تنها چند روز تا حمله آمریکا به ایران؛ تلاش میانجیها برای جلوگیری از جنگ به نتیجه میرسد؟
ونس مذاکره میخواهد، نتانیاهو حمله؛ ایران در مرکز شکاف تازه آمریکا و اسرائیل قرار دارد.
در شرایطی که میانجیهای قطری پس از بیش از ۱۲ ساعت رایزنی در تهران مذاکرات خود را در دوحه ادامه میدهند، عباس عراقچی از بررسی پیام جیدی ونس در عالیترین سطوح تصمیمگیری خبر داده است. با این حال، تهران فعلاً برنامهای برای دیدار مستقیم با مقامهای آمریکایی ندارد و دو طرف همچنان بر سر یک مسئله اساسی اختلاف دارند: کدام طرف باید نخستین امتیاز را بدهد؟
حمله آمریکا به ایران؛ دیپلماسی در دوحه و سایه سنگین جنگ
موضوع حمله آمریکا به ایران به یکی از مهمترین محورهای تحولات سیاسی و امنیتی منطقه تبدیل شده است. در شرایطی که نشانههایی از تلاش واشنگتن برای بازگشت به مسیر مذاکره دیده میشود، اختلاف بر سر شروط اولیه توافق همچنان پابرجاست و هیچ توافقی برای آغاز مذاکرات مستقیم میان ایران و آمریکا اعلام نشده است.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، روز شنبه ۹ آبان در گفتوگو با شبکه الجزیره تأیید کرد که پیام ارسالشده از سوی جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، با دقت بررسی شده و محتوای آن در نشستهای سطح عالی مورد بحث قرار گرفته است.
عراقچی تلاش آمریکا برای گشودن باب گفتوگو و تفاهم در سطحی گستردهتر را اقدامی مثبت توصیف کرد اما همزمان نسبت به اهداف احتمالی این پیام هشدار داد.
او گفت: «اگر هدف واشنگتن از ارسال پیام ونس ایجاد اختلاف و شکاف باشد این اقدام اشتباه جدیدی خواهد بود که به اشتباهات پیشین آمریکا اضافه میشود.»
با وجود این موضع، وزیر خارجه جمهوری اسلامی هرگونه برنامه قطعی برای دیدار با مقامهای آمریکایی را رد کرد و توضیح داد که تهران در شرایط فعلی ضرورتی برای چنین دیداری نمیبیند؛ زیرا شروط ایران مشخص است و میانجیها همچنان در حال رایزنی درباره آن هستند.
به گفته عراقچی تصمیم درباره مستقیم یا غیرمستقیم بودن مذاکرات ایران و آمریکا پس از موافقت واشنگتن با شروط تهران گرفته خواهد شد.
این اظهارات نشان میدهد که بررسی پیام آمریکا به معنای پذیرش پیشنهادهای واشنگتن یا توافق برای ازسرگیری فوری مذاکرات نیست.
سفر هیئت ایرانی به دوحه؛ مذاکره با آمریکا در دستور کار نیست؟
همزمان با انتشار اظهارات عراقچی، حضور یک هیئت ایرانی در قطر به یکی از محورهای گمانهزنی درباره آینده مذاکرات ایران و آمریکا تبدیل شد.
خبرگزاری تسنیم در گزارشی اختصاصی اعلام کرد هیئتی از ایران به دوحه سفر کرده اما هیچ مذاکرهای با آمریکا در قطر در دستور کار نیست.
به نوشته تسنیم، حضور هیئت ایرانی برای پیگیری و پیشبرد امور مربوط به مذاکرات اخیر با قطر انجام شده و نباید آن را به معنای توافق ایران و آمریکا برای برگزاری نشست مستقیم دانست.
در مقابل، باراک راوید، خبرنگار آکسیوس، به نقل از منابع دیپلماتیک گزارش داده است که میانجیهای قطری به رهبری علی الثوادی همچنان در دوحه با معاون وزیر امور خارجه ایران رایزنی میکنند و ارتباط منظم میان میانجیها و کاخ سفید برقرار است.
نکته مهم این است که این دو روایت لزوماً با یکدیگر تناقض ندارند. حضور هیئت ایرانی و ادامه رایزنی با مقامهای قطری میتواند همزمان با نبود هرگونه دیدار مستقیم میان ایران و آمریکا اتفاق بیفتد.
