چه سناریوهایی درباره ایران پیش روی آمریکا وجود دارد؟

از منظر ایران، ناوهای نظامی‌ای که در منطقه مستقر شده‌اند، اهداف بالقوه محسوب می‌شوند و هدف قرار گرفتن هم‌زمان آنها می‌تواند به یک شکست راهبردی بزرگ برای آمریکا منجر شود. در کنار این مسئله، شرایط و ملاحظات منطقه‌ای نیز نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا می‌کنند. برخلاف شرایط زمانی حمله آمریکا به عراق، که در آن مقطع اغلب کشورهای منطقه از اقدام آمریکا حمایت می‌کردند، امروز چنین اجماع منطقه‌ای علیه ایران وجود ندارد. 

چه سناریوهایی درباره ایران پیش روی آمریکا وجود دارد؟

مذاکرات یک فرایند پیچیده است که از دل خودش ناخواسته گذشت زمان را بیرون می‌آورد

 

 

گروه سیاسی مستقل آنلاین- پس از شکل گیری جنگ 12 روزه و حمله آمریکا و اسرائیل به کشورمان کمتر کسی فکر می کرد که جمهوری اسلامی بار دیگر با آمریکا سر میز مذاکره بنشیند. اما جمعه گذشته این اتفاق در عمان رخ داد و به نظر می‌رسد دو طرف بر تداوم این دور از مذاکرات اصرار داشته باشند. اما مهمترین نکته این است که بسیاری از کارشناسان براین باورند که اگر مذاکرات آغاز نمیشد، به احتمال قوی جنگی بین دو طرف شکل می‌گرفت که منطقه را به آشوب می‌کشید. همان نکته‌ای که کشورهای خاورمیانه نسبت به آن هشدار دادند.

امیرعلی ابوالفتح در همین رابطه و در گفتگو با نامه نیوز درباره آینده مذاکرات بین ایران و آمریکا می‌گوید:‌ طرفین در مذاکره جدی هستند و علاقمندند در کوتاه‌ترین زمان به توافق برسند ولی مسئله این است که در کوتاه مدت توافق حاصل نمی شود. در واقع این طور نیست که ایران بگوید «از این ستون به آن ستون فرج است» یا آمریکا ژست مذاکره بگیرد اما قصدش حمله نظامی باشد.

وی افزود: اگر ایران به توافق مدنظرش با آمریکا دست یابد قطعا قبول می کند و این موضوع درباره آمریکا نیز صدق می کند اما واقعیت آن است که رسیدن به چنین توافقی زمان می برد چون بین آنچه ایران می خواهد و آنچه حاضر است به طرف مقابل اعطا کند با آنچه آمریکا می خواهد و آنچه حاضر است به ایران بدهد، آنقدر فاصله زیاد است که در کوتاه مدت توافق دست نیافتنی است.

این کارشناس مسائل سیاست خارجی اظهار کرد:‌ ایران بر سر حقوق و خواسته‌هایش با وجود تهدید جنگ، تحمیل جنگ و حتی تکرار جنگ پافشاری می کند و حاضر نیست از مواضع اصولی مدنظرش عقب نشینی کند؛ آمریکا نیز چنین رویکردی دارد بنابراین قائل به این نیستم که ایران و آمریکا در مذاکره جدیت ندارند و تنها برای خریدن زمان به دیپلماسی رو آورده اند. این یک فرایند پیچیده است که از دل خودش ناخواسته گذشت زمان را بیرون می آورد.

وی افزود: آمریکا چاره ای جز مذاکره ندارد. اگر حمله کند، چه اتفاقی می افتد؟ البته یکسری از زیرساخت های کشور تخریب و سختی های زیادی به مردم تحمیل می شود اما آیا به خواسته اش می رسد؟ خیر. کما اینکه جنگ 12 روزه به نابودی برنامه هسته ای ایران ختم نشد.

ابوالفتح یادآور شد: دفعه قبل هم آمریکا به تأسیسات هسته ای ایران حمله کرد اما اتفاقی نیفتاد، الان آمریکایی ها می گویند تأسیسات هسته ای و مواد غنی شده سرجای‌شان هستند. این در حالی است که تأسیسات هسته ای ایران تحت نظارت بازرسان بود و با وجب به وجب آن آشنایی داشتند، پس بسیار آسیب پذیر بود اما با این وجود ایران همچنان توان هسته ای دارد. درباره تأسیسات موشکی، پراکندگی این تأسیسات و عدم بازرسی از آنها، قطعا آمریکا در حمله نظامی نمی تواند به اهدافش برسد. اگر هم حمله کند دوباره بعد از چند ماه می گویند «به نتیجه دلخواه نرسیدیم».

وی با بیان اینکه هم‌ جنگ می‌شود هم‌ مذاکره می‌شود، افزود: هر بار جنگ شود طرفین با یکسری واقعیت ها مواجه می شوند و با انعطاف بیشتری مذاکره خواهند کرد، این را واقعیت ها به آنها نشان می دهد.

