۱۲ بمبافکن آمریکا ناگهان پایگاه «فیرفورد» را ترک کردند! / ترامپ: نمیتوانم بگویم کجا را قرار است بمباران کنیم!
همزمان با تشدید تدابیر امنیتی و افزایش حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه ۱۲ بمبافکن «بی-۱» آمریکا ناگهان پایگاه «فیرفورد» را ترک کردند.
احتمال حمله مجدد آمریکا به ایران در حالی دوباره به یکی از حساسترین موضوعات امنیتی تبدیل شده که ۱۲ بمبافکن B-1 آمریکا بهطور ناگهانی از پایگاه فیرفورد بریتانیا خارج شدهاند، دونالد ترامپ احتمال تشدید حملات علیه ایران پس از انتخابات میاندورهای آمریکا را رد نکرده و همزمان سخنگوی ارتش جمهوری اسلامی از وجود «ذخیره بزرگی» از تجهیزات جدید موشکی و پهپادی خبر داده است. با این حال، هنوز شواهدی وجود ندارد که بتوان بر اساس آنها آغاز یک عملیات نظامی جدید را قطعی دانست.
سه سیگنال همزمان؛ چرا دوباره بحث حمله مجدد آمریکا به ایران داغ شده است؟
در فاصله چند روز سه تحول متفاوت اما مرتبط با پرونده ایران و آمریکا رخ داده که در کنار یکدیگر، احتمال جنگ مجدد ایران و آمریکا را دوباره وارد کانون توجه کرده است.
نخست، آمریکا تمام بمبافکنهای B-1 مستقر در پایگاه فیرفورد بریتانیا را به پایگاههای اصلی خود در خاک آمریکا بازگرداند. پنتاگون اصل خروج این هواپیماها را تأیید کرده و گزارشهای متعدد از حضور حدود ۱۲ فروند B-1 در این پایگاه پیش از خروج خبر میدهند. این بمبافکنها پیشتر در عملیات آمریکا علیه ایران نیز مورد استفاده قرار گرفته بودند.
دوم، دونالد ترامپ در مصاحبه با مجله تایم بار دیگر درباره آینده درگیری با ایران موضعی تهدیدآمیز گرفت. وقتی از او درباره احتمال بمباران ایران پس از انتخابات میاندورهای پرسیده شد پاسخ او بهجای رد این سناریو، «ممکن است» بود. ترامپ همچنین گفت نمیتواند مشخص کند چه نقطهای را هدف قرار خواهد داد، زیرا چنین پرسشی عملاً از او میخواهد محل حمله آینده را اعلام کند.
سوم، در تهران نیز پیام نظامی متفاوتی ارسال شده است. امیر سرتیپ محمد اکرمینیا، سخنگوی ارتش جمهوری اسلامی، اعلام کرده که ارتش ذخیره بزرگی از تجهیزات جدید پدافندی و آفندی، از جمله موشک و پهپاد، در اختیار دارد و تولید این تجهیزات همچنان ادامه دارد.
ترکیب این سه تحول است که باعث شده احتمال حمله مجدد آمریکا به ایران دوباره به یک موضوع جدی در محافل رسانهای و سیاسی تبدیل شود.
چرا آمریکا ۱۲ بمبافکن B-1 را از فیرفورد خارج کرد؟
خروج B-1ها از فیرفورد یکی از مهمترین تحولات نظامی روزهای اخیر است اما درباره علت آن باید با احتیاط صحبت کرد.
گزارشهای آمریکایی و بریتانیایی از وجود نگرانی امنیتی درباره احتمال حمله به این پایگاه خبر دادهاند. در همین ارتباط، چند نفر در نزدیکی فیرفورد بازداشت شدهاند و تحقیقات درباره یک طرح احتمالی تروریستی ادامه دارد. مقامهای آمریکایی گفتهاند تهدید موجود جدی بوده و هدف احتمالی آن میتوانسته هواپیماها و نیروهای آمریکایی مستقر در پایگاه باشد.
