گزارشی از روزهای خاموشی؛ در خیابانهای ایران چه گذشت؟
اگر بپذیریم گروههای تروریست مسلح وابسته به بیگانگان نیز در میان معترضان بودهاند یا حتی آسیب به اموال عمومی به شکل سیستماتیک کار آنها بوده است، این سوال پیش میآید که چرا نهادهای امنیتی طی ماههای قبل برنامهای برای مهار و برخورد با آنان نداشتهاند که به راحتی از مرزها وارد کشور نشوند و چنین فجایعی به گفته مسئولان را رقم نزنند؟ نکند باز هم کار نفوذیها بوده؟ آیا جان باختن شهروندان صرفا با اعلام عزای عمومی و مقصر دانستن تروریستهای مسلح، مسئولیت را از دوش مقامات سیاسی و امنیتی برمیدارد که پس از جنگ ۱۲ روزه تن به تغییرات ندادند و هشدار کارشناسان مبنی بر بروز شورشهای خیابانی را نادیده گرفتند؟
آیا رضا پهلوی حاضر است در هر شرایطی به ایران برگردد و کنار بازداشتیهای اعتراضات اخیر باشد
امیرحسین مصلی/ روزنامهنگار
پس از حدود ۱۱ روز تظاهرات سراسری در ایران که از بازار تهران بهبهانه بیثباتی اقتصادی شروع شد و رفته رفته با رنگ و بوی سیاسی علیه سیاستهای حاکم در شهرهای گوناگون ایران بهویژه مناطق محروم گسترش پیدا کرد، با فراخوان رضا پهلوی برای حضور خیابانی به نفع او با پشتوانه تهدید ترامپ علیه حاکمیت و حمایت از معترضان و همچنین پروپاگاندای ایران اینترنشنال با حذف صدای دیگر معترضان، اعتراضات وارد فاز تازهای شد که با قطع شدن سراسری اینترنت و صحبت مسئولان از برخورد بیارفاق با متهمان به محاربه، بجای شنیدن صدای معترضان که پیشتر شنیده میشد، خشونت بیسابقهای در خیابانها رخ داد.
در ۱۱ روز قبل از قطعی اینترنت با آنکه شعارها رادیکال شدند بخصوص از سوی گروههایی مستاصل در حمایت از خاندان پهلوی اما خشونت پرهیزی و ممانعت از سرکوب خونین در خیابانها وجه غالب بود، چه از سوی معترضان و چه از سوی نیروهای امنیتی.
جز در مواردی اندک که اعتراضات در چند شهر به سمت حمله به نهادهای حاکمیتی و نظامی سوق پیدا کرد و با مقابله نیروهای امنیتی تعدادی از شهروندان کشته شدند؛ اما پس از فراخوان رضا پهلوی که منجر به قطعی اینترنت شد در ایران چه اتفاقی افتاد؟
شامگاه پنجشنبه که اینترنت قطع شد، جمعیت قابل توجهی از معترضان به خیابانهای شهرهای ایران از جمله تهران آمدند با شعارهایی در حمایت از خاندان پهلوی اما اینبار خشونت پرهیزی وجه غالب اعتراضات نبود، حجم خسارت به اموال عمومی از جمله بانکها، اتوبوسها، مساجد، گاردریلها، ساختمانهای خدماتی و ... با تخریب و آتش سوزی نسبت به اعتراضات مشابه بیسابقه بود، البته نمیتوان صحت سنجی کرد که چه حجمی از این تخریبها کار معترضان بوده یا افراد خاصی چه از سوی بیگانگان و چه از سوی نهادهای امنیتی برای مشروعیت بخشی به خشونت و سرکوب.
