آینده معدنکاری به همکاری جهانی وابسته است؛ ۳ سناریو برای آینده معدنکاری
گزارش جدید موسسههای Systemiq و ERM نشان میدهد که شرکتهای معدنی، سیاستگذاران و سرمایهگذاران برای پاسخگویی به تقاضای فزاینده مواد معدنی و همزمان کاهش اثرات زیستمحیطی این صنعت، باید تابآوری خود را افزایش دهند و در شرایط آیندهای نامطمئن، برای خلق ارزش همکاری کنند.
امروزه نظام جهانی معدن و فلزات با نشانههایی از اختلال و چندپارگی روبهروست؛ اختلالات ناشی از شرایط جوی و مشکلات نیروی کار، عرضه را تحت تاثیر قرار میدهد، صدور مجوزهای معدنی سالها زمان میبرد و تنشهای ژئوپلیتیکی نیز رو به افزایش است.
این گزارش که با حمایت مالی بنیاد «گوردون و بتی مور» و با همکاری شورای بینالمللی معدن و فلزات (ICMM) تهیه شده است، سه سناریوی احتمالی برای آینده صنعت معدن تا سال ۲۰۵۰ را بررسی میکند.
این سناریوها نشان میدهد که رویکردهای متفاوت در زمینه حکمرانی، نوآوری فناوری و همکاری بینالمللی چگونه میتواند ساختار عرضه مواد معدنی و آثار زیستمحیطی فعالیتهای معدنی را دگرگون کند.
این گزارش مبتنی بر بیش از ۲۰ مصاحبه با کارشناسان، نظرسنجی از ۱۶ مدیر صنعتی و بررسی منابع علمی و تحلیلی درباره روندها و محدودیتهای اصلی است. پژوهشگران بررسی کردهاند که رشد صنعت، نوآوریهای فناورانه و تصمیمهای مرتبط با حکمرانی چگونه میتواند بر پیامدهای اقتصادی، زیستمحیطی و اجتماعی تاثیر بگذارد.
نماینده یک شرکت فعال در بخش معدن و فلزات در گفتوگو با پژوهشگران اظهار کرد: «آینده ۲۰۵۰ ممکن است بسیار دور به نظر برسد، اما تصمیمهایی که طی چند سال آینده میگیریم، تعیین خواهد کرد که در سال ۲۰۵۰ کجا و چگونه معدنکاری کنیم. منافع و مخاطرات زیادی برای صنعت ما و نیز جوامع و اکوسیستمهایی که در آنها فعالیت میکنیم، مطرح است. دیگر زمانی برای اتلاف نداریم.»
به گفته ICMM، هدف این گزارش کمک به مدیران و تصمیمگیرندگان برای بررسی این موضوع است که نیروهای دگرگونکننده صنعت معدن و فلزات چگونه میتواند بر توانایی این بخش برای تأمین مسئولانه نیازهای جامعه در دهههای آینده تأثیر بگذارد.
۳ سناریو برای آینده معدنکاری
مؤسسههای Systemiq و ERM، این سناریوها را برای تعیین تکلیف شرکتها طراحی نکردهاند، بلکه هدف آنها فراهمکردن ابزارهایی برای سنجش تابآوری راهبردهای شرکتها، شناسایی حوزههای اثرگذاری و درک این موضوع است که تصمیمهای امروز، صرفنظر از سناریوی تحققیافته، چگونه آینده معدنکاری را برای دههها شکل خواهند داد.
۱- سناریو فلایویل: همکاری جهانی و معدنکاری پایدار
مطلوبترین سناریوی این گزارش با عنوان «Flywheel»، آیندهای را ترسیم میکند که در آن صنعت معدن در سطح جهانی بههمپیوسته است و پیشرفتهای فناورانه، بازارهای شفاف و حکمرانی قدرتمندتر به تامین نیاز مواد معدنی با هزینههای زیستمحیطی و اجتماعی کمتر کمک میکند.
در این الگو، دولتها و شرکتها برای متنوعسازی زنجیرههای تامین، تسریع نوآوری و بهبود بهرهوری منابع با یکدیگر همکاری میکنند. سادهسازی فرایند صدور مجوزها میتواند زمان اجرای پروژهها را کاهش دهد، بیآنکه از الزامات حفاظت محیطزیست کاسته شود. همچنین شرکتهایی که عملکرد کماثر خود بر محیطزیست را بهصورت معتبر اثبات کنند، ممکن است از قیمتهای فروش بالاتر و تامین مالی ارزانتر بهرهمند شوند.