روزنامه واشینگتنپست نیز خروج B-1ها را در چارچوب نگرانی آمریکا از تهدیدهای نامتقارن و احتمال حمله پهپادی تحلیل کرده است. به نوشته این روزنامه، این جابهجایی نشان میدهد حتی با وجود برتری نظامی آمریکا زیرساختهای آن در برابر حملات پهپادی و روشهای نامتقارن آسیبپذیر هستند.
اما یک نکته مهم وجود دارد: همه مقامهای آمریکایی علت خروج را مستقیماً به ایران نسبت ندادهاند.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، از مرتبط کردن مستقیم خروج بمبافکنها با حادثه امنیتی فیرفورد خودداری کرده و آن را به شکل قطعی به یک عملیات مرتبط با ایران نسبت نداده است. دولت بریتانیا نیز اعلام کرده که پایگاه امن است.
بنابراین روایت دقیقتر این است که آمریکا در پی یک تهدید امنیتی، B-1های خود را از فیرفورد خارج کرده است؛ اما این اتفاق بهتنهایی سندی برای آغاز حمله مجدد آمریکا به ایران نیست.
ترامپ دوباره احتمال حمله به ایران را روی میز گذاشت
اظهارات ترامپ در مصاحبه با تایم اهمیت بیشتری پیدا میکند، زیرا این بار صحبت صرفاً درباره یک تهدید کلی نبود.
ترامپ در پاسخ به پرسشی درباره احتمال حملات هوایی جدید علیه ایران پس از انتخابات میاندورهای، احتمال چنین اقدامی را رد نکرد.
او در عین حال مدعی شد که جمهوری اسلامی به دنبال توافق است و آمریکا نیز خواهان یک توافق «واقعی» است. این موضع نشان میدهد استراتژی واشینگتن همچنان میان دو مسیر فشار نظامی و مذاکره در نوسان است.
ترامپ همچنین درباره عملیات قبلی آمریکا گفت که میتوانست پس از حمله به تأسیسات هستهای ایران متوقف شود اما تصمیم گرفته است دامنه عملیات را فراتر ببرد؛ استدلال او این بود که نمیخواست ایران در نقطهای دیگر دوباره فعالیت خود را از سر بگیرد.
حتی زمانی که تایم از ترامپ درباره اظهارات قبلی او مبنی بر احتمال «نابودی» ایران پرسید، رئیسجمهوری آمریکا این احتمال را رد نکرد و گفت چنین اقدامی «ممکن» است.
این بخش از اظهارات ترامپ را باید در کنار تحولات نظامی اخیر قرار داد؛ نه بهعنوان اعلام رسمی عملیات، بلکه بهعنوان نشانهای از اینکه گزینه نظامی همچنان از روی میز واشینگتن کنار نرفته است.
تناقض مهم ترامپ: توافق با ایران یا حمله مجدد؟
یکی از مهمترین نکات پنهان در تحولات اخیر، تناقض میان پیامهای دیپلماتیک و نظامی واشینگتن است.
ترامپ در هفتههای گذشته از احتمال توافق با ایران پس از انتخابات میاندورهای صحبت کرده بود. تسنیم نیز اظهارات او در مجمع عمومی سازمان ملل را منتشر کرد که در آن گفته بود آمریکا میتواند بلافاصله پس از انتخابات میاندورهای با تهران به توافق برسد.
اما چند روز بعد در مصاحبه تایم، ترامپ احتمال تشدید حملات پس از انتخابات را رد نکرد.
در نتیجه، مذاکرات ایران و آمریکا و تهدید نظامی الزاماً دو مسیر جدا از یکدیگر نیستند؛ بلکه ممکن است بخشی از استراتژی فشار واشینگتن برای وادار کردن تهران به پذیرش توافق مطلوب آمریکا باشند.
به بیان سادهتر، پیام فعلی کاخ سفید این نیست که «حتماً جنگ میشود»؛ پیام این است که اگر توافق مورد نظر واشینگتن حاصل نشود گزینه نظامی همچنان قابل استفاده است.
ارتش ایران چه پیامی فرستاد؟
در طرف مقابل، امیر سرتیپ محمد اکرمینیا، سخنگوی ارتش جمهوری اسلامی، از افزایش آمادگی تجهیزاتی نیروهای مسلح خبر داده است.
