خلأ رسانهای داخلی؛ میدانداری کاسبان برون مرزی بحران
اعتبار یک رسانه به «جامعیت» آن است. زمانی که بخشی از جامعه احساس کند تریبونی برای بیان اعتراض مدنی و دردهای معیشتی خود در رسانههای داخلی ندارد، نگاهش به سمت قابهایی میچرخد که اگرچه از دور خیرخواه مینمایند، اما در عمل «کاسبان بحران» هستند
در دنیای رسانه، اگر «روایت اول» صادقانه و جامع نباشد، «روایتهای مغرضانه» در جایگاه حقیقت مینشینند
حمیرا حسینی یگانه/ روزنامهنگار
وقایع اخیر در ایران، بار دیگر شکاف عمیق میان «واقعیت میدانی» و «برساخت رسانهای» را به تصویر کشید. در شرایطی که فضای عمومی جامعه با پرسشها و اعتراضات جدی در حوزههای معیشتی و کارآمدی روبهروست، آنچه در فضای رسانهای (بهویژه در رسانههای فارسیزبان خارج از کشور) بازنمایی میشود، فرسنگها با زیستجهان شهروند ایرانی فاصله دارد.
نخستین نقد ساختاری را باید متوجه مدیریت بحران در داخل دانست. رسانه ملی که طبق تعریف باید «تریبون تمام ملت» باشد، با اتخاذ رویکردی تکساحتی و نادیده گرفتن تکثر جامعه، عملاً بخشی از مردم را دچار حس «بیرسانگی» کرده است. وقتی شهروند ایرانی، مطالبات، اعتراضات مدنی و دردهای معیشتی خود را در قاب رسانه رسمی نمیبیند، پیوند ذهنی او با مرجعیت خبری داخلی سست میشود.
اعمال محدودیتهای گسترده بر اینترنت، هرچند با توجیهات امنیتی صورت گرفت، اما در عمل به یک «خودزنی رسانهای» بدل شد. این انسداد، در غیاب مطبوعات آزاد و رسانههای مستقل داخلی که بتوانند «روایت اول» را صادقانه ارائه دهند، مرجعیت خبری را به خارج از مرزها تفویض کرد.
این لکنت در اطلاعرسانیِ بموقع و منصفانه، موجب شد «مرجعیت خبری» به خارج از مرزها تفویض شود. در واقع، فضای رسانهای داخلی، میدان را برای روایتهایی مهیا کرد که نه با هدف آگاهیبخش، بلکه با استراتژی «مهندسی نگرانی» و «بحرانسازی فانتزی» تولید میشوند. در دنیای رسانه، اگر «روایت اول» صادقانه و جامع نباشد، «روایتهای مغرضانه» در جایگاه حقیقت مینشینند.
اعتبار یک رسانه به «جامعیت» آن است. زمانی که بخشی از جامعه احساس کند تریبونی برای بیان اعتراض مدنی و دردهای معیشتی خود در رسانههای داخلی ندارد، نگاهش به سمت قابهایی میچرخد که اگرچه از دور خیرخواه مینمایند، اما در عمل «کاسبان بحران» هستند.
این «خلاء بازنمایی»، دقیقاً همان بزنگاهی است که اپوزیسیون خارجنشین برای «هایجک» کردن مطالبات مردم از آن بهره میبرد. آنها بر موجی سوار میشوند که سوءمدیریت رسانهای در داخل ایجاد کرده است. اگر رسانه رسمی و مطبوعات مستقل اجازه مییافتند تا حدفاصلِ «اعتراض مدنی» و «آشوب» را با روایتهای صادقانه پر کنند، امروز تئوریسینهای برونمرزی که برای «مشتی دلار» چراغ سبزِ تحریم و جنگ نشان میدهند، مجالی برای موجسواری بر دردهای معیشتی مردم نمییافتند.
جامعه ۹۰ میلیونی ایران، مجموعهای پویا و دارای لایههای مختلف است که اعتراض به تبعیض و نقد ناکارآمدی را حق قانونی و مدنی خود میداند. اما پاشنه آشیل این کنشهای مدنی، همواره تلاش اپوزیسیون خارجنشین برای «مصادره به مطلوب» بوده است. مشکل بزرگ این جریان، عدم درک صحیح از «بلوغ فکری» مردمی است که میان «نقد ساختار» و «تخریب زیرساخت» تمایز قائلاند. اپوزیسیونی که برای حل مسائل داخلی به قدرتهای خارجی متوسل میشود و حتی از تحریم و تهدید نظامی علیه تمامیت ارضی کشور استقبال میکند، عملاً دچار یک سقوط اخلاقی شده است. برای مردمی که درگیر مسائل معیشتی هستند، نسخهپیچیِ کسانی که از دور و برای تأمین فاندهای خود، فرمان خشونت صادر میکنند، نهتنها راهگشا نیست، بلکه یک «تهدید جدی» تلقی میشود.
واقعیتِ میدان؛ فراتر از قابهای تکراری
برخلاف قابهای سیاه و سفیدی که رسانههای برونمرزی ترسیم میکنند، زندگی در ایران با همه سختی هایش در جریان است. مشاهدات عینی در گفتگو با اقشار مختلف از کسبه بازار و رانندگان تاکسی تا دانشجویان و بازنشستگان، نشان می دهد که مردم ایران، رنگین کمانی از عقاید و سبکهای مختلف زندگی است که هم گعدههای مدرن کافهتریایی را در خود جا می دهد و هم معتکفان سه روزه ماه رجب را. این تنوع، نشاندهنده ظرفیت بالای جامعه برای «گفتگوی داخلی» است، نه نیازمندِ مشاوره خارجی
بحران اخیربار دیگر نشان داد که تئوریسینهای برونمرزی بیش از آنکه تحلیلگر باشند، رویاپردازانی هستند که آرزوهای خود را جای واقعیت میفروشند. مردم ما با هرگونه رادیکالیسم و رفتارهای تخریبی مرز بندی دارند.مردم ایران به سطحی از آگاهی سیاسی رسیدهاند که میدانند هرگونه تحول مثبت، تنها از مسیر عقلانیت، حفظ امنیت ملی و گفتگوهای درونسرزمینی میگذرد. وقت آن است که متولیان امر با سعهصدر و باز کردن فضای فعالیت
برای رسانههای مستقل داخلی، راه را بر روایتهای «فاکتوری» و «پیمانکاری» ببندند.
جامعه ایران برای عبور از چالشها، نیازمند «شنیده شدن» است. ایرانِ امروز به عقلانیت جمعی و گفتگوهای درونسرزمینی نیاز دارد، نه به نسخههایی که بوی تحریم و جنگ میدهند. وقت آن است که مسئولان با سعهصدر، تریبونها را به مردم بازگردانند تا «روایت ملی»، جایگزین «فانتزیهای پیمانکاری» شود.
ارسال نظر