دموکراتها پیشتاز انتخابات آمریکا؛ احتمال شکست ترامپ چقدر است؟
رئیسجمهور آمریکا محبوبیتش را از دست داده؛ ترامپ در آستانه یک شکست سیاسی قرار گرفت؟
در حالی که نارضایتی از عملکرد دونالد ترامپ، افزایش هزینههای زندگی و پیامدهای جنگ ایران موقعیت جمهوریخواهان را در آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا تضعیف کرده، دموکراتها هنوز با یک مانع بزرگ روبهرو هستند: نارضایتی از رئیسجمهور لزوماً به معنای حمایت از رقیب او نیست.
انتخابات آمریکا در روز سهشنبه ۳ نوامبر ۲۰۲۶ به یکی از مهمترین آزمونهای سیاسی دوران دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ تبدیل شده است. رأیدهندگان آمریکایی در این انتخابات درباره ترکیب مجلس نمایندگان و بخشی از کرسیهای سنا تصمیم میگیرند؛ تصمیمی که میتواند قدرت مانور دولت جمهوریخواه را در دو سال پایانی دوره ریاستجمهوری ترامپ به شکل محسوسی تغییر دهد.
در ظاهر، شرایط به سود دموکراتهاست. کاهش محبوبیت ترامپ، نارضایتی عمومی از وضعیت اقتصادی، افزایش قیمت سوخت و هزینههای ناشی از جنگ ایران و آمریکا، جمهوریخواهان را در موقعیت دشوارتری قرار داده است. خبرگزاری رویترز در گزارش روز ۲ نوامبر خود به نقل از شش تحلیلگر و راهبردپرداز سیاسی توضیح داده که چرا با وجود این شرایط، احتمال پیروزی قاطع دموکراتها همچنان با تردید همراه است.
گزارش روز ۳ نوامبر رویترز نیز نشان میدهد که تحلیلگران، شانس دموکراتها را برای تصاحب مجلس نمایندگان بیشتر میدانند اما رقابت بر سر سنا همچنان نامطمئن است. بنابراین، مسئله فقط این نیست که کدام حزب آرای بیشتری به دست میآورد؛ مسئله اصلی این است که آیا دموکراتها میتوانند از نارضایتی رأیدهندگان برای تغییر واقعی موازنه قدرت در واشینگتن استفاده کنند یا خیر؟
انتخابات آمریکا در شرایطی برگزار میشود که ترامپ با چند بحران همزمان روبهرو است
دونالد ترامپ تلاش کرده است انتخابات میاندورهای را به نوعی همهپرسی درباره عملکرد دولت خود تبدیل کند. او بارها از طرفدارانش خواسته هنگام رأی دادن به نامزدهای جمهوریخواه، حضور سیاسی خودش را نیز در نظر بگیرند.
ترامپ در یکی از سخنرانیهای انتخاباتی خود خطاب به هوادارانش گفت: «واقعاً میخواهم وانمود کنید که نام من هم در برگه رأی قرار دارد.»
این درخواست از یک جهت اهمیت دارد: رئیسجمهور آمریکا میداند که میزان مشارکت پایگاه رأی جمهوریخواهان میتواند نتیجه رقابتهای نزدیک را تغییر دهد. از طرف دیگر، دموکراتها نیز تلاش کردهاند رأیدهندگان را متقاعد کنند که رأی به نامزدهای جمهوریخواه، در عمل به معنی تأیید سیاستهای ترامپ خواهد بود.
خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش داده است که تنها ۳۵ درصد بزرگسالان آمریکایی از عملکرد ترامپ در مقام ریاستجمهوری رضایت دارند. میزان رضایت از عملکرد اقتصادی او حتی پایینتر و حدود ۲۵ درصد است. این ارقام نشان میدهد اقتصاد و هزینههای زندگی به یکی از نقاط آسیبپذیر دولت تبدیل شدهاند.
جنگ ایران و آمریکا نیز به این وضعیت اضافه شده است. افزایش هزینه سوخت و نارضایتی از پیامدهای اقتصادی و سیاسی جنگ، فشار مضاعفی بر جمهوریخواهان وارد کرده است. با این حال، چنین شرایطی هنوز پیروزی دموکراتها را تضمین نمیکند.
