زینب س، حکیم رنج متعالی
دکتر غلامرضا ظریفیان در نشستی با عنوان "زینب س، حکیم رنج متعالی" گفت: زینب س حادثه جانکاه کربلا را به رنج متعالی مبدل کرد. رنج متعالی وقتی است که انسان رنج میبرد برای کاهش رنج دیگران.
این استاد دانشگاه در نشستی که توسط موسسه مطالعات و تحقیقات زنان در مجموعه سلسله نشستهای تاریخی برگزار کرد، اظهار داشت:
گزارشهایی که از همان طفولیت حضرت زینب سلام الله داریم، چه سنی و چه شیعه صفاتی را از ایشان یاد کرده اند مثل امراه عاقله یا عقیله بنی هاشم. این خودش یک علامت است که حتی اهل تسنن وقتی از ایشان یاد کرده اند بر صفت عقل و حکمت اشاره دارند. در اسناد و گزارشها نیامده که چنین صفتی را پیامبر اکرم ص یا امامان ع به حضرت زینب داده باشند. یعنی جامعه خود این عقل و حکمت را در ایشان دید.
نکته دوم اینکه آنچه از زندگی ایشان در تاریخ داریم بیانات حکیمانه در بزنگاهها است. آدم ها اکثرا در بزنگاهها دچار گسیختگی و پریشان گویی میشوند، اما از ایشان در بارزترین بزنگاههای تاریخ سخنان برجسته داریم.
البته که رشد یافتگی حضرت زینب س در خاندانی حکیم، بسیار مهم است. وقتی خطبه فدکیه توسط حضرت زهرا س خوانده شده، حضرت زینب حدود ۵ سال داشته و جالب است که سند این خطبه به حضرت زینب منتهی میشود. بنابراین صفت معلمه غیر متعلمه، شایسته حضرت زینب نیست. پیامبر حداقل تا ۵ سالگی ایشان در قید حیات بودند و سال ها پدر و برادران را نیز در کنار خود داشتند.
صفت دیگری که از حضرت زینب س بسیار گفته شده، صبوری اوست؛ البته صبری فعال و نه منفعل، من اسمش را می گذارم رنج متعالی. حتی هنگام مهلکه کربلا در عاشورا، وقتی یک یک عزیزانش را از دست می داد و رنج می کشید، استوار و محکم ماند و بعد هم در دربار سرش را بالا گرفت و ظالم را نهیب زد. اینکه می گویند کودکان اهل بیت در بیابان رها و گم بودند، بی ربط است. زینب س نگذاشت و مدیریت کرد.
آن بانوی بزرگ در مستندات و گزارش ها ترکیبی از عشق و عقل است. نه فقط از رفتارش، بلکه از عملی ساختن سخن امام حسین ع به او که گفت "بعد از من وامصیبتا و واویلا سر ندهی". حتی در عزاداری هم ترکیبی در عشق و عقل بودند.
بنابراین زینب س آن حادثه جانکاه را تبدیل کرد به رنج متعالی. اما رنج متعالی چیست؟ این وقتی است که انسان رنج میبرد برای کاهش رنج دیگران. یعنی رنج را از حسی منفعل به حالتی فعال در می آورد. عصاره نهضت امام حسین ع را میتوان در این عبارت زیارت اربعین یافت که: "وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیْرَةِ الضَّلَالَةِ... (بارخدایا! من گواهى مى دهم که آن بزرگوار) خون خود را در راه تو نثار کرد تا بندگانت را از جهالت و سرگشتگىِ گمراهى برهاند..." تا آخرین قطره خونش را داد که مردم از جهل و گمراهی نجات یابند. بالاترین رنج بشر چیست؟ نادانی و جهالت است. زینب س هم همین کار را کرد.
مولوی تعبیری دارد که اگر کسی اهل معنا باشد زخم جای ورود نور است. همین است که خداوند در سوره بلد می فرماید "لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فی کَبَدٍ/ ما انسان را در رنج و سختی آفریدیم." در طول تاریخ انسانها رنجهای مختلف بودهاند. اما هنر تبدیل این رنج ها به رنج متعالی مهم است. مولوی می گوید: هر که او بیدارتر پردردتر، هرچه او آگاه تر رخ زردتر.
بنابراین روشن است نقش زینب س برای اشک و مصیبت نیست. او حکیم است، چون حقیقت را در دل حادثه میبیند، حکیم کارش این است که عمق ماجرا را میبیند. زینب س عارف است، چرا؟ چون پلی میزند میان "رنج" و "رنج متعالی" و از دل این رنج متعالی خدا را میبیند. زینب مصلح است، چون سکوت نمیکند و حکیم گوشه گیر نیست. او راوی است میخواهد حقیقت را آنگونه که رخ داده منتقل کند. راوی نقش بسیار مهمی دارد. امروز ببینید جنگ روایتها چه تاثیراتی بر جوامع میگذارد. زینب س میخواهد واقعه همانگونه که بوده در تاریخ بماند. ببینید روایات غیر معتبر با چه حجمی درباره همین واقعه کربلا اکنون وجود دارد. ببینید چگونه با روایات در برابر فقه عدالت، فقه اطاعت درست کردند.
بزرگ ترین درس زینب سلام الله علیها برای امروز این است که انسان بزرگ، موجودی نیست که رنج نکشد، بلکه کسی است که رنج را به آگاهی، مسئولیت و کاهش رنج دیگران و دیدن حقیقت تبدیل میکند.
ارسال نظر