سیدحسین نقوی حسینی، نماینده ادوار مجلس و تحلیلگر مسائل سیاست خارجی هم درباره همین موضوع به «نامه‌نیوز» گفت: «راه‌حل نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران سناریویی است که طی یک تا دو دهه گذشته به‌صورت مستمر از سوی رژیم صهیونیستی پیگیری شده است. این رژیم همواره تلاش کرده است هم‌پیمانان خود، از جمله ایالات متحده آمریکا و کشورهای اروپایی را با این سناریو همراه سازد. با روی کار آمدن دونالد ترامپ، بسترهای سیاسی و امنیتی لازم برای پیشبرد این رویکرد بیش از گذشته فراهم شد و در نهایت، طرف‌های یادشده توانستند این سناریو را در عرصه عمل بیازمایند؛ به‌گونه‌ای که وقوع جنگ ۱۲روزه و ورود مستقیم رژیم صهیونیستی و آمریکا به درگیری نظامی علیه ایران رقم خورد. جنگ ۱۲روزه حامل درس‌ها و پیامدهای مهمی برای آمریکا و رژیم صهیونیستی بود. یکی از برجسته‌ترین این درس‌ها، واکنش سنگین، مستقیم و بازدارنده جمهوری اسلامی ایران علیه رژیم صهیونیستی و نیز پایگاه نظامی آمریکا در قطر بود. این واکنش، به‌روشنی نشان داد که اجرای سناریوی نظامی علیه ایران نه فرآیندی ساده است، نه کم‌هزینه و نه فاقد تبعات جدی. پس از پایان این جنگ، آمریکا، رژیم صهیونیستی و کشورهای اروپایی کوشیدند از مسیرهای غیرنظامی و فشارهای چندلایه، مقاومت ملت ایران را تضعیف کنند. در همین چارچوب، تحریم‌ها را تشدید کردند، مکانیسم ماشه را فعال ساختند، گلوگاه‌های اصلی درآمدی ایران را هدف قرار دادند و هم‌زمان با اعمال فشار بر کشورهای منطقه، تلاش کردند حلقه محاصره سیاسی و اقتصادی علیه ایران را تنگ‌تر کنند».

او ادامه داد: «جمهوری اسلامی ایران بارها به‌صراحت اعلام کرده و در عمل نیز نشان داده است که هرگاه موجودیت و امنیت ملی خود را در معرض تهدید جدی ببیند، به‌صورت متقابل موجودیت، منافع حیاتی و زیرساخت‌های راهبردی طرف مقابل را هدف قرار خواهد داد. از منظر ایران، ناوهای نظامی‌ای که در منطقه مستقر شده‌اند، اهداف بالقوه محسوب می‌شوند و هدف قرار گرفتن هم‌زمان آنها می‌تواند به یک شکست راهبردی بزرگ برای آمریکا منجر شود. در کنار این مسئله، شرایط و ملاحظات منطقه‌ای نیز نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا می‌کنند. برخلاف شرایط زمانی حمله آمریکا به عراق، که در آن مقطع اغلب کشورهای منطقه از اقدام آمریکا حمایت می‌کردند، امروز چنین اجماع منطقه‌ای علیه ایران وجود ندارد. علت این تفاوت آن است که در صورت بروز کوچک‌ترین خطای نظامی از سوی آمریکا، تمامی پایگاه‌ها، منافع و نمادهای حضور این کشور در منطقه می‌توانند در معرض پاسخ متقابل قرار گیرند؛ از این‌رو، عملیاتی‌سازی سناریوی نظامی علیه ایران با مجموعه‌ای از تردیدها، محاسبات پیچیده و اما و اگرهای فراوان مواجه است؛ مگر آنکه تصمیم‌گیران آمریکایی رویکردی کاملا غیرعقلانی و پرهزینه در پیش گیرند».

این تحلیلگر مسائل سیاست خارجی همچنین بیان کرد: «بر اساس شواهد موجود، به نظر می‌رسد آمریکایی‌ها در شرایط کنونی تمایلی به آغاز حمله مستقیم به نقاط حساس ایران ندارند. دلیل اصلی این امر آن است که اگر هدف آن‌ها صرفا حمله به مراکز موشکی یا هسته‌ای ایران بود، نیازی به استقرار این حجم گسترده از تجهیزات، نیروها و سامانه‌های نظامی در منطقه وجود نداشت. در چنین شرایطی، این برداشت تقویت می‌شود که در صورت وقوع هرگونه اقدام نظامی، هدف نهایی می‌تواند کلیت جمهوری اسلامی ایران و ساختار حاکمیتی آن باشد؛ زیرا آنها به‌خوبی آگاه‌اند که تا زمانی که ساختار جمهوری اسلامی پابرجاست، دستیابی به اهداف راهبردی‌شان امکان‌پذیر نخواهد بود».

نقوی حسینی گفت: «کشورهای غربی و عربی منطقه با سه مسئله اساسی، حساس و تعیین‌کننده روبه‌رو هستند. مسئله نخست، جایگاه و سرنوشت رژیم صهیونیستی است؛ چراکه این کشورها می‌دانند هرگونه تغییر بنیادین در جمهوری اسلامی ایران می‌تواند به تقویت موقعیت رژیم صهیونیستی منجر شود و در نهایت این خود کشورهای منطقه خواهند بود که باید پیامدهای امنیتی، سیاسی و ژئوپلیتیکی آن را مدیریت کرده و هزینه‌های آن را بپردازند. مسئله دوم، نگرانی از افزایش قدرت جمهوری اسلامی ایران است؛ به این معنا که اگر آمریکا وارد درگیری نظامی شود و ایران بتواند در برابر آن مقاومت مؤثر نشان دهد، قدرت، نفوذ و جایگاه منطقه‌ای ایران به‌طور محسوسی تقویت خواهد شد. مسئله سوم نیز وضعیت شکننده اقتصادی این کشورهاست؛ زیرا وقوع یک جنگ گسترده و طولانی‌مدت می‌تواند ثبات اقتصادی آن‌ها را به‌شدت تهدید کند. بر همین اساس، کشورهای عربی منطقه خواهان اقداماتی محدود و کنترل‌شده از سوی آمریکا علیه ایران هستند، اما به‌هیچ‌وجه تمایلی به شکل‌گیری یک جنگ تمام‌عیار، فراگیر و غیرقابل‌کنترل ندارند».

 

ارسال نظر

یادداشت

آخرین اخبار

پربازدید ها