شش مانع که ممکن است ورق انتخابات آمریکا را برگرداند
با وجود برتری نسبی دموکراتها در فضای عمومی و بسیاری از نظرسنجیها، شش عامل میتوانند فاصله میان پیشبینیها و نتیجه واقعی انتخابات را افزایش دهند.
۱. مهندسی حوزههای انتخاباتی؛ جایی که تعداد رقابتهای واقعی کاهش یافته است
یکی از مهمترین مشکلات دموکراتها به ساختار حوزههای انتخاباتی مجلس نمایندگان مربوط میشود.
در طول سه دهه گذشته، قطبیشدن سیاسی و تغییر مرزبندی حوزههای انتخاباتی باعث شده تعداد زیادی از کرسیها عملاً به پایگاههای نسبتاً امن یکی از دو حزب تبدیل شوند. در چنین شرایطی، حتی اگر فضای عمومی جامعه به سمت یک حزب تغییر کند امکان تبدیل این تغییر به کرسیهای بیشتر محدود خواهد بود.
رویترز برآورد کرده است که از مجموع ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان، تنها حدود ۴۰ تا ۵۰ کرسی رقابت واقعاً نزدیک دارند.
تحلیلگران انتظار دارند دموکراتها بتوانند مجلس نمایندگان را از جمهوریخواهان پس بگیرند، اما احتمالاً اکثریت آنها محدود خواهد بود؛ بهگونهای که برآوردها از برتری حدود پنج تا ۲۰ کرسی حکایت دارد.
برای درک اهمیت این موضوع باید انتخابات سال ۲۰۱۸ را در نظر گرفت. دموکراتها در آن انتخابات توانستند ۴۱ کرسی به دستاوردهای خود اضافه کنند. تکرار چنین موجی در شرایط کنونی دشوارتر است زیرا تعداد حوزههایی که امکان تغییر نتیجه در آنها وجود دارد، محدودتر شده است.
بیل گالستون، مشاور پیشین کاخ سفید در دوران ریاستجمهوری بیل کلینتون، معتقد است حتی افزایش ۲۵ کرسی نیز اکثریتی قابل استفاده، اما نه چندان بزرگ، در اختیار دموکراتها قرار میدهد.
به بیان دیگر، پیروزی در مجلس نمایندگان الزاماً به معنای برخورداری از قدرت کافی برای اجرای تمام برنامههای سیاسی یک حزب نیست.
۲. سنا؛ دشوارترین بخش مأموریت دموکراتها
تصاحب مجلس نمایندگان و کسب اکثریت سنا دو رقابت متفاوت هستند.
جمهوریخواهان در سنای ۱۰۰ عضوی با نسبت ۵۳ به ۴۷ از اکثریت برخوردارند. دموکراتها برای رسیدن به اکثریت ۵۱ کرسی باید چهار کرسی خالص به دست بیاورند.
مشکل اینجاست که تعدادی از مهمترین حوزههای مورد نظر دموکراتها در ایالتهایی قرار دارند که در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۴ به ترامپ رأی دادهاند.
دیوید واسرمن، تحلیلگر مؤسسه غیرحزبی Cook Political Report، معتقد است دموکراتها برای رسیدن به اکثریت باید در ایالتهایی پیروز شوند که ترامپ در آنها با اختلاف قابل توجهی برنده شده بود.
رقابتهای ایالتهای مین، نیوهمپشایر و میشیگان نیز برخلاف انتظار دموکراتها ساده پیش نرفته است.
در گزارش روز انتخابات رویترز، ایالتهای آلاسکا، آیووا، کانزاس، نبراسکا، اوهایو، کارولینای جنوبی و تگزاس از جمله میدانهای مهمی معرفی شدهاند که دموکراتها برای کسب کرسیهای مورد نیاز باید در آنها عملکرد موفقی داشته باشند.
رقابت میشیگان نیز به دلیل حمایت غیرمنتظره هیلی استیونز، نامزد شکستخورده انتخابات مقدماتی دموکراتها، از مایک راجرز جمهوریخواه، پیچیدگی بیشتری پیدا کرده است.
بنابراین، حتی اگر دموکراتها در فضای عمومی کشور عملکرد بهتری داشته باشند، نتیجه انتخابات سنا همچنان میتواند به چند رقابت محدود در ایالتهای کلیدی وابسته بماند.
