هدف ترامپ حمله غافلگیرانه به ایران است / او با ایجاد نوسانات روانی، تهران را دچار سردرگمی کرده است!
حمله آمریکا به ایران در آستانه یک تصمیم سرنوشتساز؛ ترامپ میگوید این «آخرین فرصت» برای توافق و بازگشایی تنگه هرمز است.
دونالد ترامپ بار دیگر میان تهدید نظامی و پیشنهاد مذاکره با ایران در نوسان است؛ رئیسجمهوری آمریکا ابتدا از توقف یک حمله گسترده به ایران و فرصت دادن به دیپلماسی سخن گفت، اما کمتر از یک روز بعد لحن خود را تندتر کرد و توافق با تهران را همچنان مشروط به باز شدن تنگه هرمز و پذیرش خواستههای هستهای واشینگتن دانست. اکنون پرسش اصلی این است که آیا این رفتوبرگشت، نشانه کاهش احتمال حمله آمریکا به ایران است یا بخشی از فشار سیاسی و روانی واشینگتن برای گرفتن امتیاز از تهران؟
ترامپ: این آخرین فرصت ایران برای توافق است
دونالد ترامپ در تازهترین اظهارات خود درباره جنگ ایران و آمریکا، از ادامه مذاکرات برای حل بحران خبر داده و آن را «آخرین فرصت» تهران برای رسیدن به یک توافق توصیف کرده است.
رئیسجمهوری آمریکا گفته است: «این آخرین فرصت است. این موضوع از آن دست مسائلی نیست که اگر به نتیجه نرسد دوباره فرصتی برایش فراهم شود. این آخرین فرصت آنهاست تا یک توافق خوب را امضا کنند.»
ترامپ همچنین مدعی شده است که روند گفتوگوها میتواند بسیار سریع تعیین تکلیف شود و نخستین مرحله توافق، باز شدن کامل تنگه هرمز خواهد بود. او گفته است هدف این است که تنگه «بهمعنای واقعی کلمه» باز شود و پس از آن، مذاکرات درباره برنامه هستهای ایران وارد مرحله بعدی شود.
این اظهارات در شرایطی مطرح شده که وضعیت مذاکرات ایران و آمریکا همچنان محل اختلاف است. ترامپ از گفتوگو و پیشرفت مذاکرات سخن میگوید، اما مقامهای ایرانی در روزهای اخیر وجود مذاکرات مستقیم با واشینگتن را رد کرده و از گفتوگو با عمان درباره وضعیت تردد در تنگه هرمز خبر دادهاند. رویترز نیز از پیشرفت میان ایران و عمان برای دستیابی به توافقی خبر داده که میتواند مسیر بازگشایی تنگه را هموار کند.
حمله آمریکا به ایران؛ چرا ترامپ همزمان از مذاکره و تهدید حرف میزند؟
تناقض میان ادبیات دیپلماتیک و تهدیدهای نظامی ترامپ یکی از مهمترین نشانههای وضعیت فعلی جنگ ایران و آمریکا است.
ترامپ از یک سو میگوید به دیپلماسی فرصت داده و از سوی دیگر تأکید میکند اگر توافق حاصل نشود، گزینه نظامی همچنان روی میز است. آسوشیتدپرس گزارش داده است که ترامپ مذاکرات جدید را «آخرین فرصت» ایران برای جلوگیری از تشدید حملات آمریکا دانسته و همزمان حمله بزرگی را که قرار بود انجام شود، بهطور موقت متوقف کرده است.
این رفتار را میتوان در قالب یک راهبرد «فشار و توقف» تحلیل کرد: واشینگتن با تهدید به حمله، هزینه نپذیرفتن توافق را بالا میبرد و با تعویق عملیات نظامی، مسیر مذاکره را باز نگه میدارد.
به همین دلیل، صرف توقف یک حمله را نمیتوان به معنای پایان خطر حمله آمریکا به ایران دانست. تا زمانی که چارچوبی پایدار برای توافق ایجاد نشده باشد، امکان بازگشت از مذاکره به فشار نظامی همچنان وجود دارد.
تنگه هرمز؛ کلید اصلی مذاکرات ایران و آمریکا
تازهترین تحولات نشان میدهد که تنگه هرمز دیگر صرفاً یکی از موضوعات جانبی جنگ نیست؛ بلکه به یکی از محورهای اصلی چانهزنی تبدیل شده است.
ترامپ گفته است مرحله نخست توافق باید به بازگشایی کامل تنگه هرمز منجر شود و مرحله دوم به موضوع توانمندی هستهای ایران اختصاص داشته باشد.
