دستور خروج آمریکاییها از منطقه صادر شد/ اهداف احتمالی حمله آمریکا و اسرائیل به ایران مشخص شدند؟
آمادهسازی آمریکا برای خروج کارکنانش از منطقه؛ آیا واشنگتن در حال آمادهسازی برای دور تازهای از درگیری است؟
احتمال حمله آمریکا به ایران به یکی از محورهای اصلی تحولات منطقه تبدیل شده است؛ نیویورکتایمز از تدوین طرحهای عملیاتی مشترک واشنگتن و تلآویو برای حملات جدید پس از انتخابات میاندورهای آمریکا خبر داده و رویترز نیز از برنامهریزی وزارت خارجه آمریکا برای خروج بخشی از کارکنان و خانوادههای آنها از سفارتخانههای منطقه خلیج فارس گزارش داده است. همزمان، هاآرتص از تغییر احتمالی موضع کاخ سفید درباره حمله پیشگیرانه به ایران خبر داده؛ اما هنوز نشانه قطعی از صدور فرمان نهایی برای آغاز عملیات نظامی وجود ندارد.
حمله آمریکا به ایران پس از انتخابات؛ چه طرحی روی میز است؟
روزنامه نیویورکتایمز در گزارشی که ۲۱ اکتبر منتشر شد به نقل از مقامهای آمریکایی و افرادی که از روند تصمیمگیریها اطلاع دارند، نوشت ارتش آمریکا و اسرائیل طرحهای مشخصی برای ازسرگیری حملات به ایران پس از انتخابات میاندورهای آمریکا در سوم نوامبر، برابر با ۱۲ آبان، تهیه کردهاند.
طبق این گزارش، برنامهریزی برای یک عملیات کوتاه اما شدید در جریان است و دو ارتش تمرینهای نظامی خود را افزایش دادهاند. پرواز هواپیماهای آمریکایی و اسرائیلی بر فراز عراق برای تمرین مانورهای مرتبط با حمله نیز از جمله اقداماتی است که در این چارچوب گزارش شده است.
تأسیسات هستهای، زیرساختهای انرژی و زرادخانه موشکی و پهپادی ایران از اهداف احتمالی این عملیات عنوان شدهاند. برخی مقامهای آمریکایی معتقدند حملات گسترده میتواند فشار اقتصادی بر تهران را افزایش دهد و موضع ایران در مذاکرات هستهای را تغییر دهد.
با این حال، تدوین طرح نظامی به معنای تصمیم قطعی برای اجرای آن نیست. نیویورکتایمز نیز تأکید کرده است که دونالد ترامپ در ماههای گذشته چندین بار پیشنهاد حمله آمریکا به ایران را رد کرده و همچنان ممکن است از صدور فرمان حمله خودداری کند.
آیا موضع ترامپ درباره حمله پیشگیرانه به ایران تغییر کرده است؟
روزنامه اسرائیلی هاآرتص به نقل از منابعی در دولت آمریکا گزارش داده که موضع کاخ سفید در ساعات اخیر به سمت حمایت از حمله پیشگیرانه علیه ایران متمایل شده است. در این روایت بررسی ارزیابیهای اطلاعاتی ارائهشده از سوی پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، پس از دیدار او با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، عامل این تغییر احتمالی عنوان شده است.
این گزارش از آن جهت اهمیت دارد که اختلاف بر سر زمان و نحوه اقدام نظامی، یکی از موانع اصلی اجرای برنامههای مورد نظر اسرائیل بوده است. بر اساس گزارشهای منتشرشده، نتانیاهو خواهان ازسرگیری حملات گسترده است در حالیکه ترامپ درباره زمانبندی عملیات و پیامدهای اقتصادی آن ملاحظاتی داشته است.
شبکه ایبیسی نیوز نیز در گزارشی در ۲۲ اکتبر نوشت که ارتش آمریکا و اسرائیل برای ازسرگیری حملات در هفتههای آینده برنامهریزی کردهاند. این رسانه به نقل از دو منبع اسرائیلی آگاه از طرحها گزارش داد که تصمیم نهایی برای ازسرگیری حملات مشترک در اختیار ترامپ است.