۳. مشارکت رأیدهندگان؛ نقطه ضعف احتمالی دموکراتها
یکی از مهمترین متغیرهای انتخابات میاندورهای، میزان مشارکت گروههای مختلف رأیدهنده است.
نظرسنجیها از اشتیاق بیشتر رأیدهندگان دموکرات برای شرکت در انتخابات حکایت دارند اما این برتری در نظرسنجیها الزاماً به حضور بیشتر پای صندوقهای رأی منجر نمیشود.
جوانان، سیاهپوستان و رأیدهندگان اسپانیاییتبار از گروههایی هستند که در انتخابات ریاستجمهوری معمولاً مشارکت بیشتری دارند اما سابقه انتخابات میاندورهای نشان میدهد حضور آنها ممکن است کاهش پیدا کند.
مشکل دیگر، نارضایتی بخشی از این رأیدهندگان از هر دو حزب است. نگرانی درباره هزینههای زندگی و تردید نسبت به توانایی سیاستمداران برای حل مشکلات اقتصادی میتواند بخشی از آنها را از مشارکت منصرف کند.
در انتخابات میاندورهای ۲۰۲۲، سهم رأیدهندگان ۵۰ سال به بالا تقریباً دو برابر سهم افراد زیر ۵۰ سال بود. این موضوع برای دموکراتها اهمیت دارد زیرا رأیدهندگان مسنتر در انتخابات سالهای اخیر گرایش بیشتری به جمهوریخواهان نشان دادهاند.
از سوی دیگر، آسوشیتدپرس در آستانه انتخابات ۲۰۲۶ از ثبت بیش از ۵۷ میلیون رأی زودهنگام خبر داده است. این رقم نشان میدهد مشارکت پیش از روز اصلی انتخابات قابل توجه بوده، اما بهتنهایی مشخص نمیکند کدام حزب در نهایت از آن سود خواهد برد.
در واقع، رقابت اصلی فقط بر سر متقاعد کردن رأیدهندگان نیست؛ هر حزب باید حامیان بالقوه خود را به حضور واقعی در شعب رأیگیری ترغیب کند.
۴. برتری مالی جمهوریخواهان؛ برگ برنده ترامپ در روزهای پایانی
یکی از مهمترین مزیتهای جمهوریخواهان در این رقابت، منابع مالی گسترده آنهاست.
گزارش رویترز نشان میدهد کمیتههای ملی جمهوریخواهان و ائتلافهای مالی مستقل حامی این حزب در هفتههای پایانی کارزار، صدها میلیون دلار بیشتر از طرف مقابل منابع نقدی در اختیار داشتهاند.
دونالد ترامپ نیز از طریق کمیته اقدام سیاسی مستقل «ماگا اینک» بیش از ۲۷۷ میلیون دلار برای حمایت از نامزدهای جمهوریخواه و تبلیغات انتخاباتی هزینه کرده است.
ایلان ماسک، مدیرعامل تسلا، نیز در چرخه انتخاباتی میاندورهای حدود ۳۶۶ میلیون دلار برای حمایت از نامزدهای جمهوریخواه اختصاص داده که ۲۷۶ میلیون دلار آن از ماه ژوئیه به بعد هزینه شده است.
نکته مهم دیگر، اختلاف هزینه تبلیغات انتخاباتی در رقابتهای حساس سناست. طبق دادههای مؤسسه AdImpact، جمهوریخواهان تا پایان سپتامبر ۱۸۸ میلیون دلار بیشتر از دموکراتها در تبلیغات مربوط به رقابتهای حساس سنا هزینه کرده بودند.
این برتری مالی از آن جهت اهمیت دارد که در رقابتهای نزدیک، تبلیغات تلویزیونی، پیامهای انتخاباتی و تماس مستقیم با رأیدهندگان میتواند بر تصمیم افراد مردد تأثیر بگذارد.
البته پول بیشتر لزوماً به معنای رأی بیشتر نیست. تجربه همین انتخابات نیز نشان داده است که هزینههای سنگین جمهوریخواهان در برخی رقابتها نتایج یکسانی نداشته است. با این حال، برخورداری از منابع مالی گسترده به این حزب اجازه میدهد در آخرین مرحله رقابت، فشار تبلیغاتی خود را افزایش دهد.