دستاوردهای بالقوه این سناریو قابلتوجه است. بر اساس برآورد گزارش، تا سال ۲۰۵۰:
تقاضای مس ۱۸ درصد افزایش مییابد.
مصرف آب ۳۵ درصد کاهش پیدا میکند.
تعداد معادن ۱۸ درصد کمتر میشود.
جنگلزدایی ۲۵ درصد کاهش مییابد.
تحقق این نتایج مستلزم همکاری پایدار بینالمللی و برخورداری از محیط ژئوپلیتیکی باثبات است؛ شرایطی که با توجه به اولویتیافتن امنیت تامین مواد معدنی در داخل کشورها، همچنان نامطمئن به نظر میرسد.
۲- سناریو گسست: رقابت بلوکهای منطقهای
این سناریو جهانی را توصیف میکند که به بلوکهای منطقهای رقیب تقسیم شده است و دولتها، امنیت ملی و توسعه اقتصادی را بر همکاریهای بینالمللی مقدم میدانند.
بر اساس این سناریو، جهان به بلوکهای رقیب با ملاحظات امنیتی تقسیم خواهد شد؛ وضعیتی که با مداخله بیشتر دولتها، کاهش توسعه و بهکارگیری فناوریهای جدید و پیامدهای منفی برای سلامت بازارها، محیطزیست و جامعه همراه خواهد بود.
بر اساس برآورد گزارش، پیامدهای این وضعیت تا سال ۲۰۵۰ عبارتاند از:
نیاز جهانی به مس ۳۰ درصد بیشتر خواهد شد.
مصرف آب ۷۰ درصد افزایش مییابد.
تعداد معادن ۲۵ درصد بیشتر میشود.
جنگلزدایی ۴۰ درصد افزایش خواهد یافت.
در چنین شرایطی، معدنکاران مستقل با دشواری بیشتری مواجه میشوند و سرمایهگذاران بخش خصوصی نیز به دلیل محدودشدن نوآوری، توقف رشد بهرهوری و کنترل سختگیرانه دولتها از سرمایهگذاری عقبنشینی خواهند کرد.
۳– مسابقه فضایی (Space Race): پیشرفت فناوری در سایه رقابت قدرتها
میدن دو وضعیت قبلی، سناریو «Space Race» قرار دارد؛ سناریویی که در آن رقابت میان قدرتهای بزرگ، توسعه فناوری را شتاب میبخشد، اما بازارهای مواد معدنی را بر اساس خطوط ژئوپلیتیکی از یکدیگر جدا میکند.
درست مانند رقابت قدرتهای جهانی برای اکتشاف فضا در قرن بیستم، دولتها در این سناریو سرمایهگذاریها را به سمت دستیابی به مزیتهای راهبردی هدایت و از نوآوریهایی حمایت میکنند که زنجیرههای تامین داخلی را تقویت میکند.
این رقابت، محیط بینالمللی پیچیدهای برای فعالیت شرکتها و سرمایهگذاران ایجاد خواهد کرد. برخی مناطق از فناوریهای پیشرفته برای کاهش آثار زیستمحیطی معدنکاری استفاده میکنند، درحالیکه مناطق دیگر برای تضمین دسترسی به منابع، استخراج با پیامدهای مخربتر را گسترش میدهند.
در این سناریو، تقاضای مس با سناریوی «Fracture» برابر خواهد بود؛ اما میزان جنگلزدایی تا سال ۲۰۵۰ حدود ۳ درصد کاهش مییابد. این موضوع نشان میدهد که پیشرفت فناوری حتی بدون هماهنگی گسترده بینالمللی نیز میتواند به بهبود شرایط زیستمحیطی منجر شود.
رقمزدن آینده به دست خود صنعت
سناریوهای ارائهشده در این گزارش تصویری از آیندههای احتمالی ترسیم میکند، اما پیشبینی قطعی آینده نیست. بسته به اینکه شرکتها، دولتها و سرمایهگذاران چگونه برای شکلدادن به دوره جدید معدنکاری تصمیم بگیرند، آینده میتواند بهتر یا بدتر از این سناریوها باشد.
این گزارش از تصمیمگیرندگان میخواهد فشارهای متعارض پیشرو را از پیش شناسایی و راهبردهایی تدوین کنند که در شرایط اقتصادی و سیاسی متفاوت نیز اثربخش باقی بماند.
ارسال نظر