در مقابل، گزارشهای اخیر نشان میدهد که مذاکرات ایران و عمان درباره سازوکاری برای عبور کشتیها در جریان است. رویترز در ۵ اوت گزارش داد چارچوب پیشنهادی میتواند به ایران نقش تعیینکنندهای در مدیریت تردد ورودی از مسیر هرمز بدهد.
این مسئله از نظر سیاسی بسیار مهم است؛ زیرا اختلاف اصلی فقط بر سر «باز یا بسته بودن» تنگه نیست، بلکه بر سر این است که چه کشوری و با چه سازوکاری اختیار عبور کشتیها را در اختیار داشته باشد.
در چنین شرایطی، بازگشایی تنگه هرمز ممکن است در ظاهر یک توافق فنی درباره کشتیرانی باشد، اما در واقع بخشی از یک معامله بزرگتر درباره موازنه قدرت در خلیج فارس است.
روایت روسیه: آیا ترامپ با عقبنشینی ظاهری دنبال غافلگیری ایران است؟
روزنامه روسی ایزوستیا در تحلیلی متفاوت، رفتار اخیر ترامپ را از زاویه جنگ روانی بررسی کرده است.
الکساندر کارگین، تحلیلگر سیاسی، به ایزوستیا گفته است که واشینگتن ممکن است با ایجاد «نوسانات روانی» تلاش کند احساس خطر در ایران را کاهش دهد و زمینه را برای یک حمله غافلگیرکننده فراهم کند.
او مدعی شده است که آمریکا پیش از این نیز از تاکتیک مشابهی در آستانه عملیات نظامی دیگر استفاده کرده و هدف چنین رویکردی میتواند ایجاد تردید درباره جدی بودن تهدیدهای واشینگتن باشد.
کارگین همچنین گفته است که سردرگم کردن طرف مقابل میتواند یک مزیت نظامی ایجاد کند و از این منظر، احتمال حملات جدید آمریکا علیه ایران را منتفی نمیداند.
این البته تحلیل یک کارشناس روسی است و نه تأیید یک برنامه عملیاتی آمریکا. در منابع مستقل، سندی که نشان دهد واشینگتن تصمیم قطعی برای اجرای یک حمله غافلگیرانه گرفته، ارائه نشده است.
در سوی دیگر، ایگور پشنیچنیکوف، تحلیلگر سیاسی، در گفتوگو با ایزوستیا روایت متفاوتی مطرح کرده و معتقد است ترامپ تلاش میکند آمریکا را از درگیری خارج کند، اما اسرائیل میتواند مانعی در مسیر کاهش تنش باشد.
بنابراین حتی در میان تحلیلگران روسی نیز درباره انگیزه اصلی ترامپ اختلاف نظر وجود دارد: یک روایت، رفتار او را بخشی از جنگ روانی پیش از حمله احتمالی میداند و روایت دیگر، آن را تلاش برای خروج از یک جنگ پرهزینه ارزیابی میکند.
یک تناقض مهم؛ واشینگتن از توافق میگوید، تهران از مذاکره مستقیم نه
یکی از مهمترین نکات این بحران، شکاف میان روایت واشینگتن و تهران است.
ترامپ گفته است مذاکرات به درخواست ایران انجام میشود و از حمایت عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر برخوردار است.
اما تهران در روزهای اخیر روایت متفاوتی ارائه کرده است. رویترز در ۳ اوت گزارش داد ترامپ از آغاز مذاکرات با ایران سخن گفته، در حالی که مقامهای ایرانی انجام چنین مذاکرات مستقیمی را رد کردهاند. چند روز بعد نیز گزارشهای جدید از پیشرفت میان ایران و عمان منتشر شد.
این اختلاف در روایت، اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نشان میدهد حتی اگر کانالهای ارتباطی و میانجیگری فعال باشند، هنوز نمیتوان از وجود یک توافق سیاسی نهایی میان ایران و آمریکا سخن گفت.
به بیان سادهتر، ممکن است در پشت پرده پیامهایی میان طرفین ردوبدل شود، اما این با آغاز مذاکرات رسمی و مستقیم تفاوت دارد.
چرا باز شدن هرمز میتواند سرنوشت جنگ را تغییر دهد؟
تنگه هرمز فقط یک مسیر کشتیرانی نیست. هرگونه اختلال طولانیمدت در این آبراه میتواند مستقیماً بازار انرژی، هزینه حملونقل، تورم و امنیت انرژی کشورهای مختلف را تحت تأثیر قرار دهد.
