جزئیات جدید از طرح ارتش آمریکا برای حمله به ایران با «مادر همه بمبها»، قویترین بمب آمریکایی!
هشدار تازه درباره جنگ ایران و آمریکا؛ پای قدرتمندترین بمب غیرهستهای آمریکا به میان آمد.
گزارش تازه شبکه سیانان درباره تدوین طرحهای جدید ارتش آمریکا برای حمله به زیرساختهای انرژی و مراکز هستهای ایران بار دیگر احتمال جنگ مجدد ایران و آمریکا را به یکی از موضوعات مهم منطقه تبدیل کرده است. در این طرحها استفاده احتمالی از بمب عظیم «مادر همه بمبها» نیز مطرح شده؛ اما همزمان، دونالد ترامپ پیشتر از توقف حملات آمریکا تا انتخابات میاندورهای کنگره در ۳ نوامبر خبر داده بود. اظهارات تازه محمدباقر قالیباف درباره همزمانی جنگ و مذاکره نیز نشان میدهد که مسیر دیپلماسی و آمادگی نظامی همچنان در کنار یکدیگر قرار دارند.
طرح تازه آمریکا برای حمله به ایران؛ تأسیسات انرژی و مراکز هستهای در فهرست اهداف
احتمال حمله مجدد آمریکا به ایران بار دیگر با انتشار گزارشی درباره برنامهریزی نظامی واشینگتن مورد توجه قرار گرفته است. شبکه سیانان در گزارشی اختصاصی که ۱۴ اکتبر ۲۰۲۶ منتشر شد به نقل از چند مقام آمریکایی و افراد آگاه از برنامهریزیهای نظامی اعلام کرد که ارتش ایالات متحده طرحهایی تازه برای حمله احتمالی به ایران تدوین کرده است؛ طرحهایی که علاوه بر مراکز هستهای، بخشهایی از زیرساختهای انرژی کشور را نیز در بر میگیرند.
خبرگزاری رویترز نیز این خبر را با استناد به گزارش سیانان منتشر کرد اما تأکید داشت که مستقلاً صحت جزئیات این گزارش را تأیید نکرده است.
یکی از منابع مورد استناد سیانان گفته است دونالد ترامپ دستور تهیه طرحهایی برای هدف قرار دادن شمار بیشتری از اهداف در ایران، از جمله بخش گستردهای از زیرساختهای انرژی، را صادر کرده است. طبق این روایت یکی از سناریوهای مورد بررسی میتواند حملات گسترده و سپس اعلام پیروزی از سوی واشینگتن و خروج نیروهای آمریکایی از منطقه باشد.
با این حال، مشخص نیست چنین سناریویی در نهایت به تأیید رئیسجمهور آمریکا برسد یا چه اهدافی، در صورت صدور فرمان حمله، در اولویت قرار خواهند گرفت.
«مادر همه بمبها» چیست و چرا نام آن در طرح حمله به ایران مطرح شده است؟
یکی از مهمترین بخشهای گزارش سیانان، اشاره به احتمال استفاده از بمب GBU-43/B است؛ سلاحی که با نام MOAB و لقب «مادر همه بمبها» شناخته میشود.
این بمب از قدرتمندترین مهمات متعارف غیرهستهای ارتش آمریکا به شمار میرود و قدرت تخریب بالایی در محدوده انفجار دارد. ارتش آمریکا در سال ۲۰۱۷ از این سلاح در افغانستان علیه مواضع داعش استفاده کرد.
به گفته منابع سیانان، استفاده احتمالی از این بمب در حملهای تازه به ایران، بهویژه در ارتباط با اهداف انرژی و برخی مراکز هستهای، در برنامهریزیهای نظامی مطرح شده است. یکی از مکانهایی که در این گزارش نام آن آمده، مجموعه زیرزمینی موسوم به «کوه کلنگ گزلا» (Pickaxe Mountain) در نزدیکی نطنز است.
با وجود این، ذکر نام چنین سلاحی به معنای اثبات توانایی آن برای نابودی کامل تأسیسات هستهای مستحکم و عمیقاً زیرزمینی نیست. MOAB عمدتاً برای ایجاد انفجار گسترده در سطح زمین طراحی شده و نباید آن را با بمبهای تخصصی نفوذکننده به پناهگاههای عمیق زیرزمینی، مانند GBU-57، یکسان دانست.
