جنگی در کار نیست؛ ایران و آمریکا مذاکره میکنند / ترامپ از حمله به ایران منصرف شد!
پشتپرده تنشهای نظامی؛ چرا «جنگ» متوقف شد و «مذاکره» روی میز آمد؟
در ادامه تشدید گمانهزنیها درباره تحولات امنیتی منطقه، مجموعهای از تحلیلها و اظهارنظرها از سوی رسانهها و کارشناسان نشان میدهد که سناریوی حمله آمریکا به ایران اگرچه بهطور جدی مطرح شده، اما همچنان با تردیدهای راهبردی و ملاحظات پیچیده منطقهای همراه است. بسیاری از صاحبنظران معتقدند اگر واشینگتن توان یا اراده ورود به یک جنگ تمامعیار علیه تهران را داشت، مقطع کنونی با توجه به آرایش نظامی آمریکا و اعزام ناوها و تجهیزات سنگین به منطقه، بهترین زمان برای چنین اقدامی بود. با این حال، عقبنشینی از این موضع تهاجمی میتواند نهتنها به معنای کاهش فشار بر ایران، بلکه نشانهای از یک شکست حیثیتی برای آمریکا تلقی شود؛ شکستی که پیامدهای آن ممکن است موازنه قدرت در منطقه را بیش از پیش به زیان واشینگتن تغییر دهد.
کشورهای عربی از حمله آمریکا به ایران حمایت میکنند
در همین چارچوب، حسین مرعشی، فعال سیاسی اصلاحطلب، در گفتوگو با خبرآنلاین با رد احتمال جنگ قریبالوقوع تأکید کرده است که اگر آمریکا قصد درگیری نظامی داشت این حجم از ناو و تجهیزات را در تیررس مستقیم ایران قرار نمیداد. به گفته او، برخی بازیگران از جمله اسرائیل و حتی بعضی کشورهای عربی علاقهمندند در دوره ریاستجمهوری ترامپ، تنش میان تهران و واشینگتن به یک درگیری خونین منجر شود؛ چراکه تصور میکنند عبور ایران از این مقطع میتواند به ثبات سیاسی بیشتری برای جمهوری اسلامی منجر شود. مرعشی هشدار میدهد که تا آخرین لحظات هرگونه توافق احتمالی، خطر کارشکنی اسرائیل و حتی سناریوهایی مانند حمله مجدد اسرائیل به ایران وجود خواهد داشت، اما با وجود همه دشواریها مسیر ایران و آمریکا در نهایت به مصالحه ختم میشود و هیچ طرفی جز اسرائیل با تجزیه ایران همراهی نخواهد کرد.
مذاکره ایران و آمریکا زمانبر است
دنیس سیترونوویچ، عضو اندیشکده شورای آتلانتیک، با اشاره به واکنشها نسبت به بحثهای اخیر درباره مذاکرات ایران و آمریکا نوشت کشورهای عرب حوزه خلیج فارس، مصر و ترکیه به این جمعبندی رسیدهاند که آغاز یک کمپین نظامی میتواند بهسرعت از کنترل خارج شود و بازگرداندن تنشها به مسیر دیپلماسی را دشوارتر کند. از نگاه او، به دلیل نبود اعتماد عمیق میان طرفها، دستیابی به یک توافق جامع در کوتاهمدت واقعبینانه نیست و هدف فوری، توقف روند تشدید تنشها از طریق یک توافق موقت است؛ توافقی که تمرکز اصلی آن بر برنامه هستهای ایران خواهد بود و میتواند زمان لازم برای مذاکرات بعدی را فراهم کند.
خطر حمله آمریکا به ایران بهطور کامل رفع نشده است
در مقابل، روزنامه شرق نیز با نگاهی انتقادی هشدار میدهد که نباید دچار اشتباه محاسباتی شد. به نوشته این روزنامه، وقوع یا عدم وقوع حمله آمریکا به ایران صرفاً به تصمیم واشینگتن محدود نمیشود و به مجموعهای از متغیرهای منطقهای و بینالمللی وابسته است. برخلاف برخی برداشتهای رایج، فضای کنونی منطقه الزاماً بازدارنده نیست و حتی در برخی سناریوها، این اقدام میتواند با حمایت سیاسی یا تسهیل عملیاتی برخی کشورهای منطقه همراه شود.
حملات سایبری آمریکا به ایران
این نگرانیها در شرایطی مطرح میشود که پیشتر روزنامه تلگراف به نقل از مقامهای آمریکایی گزارش داده بود واشینگتن در حال آمادهسازی برای حملات سایبری علیه ایران است و همزمان، ارتش اسرائیل نیز در صورت حمله آمریکا به ایران در وضعیت آمادهباش بالا قرار دارد. بر اساس این گزارش، اسرائیل میتواند از حملات هوایی آمریکا حمایت کند یا حتی به تنهایی برخی اهداف را هدف قرار دهد و همین مسئله احتمال واکنش متقابل ایران، از جمله شلیک موشک به سمت اسرائیل و شکلگیری سناریوی حمله مجدد اسرائیل به ایران را تقویت میکند.
گزینه حمله نظامی همچنان روی میز است
در این میان، کارولین لویت، سخنگوی کاخ سفید، با تأکید بر رویکرد دونالد ترامپ اعلام کرد که رئیسجمهور آمریکا در صورت لزوم از گزینه نظامی علیه ایران استفاده خواهد کرد و از این موضوع هراسی ندارد. با این حال، او تصریح کرد که دیپلماسی همچنان اولین گزینه واشینگتن است و تمام ابزارها، از جمله حملات هوایی، صرفاً بهعنوان گزینههای روی میز مطرح میشوند؛ گزینههایی که فعال شدن یا نشدن آنها به تحولات پیش رو و معادلات پیچیده منطقهای بستگی دارد.
در مجموع، آنچه از دل این تحولات امنیتی و مواضع متناقض بازیگران منطقهای و فرامنطقهای برمیآید، این است که مسیر تنش و تقابل نظامی، بیش از هر زمان دیگری پرهزینه و غیرقابلکنترل شده است. در چنین فضایی، مذاکره ایران و آمریکا نه بهعنوان یک انتخاب ایدهآل، بلکه بهمثابه یک ضرورت راهبردی مطرح میشود؛ ضرورتی که هدف فوری آن نه حلوفصل همه اختلافات، بلکه مهار بحران، جلوگیری از اشتباه محاسباتی و بستن مسیر سناریوهای پرریسکی است که میتواند کل منطقه را وارد یک چرخه ناامن و فرسایشی کند. تجربههای پیشین نشان داده هرگاه کانال گفتوگو فعال بوده، حتی در سطح حداقلی، از شدت تنشها کاسته شده و امکان مدیریت بحران فراهم آمده است.
از این منظر، مذاکره ایران و آمریکا میتواند بهعنوان ابزاری برای خرید زمان، کاهش فشارهای متقابل و آزمودن اراده واقعی طرفین در عبور از وضعیت تقابلی عمل کند. هرچند بیاعتمادی عمیق و موانع سیاسی داخلی و خارجی همچنان پابرجاست، اما نبود گفتوگو هزینهای بهمراتب سنگینتر در پی خواهد داشت. به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند تداوم یا احیای مذاکره ایران و آمریکا، حتی در قالب توافقهای موقت و محدود، میتواند نقش یک ترمز اضطراری را ایفا کند؛ ترمزی که مانع لغزش تحولات به سمت حمله آمریکا به ایران و پیامدهای غیرقابل پیشبینی آن شود.
ارسال نظر