از سوی دیگر فضای سنگین امنیتی و همچنین شلیک بیوقفه سلاح گرم و شنیدن صدای گلوله در خیابانها نیز بیسابقه بود، طبق خبرهای رسمی بسیاری از شهروندان در روزهایی که اینترنت قطع شد در خیابانهای شهرهای ایران جان باختند و اجساد بیشماری راهی بیمارستانها و پزشکی قانونی شده است، البته صداوسیما بجای استفاده از واژه اغتشاشگران این بار معترضان را تروریستهای مسلح معرفی کرد که از سوی بیگانگان آموزش دیدهاند و عامل جان باختن شهروندان بودهاند تا اعمال خشونت علیه آنان موجه شود، چنانکه فیلمهای بسیاری از کتک خوردن و ضرب و شتم ماموران امنیتی که بعضا به جان باختن آنان منجر شد نیز قابل کتمان نیست اما آیا میتوان رفتار خشونت آمیز برخی از معترضان در قبال خشونت نیروهای ضد شورش را تروریستی و مسلحانه خواند؟
در فیلمهایی که از صداوسیما منتشر شد جز چند فیلم که در دست بعضی از معترضان سلاح گرم در حال تیراندازی دیده میشود بخصوص در چند شهر مرزی مثل ایلام و کرمانشاه، فیلمی از سلاح به دست گرفتن سیستماتیک در میان معترضان و شلیک به سمت ماموران دیده نمیشود، همانطور که چند تصویر پخش شده از صداوسیما مثل سر از تن جدا کردن یا آتش زدن ماموران نیز وجه غالب اعتراضات این چند روز بخصوص نبوده و نمیتوان چند استثنا را قاعده خواند، چنانکه مدارک متقنی نیز از حضور تروریستهای مسلح و آموزش دیده از سوی آمریکا و اسرائیل فعلا در دست نیست اما چنانچه گفته شد ضرب و شتم ماموران و آسیب به اموال عمومی وجه غالب از سوی معترضان در چند تظاهرات پس از قطعی اینترنت بوده که با برخورد خشونت آمیز از سوی ماموران امنیتی مواجه شد.
با این حال اگر بپذیریم گروههای تروریست مسلح وابسته به بیگانگان نیز در میان معترضان بودهاند یا حتی آسیب به اموال عمومی به شکل سیستماتیک کار آنها بوده است، این سوال پیش میآید که چرا نهادهای امنیتی طی ماههای قبل برنامهای برای مهار و برخورد با آنان نداشتهاند که به راحتی از مرزها وارد کشور نشوند و چنین فجایعی به گفته مسئولان را رقم نزنند؟ نکند باز هم کار نفوذیها بوده؟ آیا جان باختن شهروندان صرفا با اعلام عزای عمومی و مقصر دانستن تروریستهای مسلح، مسئولیت را از دوش مقامات سیاسی و امنیتی برمیدارد که پس از جنگ ۱۲ روزه تن به تغییرات ندادند و هشدار کارشناسان مبنی بر بروز شورشهای خیابانی را نادیده گرفتند؟ آیا با پاک کردن صورت مسئله با سرکوب و مقصر دانستن بیگانگان که بیشک به دنبال منافع خویش هستند، و همچنین برگزاری تجمعاتی دستوری به سبک ۹ دی، مسئله اعتراض به وضع فعلی حکمرانی در ایران حل خواهد شد؟ بماند که اگر اعتراضات به سمت خشونت هم نمیرفت، بعید نبود مثل ادوار سابق مسئولین به جمله کلیشهای صف معترضان از اغتشاشگران جداست بیآنکه در عمل صدای معترضان را بشنوند، بسنده میکردند که باعث ناامیدی و عصبانیت مردم از تغییرات میشود.
در آخر تاسفی هم باید به حال اپوزیسیون سلطنتطلب و شخص رضا پهلوی خورد که بدون مسئولیت پذیری در قبال جان معترضان و همچنین پیشینه سرکوب اعتراضات با رادیکال شدن فضا از سوی حاکمیت، ۱۱ روز اعتراضات خشونت پرهیز مردم ایران را با فراخوانهای آرزواندیشانه جهت تهییج و تشویق معترضان خشمگین و ناامید به آینده به سمت انقلابی به نفعشان، آنهم بدون وجود نیرو و فضای انقلابی و صرفا با امید به حمله نظامی آمریکا و اسرائیل بیآنکه تبعاتش را بپذیرند، اعتراضات را به سمتی بردند که با قطعی اینترنت، خشونت وجه غالب خیابانها شود با وعده واهی بازگشت رضا پهلوی به ایران! آیا او حاضر است در هر شرایطی به ایران برگردد و کنار بازداشتیهای اعتراضات اخیر باشد که با تهدید مقامات قضایی با حکمهای سنگینی احتمالا مواجه خواهند شد؟!
ارسال نظر