فرمانده سنتکام گزینههای نظامی حمله به ایران را به ترامپ ارائه کرد / هواپیماهای آمریکایی در اسرائیل فرود آمدند!
یک جلسه محرمانه، ۱۰ هواپیمای نظامی و یک هشدار جنجالی؛ واشنگتن به کدام سمت میرود؟
در حالیکه واشنگتن ظاهراً خود را برای حمله به ایران پس از انتخابات میاندورهای آماده میکند، هنوز مشخص نیست تصمیم نهایی ترامپ حمله خواهد بود یا بازگشت به میز مذاکره.
تحولات تازه در واشنگتن نشان میدهد احتمال حمله آمریکا به ایران وارد مرحله حساستری شده است. روزنامه والاستریت ژورنال در گزارشی اختصاصی نوشت دریاسالار برد کوپر، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام)، در دیداری غیرمعمول با دونالد ترامپ در کاخ سفید گزینههای نظامی مربوط به ایران را تشریح کرده است.
اهمیت این جلسه فقط به حضور فرمانده ارشد نیروهای آمریکایی در خاورمیانه محدود نمیشود. پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، و ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح این کشور نیز در این نشست حضور داشتند. این دیدار یک روز پس از جلسه فرماندهان ارشد نظامی با جیدی ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا، برگزار شد.
به نوشته والاستریت ژورنال، گفتوگوها علاوه بر گزینههای نظامی درباره ایران، موضوع محاصره دریایی و دیگر تحولات منطقه را نیز دربر گرفته است. حضور مستقیم فرمانده سنتکام در کاخ سفید در شرایطی که دولت ترامپ احتمال ازسرگیری حملات نظامی گسترده را بررسی میکند اهمیت این نشست را افزایش داده است.
با این حال، ارائه گزینههای نظامی به ترامپ به معنای صدور دستور حمله آمریکا به ایران نیست. آنچه فعلاً میتوان از این تحول برداشت کرد، قرار گرفتن سناریوی نظامی در سطح بالای تصمیمگیری دولت آمریکا است؛ نه قطعی شدن زمان یا اصل حمله آمریکا به ایران.
۱۰ هواپیمای نظامی آمریکا در اسرائیل؛ انتقال تجهیزات برای چه مأموریتی است؟
یکی از مهمترین تحولات همزمان با جلسه کاخ سفید، انتقال هواپیماهای ترابری نظامی آمریکا به اسرائیل است.
شبکه کان نیوز اسرائیل گزارش داده است که ۱۰ هواپیمای ترابری آمریکایی از پایگاه فورت بلیس در تگزاس به پایگاههای عوودا و نواتیم در جنوب اسرائیل منتقل شدهاند. این هواپیماها بخشی از یک جابهجایی گستردهتر تجهیزات نظامی آمریکا در منطقه هستند.
روزنامه جروزالم پست نیز با انتشار این خبر نوشت که هواپیماها احتمالاً حامل تجهیزات دفاع هوایی و موشکهای رهگیر بودهاند. با این حال، محموله دقیق هواپیماها بهطور مستقل تأیید نشده است.
نکته مهم این است که انتقال تجهیزات صرفاً به اسرائیل محدود نبوده است. طبق گزارش کان نیوز، هواپیماهای نظامی دیگری نیز به پایگاههایی در اردن، عربستان سعودی و قطر اعزام شدهاند.
این جابهجایی میتواند چند هدف همزمان داشته باشد: تجدید ذخایر موشکهای رهگیر، تقویت حفاظت از پایگاههای آمریکایی، افزایش توان دفاعی اسرائیل و آمادهسازی برای مقابله با واکنش احتمالی ایران در صورت آغاز جنگ مجدد ایران و آمریکا.
بهویژه آنکه آمریکا در حال انتقال یک آتشبار دیگر پاتریوت به اسرائیل نیز هست. این اقدام در شرایطی اهمیت پیدا میکند که حمله مجدد به ایران میتواند با پاسخ موشکی و پهپادی همراه شود و فشار قابل توجهی بر شبکه دفاع هوایی اسرائیل و متحدان آمریکا وارد کند.
