی است

ورود بریتانیا و به گمانم ناتو، این بار فرض نیست؛ پدیده‌ای است که مقدماتش آغاز شده است

جنگ دیگر خاموش‌شدنی نیست، اگر  ...

با شکست مذاکرات، ورود دوباره اسرائیل حتمی است

 

یدالله کریمی‌پور 

تحلیلگر 

چنانچه این بار گفتگوهای جاری بین ایران و آمریکا به بن‌بست برسد یا دوباره پس از وقفه‌ای کوتاه از سر گرفته شود، جنگ دیگر بی‌وقفه ادامه خواهد یافت. چرا؟

​۱- جنگ از اسفند ۱۴۰۴ (فوریه امسال) به مدت ۱۱۰ روز به درازا کشید تا بالاخره با یک تفاهمنامه «توافق برای توافق» در پایان خرداد ۱۴۰۵ متوقف شد؛ تفاهمی که تنها یک پنجرهٔ ۶۰ روزه برای مذاکره باز کرد. پس جنگ رسما و در عمل تعطیل نشد؛ چنان‌که درگیری در باب‌المندب و تنگهٔ هرمز ادامه دارد.

​۲- آغاز جنگ، از جمله شامل ترور رهبران و فرماندهان توسط اسراییل بود. این نشان می‌دهد که هدف اسرائیل از ابتدا، فراتر از تنبیه یا بازدارندگی و در راستای فروپاشی ساختار رهبری و بلکه حکومت بوده است. از دیدگاه تل‌آویو، این هدف نیمه‌کاره مانده و با نگاه استراتژیک اسرائیل سازگار نیست؛ پس با شکست مذاکرات، ورود دوباره اسرائیل حتمی است.

​۳- ورود بریتانیا و به گمانم ناتو، این بار فرض نیست؛ پدیده‌ای است که مقدماتش آغاز شده است. در گام نخست، بریتانیا سپاه را در فهرست تروریستی قرار داد. در گام دوم، به آمریکا اجازه استفاده از پایگاه‌هایش را داد. همچنین پدافند هوایی ناتو هم‌اینک رهگیری موشک‌های احتمالی ایران را در ترکیه در دستور کار قرار داده و بلغارستان هم به این جرگه پیوسته است. پس گرچه ناتو رسما اعلام جنگ نکرده (که در ادامه خواهد کرد)، در عمل سطح حمایت لوجستیکی را آرام‌آرام بالا برده است.

​۴- هنگامی که هیچ یک از طرفین امتیاز قاطعی به دست نمی‌آورند، معمولا برای جبران هزینه‌های گذشته، انگیزه ادامه دادن بیشتر از انگیزه متوقف کردن می‌شود. درست مانند سرمایه‌گذاری که کارش نیمه‌کاره مانده و برای جلوگیری از زیان بیشتر، مابقی توان و توانمندی خود را نیز صرف می‌کند. حتی با احتمال خسارت بیشتر.

​۵- واشنگتن بهره‌گیری از ابزار چماق و هویج را به‌طور همزمان در دستور کار دارد. ولی هنگامی که ابزار انعطاف بدون دستیابی به توافق به پایان برسد، بازگشت به بایکوت کامل دریایی، به‌جای وادارسازی ایران به تسلیم، تهران را به سمت تشدید اقدامات تلافی‌جویانه می کشاند؛ مانند افزایش فشار بر تنگه هرمز.

​۶- در ایران موضع تندروها در سطح مجلس و سایر نهادها به شکلی مشکوک در حال تقویت است. از این رو، فضای داخلی برای اعطای امتیاز محدودتر شده است. این امر به معنای تداوم کشمکش و جنگ خواهد بود، صرف نظر از اراده مسئولان اجرایی و حتی شورای عالی امنیت ملی.

​۷- تاکنون در جریان گفتگوهای دو طرف، مسائلی چون ذخایر اورانیوم غنی‌شده، آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده، چگونگی و ابعاد غنی‌سازی و رفع تحریم‌ها شفاف و مشخص نشده است. بنابراین، شکست مذاکرات به معنای بازگشت به اختلافات ریشه‌ای گذشته است، نه آغاز یک بحران جدید.

۸- کریس مورفی سناتور پر سابقه باورمند است که دولت دونالد ترامپ و اسرائیل به هیچیک از سه هدف تغییر رژیم، نابودی توان جنگی و حذف تهدید هسته ای، دست نیافته اند؛ بنابراین، جنگ نمی‌تواند پایان یابد.

۹- وجود فضای بی اعتمادی میان ایران و آمریکا، به تقویت توان بازدارندگی می‌انجامد؛ بدین معنا که با شکست دیپلماسی، طرفین برای عقب نماندن از موازنه قوا دست به اقدامات پیشدستانه می زنند که این امر خودبه خود احتمال درگیری را بالا می برد.

۱۰- وقتی دیپلماسی به نتیجه نمی رسد، استراتژی خود به خود از بازدارندگی مذاکراتی به تضعیف و فرسایش حریف تغییر می‌یابد و این به معنای استمرار جنگ است.

۱۱- جنگ تنها میان دو اراده تهران و واشنگتن نیست، بلکه نقش بازیگران ثانویه نیز موثر است. بازیگرانی مانند حزب الله، اسرائیل، عربستان یا ترکیه در سوریه و جنگ جولانی با حزب الله، ممکن است با تحرکات میدانی، افزایش فشارهای اقتصادی یا لابیگری، مانع تداوم هر گونه آتش بس شوند.

۱۲- چنانچه ایران یا آمریکا خطوط قرمزی تعیین کرده باشند و این خطوط نقض شوند، طرف مقابل عدم واکنش را به منزله وادادگی و ضعف اراده تلقی می کند. بنابراین برای حفظ اعتبار، پس از شکست مذاکرات حتما گزینه نظامی را وارد فاز اجرایی می کند.

نتیجه
ناکامی در مذاکرات جاری، اعتبار راهکار سیاسی را در ایالات متحده، شامل کنگره، دولت و تا حدودی مردم کاهش داده و اراده جهانی و منطقه‌ای را بر بستن این پرونده در فضای پیرامونی دومین تنگه استراتژیک جهان متمرکز خواهد کرد.

منبع: کانال تلگرامی نویسنده 

 

ارسال نظر

یادداشت

آخرین اخبار

پربازدید ها