برگ برنده ایران در آستانه انتخابات آمریکا؛ بحران انرژی مانع جنگ سوم می‌شود؟

اگر عرضه‌ی نفت و گاز از سه مسیر هم‌زمان، خلیج فارس و دریای سرخ از طریق تنش یمن و عربستان، شرق اروپا از طریق جنگ انرژی روسیه و اوکراین، و خودِ ایران از طریق محاصره و بسته‌ماندن کامل یا جزئی هرمز، تحت فشار بماند، آنگاه بازار جهانی انرژی با کمبودی چندجانبه روبه‌رو می‌شود که به‌سادگی با یک معامله‌ی دوجانبه‌ی ترامپ و پوتین قابل جبران نیست

برگ برنده ایران در آستانه انتخابات آمریکا؛ بحران انرژی مانع جنگ سوم می‌شود؟

گزینه‌ی نظامی هنوز به‌طور کامل از روی میز برداشته نشده است

 

طرح از خبرگزاری مهر

 

امیرحسین مصلی

روزنامه‌نگار

در هفته‌ای که ایران همچنان زیر محاصره‌ی هوایی و دریایی نفس می‌کشد، سه رویداد هم‌زمان در نقاط دوردست جهان، معادله‌ی انرژی را به سود تهران تغییر داده‌اند، بی‌آنکه ایران مستقیماً دستی در آن‌ها داشته باشد.

ریاضی که آسمانش بسته شد

شامگاه شنبه هجدهم مهر، حمله‌ی موشکی حوثی‌های یمن به فرودگاه بین‌المللی ملک‌خالد در ریاض، دست‌کم سیزده کشته برجای گذاشت و تا یکشنبه، نزدیک به صددرصد پروازهای برنامه‌ریزی‌شده‌ی این فرودگاه لغو شد. دامنه‌ی این حملات به فرودگاه‌های جده، احساء و دمام نیز رسید و تأسیسات انرژی در شرق عربستان نیز هدف قرار گرفت. ایرفرانس، لوفت‌هانزا، ترکیش ایرلاینز، کویت ایرویز و چندین شرکت دیگر پروازهای خود را تا پایان مهر یا حتی آبان‌ماه معلق کردند و آلمان، فرانسه، بریتانیا، کانادا و اسپانیا به شهروندان خود هشدار سفر دادند. این اتفاق دقیقاً هم‌زمان با میزبانی ریاض از دو رویداد بزرگ بین‌المللی، کنگره‌ی جهانی نفت و نشست ابتکار سرمایه‌گذاری آینده، رخ داد؛ غول نفتی بریتیش‌پترولیوم حضورش را در این نشست لغو کرد و اختلال پروازی، حضور بسیاری از مدیران صنعت انرژی جهان را با مشکل روبه‌رو ساخت. تهران در واکنشی قابل‌توجه، آمادگی خود برای میانجی‌گری میان ریاض و صنعا را اعلام کرد؛ اما مسعود پزشکیان هم‌زمان تأکید کرد این حملات هیچ ارتباطی به ایران ندارند.

آتش‌بسی که هیچ‌کس آن را باور نکرد

در سوی دیگر جهان، دونالد ترامپ جمعه هفدهم مهر اعلام کرد با ولادیمیر پوتین به توافقی دست یافته است؛ روسیه بی‌درنگ سیصدهزار تن گازوئیل به بازار آمریکا و بازار جهانی عرضه می‌کند، پانصدهزار تن دیگر در آبان، و خزانه‌داری آمریکا نیز تحریم‌های بخش انرژی روسیه را موقتاً معلق کرد. ترامپ این را بخشی از آتش‌بسی گسترده‌تر در حوزه‌ی انرژی خواند، آتش‌بسی که به ادعای او روسیه و اوکراین هر دو پذیرفته‌اند تا حملات متقابل به زیرساخت‌های انرژی یکدیگر را متوقف کنند.

اما ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، اعلام کرد از چنین آتش‌بسی اطلاعی ندارد؛ و ساعاتی پس از این اعلام، پهپادهای اوکراینی یک تأسیسات سوختی در منطقه‌ی روستوف روسیه را به آتش کشیدند، و متقابلاً روسیه با نزدیک به دویست پهپاد، کی‌یف و شهرهای دیگر اوکراین را هدف گرفت و دست‌کم دو نفر را کشت. به گزارش فایننشال‌تایمز، آمریکا حتی اوکراین را درباره‌ی ادامه‌ی حمله به پالایشگاه‌های روسیه تحت فشار قرار داده است؛ رویکردی که منتقدان آن را هدیه‌ای به کرملین خوانده‌اند.