مقام اسرائیلی مورد استناد کاننیوز نیز با تأکید بر هماهنگی نزدیک واشنگتن و تلآویو مدعی شده است: «اگرچه هنوز تصمیمی در این زمینه گرفته نشده است اما آمریکاییها و اسرائیل برای هر تصمیمی که رئیسجمهوری ترامپ بگیرد آماده میشوند.»
این اظهارنظر یک تفاوت مهم میان آمادگی نظامی و تصمیم سیاسی را روشن میکند: اسرائیل برای سناریوهای مختلف آماده میشود، اما هنوز اعلام نشده است که دستور عملیاتی برای آغاز حمله به ایران صادر شده باشد.
هشدار سناتور آمریکایی: طرح جنگ با ایران میتواند از کنترل خارج شود
در حالیکه تحرکات نظامی آمریکا نگرانیها درباره احتمال جنگ مجدد ایران و آمریکا را افزایش داده، کریس مورفی، سناتور دموکرات ایالت کنتیکت، از ابعاد نگرانکننده طرح نظامی دولت ترامپ سخن گفته است.
مورفی در سخنرانی خود در اندیشکده خاورمیانه در واشنگتن اعلام کرد که در یکی از نشستهای توجیهی فرصت داشته درباره جزئیات نسبتاً مفصل طرح جنگ در صورت ازسرگیری عملیات نظامی گفتوگو کند.
او درباره این طرح گفت: «طرح آنها دیوانهوار است. این طرح به تشدید ویرانگر درگیریها و احتمالاً نابودی پایبندی ما به حاکمیت قانون منجر خواهد شد.»
این سناتور همچنین در شبکه اجتماعی ایکس مدعی شد که ترامپ قصد دارد پس از انتخابات میاندورهای آمریکا جنگ با ایران را از سر بگیرد.
مورفی در پیام خود نوشت: «برخی از ما در جریان طرح جنگ قرار گرفتهایم. اگرچه نمیتوانم هیچ جزئیاتی را فاش کنم، اما میتوانم بگویم که این طرح دیوانهوار است. به اهدافش نخواهد رسید و چرخه تازهای از تشدید تنشها را آغاز خواهد کرد.»
او در ادامه سخنانش به احتمال هدف قرار گرفتن زیرساختهای غیرنظامی ایران اشاره کرد و گفت رئیسجمهوری آمریکا از مقامهای مسئول خواسته است طرحی نظامی تهیه کنند؛ هرچند مشخص نیست طراحان این برنامه تا چه اندازه به موفقیت آن اعتقاد دارند.
اهمیت اظهارات مورفی در این است که هشدار او صرفاً واکنشی سیاسی به تهدیدهای عمومی ترامپ نیست؛ او مدعی است در یک نشست توجیهی با جزئیات طرح احتمالی حمله آمریکا به ایران آشنا شده است. البته چون این سناتور جزئیات عملیاتی را منتشر نکرده نمیتوان درباره اهداف دقیق، نوع حملات یا زمان اجرای آن نتیجه قطعی گرفت.
چرا زمان احتمالی حمله به بعد از انتخابات آمریکا موکول شده است؟
یکی از نکات قابل توجه در تحولات اخیر، تکرار نام انتخابات میاندورهای آمریکا در گزارشهای مربوط به احتمال حمله مجدد به ایران است.
انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا قرار است ۳ نوامبر ۲۰۲۶ برگزار شود. روزنامه والاستریت ژورنال پیشتر گزارش داده بود که مقامهای آمریکایی از برخی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس خواستهاند برای یک عملیات نظامی کوتاه اما شدید پس از انتخابات میاندورهای آماده باشند.
خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز به نقل از دو دیپلمات مطلع گزارش داده است که مقامهای آمریکایی به چند کشور منطقه درباره احتمال ازسرگیری حملات پس از انتخابات میاندورهای هشدار دادهاند. این هشدارها فقط به احتمال حمله محدود نبوده و آمادگی برای مقابله با واکنش ایران علیه تأسیسات انرژی و زیرساختهای حیاتی را نیز شامل میشده است.
