چرا خط سفید ابزار خبرنگار نیست و اهرم پروپاگانداست؟

ژان‌پل سارتر، فیلسوف اگزیستانسیالیست، تأکید می‌کند که انتخاب واقعی نه در شرایط آسان مانند انتخاب بین کیک شکلاتی یا معمولی در سوییس بلکه در موقعیت‌های پرتنش و پرریسک معنا پیدا می‌کند. در جامعه‌ای مثل ایران، جایی که اینترنت فیلتر شده و دسترسی آزاد به آن یک حق دریغ‌شده است، انتخاب واقعی یعنی "نه" گفتن به اینترنت طبقاتی. این "نه" گفتن، یک عمل اخلاقی است که فرد را از حاشیه امن خارج می‌کند و او را با مسئولیت وجودی روبرو می‌سازد.

چرا خط سفید ابزار خبرنگار نیست و اهرم پروپاگانداست؟

در ایران، فیلترینگ گسترده اینترنت دسترسی به اطلاعات را به یک کالای لوکس تبدیل کرده است

 

امیرحسین مصلی

روزنامه‌نگار

در جوامعی که دسترسی آزاد به اینترنت به عنوان یک حق اساسی انسانی از شهروندان دریغ شده، پدیده "خط سفید" یعنی دسترسی ویژه به اینترنت بدون فیلتر، نه تنها نمادی از تبعیض طبقاتی است، بلکه چالشی عمیق برای اصول اخلاقی و حرفه‌ای به ویژه در میان خبرنگاران ایجاد می‌کند.

این رانت، که اغلب به عنوان امتیازی برای برخی گروه‌ها مانند اصحاب رسانه ارائه می‌شود، در تضاد آشکار با رسالت خبرنگاری قرار دارد، یعنی شفاف‌سازی قدرت و پاسخگو کردن آن.

به‌عنوان روزنامه‌نگاری که در برهه‌های مختلف به این رانت آشکارا و علنی نه گفته‌ام، در این مطلب، با استناد به اصول فلسفی اخلاق و مفهوم "انتخاب" در موقعیت‌های دشوار، استدلال می‌کنم که پذیرش چنین رانتی نه تنها جامعه را به سمت نابرابری بیشتر سوق می‌دهد، بلکه خبرنگاران را از نقش کلیدی‌شان در دفاع از حقوق عمومی محروم می‌سازد.

 

ابتدا باید به زمینه پرداخت، در ایران، فیلترینگ گسترده اینترنت نه تنها آزادی بیان را محدود کرده، بلکه دسترسی به اطلاعات را به یک کالای لوکس تبدیل کرده است. میلیون‌ها شهروند عادی برای دسترسی به محتوای جهانی با موانع فنی و حقوقی روبرو هستند، در حالی که برخی افراد از جمله خبرنگاران از طریق "خط سفید" یا "سیم‌کارت سفید" به اینترنت آزاد دسترسی پیدا می‌کنند. این تبعیض، به تعبیر دقیق، یک رانت است؛ نه یک حق طبیعی، بلکه امتیازی که از سوی قدرت اعطا می‌شود و جامعه را به دو طبقه تقسیم می‌کند، طبقه‌ای که می‌بیند و می‌گوید، و طبقه‌ای که در تاریکی نگه داشته می‌شود. چنین ساختاری، یادآور نظام‌های طبقاتی است که در آن، دسترسی به منابع حیاتی بر اساس نزدیکی به قدرت توزیع می‌شود، نه بر اساس عدالت.

 

حال، بیایید به نقش خبرنگاران بپردازیم. خبرنگاری، به عنوان حرفه‌ای که بر پایه شفافیت و پاسخگو کردن قدرت بنا شده، نمی‌تواند با پذیرش رانت همخوانی داشته باشد. خبرنگاری که از مسئولان تقاضای اینترنت بدون فیلتر می‌کند، در حالی که مردم عادی از آن محروم هستند، عملاً در دام همان قدرتی می‌افتد که باید آن را نقد کند. این پذیرش، نه تنها امنیت خبرنگار را به خطر می‌اندازد زیرا رصد و کنترل بیشتری را به همراه دارد، بلکه آزادی عمل او را محدود می‌کند. خبرنگاری که زبانش بسته شود، دیگر خبرنگار نیست؛ او به ابزاری برای حفظ وضعیت موجود تبدیل می‌شود. نمونه‌های واقعی نشان می‌دهد که برخی خبرنگاران، حتی پس از افشای این رانت، با پنهان‌کاری یا طلبکاری پاسخ می‌دهند، در حالی که رسالت‌شان ایجاب می‌کند با صداقت توضیح دهند، عذرخواهی کنند و جبران نمایند. این رفتار، سؤال مهمی مطرح می‌کند، چگونه کسانی که نمی‌توانند نسبت به رانت خود شفاف باشند، می‌توانند حاکمیت را در مواردی مانند ماجرای جان‌باختن مهسا امینی یا ساقط کردن هواپیمای اوکراینی به شفافیت وادار کنند؟