در مقابل، کاخ سفید به ایبیسی نیوز اعلام کرده بود که آمریکا پیش از انتخابات میاندورهای به ایران حمله نخواهد کرد. آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، گفت: «ایالات متحده در هیچ زمانی پیش از انتخابات میاندورهای به ایران حمله نخواهد کرد.»
این موضع در کنار گزارش هاآرتص درباره تغییر احتمالی دیدگاه کاخ سفید، نشان میدهد که باید میان گزارشهای مربوط به تغییر فضای تصمیمگیری و اعلام رسمی تصمیم نظامی تفاوت قائل شد.
خروج کارکنان سفارتخانههای آمریکا نشانه نزدیک شدن حمله مجدد ایران به آمریکا است؟
خبرگزاری رویترز در ۲۱ اکتبر به نقل از سه مقام آمریکایی گزارش داد وزارت خارجه این کشور در حال آمادهسازی برای خروج اجباری بخشی از کارکنان و اعضای خانواده آنها از سفارتخانههای آمریکا در منطقه خلیج فارس است.
دو مقام آمریکایی علت این اقدام را احتمال ازسرگیری درگیریها، بهویژه تشدید تنش با حوثیهای یمن، عنوان کردند. این تصمیم در شرایطی مطرح شد که حملات منتسب به حوثیها به اهدافی در عربستان سعودی، از جمله زیرساختهای غیرنظامی، نگرانیهای امنیتی را افزایش داده بود.
تحولات بعدی نیز ابعاد بیشتری از این اقدام را روشن کرد. آسوشیتدپرس در گزارشی در ۲۴ اکتبر نوشت وزارت خارجه آمریکا در حال کاهش شمار کارکنان چهار سفارتخانه خود در اردن، لبنان، قطر و امارات متحده عربی است. این رسانه به نقل از یک یادداشت اطلاعاتی گزارش داد که مقامهای اطلاعاتی آمریکا درباره افزایش تلاشها برای هدف قرار دادن کارکنان آمریکایی هشدار دادهاند.
بر اساس همین گزارش، سفارتخانههای یادشده همچنان باز میمانند و کارکنان آنها در این چهار کشور ملزم به ترک محل مأموریت خود نشدهاند. این وضعیت با عربستان سعودی تفاوت دارد؛ جایی که به کارکنان غیرضروری دولت آمریکا و خانوادههای آنها دستور داده شده است کشور را ترک کنند.
نکته تعیینکننده آن است که آسوشیتدپرس به نقل از مقامهای آمریکایی نوشت واشنگتن ارتباط این کاهش نیرو با احتمال حمله آمریکا و اسرائیل به ایران را رد کرده است. بنابراین، کاهش حضور دیپلماتیک آمریکا را نمیتوان بهتنهایی نشانه قطعی آغاز حمله آمریکا به ایران دانست.
با وجود این، همزمانی تدابیر امنیتی در سفارتخانهها با گزارشهای مربوط به برنامهریزی نظامی، از حساسیت بالای وضعیت منطقه حکایت دارد. احتمال گسترش درگیریها به چند جبهه، از جمله رویارویی با حوثیها و تهدید منافع آمریکا در کشورهای عربی، یکی از نگرانیهای اصلی واشنگتن است.
حمله مجدد اسرائیل به ایران؛ تلآویو چه اهدافی را دنبال میکند؟
در گزارش نیویورکتایمز، تأسیسات هستهای، زیرساختهای انرژی و توان موشکی و پهپادی ایران در فهرست اهداف احتمالی حملات جدید قرار دارند. ایبیسی نیوز نیز به نقل از منابع اسرائیلی از بررسی حمله به تأسیسات پتروشیمی و مراکز هستهای، از جمله سایت کوه کلنگ، خبر داده است.
این اهداف نشان میدهند که حمله مجدد اسرائیل به ایران، در صورت اجرا، ممکن است صرفاً به مراکز نظامی محدود نماند و بخشهایی از ظرفیت اقتصادی و صنعتی کشور را نیز در معرض خطر قرار دهد.
با این حال، میان روایت رسانهها درباره دامنه اهداف تفاوتهایی وجود دارد. گزارش نیویورکتایمز از احتمال هدف قرار گرفتن زیرساختهای انرژی سخن میگوید، اما یکی از منابع اسرائیلی مورد استناد ایبیسی نیوز گفته است در طرح مورد بحث حمله به زیرساختهای غیرنظامی مانند نیروگاههای برق پیشبینی نشده است.