۵. نظرسنجیها ممکن است دوباره قدرت جمهوریخواهان را کمتر نشان دهند
یکی دیگر از نگرانیهای دموکراتها به اعتبار نظرسنجیها مربوط میشود.
در برخی انتخابات گذشته، نظرسنجیها میزان حمایت از جمهوریخواهان را کمتر از نتیجه واقعی برآورد کردهاند. این مسئله بهویژه در انتخاباتهایی که ترامپ شخصاً نامزد بوده اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
نظرسنجی مشترک رویترز و ایپسوس درباره ترجیح حزبی رأیدهندگان در انتخابات کنگره، ۴۷ درصد حمایت از دموکراتها در برابر ۳۵ درصد حمایت از جمهوریخواهان را نشان داده است.
این اختلاف در نگاه نخست به نفع دموکراتهاست، اما نباید فراموش کرد که پاسخ به یک پرسش کلی درباره ترجیح حزبی با تصمیم نهایی فرد در برابر نام نامزدها تفاوت دارد.
برای نمونه، در انتخابات میاندورهای سال ۲۰۱۴ نظرسنجیها قدرت جمهوریخواهان را کمتر از میزان واقعی برآورد کردند و این حزب به پیروزی گستردهای در سنا رسید.
البته خطای نظرسنجی همیشه به نفع جمهوریخواهان نیست. در انتخابات میاندورهای ۲۰۲۲ نیز عملکرد دموکراتها بهتر از برخی پیشبینیها بود.
به همین دلیل، نمیتوان صرفاً با تکیه بر اختلاف ارقام نظرسنجیها نتیجه انتخابات آمریکا را پیشبینی کرد. رفتار رأیدهندگان در روز انتخابات و ترکیب واقعی افرادی که پای صندوق میروند، اهمیت تعیینکنندهتری دارد.
۶. برچسب سوسیالیسم؛ سلاح تبلیغاتی جمهوریخواهان علیه رقیب
جمهوریخواهان در ماههای گذشته تلاش کردهاند بخشی از نامزدهای دموکرات را با برچسبهایی مانند سوسیالیست، افراطگرا و مخالف ارزشهای آمریکایی معرفی کنند.
هدف این راهبرد محدود کردن جذابیت دموکراتها در میان رأیدهندگان مستقل و مردد است؛ گروهی که در رقابتهای نزدیک میتوانند نتیجه را تغییر دهند.
جمهوریخواهان با برجسته کردن پیروزی برخی نامزدهای وابسته به جنبش «سوسیالیستهای دموکرات آمریکا» در انتخابات مقدماتی تلاش کردهاند این تصور را ایجاد کنند که کل حزب دموکرات به سمت چپ افراطی حرکت کرده است.
در مقابل، برخی نامزدهای دموکرات در حوزههای رقابتی آشکارا خود را حامی سرمایهداری معرفی کردهاند تا از تأثیر این حملات بر رأیدهندگان مستقل جلوگیری کنند.
با این حال، اثرگذاری این تاکتیک به فضای اقتصادی و اولویتهای رأیدهندگان بستگی دارد. وقتی بخش بزرگی از جامعه نگران قیمت مواد غذایی، مسکن، سوخت و خدمات درمانی است، مسائل اقتصادی ممکن است بسیار مهمتر از برچسبهای ایدئولوژیک باشند.
با این وجود، در حوزههایی که اختلاف نامزدها اندک است، حتی تغییر یک یا دو درصد از آرا نیز میتواند نتیجه را تغییر دهد.
نتیجه انتخابات آمریکا چه تغییری در قدرت ترامپ ایجاد میکند؟
اهمیت انتخابات میاندورهای آمریکا فقط به تعداد کرسیهایی که هر حزب به دست میآورد محدود نمیشود. نتیجه این رقابت میتواند نحوه تعامل کاخ سفید و کنگره را در دو سال پایانی ریاستجمهوری ترامپ تغییر دهد.
اگر دموکراتها مجلس نمایندگان را تصاحب کنند امکان آغاز تحقیقات پارلمانی درباره عملکرد دولت و استفاده گستردهتر از اختیارات نظارتی کنگره را خواهند داشت. این موضوع میتواند فشار سیاسی بر دولت را افزایش دهد و روند تصویب برخی طرحها و تخصیص بودجه را دشوارتر کند.