چرا انتخابات میاندورهای تا این اندازه اهمیت دارد؟
دونالد ترامپ در شرایطی به انتخابات نزدیک میشود که تصمیم درباره ادامه جنگ میتواند بر فضای سیاسی داخلی آمریکا تأثیر بگذارد. از یک سو، ادامه جنگ ایران و آمریکا هزینههای نظامی و اقتصادی به همراه دارد و از سوی دیگر، آغاز یک عملیات جدید پیش از انتخابات میاندورهای ممکن است پیامدهای سیاسی پیشبینیناپذیری برای دولت جمهوریخواه داشته باشد.
به همین دلیل، موکول شدن تصمیم حمله احتمالی آمریکا به ایران به بعد از انتخابات میتواند به دولت ترامپ فرصت دهد تا بدون فشار مستقیم روزهای رأیگیری درباره گزینههای نظامی و دیپلماتیک تصمیمگیری کند.
البته این تحلیل به معنای اثبات وجود یک دستور قطعی برای حمله آمریکا به ایران در روزهای پس از انتخابات میاندورهای نیست. گزارشهای منتشرشده از هشدارهای امنیتی و آمادگی نظامی حکایت دارند، نه از یک زمانبندی قطعی برای آغاز عملیات.
تناقض مهم در سیاست واشنگتن: همزمان با آمادهسازی برای جنگ، مسیر مذاکره باز است
شاید مهمترین بخش تحولات اخیر همزمانی آمادهسازی نظامی آمریکا با تلاشهای دیپلماتیک برای جلوگیری از جنگ باشد.
خبرگزاری رویترز در گزارش ۳۱ اکتبر خود نوشت که مذاکرهکنندگان ایرانی روز شنبه در دوحه با میانجیهای قطری دیدار کردهاند. این نشست پس از بیش از ۱۲ ساعت گفتوگو میان نمایندگان ایران و قطر در تهران برگزار شده بود.
هدف این رایزنیها یافتن راهی برای پایان دادن به جنگ ایران و آمریکا و جلوگیری از آغاز دور تازهای از حملات پس از انتخابات میاندورهای عنوان شده است.
رویترز همچنین به نقل از مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، گزارش داد که ترامپ هنوز درباره حمله جدید به ایران تصمیم نگرفته و ترجیح او حلوفصل دیپلماتیک بحران است؛ هرچند واشنگتن برای استفاده از گزینه نظامی نیز آمادگی دارد.
در همین حال، اکسیوس در گزارشی از تلاش میانجیهای قطری برای ازسرگیری مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا خبر داده است. یکی از محورهای اصلی اختلاف، ترتیب اجرای تعهدات دو طرف است.
واشنگتن خواهان ورود دوباره موضوع هستهای به مذاکرات و بررسی وضعیت ذخایر اورانیوم غنیشده ایران است؛ در مقابل تهران خواستار رفع محاصره دریایی، آزادسازی داراییهای مسدودشده و فراهم شدن شرایط فروش نفت است.
ایران برای پاسخ به حمله احتمالی آمریکا چه تهدیدی مطرح کرده است؟
در سوی مقابل، تهران نیز تلاش کرده هزینه حمله مجدد را برای آمریکا و متحدان منطقهای آن افزایش دهد.
والاستریت ژورنال در گزارشی جداگانه در ۲۳ اکتبر نوشت که ایران از طریق پیامهای علنی و ارتباطات دیپلماتیک به آمریکا و کشورهای منطقه هشدار داده است که در صورت ازسرگیری حملات، دامنه پاسخ خود را از پایگاههای نظامی فراتر خواهد برد.
طبق این گزارش فرودگاهها، خطوط انتقال نفت و گاز و دیگر زیرساختهای اقتصادی و غیرنظامی کشورهای حاشیه خلیج فارس ممکن است در معرض تهدید قرار بگیرند.