آکسیوس نیز تصریح کرده که تا زمان انتشار گزارش خود، توافقی برای ازسرگیری مذاکرات مستقیم حاصل نشده و تاریخی برای ورود هیئت آمریکایی به دوحه تعیین نشده است.
بنابراین، آنچه در قطر جریان دارد را باید فعلاً تلاش برای نزدیک کردن مواضع دو طرف دانست، نه آغاز قطعی دور جدید مذاکرات ایران و آمریکا.
دو شرط متضاد که مسیر توافق را مسدود کرده است
مهمترین مانع در مسیر توافق احتمالی ایران و آمریکا، اختلاف بر سر ترتیب اجرای تعهدات است.
آکسیوس به نقل از یک مقام آمریکایی نوشته است که واشنگتن و تهران بر سر دو مجموعه مطالبه متعارض به بنبست رسیدهاند.
دولت ترامپ خواهان آن است که ایران برای بازگشت به مذاکرات، ابتدا در پرونده هستهای امتیازهایی ارائه کند. در مقابل، تهران خواستار آن است که آمریکا پیش از ورود به مرحله جدید مذاکرات، محاصره دریایی را لغو کند، داراییهای مسدودشده ایران را آزاد سازد و امکان فروش نفت را فراهم کند.
این اختلاف در ظاهر درباره چند اقدام اقتصادی و هستهای است، اما در سطح سیاسی مسئله بزرگتری را نشان میدهد: هیچکدام از دو طرف نمیخواهد هزینه نخستین عقبنشینی را بپذیرد.
برای واشنگتن دریافت امتیاز هستهای پیش از کاهش فشار اقتصادی میتواند بهعنوان دستاوردی در برابر افکار عمومی آمریکا معرفی شود.
برای تهران نیز لغو محاصره دریایی، آزادسازی داراییها و بازگشت امکان فروش نفت، پیششرطی برای ورود به مذاکراتی است که قرار است درباره پرونده هستهای و سایر اختلافات انجام شود.
به همین دلیل، حتی اگر دو طرف درباره اصل مذاکره به تفاهم برسند، چگونگی اجرای توافق و ترتیب اقدامات متقابل همچنان میتواند مانع پیشرفت شود.
پیشنهاد قطر برای بازدید بازرسان آژانس از تأسیسات بمبارانشده ایران
یکی از حساسترین بخشهای پیشنهاد میانجیهای قطری به پرونده هستهای ایران مربوط میشود.
طبق گزارش آکسیوس، قطر در تلاش است تهران را متقاعد کند بهعنوان اقدامی اعتمادساز، اجازه بازدید بازرسان سازمان ملل از تأسیسات هستهای بمبارانشده ایران را صادر کند. در مقابل، قرار است آمریکا بخشی از تحریمها را کاهش دهد.
این پیشنهاد از چند جهت اهمیت دارد. نخست اینکه پرونده تأسیسات آسیبدیده هستهای ایران همچنان یکی از نقاط اصلی اختلاف تهران و واشنگتن است. دوم اینکه بازگشت بازرسان بینالمللی میتواند زمینهای برای ارزیابی وضعیت این تأسیسات و روشن شدن برخی ابهامات فنی فراهم کند.
با این حال، چنین اقدامی صرفاً یک موضوع نظارتی نیست و به مسئله اعتماد سیاسی و تضمینهای متقابل نیز گره خورده است.
تهران باید درباره سطح دسترسی بازرسان، شرایط بازدید و ارتباط آن با رفع محدودیتهای اقتصادی تصمیم بگیرد. در طرف مقابل نیز واشنگتن باید مشخص کند کاهش تحریمها تا چه اندازه واقعی، قابل اجرا و پایدار خواهد بود.
عراقچی نیز در گفتوگو با الجزیره تأیید کرده که میانجیها پیشنهادهایی درباره پرونده هستهای ارائه کردهاند و تهران در مرحله دوم در حال بررسی آنهاست.
این بخش از مذاکرات میتواند یکی از معدود نقاطی باشد که دو طرف امکان رسیدن به یک توافق مرحلهای را در آن دارند؛ البته به شرط آنکه موضوع بازرسیها از مسئله رفع محاصره و آزادسازی داراییهای ایران جدا نشود.