این اختلاف لزوماً به معنای تناقض قطعی نیست؛ زیرا ممکن است دو رسانه درباره گزینههای متفاوت یا مراحل مختلف برنامهریزی صحبت کرده باشند. در شرایطی که طرحها هنوز نهایی نشدهاند نمیتوان فهرست اهداف احتمالی را معادل برنامه قطعی عملیات دانست.
مذاکرات ایران و آمریکا چه سرنوشتی پیدا میکند؟
یکی از پرسشهای اصلی در پرونده احتمال جنگ مجدد ایران و آمریکا این است که آیا تهدید نظامی برای افزایش فشار در مذاکرات به کار گرفته میشود یا مسیر دیپلماسی عملاً در حال کنار رفتن است؟
در روایت نیویورکتایمز برخی مقامهای آمریکایی بر این باورند که حملات شدید میتواند هزینه اقتصادی بیشتری به ایران تحمیل کند و تهران را به دادن امتیاز در مذاکرات وادار سازد. چنین برداشتی نشان میدهد که بخشی از محاسبات واشنگتن، پیوند میان فشار نظامی و امتیازگیری دیپلماتیک است.
با این حال، این راهبرد با یک ابهام اساسی روبهرو است: افزایش فشار نظامی الزاماً به توافق منجر نمیشود. اگر تهران حمله را تهدیدی علیه امنیت یا بقای خود تلقی کند ممکن است بهجای عقبنشینی، دامنه پاسخ نظامی را گسترش دهد و فضای مذاکره محدودتر شود.
ایبیسی نیوز نیز گزارش داده است که ترامپ در اظهارنظرهای خود درباره وضعیت گفتوگوها مواضع یکدستی نداشته است. او در مقطعی از ادامه محدود مذاکرات سخن گفته و در اظهارنظری دیگر گفته بود که به نظرش مذاکرات در جریان نیست.
بنابراین، وضعیت توافق ایران و آمریکا همچنان به دو عامل وابسته است: تصمیم واشنگتن درباره استفاده از گزینه نظامی و آمادگی طرفین برای رسیدن به توافقی که اختلافهای اصلی، بهویژه درباره برنامه هستهای ایران، را پوشش دهد.
چرا انتخابات میاندورهای آمریکا در زمانبندی حمله اهمیت دارد؟
انتخابات میاندورهای آمریکا در سوم نوامبر، برابر با ۱۲ آبان، در گزارشهای مربوط به حمله احتمالی آمریکا به ایران جایگاه ویژهای دارد. نیویورکتایمز و ایبیسی نیوز به نقل از منابع مطلع نوشتهاند که برنامهریزی برای حمله آمریکا به ایران با درنظرگرفتن این انتخابات انجام شده است.
یکی از ملاحظات مطرحشده جلوگیری از افزایش بیشتر فشار بر بازارهای انرژی در روزهای نزدیک به انتخابات است. حمله به زیرساختهای نفتی و انرژی ایران یا گسترش درگیری در خلیج فارس میتواند نگرانی درباره عرضه انرژی و هزینه سوخت را افزایش دهد؛ مسئلهای که برای دولت آمریکا تبعات اقتصادی و سیاسی دارد.
از این منظر، زمانبندی احتمالی حمله آمریکا به ایران فقط یک موضوع نظامی نیست. هزینههای اقتصادی، واکنش بازارها، امنیت نیروهای آمریکایی در منطقه و پیامدهای داخلی تصمیم ترامپ نیز در محاسبات واشنگتن نقش دارند.
با این حال، تعیین تاریخ انتخابات میاندورهای بهعنوان نقطه احتمالی تغییر وضعیت، به معنای قطعی بودن حمله آمریکا به ایران پس از آن نیست. گزارشهای موجود از برنامهریزی و بررسی گزینهها حکایت دارند، نه اعلام رسمی زمان آغاز عملیات.
تحلیل و بررسی؛ سه نشانه متفاوت، یک بحران با چند مسیر احتمالی
ترکیب اطلاعات منتشرشده از سوی نیویورکتایمز، هاآرتص، رویترز، ایبیسی نیوز و آسوشیتدپرس سه سطح متفاوت از تحولات را نشان میدهد.