در واقع، حتی اگر استفاده از مادر بمبهای با MOAB در طرحهای آمریکا پیشبینی شده باشد، میزان اثربخشی آن علیه اهداف مشخص زیرزمینی همچنان موضوعی جداگانه است. سیانان نیز به نقل از افراد آگاه از بحثهای نظامی گزارش کرده که درباره میزان کارآمدی این سلاح برای تحقق اهداف راهبردی واشینگتن تردیدهایی وجود دارد.
حمله مجدد آمریکا به ایران پیش از انتخابات انجام میشود یا پس از آن؟
زمانبندی احتمالی عملیات، یکی از بخشهای مهم ماجراست. طبق گزارش سیانان طرحهای نظامی جدید ممکن است در صورت صدور دستور ترامپ، پیش یا پس از انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا بررسی و اجرا شوند.
با این حال، یک موضع علنی و مهم از سوی رئیسجمهور آمریکا نیز وجود دارد. دونالد ترامپ در ۸ اکتبر اعلام کرده بود که ایالات متحده پیش از انتخابات میاندورهای سوم نوامبر به ایران حمله نخواهد کرد. او در همان مقطع از گفتوگوهای سازنده با تهران سخن گفته بود.
این موضع با گزارش تازه درباره طرحهای نظامی لزوماً تناقض ندارد؛ زیرا آمادهسازی گزینههای نظامی میتواند همزمان با ادامه مذاکرات صورت گیرد. آنچه اهمیت دارد، تفاوت میان برنامهریزی عملیاتی، تصمیم سیاسی و صدور فرمان اجرایی است.
به همین دلیل، نمیتوان صرفاً از انتشار گزارش سیانان نتیجه گرفت که حمله مجدد آمریکا به ایران قطعی شده یا زمان آن مشخص است. با این حال قرار گرفتن گزینههای نظامی در کنار مذاکرات نشان میدهد که مسیر دیپلماسی هنوز با عدم قطعیت همراه است.
قالیباف: هم میجنگیم و هم مذاکره میکنیم
در سوی دیگر این معادله، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، در یک پیام ویدیویی بر ضرورت همراهی آمادگی نظامی با فعالیت سیاسی و دیپلماتیک تأکید کرد.
قالیباف گفت: «هم میجنگیم و هم مذاکره میکنیم. باید در زمان لازم با تمام توان بجنگیم، آمادگی خود را بالا ببریم و هر وقت در میدان به پیروزی نظامی میرسیم، آن را در عرصه سیاسی ثبت و تثبیت و به سند شکست دشمن تبدیل کنیم.»
او در ادامه توضیح داد که منظور از همراهی جنگ و مذاکره، ادامه نامحدود هیچ یک از این دو مسیر نیست. رئیس مجلس افزود: «وقتی میگوییم هم میجنگیم و هم مذاکره میکنیم منظورمان این نیست که جنگ بیپایان یا مذاکره همیشگی میکنیم، بلکه جنگ میکنیم تا دشمن را مستاصل کنیم و به خواستههای ما تن دهد یا اگر تن نداد، شکست را بپذیرد.»
این اظهارات بهتنهایی از تصمیم جدیدی درباره آغاز یا توقف مذاکرات حکایت نمیکنند؛ اما چارچوب اعلامشده رئیس مجلس برای مواجهه با آمریکا را روشن میکنند: آمادگی نظامی باید در خدمت دستیابی به نتیجه سیاسی قرار گیرد.
آیا مذاکرات ایران و آمریکا میتواند مانع جنگ مجدد شود؟
همزمانی گزارش سیانان درباره طرحهای نظامی و اظهارات قالیباف، پرسش مهمی را درباره آینده مذاکرات ایران و آمریکا مطرح میکند. آیا گفتوگوهای سیاسی میتوانند مانع از اجرای گزینه نظامی شوند یا دو طرف در حال استفاده از فشار و آمادگی نظامی برای تقویت مواضع خود هستند؟
رویترز در گزارش ۸ اکتبر خود از ادامه گفتوگوهای ایران و آمریکا و تلاش برای دستیابی به راه حلی درباره درگیریها و بازگشایی تنگه هرمز خبر داده بود. در همان گزارش اختلاف بر سر موضوعات هستهای و مطالبات دو طرف از موانع مهم پیشرفت مذاکرات معرفی شده بود.
از سوی دیگر، وجود طرحهای نظامی به این معناست که واشینگتن میخواهد گزینه استفاده از زور را نیز در محاسبات خود حفظ کند. در چنین شرایطی، مذاکره لزوماً به معنای کاهش فوری خطر نظامی نیست؛ همانطور که آمادهسازی نظامی نیز بهتنهایی ثابت نمیکند که تصمیم سیاسی برای حمله گرفته شده است.