اگر دموکراتها علاوه بر مجلس نمایندگان، سنا را نیز به دست آورند، قدرت آنها برای بررسی و تأیید انتصابهای مهم دولت، از جمله انتصابهای قضایی، افزایش پیدا خواهد کرد.
در مقابل، حفظ اکثریت جمهوریخواهان در هر دو مجلس به ترامپ اجازه میدهد برنامههای خود را با مقاومت نهادی کمتری در کنگره پیش ببرد.
با این حال، حتی پیروزی دموکراتها نیز به معنای پایان اختیارات رئیسجمهور نخواهد بود. ترامپ همچنان از حق وتو و اختیارات اجرایی خود برخوردار است و تغییر ترکیب کنگره بهتنهایی نمیتواند سیاستهای کاخ سفید را متوقف کند.
جنگ ایران؛ عاملی که میتواند نتیجه انتخابات را فراتر از مرزهای آمریکا مهم کند
یکی از تفاوتهای مهم انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ با بسیاری از رقابتهای قبلی، نقش مستقیم جنگ ایران در فضای سیاسی آمریکاست.
در شرایطی که هزینههای زندگی و قیمت سوخت به دغدغه اصلی بسیاری از خانوارهای آمریکایی تبدیل شده، ادامه جنگ و پیامدهای اقتصادی آن به مسئلهای انتخاباتی برای دولت ترامپ تبدیل شده است.
خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز نارضایتی از جنگ ایران و افزایش هزینههای زندگی را از عوامل اصلی تقویت امید دموکراتها معرفی کرده است.
اما اثر نتیجه انتخابات بر سیاست آمریکا در قبال ایران به ترکیب نهایی کنگره بستگی دارد. اگر دموکراتها کنترل یکی از دو مجلس را به دست آورند میتوانند نظارت بر تصمیمهای دولت، بررسی هزینههای نظامی و فشار سیاسی برای توضیح درباره اهداف و پیامدهای جنگ را افزایش دهند. کنترل سنا نیز در موضوع انتصابها و برخی تصمیمهای مهم دولتی اهمیت ویژهای دارد.
با این حال، یک نکته نباید نادیده گرفته شود: پیروزی دموکراتها به معنای توقف خودکار جنگ یا تغییر فوری سیاست خارجی آمریکا نیست. رئیسجمهور ترامپ همچنان اختیارات قابل توجهی در حوزه فرماندهی نیروهای مسلح و سیاست خارجی دارد.
یورونیوز فارسی نیز در تحلیل ۲۸ اکتبر خود به همین مسئله پرداخته و پرسیده است که کنگره جدید تا چه اندازه میتواند ترامپ را در ادامه جنگ ایران محدود کند.
از این منظر، انتخابات آمریکا برای ایران فقط یک رقابت حزبی نیست؛ نتیجه آن میتواند بر میزان آزادی عمل دولت ترامپ، هزینه سیاسی تصمیمهای نظامی و فضای مذاکرات و تنشهای آینده تأثیر بگذارد.
یک تناقض مهم در انتخابات؛ مخالفت با ترامپ الزاماً به معنای محبوبیت دموکراتها نیست
یکی از نکاتی که در تحلیل نتیجه انتخابات باید جدی گرفته شود، تفاوت میان رأی اعتراضی و رأی حمایتی است.
ممکن است گروهی از آمریکاییها از عملکرد ترامپ ناراضی باشند اما همچنان نسبت به برنامههای حزب دموکرات اعتماد کافی نداشته باشند. در چنین شرایطی، رأی آنها بیشتر بیانگر مخالفت با دولت مستقر است تا حمایت از یک برنامه سیاسی جایگزین.
خبرنامه انتخاباتی آکسیوس در روز انتخابات به همین تناقض اشاره کرده است. در این تحلیل با وجود پیشبینی شانس بالای دموکراتها برای تصاحب مجلس نمایندگان و حتی سنا، به ضعف تصویر عمومی این حزب نیز اشاره شده است.
بر اساس ارقامی که آکسیوس مطرح کرده، تنها ۲۹ درصد رأیدهندگان نگاه مثبتی به دموکراتها دارند؛ در حالی که این رقم برای جمهوریخواهان ۳۸ درصد است.