پیشنهاد دو روزه ایران برای بازگشایی تنگه هرمز
یکی از جزئیات مهم اظهارات عراقچی که میتواند در مذاکرات پیش رو نقش تعیینکننده داشته باشد، پیشنهاد ایران درباره نحوه بازگشایی تنگه هرمز است.
وزیر خارجه جمهوری اسلامی اعلام کرده که تهران بازگشایی این آبراه را به پذیرش مسیر جدید کشتیرانی تعریفشده با هماهنگی عمان و بسته شدن مسیرهای دیگر مشروط میداند. او همچنین از پیشنهاد میانجیها برای کاهش زمان اجرای طرح ایران خبر داده است.
به گفته عراقچی، پیشنهاد اولیه اجرای این طرح در مدت پنج روز مطرح شده بود اما اکنون طرحی با دوره اجرای دو روزه در دست بررسی قرار گرفته است.
این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که تنگه هرمز صرفاً یک مسئله مربوط به روابط دوجانبه ایران و آمریکا نیست. هرگونه اختلال در عبور کشتیها از این آبراه میتواند بر تجارت جهانی، بازار انرژی، هزینه حملونقل دریایی و قیمت نفت تأثیر بگذارد.
در نتیجه، اختلاف درباره نحوه بازگشایی تنگه هرمز میتواند ابعاد اقتصادی مذاکرات را به اندازه پرونده هستهای مهم کند.
درخواست ایران برای بازگرداندن معافیتهای نفتی و آزادسازی تمام داراییهای مسدودشده، از جمله منابع مالی ایران در قطر، نیز در همین چارچوب قرار میگیرد.
در واقع، تهران به دنبال آن است که توافق احتمالی فقط به تعهدات هستهای محدود نباشد و دستاورد اقتصادی ملموسی نیز به همراه داشته باشد.
آیا حمله مجدد آمریکا به ایران بعد از انتخابات میاندورهای آغاز میشود؟
در حالی که مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا ادامه دارد، احتمال حمله مجدد آمریکا به ایران همچنان یکی از نگرانیهای اصلی کشورهای منطقه است.
خبرگزاری آسوشیتدپرس در گزارشی به نقل از دو دیپلمات آگاه نوشته است که مقامهای آمریکایی به چند کشور خاورمیانه و متحدان منطقهای هشدار دادهاند برای احتمال ازسرگیری حمله مجدد آمریکا به ایران پس از انتخابات میاندورهای در سوم نوامبر آماده باشند.
بر اساس این گزارش، کشورهای منطقه علاوه بر احتمال حمله آمریکا به ایران، درباره واکنش تلافیجویانه تهران و هدف قرار گرفتن تأسیسات انرژی و زیرساختهای حیاتی نیز هشدار دریافت کردهاند.
با این حال، آسوشیتدپرس تأکید کرده است که دونالد ترامپ هنوز تصمیم نهایی خود را درباره آغاز حملات جدید اتخاذ نکرده است.
این تمایز اهمیت زیادی دارد؛ زیرا هشدارهای امنیتی و آمادهسازی احتمالی متحدان منطقهای را نباید به معنای صدور فرمان قطعی حمله آمریکا به ایران تلقی کرد.
گزارش آکسیوس نیز فضای مشابهی را ترسیم میکند. بر اساس اطلاعات منابع دیپلماتیک این رسانه، میانجیهای قطری و چند کشور منطقه تلاش دارند پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا، تهران و واشنگتن را به توافقی اولیه برای بازگشت به مذاکرات مستقیم برسانند.
در چنین شرایطی، احتمال جنگ مجدد ایران و آمریکا دیگر فقط یک گمانهزنی رسانهای نیست؛ بلکه به موضوعی تبدیل شده که در محاسبات امنیتی برخی دولتهای منطقه نیز جای گرفته است.
چرا عربستان، ترکیه و پاکستان برای توافق ایران و آمریکا تلاش میکنند؟
نقش کشورهای منطقه در تحولات اخیر فراتر از میانجیگری تشریفاتی است.
آکسیوس به نقل از یک منبع منطقهای گزارش داده است که مصر، ترکیه، عراق، پاکستان و عربستان سعودی از ایران خواستهاند پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا با ازسرگیری مذاکرات موافقت کند.
همچنین رهبران عربستان و ترکیه در روزهای اخیر از ترامپ خواستهاند فرصت بیشتری به مسیر دیپلماسی بدهد. دلیل این تلاشها را باید در پیامدهای احتمالی بازگشت جنگ جستوجو کرد.