برای ارزیابی واقعی احتمال جنگ مجدد ایران و آمریکا باید به نشانههای مشخصتری توجه کرد؛ از جمله تغییر رسمی در موضع دولت آمریکا، اعلام تصمیم جدید درباره حملات، تحولات مرتبط با مذاکرات و هرگونه تأیید رسمی درباره اجرای عملیات.
تحلیل و بررسی؛ چرا اهداف انرژی در کنار مراکز هستهای اهمیت دارند؟
گسترش احتمالی فهرست اهداف از مراکز هستهای به زیرساختهای انرژی، در صورت تأیید و اجرا، میتواند پیامدهایی فراتر از یک عملیات نظامی محدود داشته باشد.
۱. افزایش فشار اقتصادی: زیرساختهای انرژی با تولید، حملونقل، فعالیت صنعتی و درآمدهای ارزی ارتباط مستقیم دارند. آسیب به این بخشها میتواند هزینههای اقتصادی درگیری را افزایش دهد و آثار آن از محدوده اهداف نظامی فراتر برود.
۲. پیچیدهتر شدن محاسبات نظامی: حمله به اهداف بیشتر ممکن است دامنه عملیات و احتمال واکنش متقابل را گسترش دهد. در چنین وضعیتی، کنترل سطح درگیری دشوارتر میشود و احتمال سرایت بحران به دیگر بخشهای منطقه افزایش مییابد.
۳. محدودیتهای راهبردی سلاحهای بزرگ: قدرت انفجار یک بمب بهتنهایی معیار موفقیت نظامی نیست. نوع هدف، عمق استقرار، استحکامات، میزان خسارت مورد انتظار و پیامدهای بعدی عملیات همگی اهمیت دارند. به همین دلیل مطرح شدن MOAB در طرحهای احتمالی علیه اهداف زیرزمینی، بهخودیخود به معنای تضمین نابودی آنها نیست.
۴. ارتباط میان تقابل نظامی و دیپلماسی: اظهارات قالیباف نشان میدهد که دست کم در موضعگیری علنی رئیس مجلس، نتیجه میدان نظامی باید به دستاورد سیاسی تبدیل شود. در طرف مقابل نیز ادامه آمادهسازی گزینههای نظامی، در کنار اعلام قبلی ترامپ درباره توقف حملات پیش از انتخابات میاندورهای، بیانگر آن است که مسیر نظامی و دیپلماتیک هنوز از یکدیگر جدا نشدهاند.
۵. اهمیت تنگه هرمز و بازار انرژی: هرگونه گسترش درگیری میان ایران و آمریکا میتواند نگرانیها درباره امنیت کشتیرانی و عرضه انرژی در منطقه را تشدید کند. پیامدهای احتمالی آن ممکن است در هزینه حملونقل، قیمت نفت و انتظارات بازارهای جهانی نیز منعکس شود؛ هرچند میزان و جهت این آثار به دامنه واقعی درگیری و واکنش بازیگران منطقهای بستگی دارد.
جمعبندی؛ جزئیات گزارش سیانان از طرحهای نظامی جدید واشینگتن
گزارش سیانان درباره طرحهای جدید ارتش آمریکا، از جمله بررسی احتمال استفاده از «مادر همه بمبها»، نشانهای مهم از حفظ گزینه نظامی در محاسبات واشینگتن است. در مقابل، اعلام قبلی ترامپ درباره حمله نکردن پیش از انتخابات میاندورهای و ادامه گفتوگوها، نشان میدهد که هنوز نباید میان آمادهسازی نظامی و تصمیم قطعی برای عملیات تفاوتی قائل نشد.
موضع محمدباقر قالیباف نیز بر ترکیب آمادگی دفاعی و مذاکره برای دستیابی به نتیجه سیاسی تأکید دارد. در مجموع، حمله مجدد آمریکا به ایران همچنان یک سناریوی مورد بحث است، نه رویدادی که وقوع آن با اطلاعات منتشرشده قطعی شده باشد. ارزیابی دقیقتر احتمال جنگ مجدد ایران و آمریکا به تحولات بعدی مذاکرات، تصمیمهای رسمی واشینگتن و شواهد معتبر درباره تغییر وضعیت نظامی وابسته است.
ارسال نظر