فوری / ترامپ: ممکن است فردا به ایران حمله کنیم!

نشانه‌های تازه از پرونده ایران؛ آمریکا برای روز جنگ آماده می‌شود؟

فوری / ترامپ: ممکن است فردا به ایران حمله کنیم!

دونالد ترامپ از امکان اقدام نظامی در کنار احتمال توافق سخن می‌گوید و پنتاگون نیز برای اعزام سومین ناوگروه هواپیمابر به خاورمیانه آماده می‌شود. آیا افزایش حضور نظامی آمریکا نشانه تصمیم به جنگ است یا ابزاری برای وادار کردن تهران به پذیرش شروط واشینگتن؟

 

حمله آمریکا به ایران؛ ناو سوم به خاورمیانه می‌آید

احتمال حمله آمریکا به ایران بار دیگر در کانون توجه قرار گرفته است؛ دونالد ترامپ از بررسی گزینه نظامی و امکان دستیابی به توافق با تهران سخن گفته و هم‌زمان، گزارش‌ها از حرکت سومین ناوگروه هواپیمابر آمریکا به سمت خاورمیانه حکایت دارند. با این حال، هنوز نشانه‌ای از صدور دستور قطعی برای آغاز حمله به ایران منتشر نشده و اختلاف میان اظهارات سیاسی واشینگتن و تحرکات نظامی آن، پرسش‌های تازه‌ای درباره آینده جنگ ایران و آمریکا ایجاد کرده است.

 

ترامپ میان عملیات نظامی و توافق

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، در اظهاراتی درباره احتمال حمله مجدد به ایران، از باز بودن مسیر اقدام نظامی و دیپلماسی سخن گفت. او در پاسخ به پرسش خبرنگاران درباره زمان احتمالی حمله آمریکا به ایران ادعا کرد: «ما در حال فکر کردن به انجام آن هستیم؛ شاید فردا. واقعاً فکر می‌کنید اگر قرار باشد این کار را انجام دهم به شما خواهم گفت؟ احتمال دارد این کار را انجام دهم و این احتمال هم وجود دارد که به یک توافق خوب، بزرگ و زیبا برسیم.»

ترامپ همچنین مدعی شد مقام‌های جمهوری اسلامی خواهان توافق هستند اما درباره پایبندی تهران به توافق احتمالی ابراز تردید کرد. او هدف اعلام شده دولتش را دستیابی به راه حلی پایدار برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای دانست.

این اظهارات در شرایطی مطرح شده که واشینگتن از یک سو فشار نظامی و اقتصادی بر ایران را ادامه می‌دهد و از سوی دیگر امکان توافق را منتفی نمی‌داند. بنابراین، سخنان ترامپ را نمی‌توان به‌تنهایی نشانه قطعی آغاز عملیات نظامی دانست؛ همان‌طور که اشاره به توافق نیز به معنای نزدیک بودن یک توافق نهایی نیست.

 

ناو سوم آمریکا در راه خاورمیانه؛ آرایش نظامی چه تغییری می‌کند؟

فاکس‌نیوز گزارش داده است که ایالات متحده در حال اعزام سومین ناوگروه رزمی هواپیمابر به خاورمیانه است. این ناوگروه به رهبری ناو هواپیمابر «تئودور روزولت» حرکت کرده و طبق گزارش این شبکه در اوایل نوامبر یا تا پایان این ماه به منطقه خواهد رسید؛ زمان دقیق ورود به روایت و زمان انتشار گزارش بستگی دارد.

بر اساس گزارش فاکس‌نیوز، این جابه‌جایی می‌تواند حدود ۱۰ هزار ملوان و تفنگدار دریایی دیگر را به منطقه اضافه کند. آسوشیتدپرس نیز پیش‌تر از اعزام نیروهای تازه آمریکایی و احتمال حضور هم‌زمان سه ناو هواپیمابر در خاورمیانه خبر داده بود.

در گزارش‌های منتشر شده از استقرار نیروهای آمریکا، به حضور ناوهای هواپیمابر «جورج اچ. دابلیو. بوش» و «جورج واشینگتن»، ناوهای آبی‌-خاکی و ناوشکن‌های مجهز به موشک‌های هدایت‌شونده اشاره شده است. همچنین، گزارش فاکس‌نیوز شمار نیروهای آمریکایی حاضر در منطقه را نزدیک به ۵۰ هزار نفر عنوان می‌کند.