ازسرگیری حمله آمریکا به ایران میتواند دامنه درگیری را از ایران و اسرائیل فراتر ببرد و پای کشورهای میزبان پایگاههای نظامی آمریکا و زیرساختهای انرژی منطقه را نیز به بحران باز کند. برای کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، تداوم ناامنی در تنگه هرمز و افزایش احتمال حملات تلافیجویانه میتواند هزینههای اقتصادی و امنیتی سنگینی به همراه داشته باشد. افزون بر این، افزایش تنش در منطقه میتواند بر بازار نفت، سرمایهگذاری خارجی، تجارت دریایی و برنامههای اقتصادی کشورهای منطقه اثر منفی بگذارد.
به همین دلیل، حتی کشورهایی که در اختلافات تهران و واشنگتن موضع یکسانی ندارند، ممکن است در جلوگیری از آغاز دور جدید جنگ ایران و آمریکا منافع مشترکی پیدا کنند.
اختلاف در حلقه نزدیکان ترامپ؛ چه کسانی خواهان جنگ و چه کسانی طرفدار مذاکرهاند؟
یکی از بخشهای قابل توجه گزارش آکسیوس، اختلاف دیدگاه در حلقه نزدیکان دونالد ترامپ درباره نحوه برخورد با ایران است.
طبق این گزارش، پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، و مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، نسبت به امکان دستیابی به توافق هستهای با ساختار سیاسی کنونی ایران بدبین هستند.
از نگاه این دو مقام ادامه فشار بر تهران و حتی انجام حملات نظامی بیشتر میتواند دستاورد سیاسی و امنیتی مهمتری برای دولت ترامپ داشته باشد.
در سوی دیگر، جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، به همراه استیو ویتکاف و جرد کوشنر، از چهرههای نزدیک به ترامپ در پرونده مذاکرات ایران و آمریکا، خواهان بازگشت به مسیر گفتوگو هستند.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، نیز از جمله افرادی معرفی شده که ترجیح میدهند کارزار فشار اقتصادی علیه ایران ادامه پیدا کند و پیش از بازگشت به درگیری نظامی، فرصت بیشتری برای اثرگذاری این سیاست داده شود.
این اختلاف نشان میدهد تصمیمگیری درباره ایران در واشنگتن صرفاً به محاسبات نظامی محدود نیست. هزینههای اقتصادی جنگ، پیامدهای سیاسی آن و امکان دستیابی به توافقی قابل ارائه به افکار عمومی آمریکا نیز در این تصمیم نقش دارند.
ترامپ روز جمعه درباره مذاکرات گفته است: «گفتوگوهایی در جریان است. آنها میخواهند گفتوگو کنند. مدام در حال گفتوگو هستند... راستش را بخواهید ما وقت داریم. این یک جنگ است، اما جنگی معمولی نیست.»
با این حال، رئیسجمهور آمریکا هنوز درباره انتخاب نهایی میان توافق و عملیات نظامی موضع قطعی اعلام نکرده است.
فشار نتانیاهو برای حمله مشترک به ایران؛ مانع تازه در مسیر دیپلماسی؟
در کنار اختلافات داخلی دولت آمریکا، موضع اسرائیل نیز یکی از عوامل اثرگذار بر آینده بحران است.
آکسیوس گزارش داده است که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، ترامپ را برای آغاز عملیات مشترک علیه ایران پس از انتخابات میاندورهای تحت فشار قرار داده است. این موضع در شرایطی مطرح میشود که برخی کشورهای منطقه از واشنگتن خواستهاند فرصت بیشتری به مذاکرات بدهد.
اگر اسرائیل بتواند تصمیمگیران آمریکایی را به این جمعبندی برساند که فرصت دیپلماسی رو به پایان است، احتمال حمله مجدد اسرائیل به ایران و همراهی نظامی آمریکا افزایش پیدا میکند.
البته فشار سیاسی اسرائیل به معنای تصمیم قطعی ترامپ برای آغاز عملیات مشترک نیست. گزارشهای آسوشیتدپرس نیز تأکید دارند که هنوز تصمیم نهایی درباره حمله آمریکا به ایران اتخاذ نشده است.
در نتیجه، یکی از متغیرهای تعیینکننده روزهای آینده، میزان تأثیرگذاری نتانیاهو بر محاسبات امنیتی کاخ سفید خواهد بود.