 

برای عمق بخشیدن به این استدلال، به فلسفه اخلاق و مفهوم "انتخاب" در موقعیت‌های دشوار می‌پردازیم. ژان‌پل سارتر، فیلسوف اگزیستانسیالیست، تأکید می‌کند که انتخاب واقعی نه در شرایط آسان مانند انتخاب بین کیک شکلاتی یا معمولی در سوییس بلکه در موقعیت‌های پرتنش و پرریسک معنا پیدا می‌کند. در جامعه‌ای مثل ایران، جایی که اینترنت فیلتر شده و دسترسی آزاد به آن یک حق دریغ‌شده است، انتخاب واقعی یعنی "نه" گفتن به اینترنت طبقاتی. این "نه" گفتن، یک عمل اخلاقی است که فرد را از حاشیه امن خارج می‌کند و او را با مسئولیت وجودی روبرو می‌سازد. پذیرش رانت، حتی اگر به بهانه "حق" یا "نیاز حرفه‌ای" باشد، انتخابی است که تبعیض را تداوم می‌بخشد و فرد را به بخشی از سیستم نابرابری تبدیل می‌کند. به عبارت دیگر، اخلاق در اینجا نه یک مفهوم انتزاعی، بلکه انتخابی عملی است، آیا خبرنگار ترجیح می‌دهد بخشی از خواص رانتی باشد، یا در کنار مردم عادی بایستد و علیه اینترنت طبقاتی شورش کند؟ این انتخاب، آزمون واقعی صداقت حرفه‌ای است.

 

علاوه بر این، باید به مغالطه‌های رایج اشاره کرد. برخی استدلال می‌کنند که چون بیگانگان یا براندازان ممکن است از نقد رانت سوءاستفاده کنند، نباید خبرنگاران را مورد انتقاد قرار داد. این مغالطه شبیه استدلال مسئولان است که می‌گویند چون دشمنان خارجی از اعتراضات سوءاستفاده می‌کنند، مردم نباید اعتراض کنند. واقعیت این است که نقد رانت، مستقل از سوءاستفاده‌کنندگان، ضروری است. همچنین، بد بودن رانت به معنای خوب بودن مخالفان آن نیست؛ چراکه "بد، بد است" یعنی وطن‌فروشی و رانت‌گیری هر دو محکوم‌اند.

 

در نهایت، مبارزه علیه اینترنت طبقاتی باید با استدلال و نه توهین پیش برود. خبرنگاران، به عنوان پیشگامان شفافیت، باید الگویی باشند که با شهامت اشتباهات را بپذیرند، مانند بسیاری از اهالی رسانه که با صداقت توضیح دادند، نه اینکه طلبکارانه دفاع کنند. از سوی دیگر ساختار تبعیض آلود با واژه‌هایی مانند "خط سفید"، معانی را تحریف کرده و نام‌های شرافت آمیزی چون خبرنگار و روزنامه‌نگار را نزد افکار عمومی به ننگ تبدیل کرده است، چنانکه میرحسین موسوی گفته بود گناه بزرگ دست‌بردن در حقیقت معانی است. زمان آن رسیده که خبرنگاران با انتخاب اخلاقی خود، این تحریف را به چالش بکشند و جامعه را به سمت عدالت دیجیتال هدایت کنند. تنها در این صورت، می‌توان امید داشت که اینترنت و دیگر حقوق شهروندان، به عنوان حقی همگانی، نه رانتی طبقاتی، بازگردانده شود.

 

ارسال نظر

یادداشت

آخرین اخبار

پربازدید ها