البته باید میان استقرار نیروها و تصمیم به آغاز جنگ تفاوت گذاشت. ناوگروه هواپیمابر علاوه بر توان تهاجمی، امکان حفاظت از نیروها، پشتیبانی هوایی، رهگیری تهدیدها و افزایش قدرت بازدارندگی را فراهم می‌کند. به همین دلیل، ورود ناو سوم به منطقه به‌خودی‌خود ثابت نمی‌کند که حمله مجدد آمریکا به ایران قطعی شده است؛ اما نشان می‌دهد واشینگتن می‌خواهد گزینه‌های نظامی بیشتری در اختیار داشته باشد.

 

تناقض مهم در مواضع ترامپ؛ حمله قبل از انتخابات میان‌دوره‌ای یا بعد از آن؟

یکی از نکات مهم در ارزیابی احتمال جنگ مجدد ایران و آمریکا، تفاوت میان اظهارات ترامپ در مقاطع مختلف است.

آکسیوس و واشینگتن‌پست گزارش داده‌اند که ترامپ در ۸ اکتبر اعلام کرد ایالات متحده پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای ۳ نوامبر به ایران حمله نخواهد کرد. او در همان موضع‌گیری، از ادامه فشار بر تهران و جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای سخن گفته بود.

در مقابل، اظهارات بعدی او درباره احتمال اقدام نظامی «حتی فردا» ظاهراً دامنه ابهام را افزایش داده است. با این حال، گزارش آسوشیتدپرس در ۲۵ اکتبر نیز حاکی از آن بود که ترامپ گفته است آمریکا در همان روز حمله‌ای انجام نخواهد داد.

این تفاوت‌ها اهمیت دارند؛ زیرا تهدید به اقدام نظامی، اعلام آمادگی نیروها و صدور دستور عملیاتی سه مرحله متفاوت هستند. تا زمانی که دستور روشن یا نشانه عملیاتی تأیید شده‌ای منتشر نشده باشد نمی‌توان از گفته‌های ترامپ زمان قطعی حمله آمریکا به ایران را استخراج کرد.

 

مذاکرات ایران و آمریکا؛ چرا مسیر دیپلماسی هنوز بسته نشده است؟

هم‌زمان با افزایش فشار نظامی، مسیر مذاکرات ایران و آمریکا همچنان یکی از عوامل تعیین‌کننده در تحولات پیش رو است. گزارش ۲۰ اکتبر رویترز نشان می‌دهد که اختلاف دو طرف فقط به پرونده هسته‌ای محدود نیست و موضوعاتی مانند محاصره دریایی، صادرات نفت ایران، دارایی‌های مسدود شده و کنترل تنگه هرمز نیز در مرکز اختلاف قرار دارند.

بر اساس این گزارش، تهران خواهان تغییر شرایط مربوط به محاصره دریایی و محدودیت‌های نفتی است و می‌خواهد درباره پرونده هسته‌ای در چارچوبی مورد توافق مذاکره کند. در مقابل، واشینگتن بر تغییر رفتار ایران و جلوگیری از دستیابی آن به سلاح هسته‌ای تأکید دارد.

این اختلاف‌ها نشان می‌دهد که توافق ایران و آمریکا با یک مانع چندلایه روبه‌رو است. حتی اگر دو طرف درباره توقف درگیری یا بازگشایی مسیرهای کشتیرانی به تفاهم برسند اختلاف بر سر تحریم‌ها، تضمین‌های امنیتی و برنامه هسته‌ای همچنان می‌تواند مانع توافق نهایی شود.

از سوی دیگر، افزایش نیروهای آمریکایی به واشینگتن امکان می‌دهد هم‌زمان با مذاکره، فشار نظامی را حفظ کند. در مقابل، تهران نیز تلاش می‌کند با تأکید بر توان پاسخ‌گویی و هزینه‌های منطقه‌ای جنگ، از پذیرش یک توافق یک‌طرفه جلوگیری کند.

 

آیا حمله مجدد اسرائیل به ایران هم محتمل است؟

تحولات مربوط به احتمال حمله آمریکا به ایران را نمی‌توان کاملاً از محاسبات امنیتی اسرائیل جدا کرد. گزارش وال‌استریت ژورنال در ۲۲ اکتبر از تلاش میانجی‌ها برای جلوگیری از تشدید درگیری و نگرانی‌ها درباره احتمال حملات تازه آمریکا و اسرائیل خبر داده است.