تحلیل و بررسی اختصاصی؛ پشت پرده تحولات چه چیزی را نشان میدهد؟
تهران و واشنگتن هنوز درباره نقطه شروع مذاکره توافق ندارند
مهمترین مسئله در مذاکرات فعلی، اختلاف بر سر اصل مذاکره نیست؛ بلکه اختلاف درباره ترتیب اجرای تعهدات است.
آمریکا میخواهد ایران پیش از دریافت امتیازهای اقتصادی، در پرونده هستهای عقبنشینیهایی انجام دهد. ایران نیز معتقد است تا زمانی که محاصره دریایی، محدودیت فروش نفت و انسداد داراییها ادامه دارد، ورود به مذاکرات جدید توجیهی ندارد.
این وضعیت یک بنبست کلاسیک در مذاکرات سیاسی ایجاد میکند: هر طرف میخواهد اقدام طرف مقابل را بهعنوان نشانه حسن نیت مشاهده کند، اما حاضر نیست خود نخستین امتیاز را بدهد.
پیشنهاد قطر برای اجرای مجموعهای از اقدامات متقابل در یک بازه کوتاه، دقیقاً برای شکستن همین بنبست طراحی شده است.
انتخابات میاندورهای آمریکا میتواند زمانبندی بحران را تغییر دهد
یکی از حساسترین متغیرهای تحولات فعلی، انتخابات میاندورهای سوم نوامبر است.
بر اساس گزارش آکسیوس، برخی مقامهای آمریکایی معتقدند نتیجه انتخابات میاندورهای میتواند بر محاسبات ترامپ درباره ایران اثر بگذارد. در این روایت، احتمال شکست سنگین جمهوریخواهان ممکن است تمایل رئیسجمهور آمریکا به اتخاذ تصمیمی تهاجمی را افزایش دهد.
البته یک مقام کاخ سفید در همان گزارش تأکید کرده که نتیجه انتخابات میاندورهای در تصمیم ترامپ درباره ایران نقشی نخواهد داشت. این اختلاف روایت مهم است؛ زیرا نشان میدهد حتی درباره تأثیر انتخابات بر سیاست خارجی آمریکا نیز اجماع وجود ندارد.
با این حال، گزارش مستقل آسوشیتدپرس درباره هشدارهای امنیتی واشنگتن به متحدان منطقهای، نشان میدهد احتمال حمله آمریکا پس از انتخابات میاندورهای در محاسبات عملیاتی و امنیتی مطرح شده است.
بنابراین، انتخابات میاندورهای را باید یک عامل اثرگذار بر زمانبندی تصمیمگیری دانست، نه دلیلی قطعی برای آغاز جنگ.
تنگه هرمز میتواند به مهمترین برگ چانهزنی ایران تبدیل شود
در بسیاری از تحلیلها، پرونده هستهای محور اصلی اختلاف ایران و آمریکا معرفی میشود؛ اما تحولات فعلی نشان میدهد مسئله تنگه هرمز نیز به یک موضوع راهبردی تبدیل شده است.
ایران با پیوند دادن بازگشایی این آبراه به پذیرش ترتیبات جدید کشتیرانی و دریافت امتیازهای اقتصادی، تلاش میکند دامنه مذاکرات را از پرونده هستهای فراتر ببرد.
این موضوع برای واشنگتن اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا امنیت عبورومرور دریایی در خلیج فارس و تنگه هرمز با منافع اقتصادی و امنیتی متحدان آمریکا و بازار جهانی انرژی ارتباط مستقیم دارد.
در نتیجه، توافق احتمالی ایران و آمریکا فقط درباره محدودیتهای هستهای نخواهد بود؛ بلکه میتواند شامل مجموعهای از تعهدات درباره امنیت دریایی، تحریمها، صادرات نفت و حضور نظامی آمریکا در منطقه شود.
میانجیگری قطر یک آزمون برای سنجش امکان توافق است
قطر در شرایط فعلی تلاش میکند به جای برگزاری فوری یک نشست سیاسی پرهزینه، ابتدا مجموعهای از اقدامات محدود و قابل اجرا را میان طرفین هماهنگ کند.
مزیت این روش آن است که دو طرف مجبور نیستند در نخستین مرحله تمام اختلافات خود را حل کنند.