این فاصله نشان میدهد که حتی یک پیروزی انتخاباتی بزرگ نیز لزوماً به معنای برخورداری دموکراتها از یک پشتوانه اجتماعی گسترده و پایدار نیست.
به عبارت دیگر، ممکن است دموکراتها در انتخابات پیروز شوند اما همچنان برای متقاعد کردن بخش بزرگی از جامعه آمریکا درباره توانایی خود در اداره کشور با مشکل روبهرو باشند. این مسئله بهخصوص برای انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ اهمیت دارد.
تحلیل و بررسی؛ پیروزی در کنگره با شکست سیاسی ترامپ یکسان نیست
انتخابات میاندورهای آمریکا را باید در سه سطح جداگانه بررسی کرد.
سطح نخست، تغییر موازنه قدرت در کنگره است. دموکراتها برای تصاحب مجلس نمایندگان به دست کم سه کرسی خالص و برای کسب اکثریت سنا به چهار کرسی خالص نیاز دارند. این دو هدف از نظر دشواری یکسان نیستند. تصاحب مجلس نمایندگان محتملتر ارزیابی شده، اما رقابت سنا به دلیل پراکندگی جغرافیایی و وضعیت ایالتهای جمهوریخواهگرا پیچیدهتر است.
سطح دوم، میزان تضعیف سیاسی ترامپ است. حتی اگر جمهوریخواهان اکثریت یکی از دو مجلس را از دست بدهند ترامپ همچنان رئیسجمهور خواهد بود. با این حال، از دست دادن کنترل کنگره میتواند توانایی او برای پیشبرد برنامههای داخلی، مدیریت بودجه و جلوگیری از تحقیقات پارلمانی را کاهش دهد.
سطح سوم، آینده حزب دموکرات است. این حزب باید نشان دهد که صرفاً از نارضایتی عمومی نسبت به ترامپ سود نبرده و برنامهای قابل قبول برای اقتصاد، مهاجرت، سیاست خارجی و هزینههای زندگی دارد. در غیر این صورت حتی پیروزی در انتخابات میاندورهای نیز ممکن است به سکوی مطمئنی برای انتخابات ۲۰۲۸ تبدیل نشود.
یک نکته بلندمدت دیگر نیز وجود دارد: اگر دموکراتها به اکثریتی شکننده در مجلس نمایندگان برسند اختلافهای داخلی میان جناح میانهرو و ترقیخواه این حزب میتواند تصمیمگیری و تصویب قوانین را دشوار کند. بنابراین، تعداد کرسیها بهتنهایی معیار کافی برای سنجش قدرت سیاسی حزب پیروز نیست.
در مقابل، اگر جمهوریخواهان برخلاف پیشبینیها اکثریت خود را حفظ کنند ترامپ میتواند نتیجه را نشانهای از تداوم حمایت سیاسی از برنامههایش معرفی کند؛ حتی اگر میزان رضایت عمومی از عملکرد او پایین باقی بماند.
جمعبندی؛ آیا دموکراتها کنگره را از ترامپ پس میگیرند؟
انتخابات آمریکا در ۳ نوامبر ۲۰۲۶ میتواند نقطه عطفی در دو سال پایانی ریاستجمهوری دونالد ترامپ باشد اما نتیجه آن را نمیتوان صرفاً با محبوبیت پایین رئیسجمهور یا برتری دموکراتها در نظرسنجیها پیشبینی کرد.
کاهش تعداد حوزههای رقابتی، دشواری تصاحب سنا، احتمال مشارکت کمتر برخی گروههای رأیدهنده، برتری مالی جمهوریخواهان، خطای احتمالی نظرسنجیها و حملات ایدئولوژیک به دموکراتها، شش مانعی هستند که میتوانند ابعاد پیروزی احتمالی این حزب را محدود کنند.
در نهایت، مهمترین پرسش انتخابات آمریکا این نیست که آیا آمریکاییها از ترامپ ناراضی هستند؛ بلکه این است که آیا این نارضایتی آنقدر گسترده و سازمانیافته خواهد بود که کنترل کنگره را از جمهوریخواهان بگیرد؟
پاسخ به این پرسش میتواند نه فقط آینده سیاسی ترامپ، بلکه مسیر سیاست داخلی و خارجی آمریکا، از جمله نحوه مدیریت جنگ ایران، را تحت تأثیر قرار دهد.
ارسال نظر