روزنامه گاردین نیز در گزارشی به اظهارات مقامهای ایرانی درباره احتمال هدف قرار گرفتن تأسیسات نفتی، کابلهای زیردریایی، مراکز داده و زیرساختهای هوش مصنوعی در منطقه پرداخت.
این تهدیدها از نظر راهبردی اهمیت زیادی دارند؛ زیرا دامنه یک درگیری احتمالی را از تقابل مستقیم ایران و آمریکا فراتر میبرند و کشورهای میزبان پایگاههای آمریکایی را نیز در معرض پیامدهای جنگ قرار میدهند.
آیا حمله احتمالی آمریکا به ایران محدود خواهد ماند؟
یکی از مهمترین ابهامها درباره احتمال جنگ مجدد ایران و آمریکا، دامنه عملیات احتمالی است.
مقامهای آمریکایی از یک عملیات کوتاه و شدید سخن گفتهاند؛ اما هشدار کریس مورفی درباره احتمال گسترش و طولانی شدن درگیری نشان میدهد حتی در داخل آمریکا نیز درباره قابل کنترل بودن چنین سناریویی تردید وجود دارد.
یک عملیات محدود ممکن است با هدف وارد کردن فشار نظامی به ایران و وادار کردن تهران به پذیرش شروط واشنگتن طراحی شود؛ اما مشکل اینجاست که نتیجه حمله الزاماً با هدف اولیه طراحان آن یکسان نخواهد بود. اگر حملات به زیرساختهای حساس یا مراکز دارای اهمیت راهبردی گسترش پیدا کند، احتمال پاسخ متقابل ایران افزایش مییابد. در چنین شرایطی اسرائیل، پایگاههای آمریکا در منطقه و حتی تأسیسات اقتصادی کشورهای خلیج فارس ممکن است درگیر پیامدهای مستقیم یا غیرمستقیم جنگ شوند.
از سوی دیگر، اگر حمله احتمالی آمریکا به ایران نتواند اهداف نظامی مورد نظر واشنگتن را محقق کند دولت ترامپ با انتخاب دشوارتری روبهرو خواهد شد: توقف عملیات بدون دستیابی به نتیجه اعلامشده یا گسترش حملات برای افزایش فشار بر تهران.
این همان چرخه تشدید تنشی است که کریس مورفی درباره آن هشدار داده است.
تحلیل و بررسی؛ سه سناریو پیش روی ایران و آمریکا
تحولات اخیر را نمیتوان فقط با شمارش هواپیماهای نظامی یا اظهارات تهدیدآمیز ترامپ ارزیابی کرد. کنار هم قرار گرفتن جلسه فرمانده سنتکام، انتقال تجهیزات پدافندی، هشدارهای دیپلماتیک به کشورهای منطقه و مذاکرات فشرده قطر نشان میدهد بحران وارد مرحلهای شده که در آن تصمیم نظامی و چانهزنی سیاسی به یکدیگر گره خوردهاند.
سناریوی اول: توافق محدود و توقف موقت مسیر نظامی
در این سناریو میانجیگری قطر به نتیجه میرسد و تهران و واشنگتن بر سر مجموعهای از اقدامات اولیه توافق میکنند. بازگشت به مذاکرات هستهای، تعیین تکلیف محاصره دریایی و بررسی آزادسازی داراییهای ایران میتواند بخشی از این توافق باشد. این سناریو مستلزم انعطاف دو طرف در موضوعاتی است که تاکنون اختلافات اصلی مذاکرات را تشکیل دادهاند.
سناریوی دوم: حمله محدود برای افزایش فشار بر تهران
در این حالت آمریکا ممکن است عملیات نظامی محدودی را با هدف افزایش فشار بر ایران و تغییر محاسبات تهران آغاز کند. انتقال تجهیزات دفاعی به اسرائیل و تقویت حضور نظامی آمریکا در منطقه با آمادگی برای چنین سناریویی سازگار است.
