راز ماندگاری مولانا چیست؟
به مناسبت برگزاری مراسم بزرگداشت مولانا جلالالدین محمد بلخی در دانشگاه دولتی ایروان، که با حضور استادان و دانشجویان دانشکده مطالعات شرقی این دانشگاه برگزار شد، آقای دکتر محمد اسدیموحد، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در ارمنستان، با موضوع “راز ماندگاری مولانا”به ایراد سخنرانی پرداخت.
در این سخنرانی، با طرح این پرسش که راز ماندگاری مولانا چیست و چرا اندیشهها و سخنان وی پس از گذشت حدود هفت قرن همچنان برای انسان معاصر، بهویژه نسل جوان و دانشجویان، آموزنده و قابل تأمل است؟، ابعاد مختلف اندیشه مولانا مورد بررسی قرار گرفت.
به گفته وی، مولانا را میتوان از زوایای گوناگون، از جمله شاعر، عارف، متفکر و آموزگار اخلاق، مورد مطالعه قرار داد؛ با این حال، برای نسل جوان امروز، مسئله اساسی، شناخت اصول و مؤلفههای بنیادین جهانبینی او و بررسی میزان ارتباط این اندیشهها با نیازهای فکری و اخلاقی جامعه معاصر است.
در ادامه، هفت محور اساسی در اندیشه مولانا بهعنوان ستونهای جهانبینی وی مورد اشاره قرار گرفت:
۱. وحدت
نخستین و بنیادیترین محور، مفهوم «وحدت» است. مولانا در مثنوی میگوید:
«مثنوی ما دکان وحدت است
غیر وحدت هر چه بینی آن بت است»
در نگاه مولانا، حقیقت هستی دارای جوهری واحد است و بسیاری از دوگانگیها و اختلافات موجود، ناشی از محدودیتهای ذهن، زبان و برداشتهای انسانی است. از این منظر، عبور از کثرتهای ظاهری و رسیدن به درک وحدت، یکی از ارکان اساسی سیر فکری و عرفانی انسان به شمار میرود.
مولانا همچنین در موضوع وحدت ادیان، بر حقیقت مشترک و گوهر واحد ادیان تأکید میکند و اختلاف میان پیروان ادیان را تا حد زیادی ناشی از تفاوت در زاویه دید و برداشت انسانها میداند:
از نظرگاه است ای مغز وجود
اختلاف مؤمن و گبر و یهود
۲. عشق
دومین محور، «عشق» است. در اندیشه مولانا، عشق صرفاً احساسی گذرا نیست، بلکه شیوهای از بودن و عاملی برای تحول شخصیت انسان است. عشق میتواند انسان را از خودخواهی، تکبر و بسیاری از رذایل اخلاقی رهایی بخشیده و زمینهای برای شناخت و معرفت فراهم سازد.
از این منظر، عشق در اندیشه مولانا با معرفت پیوندی عمیق دارد و به انسان امکان میدهد فراتر از محدودیتهای عقل ابزاری، حقیقت را از طریق تجربه و شهود درک کند.
۳. داشتن نگاهی دیگر و عبور از عادات ذهنی
محور سوم، دعوت مولانا به عبور از قالبهای تثبیتشده ذهنی و عادات فکری است. در این نگاه، انسان نباید جهان را صرفاً بر اساس برداشتهای متعارف و روابط علت و معلولی شناختهشده تفسیر کند، بلکه باید امکان دیدن ابعاد دیگری از هستی را نیز در نظر داشته باشد.
این رویکرد میتواند برای انسان معاصر، بهویژه در محیط دانشگاهی، زمینهای برای گسترش افقهای فکری، پرسشگری و رهایی از چارچوبهای محدودکننده ذهنی فراهم کند.
۴. بینش و دانش
چهارمین محور، تمایز میان «دانش» و «بینش» است. مولانا میان دانش مفهومی و معرفت شهودی تفاوت قائل میشود و بر این باور است که انباشت اطلاعات و مفاهیم، بدون تحول درونی و دستیابی به معرفت عمیق، نمیتواند غایت نهایی دانش باشد.
از این منظر، ارزش دانش زمانی آشکار میشود که به رشد شخصیت، تواضع و شناخت عمیقتر انسان از خود و جهان منجر شود.