او گفت ارتش در جریان جنگ اخیر تجربیات مهمی به دست آورده و نقاط ضعف دشمن را بهتر شناسایی کرده است. اکرمینیا همچنین اعلام کرد تجهیزات جدیدی در حوزههای پدافندی و آفندی مورد استفاده قرار گرفته که در زمان مناسب درباره آنها اطلاعرسانی خواهد شد.
به گفته او، تولید موشک و پهپاد در جریان جنگ بهصورت روزانه انجام میشده و این روند همچنان با شدت ادامه دارد. سخنگوی ارتش تأکید کرده است که اکنون «ذخیره بزرگی» از تجهیزات جدید در اختیار نیروهای ارتش قرار دارد.
این اظهارات را نمیتوان بهتنهایی نشانه تصمیم ایران برای آغاز جنگ دانست. با این حال، از منظر بازدارندگی، پیام روشنی دارد: تهران میخواهد نشان دهد که در صورت جنگ مجدد ایران و آمریکا، خود را صرفاً در موضع دفاعی نمیبیند و برای سناریوهای مختلف نظامی تجهیزات و ظرفیتهایی در اختیار دارد.
آیا خروج B-1ها یعنی احتمال جنگ مجدد کمتر شده است؟
در نگاه اول شاید خروج بمبافکنهای آمریکایی از یک پایگاه اروپایی به معنای کاهش احتمال حمله مجدد آمریکا به ایران باشد؛ اما ماجرا به این سادگی نیست.
B-1ها برای عملیات دوربرد طراحی شدهاند و خروج آنها از فیرفورد به معنای حذف توان بمباران آمریکا نیست. پنتاگون تأکید کرده که نیروهای بمبافکن آمریکا همچنان قابلیت حمله دقیق در سطح جهانی را حفظ میکنند و عملیات میتواند از پایگاههای دیگر انجام شود.
از سوی دیگر، گزارش واشینگتنپست درباره احتمال افزایش حضور دریایی آمریکا در خاورمیانه نشان میدهد واشینگتن همزمان در حال بررسی گزینههای دیگری برای تقویت توان نظامی خود در منطقه است. این طرح میتواند شامل ناوهای هواپیمابر، شناورها و هزاران نیروی اضافی باشد.
بنابراین خروج B-1ها از بریتانیا را نمیتوان بهتنهایی «عقبنشینی آمریکا» یا «کاهش قطعی احتمال حمله» تعبیر کرد.
بُعد پنهان ماجرا؛ جنگ بعدی ممکن است فقط با جنگنده و موشک شروع نشود
یکی از مهمترین تغییرات امنیتی که از پرونده فیرفورد دیده میشود افزایش اهمیت جنگ پهپادی و حملات نامتقارن است.
اگر گزارشهای مربوط به تهدید علیه فیرفورد درست باشد مسئله فقط توانایی آمریکا برای حمله به ایران نیست؛ مسئله آسیبپذیری پایگاههای آمریکا در خارج از خاک این کشور نیز به یک متغیر مهم تبدیل شده است.
واشینگتنپست نیز همین نکته را برجسته کرده و نوشته است که حتی در شرایطی که آمریکا از برتری نظامی برخوردار است روشهای نامتقارن میتوانند هزینههای امنیتی قابل توجهی به این کشور تحمیل کنند.
این موضوع در صورت حمله مجدد اسرائیل به ایران یا ازسرگیری درگیری مستقیم میان ایران و آمریکا اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا دامنه تقابل ممکن است به جای محدود ماندن به آسمان ایران و اسرائیل به پایگاهها، کشتیها، زیرساختها و مراکز نظامی آمریکا در نقاط مختلف منطقه یا حتی خارج از خاورمیانه کشیده شود.
انتخابات آمریکا چه نقشی در تصمیم ترامپ دارد؟
انتخابات میاندورهای آمریکا یکی از متغیرهای کلیدی در محاسبات فعلی واشینگتن است.