با این حال، محدود بودن حمله آمریکا به ایران به معنای محدود ماندن پاسخ تهران نیست. حتی یک عملیات کوتاه نیز میتواند زنجیرهای از حملات متقابل را به دنبال داشته باشد.
سناریوی سوم: بازگشت به جنگ گسترده منطقهای
این سناریو زمانی محتملتر میشود که حملات آمریکا و اسرائیل با پاسخ گسترده ایران علیه اهداف نظامی و اقتصادی در منطقه همراه شود. در چنین وضعیتی امنیت تردد دریایی، بازار انرژی، زیرساختهای اقتصادی و فعالیت پایگاههای نظامی آمریکا تحت تأثیر قرار میگیرد. مهمترین خطر این سناریو، از بین رفتن امکان کنترل بحران پس از نخستین مرحله حملات است.
اثرات اقتصادی جنگ احتمالی؛ خطر فقط به ایران محدود نمیشود
پیامدهای حمله مجدد آمریکا و اسرائیل به ایران میتواند بسیار فراتر از خسارتهای نظامی باشد.
هرگونه اختلال در تردد کشتیها در تنگه هرمز، تهدید زیرساختهای نفت و گاز یا حمله به تأسیسات انرژی کشورهای منطقه میتواند بازار جهانی نفت و حملونقل دریایی را تحت تأثیر قرار دهد.
افزایش هزینه بیمه کشتیها، بالا رفتن هزینه انتقال انرژی و نگرانی از اختلال در عرضه نفت، از جمله پیامدهایی است که حتی پیش از وقوع جنگ نیز میتواند بر بازارها اثر بگذارد. برای اقتصاد ایران نیز ازسرگیری درگیری میتواند به معنای افزایش نااطمینانی، فشار بیشتر بر تجارت خارجی، دشوارتر شدن صادرات انرژی و تشدید انتظارات تورمی باشد.
در کشورهای عربی خلیج فارس نیز وابستگی اقتصاد به صادرات انرژی، زیرساختهای حملونقل و سرمایهگذاری خارجی باعث میشود گسترش جنگ به یک نگرانی جدی اقتصادی تبدیل شود. بنابراین، حتی کشورهایی که مستقیماً در عملیات نظامی شرکت نمیکنند هم ممکن است هزینههای سنگینی بپردازند.
جمعبندی؛ آیا احتمال حمله آمریکا به ایران جدیتر شده است؟
مجموع تحولات اخیر نشان میدهد احتمال حمله آمریکا به ایران را نمیتوان صرفاً یک تهدید تبلیغاتی یا جنگ روانی دانست. ارائه گزینههای نظامی به ترامپ از سوی فرمانده سنتکام، انتقال تجهیزات به اسرائیل و هشدارهای آمریکا به کشورهای منطقه، شواهدی از افزایش آمادگی نظامی واشنگتن هستند.
با این حال، سه واقعیت را باید از یکدیگر تفکیک کرد:
آمادگی نظامی: نشانههای قابل توجهی از آمادهسازی نیروها و تجهیزات وجود دارد.
تصمیم سیاسی: ترامپ هنوز تصمیم نهایی برای حمله به ایران را اعلام نکرده است.
مسیر دیپلماتیک: مذاکرات ایران و آمریکا با میانجیگری قطر همچنان ادامه دارد.
نکته تعیینکننده این است که آمریکا ظاهراً میخواهد امکان حمله را بهعنوان اهرم فشار در مذاکرات حفظ کند؛ اما تهران نیز با تهدید به گسترش دامنه پاسخ تلاش میکند هزینه چنین تصمیمی را افزایش دهد.
بنابراین، روزهای پس از انتخابات میاندورهای آمریکا میتواند یکی از حساسترین مقاطع در روابط تهران و واشنگتن باشد. اگر تلاشهای دیپلماتیک به توافقی اولیه منجر نشود، احتمال بازگشت گزینه نظامی به مرکز تصمیمگیری کاخ سفید افزایش خواهد یافت؛ هرچند هنوز نمیتوان وقوع حمله مجدد یا زمان آن را قطعی دانست.
ارسال نظر