برای مثال، اگر تهران با نوعی نظارت بینالمللی بر تأسیسات هستهای موافقت کند و واشنگتن نیز بخشی از محدودیتهای اقتصادی را کاهش دهد، امکان ایجاد یک فضای اعتماد نسبی فراهم میشود.
اما مشکل اینجاست که اعتماد سیاسی میان دو کشور بهشدت آسیب دیده و هر اقدام یکطرفه میتواند بهعنوان عقبنشینی تعبیر شود.
به همین دلیل، موفقیت میانجیگری قطر بیش از هر چیز به طراحی یک سازوکار متوازن و قابل راستیآزمایی بستگی دارد.
خطر اصلی فقط آغاز جنگ نیست؛ احتمال گسترش دامنه آن است
یکی از نکات مهم در گزارش آسوشیتدپرس، هشدار درباره پیامدهای احتمالی حملات تلافیجویانه ایران علیه زیرساختهای انرژی و تأسیسات حیاتی منطقه است.
در صورت حمله مجدد آمریکا به ایران، دامنه بحران میتواند به اهدافی فراتر از مراکز نظامی محدود شود و امنیت کشورهای حاشیه خلیج فارس را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
این سناریو سه پیامد مهم خواهد داشت:
اقتصادی: افزایش ریسک عرضه نفت، رشد هزینه بیمه کشتیها، اختلال در حملونقل دریایی و افزایش احتمال نوسان قیمت انرژی.
امنیتی: افزایش احتمال درگیری میان ایران، آمریکا و اسرائیل و گسترش دامنه حملات به زیرساختهای منطقه.
سیاسی: دشوارتر شدن نقشآفرینی میانجیها و افزایش فشار کشورهای منطقه برای جلوگیری از ادامه جنگ.
به همین دلیل، نگرانی کشورهای منطقه فقط جلوگیری از یک حمله نظامی نیست؛ آنها میخواهند مانع تبدیل یک عملیات محدود به بحرانی طولانی و چندجانبه شوند.
جمعبندی؛ آیا دیپلماسی میتواند مانع حمله آمریکا به ایران شود؟
تحولات روز شنبه ۹ آبان نشان میدهد مسیر دیپلماسی هنوز بسته نشده، اما فاصله تهران و واشنگتن برای رسیدن به توافق همچنان قابل توجه است.
بررسی پیام جیدی ونس در تهران، حضور هیئت ایرانی در قطر، ادامه رایزنیهای میانجیها و مطرح شدن پیشنهادهای تازه درباره پرونده هستهای، همگی نشانههایی از فعال بودن کانالهای سیاسی هستند.
در مقابل، نبود توافق برای مذاکرات مستقیم، اختلاف بر سر محاصره دریایی و امتیازهای هستهای، فشار اسرائیل برای عملیات نظامی و هشدارهای امنیتی آمریکا به کشورهای منطقه، نشان میدهد خطر ازسرگیری درگیری همچنان جدی است.
در شرایط فعلی، نمیتوان حمله مجدد آمریکا به ایران را قطعی دانست؛ همانطور که نمیتوان از بررسی پیام ونس یا سفر هیئت ایرانی به دوحه نتیجه گرفت که توافق نزدیک و نهایی شده است.
نقطه تعیینکننده احتمالاً توافق بر سر نخستین اقدامات متقابل خواهد بود: آیا واشنگتن حاضر است پیش از دریافت امتیاز هستهای، بخشی از فشار اقتصادی را کاهش دهد؟ آیا تهران حاضر است پیش از رفع کامل محدودیتها، اقدامی قابل راستیآزمایی در پرونده هستهای انجام دهد؟
اگر دو طرف بتوانند در این مرحله به تفاهم برسند امکان بازگشت به مذاکرات مستقیم فراهم خواهد شد. اما اگر اختلاف بر سر ترتیب امتیازدهی حل نشود، انتخابات میاندورهای آمریکا و فشارهای اسرائیل میتوانند فضای تصمیمگیری را به سمت گزینه نظامی سوق دهند.
در واقع، مسئله اصلی در روزهای آینده فقط این نیست که آمریکا به ایران حمله میکند یا نه؛ مسئله این است که آیا تهران و واشنگتن پیش از پایان فرصت دیپلماسی میتوانند بر سر نخستین گام توافق کنند یا خیر؟
ارسال نظر