ترامپ در اظهارات اخیر خود عملاً یک بازه زمانی مهم را برجسته کرده است: بعد از انتخابات میاندورهای.
از سوی دیگر، گزارش واشینگتنپست از بررسی سناریوی افزایش نیروهای نظامی آمریکا در خاورمیانه پس از انتخابات حکایت دارد. فایننشال تایمز نیز از اعزام نیرو و تجهیزات اضافی آمریکا به منطقه در شرایطی خبر داده که ترامپ احتمال ازسرگیری حملات پس از انتخابات میاندورهای را مطرح کرده است.
این مسئله باعث شده انتخابات میاندورهای آمریکا صرفاً یک موضوع داخلی نباشد و به یکی از متغیرهای مهم در محاسبه احتمال جنگ مجدد ایران و آمریکا تبدیل شود.
ترامپ در حال حاضر باید میان چند هدف متعارض حرکت کند: حفظ فشار بر ایران، جلوگیری از دستیابی تهران به توانمندی هستهای مورد ادعای واشینگتن، کنترل هزینههای جنگ، حفظ قیمت انرژی و همزمان جلوگیری از تبدیل جنگ ایران به یک بحران انتخاباتی برای جمهوریخواهان.
تحلیل و بررسی: آیا نشانهها از حمله مجدد آمریکا به ایران خبر میدهند؟
اگر فقط یک تحول، یعنی خروج B-1ها از فیرفورد رخ داده بود، نتیجهگیری درباره حمله مجدد آمریکا به ایران بسیار دشوار بود.
اگر فقط ترامپ درباره احتمال حمله پس از انتخابات میاندورهای صحبت کرده بود نیز میشد آن را بخشی از ادبیات فشار سیاسی و مذاکره دانست؛ و اگر فقط ارتش ایران از ذخیره موشک و پهپاد خبر داده بود، این اظهارات را میشد در چارچوب بازدارندگی و نمایش آمادگی نظامی ارزیابی کرد.
اما قرار گرفتن هر سه تحول در یک بازه زمانی کوتاه، اهمیت بیشتری دارد.
با این حال، مستندترین جمعبندی فعلی این نیست که جنگ جدید حتماً آغاز خواهد شد. شواهد موجود بیشتر نشان میدهند که هر دو طرف در حال حفظ گزینه نظامی و افزایش آمادگی برای سناریوی شکست دیپلماسی هستند.
در طرف آمریکا، تهدید نظامی در کنار پیشنهاد مذاکره قرار گرفته است؛ در طرف ایران نیز اعلام آمادگی نظامی در کنار ادامه مسیرهای دیپلماتیک قرار دارد.
جمعبندی؛ حمله مجدد آمریکا به ایران نزدیک است؟ خروج ناگهانی ۱۲ بمبافکن B-1 و هشدار تازه ترامپ
حمله مجدد آمریکا به ایران هنوز یک تصمیم قطعی اعلامشده نیست، اما چند علامت هشدار همزمان ظاهر شده است: خروج ۱۲ بمبافکن B-1 از فیرفورد، افزایش نگرانیهای امنیتی درباره تأسیسات نظامی آمریکا، احتمال تقویت نیروهای آمریکایی در خاورمیانه، اظهارات صریح ترامپ درباره امکان تشدید حملات پس از انتخابات و اعلام ارتش ایران درباره ذخایر جدید موشکی و پهپادی.
در مقابل، مسیر توافق ایران و آمریکا نیز همچنان بهطور کامل بسته نشده است. همین دوگانگی، یعنی مذاکره در کنار تهدید نظامی، مهمترین ویژگی وضعیت فعلی است.
بنابراین پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که «آیا احتمال حمله مجدد آمریکا به ایران وجود دارد؟»؛ پرسش مهمتر این است که آیا واشینگتن پس از انتخابات میاندورهای و در صورت شکست مذاکرات، تصمیم میگیرد تهدید فعلی را به عملیات نظامی واقعی تبدیل کند یا فشار نظامی را همچنان بهعنوان اهرم مذاکره حفظ خواهد کرد؟
ارسال نظر