سطح نخست، آمادگی نظامی است. گزارش نیویورکتایمز درباره طرحهای مشخص حمله و افزایش تمرینهای نظامی، از جدی بودن بررسی گزینه نظامی حکایت دارد. با این حال، آمادگی عملیاتی بهتنهایی ثابت نمیکند که تصمیم سیاسی برای آغاز حمله گرفته شده است.
سطح دوم، اختلاف بر سر تصمیم سیاسی است. گزارش هاآرتص از تغییر احتمالی موضع کاخ سفید حکایت دارد، درحالیکه اظهارات رسمی منتشرشده از سوی کاخ سفید بر حمله نکردن پیش از انتخابات میاندورهای تأکید داشته است. این دو روایت لزوماً متناقض نیستند؛ زیرا تغییر احتمالی در ارزیابی گزینهها با تصمیم نهایی درباره اجرای عملیات تفاوت دارد.
سطح سوم، تدابیر امنیتی منطقهای است. گزارش رویترز درباره برنامه خروج کارکنان و خانوادههای دیپلماتیک و گزارش جدیدتر آسوشیتدپرس درباره کاهش کارکنان سفارتخانهها نشان میدهد که واشنگتن خطر حملات به منافع خود در منطقه را جدی گرفته است. با این حال، مقامهای آمریکایی ارتباط این اقدامات با حمله احتمالی جدید به ایران را رد کردهاند و تهدیدهای حوثیها و نگرانی از حملات مستقیم به کارکنان آمریکایی نیز در این تصمیمها مطرح است.
از نظر اقتصادی، حمله به مراکز انرژی یا گسترش درگیری در خلیج فارس میتواند انتظارات بازار نفت را تحت تأثیر قرار دهد. اگر خطر حمله آمریکا به زیرساختهای انرژی افزایش یابد یا مسیرهای انتقال نفت و گاز با اختلال روبهرو شوند، هزینه حملونقل، بیمه دریایی و تأمین انرژی نیز ممکن است افزایش پیدا کند. شدت این پیامدها به دامنه درگیری و میزان اختلال واقعی در عرضه بستگی خواهد داشت.
از نظر امنیتی حمله آمریکا به ایران میتواند به یک رویارویی محدود میان دو کشور ختم نشود. واکنش ایران، احتمال حملات به مواضع آمریکا در منطقه و نقش گروههای مسلح همسو با تهران میتوانند دامنه بحران را گسترش دهند. همین احتمال، یکی از دلایل اهمیت تدابیر حفاظتی در سفارتخانهها و پایگاههای آمریکا است.
در نهایت، سه سناریو همچنان قابل بررسی است: ادامه فشار نظامی برای گرفتن امتیاز در مذاکرات، اجرای حملاتی محدود علیه اهداف مشخص یا گسترش درگیری به یک رویارویی منطقهای. اطلاعات موجود برای تعیین قطعی اینکه کدام مسیر انتخاب خواهد شد کافی نیست.
جمعبندی؛ حمله آمریکا به ایران چقدر نزدیک است؟
گزارشهای منتشرشده درباره برنامهریزی نظامی آمریکا و اسرائیل، تغییر احتمالی موضع کاخ سفید و افزایش تدابیر امنیتی آمریکا در منطقه، از بالا بودن سطح تنش حکایت دارند. با این حال میان احتمال حمله آمریکا به ایران، آمادهسازی برای عملیات و صدور فرمان نهایی تفاوت وجود دارد.
برای ارزیابی دقیقتر احتمال حمله آمریکا به ایران باید به نشانههایی مانند اظهارات رسمی کاخ سفید و پنتاگون، تغییرات تأییدشده در استقرار نیروها، اطلاعیههای امنیتی جدید و تحولات مذاکرات توجه کرد. تا زمانی که تصمیم نهایی اعلام نشده باشد، نمیتوان از گزارشهای موجود نتیجه گرفت که جنگ مجدد ایران و آمریکا حتمی است.
آنچه در حال حاضر اهمیت دارد نه صرفاً احتمال حمله آمریکا به ایران، بلکه دامنه اهداف احتمالی، واکنش تهران و میزان توانایی دیپلماسی برای جلوگیری از گسترش بحران است.
ارسال نظر