مستقل آنلاین، عبدالله ناصری استاد دانشگاه/

روانکاوان و روانپزشکان در یک تقسیم‌بندی عللی، حالت "خلسه" را به چهار نوع: "مرضی"، "درمانی"، "تلقینی" و"محیطی" تقسیم می‌کنند. یعنی یکی از چهار علت مذکور و احتمالا صورت ترکیبی آن‌ها آدمی را به حالت خلسه فرو می‌برد. نوع پنجمی را من باور دارم؛ بدین معنا که با دیدن محیط شگفت و تعجب‌آوری مثل تعطیلی مکان مذهبی پس از سالیان متمادی آن هم برای مدت طولانی و یا بسته شدن مسجدالحرام، به همراه تلقین‌های خاص، یک خلسه مرکبی را برای خود پدید می‌آورد شیرین شیرین.

این همان "خلسه تلقیطی" است. مثلا به خود می‌گوید:

با این که خانه خدا تعطیل است من فلان عتبه زیارتی را باز کرده‌ام. یا در اوج تلفات و به هم‌ریختگی قرنطینه (که خود خلسه محیطی پدید می‌آورد) مثلا در ۲۶ اسفند ماه اعلام می‌کند از پیک کرونا عبور کرده‌ایم. در آغاز سامان‌گیری تعطیلات و قرنطینه استانداردجهانی ندا می‌دهد از آغاز هفته همه چیز عادی خواهد شد و ما زیر بار تمایل دشمن به تعطیلی کشور نخواهیم رفت.

طرفه آن که خلسه تلقیطی آن قدر غلیظ است که اتفاقی هم نمی‌افتد، جز به هم‌ ریختگی امنیت روانی مردم. همین مدیریت خلسه‌ای (خلسه‌گی) از مردمی که از قبل کرونا بیش از نیمی از آن‌ها زیر خط فقر بوده‌اند می‌خواهد که با ازدست دادن شغل خود اندوهگین نشوند. یا این که در همین ۱۱ اردیبهشت خوشحالی خود از سفید بودن بخش اعظمی از کشور را سر می‌دهد، مسئله‌ای که بلافاصله وزیر بهداشت یا معاونش انکار می‌کند و صد البته همه مردم خبر غیر خلسه‌ای وزیر را باور می‌کنند.

یقینا این نگاه و این خلسه ترکیبی خطرناک اجازه نخواهد داد تا متخصصان کرونالوژی کار خود را مطابق حتی حداقل استاندارد جهانی پیش ببرند. خلسه‌های بسیط یا مرکب مسئولان ارشد کشور مانع مهلکی در روند مدیریت تخصصی کرونا خواهد بود. امید است هر چه زودتر فرماندهی مقابله با کرونا به صورت منسجم فقط در دست حوزه بهداشت کشور (آن هم با نقایص و گاف‌های زیادش) باشد و روسای قوا و دیگر مقامات اجرایی و تصمیم‌گیری حکومت از آن دور بوده و فقط مساعدت کنند. آمین

 

ارسال نظر

یادداشت

روی خط رسانه

آخرین اخبار

پربازدید ها