گزارشهای اخیر نشان میدهد که کاهش تردد کشتیها و نگرانی درباره آینده تنگه همچنان بر بازار نفت سایه انداخته است. الجزیره نیز در گزارش ۷ اوت از ادامه بنبست بر سر آینده تنگه و تلاشهای دیپلماتیک برای پایان جنگ خبر داده است.
از همین رو، هر توافقی درباره هرمز میتواند پیامدهایی فراتر از روابط ایران و آمریکا داشته باشد. اگر توافقی شکل بگیرد که تردد تجاری را تضمین کند، فشار بر بازار انرژی کاهش خواهد یافت؛ اما اگر سازوکار توافق بهگونهای باشد که اختیار عبور کشتیها را به یک طرف محدود کند، اختلاف بر سر حاکمیت و امنیت دریایی میتواند در آینده دوباره شعلهور شود.
پشت پرده توافق احتمالی ایران و آمریکا چیست؟
نکته مهم در مذاکرات فعلی این است که مسئله هرمز و پرونده هستهای ایران به یکدیگر گره خوردهاند.
ترامپ میگوید باز شدن تنگه مرحله نخست و مسئله هستهای مرحله دوم است. این یعنی واشینگتن ظاهراً تلاش میکند یک امتیاز فوری و قابل مشاهده در حوزه کشتیرانی را به آغاز مذاکرات عمیقتر درباره برنامه هستهای ایران پیوند بزند.
در مقابل، تهران باید میان دو ملاحظه تعادل برقرار کند: جلوگیری از تشدید جنگ و حفظ کنترل و نفوذ خود بر یکی از مهمترین مسیرهای دریایی منطقه.
گزارش رویترز در ۷ اوت نیز نشان میدهد که مذاکرات ایران و عمان به مرحلهای رسیده که مقامهای آمریکایی از احتمال توافق برای بازگشایی تنگه سخن میگویند، اما همچنان اختلافات اساسی باقی است.
آیا حمله آمریکا به ایران واقعاً منتفی شده است؟
در شرایط فعلی نمیتوان گفت حمله آمریکا به ایران منتفی شده است.
آنچه تغییر کرده، زمانبندی و مسیر تصمیمگیری واشینگتن است. ترامپ یک حمله بزرگ را متوقف کرده تا فرصت بیشتری برای دیپلماسی ایجاد شود، اما همزمان بارها تأکید کرده که در صورت شکست مذاکرات، گزینه نظامی بازخواهد گشت. آسوشیتدپرس نیز توقف موقت عملیات و ادامه تهدیدهای نظامی را همزمان گزارش کرده است.
از طرف دیگر، ادامه تلاشهای میانجیها و گزارشهای مربوط به پیشرفت مذاکرات ایران و عمان نشان میدهد مسیر دیپلماتیک هنوز زنده است.
بنابراین وضعیت فعلی را بهتر است نه «پایان تهدید جنگ» و نه «آغاز قطعی حمله جدید» دانست؛ بلکه باید آن را مرحلهای شکننده از چانهزنی دانست که در آن فشار نظامی همچنان پشت میز مذاکره حضور دارد.
جنگ ایران و آمریکا در نقطه انتخاب
بحران کنونی بیش از آنکه فقط بر سر یک توافق هستهای باشد، به نبردی بر سر اهرمهای فشار تبدیل شده است. آمریکا میخواهد بازگشایی تنگه هرمز و محدود شدن توانمندی هستهای ایران را به یک توافق گره بزند؛ ایران نیز تلاش دارد کنترل و جایگاه خود در تنگه را حفظ و از تبدیل مذاکرات به ابزار تحمیل شروط واشینگتن جلوگیری کند.
از این منظر، حمله آمریکا به ایران هنوز بهطور قطعی از دستور کار خارج نشده است؛ اما همزمان نشانههایی از تلاش جدی برای جلوگیری از تشدید دوباره جنگ ایران و آمریکا دیده میشود.
تناقض میان تهدیدهای ترامپ، توقف حمله، ادعای مذاکرات مستقیم و تکذیب تهران نشان میدهد که هنوز نمیتوان از توافق نهایی سخن گفت. نقطه تعیینکننده اکنون تنگه هرمز است: اگر میان ایران و عمان و سپس آمریکا سازوکاری قابل قبول برای بازگشایی مسیر کشتیرانی ایجاد شود، احتمال ورود بحران به مرحله دیپلماتیک افزایش مییابد؛ اگر این مسیر شکست بخورد، همان «آخرین فرصت» ترامپ میتواند بار دیگر به تهدید نظامی تبدیل شود.
ارسال نظر