چرا این برای ترامپ اهمیت حیاتی دارد

این دو بحران، تصادفی با منافع سیاسی ترامپ هم‌زمان نشده‌اند. به گزارش رسانه‌های غربی، او امیدوار بود پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره، قیمت گازوئیل و بنزین را در آمریکا دست‌کم اندکی پایین بیاورد؛ ذخایر راهبردی نفت آمریکا هم‌اکنون در پایین‌ترین سطح خود از سال ۱۹۸۲ قرار دارد و بنزین بالای چهار دلار، ریسکی جدی برای جمهوری‌خواهان پیش از نوامبر محسوب می‌شود. حملات حوثی‌ها به ریاض، درست در لحظه‌ای که عربستان میزبان بزرگ‌ترین رویدادهای انرژی جهان بود، و ادامه‌ی جنگ انرژی روسیه و اوکراین با وجود ادعای آتش‌بس، هر دو مستقیماً همان چیزی را تهدید می‌کنند که ترامپ بیش از هر چیز به آن نیاز دارد، ثبات قیمت سوخت.

برگ برنده‌ی ایران

ایران، که خود هم‌اکنون زیر محاصره‌ی هوایی و دریایی قرار دارد، در این معادله نه بازیگر مستقیم، که سومین گلوگاهی است که باید در کنار ریاض و کی‌یف محاسبه شود. اگر عرضه‌ی نفت و گاز از سه مسیر هم‌زمان، خلیج فارس و دریای سرخ از طریق تنش یمن و عربستان، شرق اروپا از طریق جنگ انرژی روسیه و اوکراین، و خودِ ایران از طریق محاصره و بسته‌ماندن کامل یا جزئی هرمز، تحت فشار بماند، آنگاه بازار جهانی انرژی با کمبودی چندجانبه روبه‌رو می‌شود که به‌سادگی با یک معامله‌ی دوجانبه‌ی ترامپ و پوتین قابل جبران نیست. در چنین شرایطی، فشار اقتصادی آمریکا بر ایران، که قرار بود با بالارفتن هزینه‌ی سوخت برای ایران و پایین‌آوردن آن برای آمریکا، تهران را به تسلیم وادارد، عملاً وارونه می‌شود؛ زیرا هر روز تداوم بحران‌های ریاض و کی‌یف، تاب سیاسی ترامپ برای ادامه‌ی فشار حداکثری بر ایران را پیش از صندوق رأی کاهش می‌دهد. طرح هفت‌روزه‌ی ایران برای بازگشایی هرمز، در چنین بافتی، دیگر صرفاً یک پیشنهاد دیپلماتیک نیست؛ ابزاری است که می‌تواند دقیقاً در لحظه‌ای که واشنگتن کمترین تحمل را برای بحران‌های هم‌زمان انرژی دارد، روی میز گذاشته شود.

اما آیا این از جنگ سوم جلوگیری می‌کند؟

این‌جا باید احتیاط کرد. فشار اقتصادی بر ترامپ، او را به دو مسیر متضاد می‌تواند بکشاند؛ یکی، پذیرش مصالحه برای پایان‌دادن سریع به بحران‌هایی که قیمت انرژی را بالا نگه می‌دارند، دیگری، تشدید فشار نظامی برای تحمیل یک راه‌حل سریع و یک‌جانبه، به‌ویژه اگر مشاورانش این را راهی کوتاه‌تر برای آرام‌کردن بازار بدانند. آمایش نظامی منطقه، از حضور گسترده‌ی ناوهای آمریکایی در خلیج فارس تا رزمایش‌های ایران و تهدیدهای متقابل قرارگاه خاتم‌الانبیا، نشان می‌دهد گزینه‌ی نظامی هنوز به‌طور کامل از روی میز برداشته نشده است. آنچه می‌توان با اطمینان گفت این است: هرچه فاصله‌ی زمانی تا انتخابات کنگره کوتاه‌تر شود، وزن ملاحظات اقتصادی داخلی آمریکا در تصمیم نهایی ترامپ سنگین‌تر خواهد شد؛ و دقیقاً همین فشار زمانی است که می‌تواند، اگر ایران از آن به‌موقع و با تضمین‌های کافی بهره ببرد، مسیر را به‌سوی میز مذاکره به‌جای میدان جنگ سوم هدایت کند.

 

 

ارسال نظر

یادداشت

آخرین اخبار

پربازدید ها