تجهیزات نظامی جدید آمریکا وارد خاورمیانه شدند / سناریوی جنگ با حملات هوایی و موشکی به تأسیسات هستهای و مراکز نظامی ایران آغاز میشود!
جنگ یا مذاکره؟ افزایش نیروهای نظامی آمریکا در منطقه چه پیامی برای ایران دارد؟
در شرایطی که فضای منطقه همچنان تحتتأثیر تنشهای امنیتی و سیاسی قرار دارد، همزمانی تحرکات نظامی آمریکا در خاورمیانه با برگزاری دور تازهای از گفتوگوها، بار دیگر سناریوی حمله آمریکا به ایران و آینده مسیر دیپلماسی را به کانون توجه رسانهها و تحلیلگران بازگردانده است؛ وضعیتی که در آن، مرز میان بازدارندگی نظامی و مدیریت سیاسی بحران بیش از هر زمان دیگری باریک به نظر میرسد.
در همین چارچوب، گزارشهای منتشرشده در روز پنجشنبه از انتقال تجهیزات نظامی جدید آمریکا به منطقه حکایت دارد. بخش راستیآزمایی سرویس جهانی بیبیسی با استناد به تصاویر ماهوارهای اعلام کرده است که ۱۲ فروند جنگنده اف۱۵، یک پهپاد رزمی امکیو۹ ریپر و چند فروند هواپیمای تهاجمی ای۱۰سی تاندربولت ۲ به پایگاه هوایی موفقالسطی در اردن منتقل شدهاند؛ تجهیزاتی که هر یک نقشی مشخص در برتری هوایی، اجرای حملات دقیق از راه دور و پشتیبانی نزدیک زمینی ایفا میکنند. این تحرکات در فضایی رخ میدهد که تحلیلگران، آن را بخشی از سناریوهای بازدارنده مرتبط با احتمال حمله آمریکا به ایران ارزیابی میکنند.
پهپاد و ناوشکن موشکانداز آمریکا در آبهای سرخ قرار گرفتند
بیبیسی همچنین از رصد حرکت ناوشکن موشکانداز هدایتشونده آمریکایی USS Delbert D. Black خبر داده که پس از عبور از کانال سوئز وارد دریای سرخ شده است؛ ناوی با مأموریت اصلی دفاع موشکی و پشتیبانی رزمی از ناوگان دریایی آمریکا. همزمان، پرواز یک پهپاد شناسایی امکیو۴سی Triton نیروی دریایی آمریکا بر فراز خلیج فارس نیز مشاهده شده؛ پهپادی که برای نظارت دریایی طولانیمدت و جمعآوری اطلاعات راهبردی طراحی شده است.
تهران برای سناریوی حمله آمریکا به ایران آماده است
در این میان، شفقنا مینویسد که روزنامه دیلیتلگراف با استناد به منابع تحلیلی مدعی شده است که تهران برای مواجهه با سناریوی حمله آمریکا به ایران، راهبردی پنجمرحلهای را طراحی کرده که هدف اصلی آن، پرهزینهکردن هرگونه درگیری نظامی برای واشنگتن و متحدانش است.
بر اساس این گزارش، سناریو با حملات هوایی و موشکی آمریکا به تأسیسات هستهای و مراکز نظامی ایران آغاز میشود؛ اهدافی که برخی از آنها در مناطق پرجمعیت قرار دارند.
در مرحله بعد، پاسخ ایران بهگونهای طراحی شده که میدان نبرد را فراتر از مرزهای جغرافیایی کشور گسترش دهد و پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه را با موشکها و پهپادها هدف قرار دهد.
جنگ سایبری و بستن تنگه هرمز، دو گزینه اولیه ایران
در این راهبرد، جنگ سایبری جایگاه ویژهای دارد؛ بهطوریکه زیرساختهای حملونقل، انرژی، مالی و ارتباطات نظامی آمریکا آسیبپذیر تلقی میشوند. به باور طراحان این سناریو، اختلال سایبری میتواند زنجیره لجستیک آمریکا را مختل کرده و ساختار فرماندهی و کنترل آن را پیچیده کند.
در ادامه، جغرافیا بهعنوان مهمترین ابزار راهبردی ایران معرفی میشود؛ کنترل بر تنگه هرمز که حدود ۲۱ درصد نفت جهان از آن عبور میکند. گزینههایی مانند مینگذاری، حمله به نفتکشها و حتی مسدودسازی مسیر کشتیرانی از جمله سناریوهایی هستند که میتوانند بازار جهانی انرژی را با شوک جدی مواجه کنند.
راهبرد کلی تهران بر این فرض استوار است که آمریکا در نهایت به این جمعبندی برسد که هزینههای جنگ از منافع آن فراتر میرود؛ راهبردی که «دوام نامتقارن» نام گرفته و بیش از توان نظامی، بر فرسایش اراده سیاسی آمریکا تکیه دارد.
در یک جنگ شناختی با آمریکا هستیم
در سوی دیگر تحولات، همزمان با برگزاری مذاکره ایران و آمریکا در عمان، حسن بهشتیپور، تحلیلگر مسائل بینالملل، در گفتوگو با جماران تأکید کرده است که تحولات هشت ماه اخیر در ایران، منطقه و سیاستهای واشنگتن نشان میدهد دور جدید مذاکره ایران و آمریکا، اگرچه از نظر ظاهری شباهتهایی با مذاکرات گذشته دارد، اما از نظر ماهوی متفاوت خواهد بود.
به گفته وی، فضای کنونی بیش از آنکه یک تقابل صرف نظامی باشد، نوعی جنگ شناختی است که هدف آن ایجاد وحشت و فشار روانی بر افکار عمومی و تصمیمگیران است؛ بهگونهای که القا شود جمهوری اسلامی تحت فشار نظامی پای میز مذاکره ایران و آمریکا آمده است، در حالی که مذاکره ابزاری برای مدیریت تنش و جلوگیری از جنگ تلقی میشود.
بهشتیپور با تأکید بر اینکه «هزار ساعت مذاکره بینتیجه بهتر از یک ساعت جنگ است»، تصریح میکند که نباید از مذاکرات انتظار معجزه داشت و کارکرد اصلی آن را باید در مدیریت بحران و حل تدریجی اختلافات جستوجو کرد.
این تحلیلگر مسائل بینالملل همچنین خاطرنشان کرده است که موضوع گفتوگوها دیگر صرفاً به پرونده هستهای محدود نمیشود و تحولات اخیر، معادلات پیشین را تغییر داده است. به گفته او، آمریکا که پیشتر تلاش داشت شروطی را دیکته کند، اکنون ناچار به مذاکره درباره همان شروط شده و ایران بعید است آنها را بهصورت تحمیلی بپذیرد. پیشنهادهایی مانند تعلیق داوطلبانه غنیسازی برای چند سال یا ایجاد بانک سوخت هستهای منطقهای، از جمله گزینههایی است که میتواند در دستور کار قرار گیرد.
در مجموع، همزمانی افزایش تحرکات نظامی آمریکا با مسیر دیپلماسی، نشان میدهد که منطقه در نقطهای حساس میان تقابل و تعامل قرار گرفته است. از یکسو، سناریوهای پرهزینه ناشی از حمله آمریکا به ایران و از سوی دیگر، تلاش برای مدیریت بحران از مسیر گفتوگو، دو مسیری هستند که آینده تحولات را رقم خواهند زد؛ مسیری که سرنوشت آن تا حد زیادی به نتیجه تصمیمگیریهای سیاسی در تهران و واشنگتن گره خورده است.
ارسال نظر