۵. جانداری عالم
در بخش دیگری از سخنرانی، به دیدگاه مولانا درباره جانداری و هوشیاری عالم اشاره شد. از منظر مولانا، جهان هستی صرفاً مجموعهای از اشیای بیجان نیست، بلکه ذرات عالم در سطحی معنوی دارای ادراک و ارتباط با حقیقت هستند:
«جمله ذرات عالم در نهان
با تو میگویند روزان و شبان
ما سمیعیم و بصیریم و هشیم
با شما نامحرمان ما خامشیم»
این نگاه، رابطه انسان با جهان پیرامون را از سطح یک رابطه صرفاً مادی فراتر برده و آن را با نوعی مسئولیت معنوی و اخلاقی پیوند میدهد.
۶. نسبت صورت و بیصورتی
محور دیگر، نسبت میان «صورت» و «بیصورتی» در اندیشه مولاناست. بر اساس این نگاه، جهان محسوس و مادی را میتوان همچون سایه و بازتابی از حقیقتی فراتر از صورت دانست. صورتهای جهان، تمام حقیقت نیستند، بلکه میتوانند نشانه و راهنمایی برای رسیدن به حقیقتی عمیقتر باشند.
در این چارچوب، انسان آگاه کسی است که در ظاهر پدیدهها متوقف نمیشود و از طریق مشاهده صورتها و زیباییهای جهان، به جستوجوی سرچشمه حقیقت و زیبایی مطلق میپردازد.
۷. ولایت
در ادامه، مفهوم «ولایت» بهعنوان یکی دیگر از محورهای جهانبینی مولانا مورد توجه قرار گرفت. ولایت در این چارچوب، استمرار پیوند انسان با سرچشمه هدایت و نور الهی است؛ پیوندی که میتواند انسان را در مسیر معرفت، رشد معنوی و رهایی از جهل و سرگردانی هدایت کند.
پیوند اندیشه مولانا با محیط دانشگاهی و فرهنگ معاصر
در بخش دیگری از سخنرانی، بر ارتباط مستقیم اندیشه مولانا با زندگی علمی و فرهنگی انسان معاصر تأکید شد. از این منظر، یکی از عوامل ماندگاری مولانا، دعوت مستمر او به روشنایی، معرفت، اخلاق و جستوجوی حقیقت است:
کار مردان روشنی و گرمی است
کار دونان حیله و بیشرمی است
همچنین بر اهمیت حفظ روحیه جستوجوی معرفت تأکید شد:
تشنگان گر آب جویند از جهان
آب هم جوید به عالم تشنگا
در این چارچوب، علم زمانی از ارزش واقعی برخوردار است که به رشد درونی و افزایش تواضع انسان منجر شود. مولانا در داستان «نحوی و کشتیبان» نیز بر ضرورت عبور از دانش صرفاً ظاهری و رسیدن به حقیقت تأکید میکند:
«محو میباید، نه نحو، اینجا بدان»
از این منظر، پیام مولانا برای نسل امروز، تقلید از شخصیت یا سبک زندگی او نیست؛ بلکه دعوت انسان به شناخت ظرفیتهای درونی خویش و حرکت به سوی کمال و رشد فکری و معنوی است.
نیاز جامعه معاصر به اندیشههای مولانا
در بخش پایانی سخنرانی، با اشاره به فاصله گرفتن بخشی از جامعه معاصر از ارزشهای اخلاقی و انسانی، بر ظرفیت اندیشههای مولانا برای بازخوانی مفاهیمی همچون اخلاق، معرفت، عشق، وحدت و معنویت تأکید شد.
بر اساس این دیدگاه، آشنایی عمیقتر با مثنوی معنوی و دیوان شمس و بهرهگیری از میراث فکری مولانا میتواند زمینهای برای بازاندیشی در ارزشهای انسانی و اخلاقی در جامعه معاصر فراهم سازد.
در پایان، بر ضرورت ترجمه، معرفی و تفسیر آثار و اندیشههای مولانا برای نسل جدید و مخاطبان غیر فارسیزبان تأکید شد و ابراز امیدواری گردید که گسترش مطالعات و ترجمه آثار مولانا بتواند به شناخت بهتر میراث مشترک فرهنگی و ادبی منطقه و تقویت گفتوگوی فرهنگی میان ملتها کمک کند.
دکتر محمد اسدیموحد
رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در ارمنستان
ارسال نظر