علیرضا رجایی: جنگ به ترامپ فهماند ایران تسلیمپذیر نیست / از خطاهای گذشته باید پوزش خواست
آن بخشی از افکار عمومی مردمِ مستأصل، ناراضی و خشمگین از وضع موجود را باید دریافت. از خطاهای گذشته باید پوزش خواست، اعتمادشان را جلب کرد، مسیرهای پرحادثه و بیثمر و شکستخورده گذشته را کنار گذاشت، توسعه، عدالت و دموکراسی را سرفصل برنامهها قرار داد و این اصل انکار ناپذیر که ایران برای همه ایرانیان است و نه فقط گروههای حامی من تحقّق پیدا کند.
وقتی از یک چهارچوب درست دیپلماتیک صحبت میکنیم یعنی گفتگو برای رسیدن به سازش و نه تسلیم
بُرد برای ترامپ در پایینترین سطح تطابق یافتن نظام حکمرانی جمهوری اسلامی با آمریکا و غرب و در بالاترین سطح تغییر رژیم است که ظاهراً پیشاپیش در رسیدن به این اهداف شکست خوردهاست
سرویس سیاسی مستقل آنلاین: علیرضا رجایی دانش آموخته علوم سیاسی و روزنامهنگار است. او برگزیده مجلس ششم از تهران، بود که در اقدامی مهندسی شده با ابطال ۷۰۰ هزار رای از مجلس شورای اسلامی حذف شد. رجایی از فعالان ملی مذهبی است که در پی زندان سال ۱۳۹۰ به اتهام عضویت در ائتلاف نیروهای ملی مذهبی و اقدام علیه امنیت ملی، چهار سال را در زندان گذراند و در سال ۹۴ با سرطان سینوس از زندان خارج شد. با علیرضا رجایی که ساکن فرانسه است، درباره جنگ در ایران گفتگو کردیم که در ادامه میخوانید:
انگیزه اصلی حمله آمریکا به ایران چه بود؟ ترامپ چه چیزی را بهعنوان برد در این جنگ تعریف کرده بود؟
پاسخ روشنی وجود ندارد. بیش از هر چیز از نظر آمریکا و نظام مسلّط بینالملل، ایران کشور بسیار مهمّی است که یک حکومت آشوبگر بر آن حکومت میکند. بنابراین، این عنصر ناراضی باید به ساختار و نظم موجود بازگردد و نظام حکمرانی آن با این نظم همسو باشد. در ادامهی همین موضوع، ایران بوضوح با اسراییل که قطب اصلی نظم بینالمللی در خاورمیانه است، دشمنی میکند و این مستقیماً تهدیدی علیه ساختار تلقّی میشود.
مساله دوم ژئوپولیتیک نفت است که ایران را به جهت برخورداری از مهمترین ذخائر نفت و گاز برای غرب واجد اهمیّت میسازد.
نکته بعدی مهار چین و روسیه است و ایران بخش مهمّی از این برنامه مهار عنوان میشود.
در کنار همه اینها به موارد دیگری مثل جاهطلبیهای شخصی ترامپ، تحریکات اسراییل و منافع مجتمعهای صنعتی- نظامی هم میتوان اشاره کرد.
بُرد برای ترامپ در پایینترین سطح تطابق یافتن نظام حکمرانی جمهوری اسلامی با آمریکا و غرب و در بالاترین سطح تغییر رژیم است که ظاهراً پیشاپیش در رسیدن به این اهداف شکست خوردهاست.
واکنش بازار آمریکا به جنگ ترامپ چیست؟ آیا این جنگ در تقابل تجاری آمریکا و چین به سود ترامپ شد؟
طبیعتاً تا این لحظه واکنش بازار آمریکا منفی بوده. در تقابل تجاری با چین نیز از نظر استراتژی پترودلار و سلطه بلامنازع بر اقتصاد و سیاست خلیج فارس، تهاجم همهجانبه ایران به پایگاههای آمریکا در کشورهای منطقه، نگرانیهای جدّی ایجاد کردهاست و این که آیا آمریکا در مقایسه با چین، تا کجا میتواند بازار منطقه را از آسیب جنگ و ناآرامی محفوظ نگهدارد.
آیا واکنش ایران به حمله دو ابر قدرت هستهای و نظامی، متناسب و بازدارنده بوده یا ممکن است ایران مانند لبنان با سیاست «کوتاه کردن علف» و بمباران مرتب دورهای مواجه شود؟
ایران نسبت به لبنان مساله کاملاً متفاوتی است. چنان که گفتهشد، نهایتاً رابطه ایران و نظم بینالملل باید به یک مرحله فیصلهبخش اجتنابناپذیر برسد. به این معنا که یا بهطور قاطع مسالهی نگرانی تهدید هستهای ایران و به مخاطره افکندن منافع اسراییل حل شود یا این که ایران به چنان مرحلهای از قدرت بازدارندگی برسد که جنگ با آن با خطر ریسک بسیار بسیار بالاتر به همراه داشته باشد. درغیر اینصورت با یکموقعیت جنگی دائمی مواجه خواهیم بود که زمانش در اختیار ما نیست.
ایران تحت چه شرایطی باید پایان جنگ و آتشبس را بپذیرد؟ آیا آتش بس به تنهایی کافی است یا وضع پیمان عدم تعرض میان آمریکا و ایران (چون ایران اسرائیل را اساسا به رسمیت نمیشناسد اسرائیل نمیتواند جزئی از پیمان متقابل باشد) ضروری است؟
پاسخ سادهای به این سؤال وجود ندارد. با توجّه به عمق اختلافها و شکاف بنیادین در روایتها آنچه منطقیتر و قابل دسترستر بهنظر میرسد، وارد شدن به سطح جدیدی از گفتگوها و مذاکرات است که افزون بر آمریکا طرفهای دیگری مثل اتحادیّه اروپا و چین هم در آن مشارکت کنند تا چهارچوب درستی از یک گفتگوی دیپلماتیک بنا شود.
ترامپ اخیراً به صراحت گفت ایرانیان سازش میخواستند و ما تسلیم. او احتمالاً اکنون متوجّه شده که ایران در چنان وضعی از پیشباختهگی نیست که ملزم به تسلیم باشد.
ارزیابی او از قدرت موشکی و تابآوری سیاسی و اجتماعی ایران از اساس نادرست بود. بنابراین وقتی از یک چهارچوب درست دیپلماتیک صحبت میکنیم یعنی گفتگو برای رسیدن به سازش و نه تسلیم.
بعد از پایان جنگ، اولویتهای رهبر سوم باید چه باشد؟
چگونه باید آن گروهی که به اشتباه و از روی سادگی به بمبهای ترامپ دل خوش کرده بودند را برگرداند؟
برگشتن یا برنگشتن جریانهای سیاسی که بمبهای ترامپ را دعوت کردهبودند اهمیّتی ندارد. آنها به قعر اعماق رفتهاند. امّا آن بخشی از افکار عمومی مردمِ مستأصل، ناراضی و خشمگین از وضع موجود را باید دریافت. از خطاهای گذشته باید پوزش خواست، اعتمادشان را جلب کرد، مسیرهای پرحادثه و بیثمر و شکستخورده گذشته را کنار گذاشت، توسعه، عدالت و دموکراسی را سرفصل برنامهها قرار داد و این اصل انکار ناپذیر که ایران برای همه ایرانیان است و نه فقط گروههای حامی من تحقّق پیدا کند.
ارسال نظر