با این حال، احتمال حمله مجدد اسرائیل به ایران و تصمیم احتمالی واشینگتن برای ازسرگیری عملیات، دو موضوع مرتبط اما مستقل‌اند. وجود هماهنگی امنیتی میان دو دولت به معنای آن نیست که هر اقدام نظامی الزاماً به‌صورت مشترک یا در یک زمان انجام خواهد شد.

در صورت ازسرگیری حملات، دامنه عملیات، اهداف انتخاب شده و واکنش ایران می‌تواند تعیین کند که درگیری در سطح محدودی باقی بماند یا به رویارویی گسترده‌تری تبدیل شود. از همین رو، ارزیابی خطر جنگ ایران و اسرائیل باید علاوه بر تحرکات نظامی، به مواضع رسمی، مسیرهای دیپلماتیک و نشانه‌های عملیاتی نیز توجه کند.

 

تحلیل و بررسی؛ افزایش نیروها به معنای تصمیم قطعی برای جنگ نیست

مجموع تحولات اخیر سه پیام مهم دارد. نخست، آمریکا با اعزام ناوگروه تازه و حفظ نیروهای مستقر در منطقه، ظرفیت اقدام نظامی خود را افزایش می‌دهد.

دوم، ترامپ همچنان از احتمال توافق سخن می‌گوید و به همین دلیل مسیر دیپلماسی از نظر رسمی بسته نشده است.

سوم، اختلاف درباره زمان حمله و اظهارات متغیر رئیس‌جمهوری آمریکا باعث شده است که پیش‌بینی زمان اقدام احتمالی دشوار باقی بماند.

از نظر نظامی، حضور ناو هواپیمابر سوم می‌تواند زمان و ظرفیت واکنش آمریکا را بهبود دهد و امکان اجرای عملیات طولانی‌تر یا پشتیبانی از نیروهای منطقه‌ای را افزایش دهد. از نظر سیاسی نیز چنین استقراری می‌تواند اهرمی برای فشار بر تهران در مذاکرات باشد؛ هرچند همین اقدام خطر محاسبه اشتباه و تشدید تنش را نیز بالا می‌برد.

از منظر اقتصادی، ادامه نااطمینانی در خلیج فارس و تنگه هرمز می‌تواند بر هزینه حمل‌ونقل دریایی، بیمه کشتی‌ها و قیمت جهانی انرژی اثر بگذارد. گزارش رویترز در ۲۳ اکتبر از افزایش قیمت نفت در پی تشدید تنش‌های منطقه‌ای و نگرانی از اختلال در عرضه خبر داد. هرگونه گسترش درگیری می‌تواند این فشارها را تشدید کند و پیامدهای آن فراتر از ایران و آمریکا باشد.

در ایران نیز افزایش نگرانی درباره جنگ ایران و آمریکا می‌تواند بر رفتار اقتصادی خانوارها، تصمیم کسب‌وکارها و انتظارات بازار اثر بگذارد. با این حال، نباید هر تغییر قیمت یا نوسان بازار را مستقیماً به احتمال حمله آمریکا به ایران نسبت داد؛ عوامل ارزی، تحریم‌ها، محدودیت‌های تجاری و تحولات عرضه جهانی نیز نقش دارند.

 

جمع‌بندی؛ ترامپ از تصمیم سرنوشت‌ساز گفت، ناو سوم به خاورمیانه می‌آید

در حال حاضر، نشانه‌های افزایش آمادگی نظامی آمریکا و تهدیدهای تازه ترامپ جدی‌اند اما برای نتیجه‌گیری درباره زمان یا قطعیت حمله آمریکا به ایران کافی نیستند. حرکت ناوگروه سوم، ادامه فشار اقتصادی و اختلاف بر سر مذاکرات، همگی نشان می‌دهند که واشینگتن می‌خواهد امکان تشدید نظامی را حفظ کند.

در سوی دیگر، اختلاف بر سر تحریم‌ها، تنگه هرمز و پرونده هسته‌ای همچنان مانع دستیابی سریع به توافق ایران و آمریکا است. بنابراین، سناریوهای اصلی پیش رو شامل ادامه فشار و مذاکره، دستیابی به توافق محدود یا ازسرگیری حملات است؛ اما انتخاب هر یک از این مسیرها به تصمیم‌های عملی دو طرف و تحولات روزهای آینده بستگی دارد.

ارسال نظر

یادداشت

آخرین اخبار

پربازدید ها