صلاح‌الدین خدیو

روزنامه‌‌نگار

درست سی سال قبل که تازه عصر ماهواره‌های جاسوسی آغاز شده بود، روزنامه سوری تشرین در واکنش به ارسال نخستین ماهواره تجسسی اسرائیل به مدار زمین نوشت: دشمن صهیونیستی از این به بعد به اطاق خواب هایمان هم سرک می‌کشد! سی سال پس از این هشدار، ظاهرا کار اسرائیل از تجسس فراتر رفته و به تهدید بمباران کاخ‌ها و مستر خواب‌های دمشق رسیده است!

صد البته در توانایی اسرائیل برای چنین حمله ای و ورود به آسمان بی صاحب سوریه تردیدی نیست، اما مساله، تصمیم و اراده سیاسی مکمل این ماموریت نظامی است.

واقعیت تلخ تر این است که تل آویو غیر از راه های بالا، مسیری آسان تر و کم دردسرتر برای ضیافت در کاخ های عربی یافته است.

چرا که به استثنای سوریه، اسرائیل در حال فتح کاخ پادشاهان و روسای جمهور عرب از طریق دیپلماسی است و نیازی به بمباران هیچ کدام ندارد. روزی نیست که در پایتختی عربی که تا همین اواخر دشمن تلقی می شد، فرش قرمز برای سران و هیات های دیپلماتیک دولت یهود پهن نشود. 

رویایی که اسرائیل آن را در خواب هم نمی‌دید، در برابر چشمان بهت زده جهانیان در حال تحقق است.

44 سال قبل مصر و اسرائیل به مثابه دو دشمن با هم مصالحه - و نه آشتی - کردند. درست مانند دو نفر که پس از دعوایی سخت و خونبار به کلانتری و دادگاه مراجعه و با صدور حکم قضایی، به ترک منازعه می‌پردازند ولی هیچگاه قلبا یکدیگر را نمی‌بخشند.

امروز اما روند صلح کشورهای عرب با اسرائیل، نه تنها از جنس صلح سرد مصر و اسرائیل نیست، بلکه بیشتر شبیه ازدواجی عاشقانه است که با بوسه های داغ اقتصادی و فرهنگی آغاز و به سرعت به مقاوله نامه‌های امنیتی و دفاع مشترک و روابط راهبردی می رسد.

به جرات می توان گفت در 74 سالی که از اعلام استقلال اسرائیل می گذرد، هیچگاه به اندازه این یکی دو سال، این کشور در خاورمیانه پذیرفته نشده بود. وصله ی ناجور منطقه، چنان در تار و پود رژیم ها و ساختارهای امنیتی و سیاسی خاورمیانه تنیده شده که صلای تشکیل یک ناتوی خاورمیانه ای با محوریت خود را سر داده است.

در واقع سفر ماه آینده بایدن به منطقه بیشتر به شرکت در یک جشن اتحاد شبیه است. بایدن به اسرائیل و عربستان می رود و در اجلاس شورای همکاری خلیج فارس که با حضور سه کشور مصر، عراق و اردن برگزار می شود، شرکت می کند.

این شش + سه هم معانی خاص خود را دارد. ناظران سیاسی به خاطر دارند که پس از شکست صدام در کویت، شش کشور عرب خلیج فارس با چراغ سبز آمریکا، با مشارکت مصر و سوریه یک ساز و کار امنیتی معروف به شش به علاوه دو تشکیل دادند.

دو کشور سوریه و مصر در این ترتیبات، وظیفه حمایت از شیخ نشین ها را بر عهده داشتند و ورود سوریه به آن، پاداش آمریکا به این کشور بخاطر شرکت در جنگ علیه صدام بود.

این فرمول اکنون با طرد سوریه و اضافه شدن عراق و اردن به شش به علاوه سه تبدیل، و دور نیست با رونمایی از نقش رهبری اسرائیل به 9 به اضافه 1 تبدیل شود.

 بر کسی پنهان نیست که تحول در ساختارهای امنیتی خاورمیانه و تبدیل منازعه اعراب - اسرائیل به منازعه پارسی - عبری و عربی، در وهله اول ناشی از پیامدهای فرساینده ثبات حذف عراق به عنوان قدرتی قابل توجه و نیز بهار عربی و تلاش قدرت های منطقه ای نظیر ایران، ترکیه، عربستان، امارات و اسرائیل برای پر کردن خلاء های استراتژیک پیشگفته است. 

اما باز هم جای سوال دارد که چگونه همه این رقیب های بالقوه که تنش های حساسی را هم با یکدیگر تجربه کرده اند، امروز علیه ایران، همگرا شده اند؟ چرا حتی محور ایران، ترکیه و قطر هم فروپاشید؟ بازتعریف ساز و کارهای امنیتی منطقه با شرکت همه بازیگران، غیر از کشوری از قضا مهم و تاثیر، نمی تواند نشانه خوبی باشد.

چگونه ایران باید از دامی که در دهه نود برای عراق چیدند و تله های سیاسی و اقتصادی برهد؟ با احیای برجام!

 چه کشورهایی مخالف احیای توافق اتمی هستند؟

همین کشورهایی که نامشان رفت! احیای توافق اتمی می تواند دستکم به صورت موقت چتر حمایت آمریکا را از ائتلاف های فعلا ژلاتینی در حال شکل گیری بر دارد و بخشی از شکاف های دوقطبی و متراکم کنونی را به حالت متقاطع قبلی برگرداند.

 

 

ارسال نظر

یادداشت

آخرین اخبار

پربازدید ها