جنگ ما با اسرائیل نبود، با عربستان سعودی بود + اینفوگرافی

این مقاله در پی مطالعه نقش عربستان در جنگ ایران و اسراییل است و با خوانش زمانی وقایع منتهی به جنگ، و یافتن فکت‌هایی برای تایید این دیدگاه، خط زمانی نقش‌آفرینی عربستان در برنامه هسته‌ای ایران را بررسی می‌کند تا به این سوال پاسخ دهد که چرا عربستان از افزایش نفوذ تندروها در ایران و سوق دادن ایران به سمت بمب اتم استقبال می‌کند؟

جنگ ما با اسرائیل نبود، با عربستان سعودی بود + اینفوگرافی

آیا عربستان از افزایش نفوذ تندروها در ایران و سوق دادن ایران به سمت بمب اتم استقبال می‌کند؟

 

 

گروه سیاسی مستقل آنلاین/ باید وقایع مرتبط با سیاست خارجی ایران، از حوادثی که منتهی به برجام شد تا جنگ ۱۲ روزه، مجددا بررسی و یادآوری شود تا بدانیم چطور برخی کشورها تلاش می‌کنند هیئت حاکمه ایران را به سمت رادیکالیسم سوق دهند و آزادی‌های اجتماعی و سیاسی را محدود کنند تا در سایه فشار و ارعاب سیاسی، برخلاف اجتهاد سیاسیِ رهبری، مسیر رسیدن به بمب هسته‌ای هموار شود.

همچنین این کشورها خود را رقیب بالقوه و سنتی ایران می‌دانند تا جایی که برای تضعیف و انزوای ایران در جهان، آشوب و اعتراضات ایران را هدایت نموده و برای شعله‌ور شدن اعتراضات دوره‌ای، هزینه‌های هنگفتی متحمل می‌شوند.

هزینه‌هایی اعم از ایجاد شبکه‌های تلویزیونی و اینترنتی فارسی زبان، تطمیع و خریدن سلبریتی‌های ورزشی و هنری شاخص، حمایت‌های جنبی از چهره‌های اپوزیسیون ایرانی و درنهایت تکفل هزینه‌های این افراد و راه‌اندازی تجمعات آنان.

مدت‌ها پیش از اعتراضات ۱۴۰۱، ارتباط  سلبریتی‌های داخلی با مجری‌های شبکه‌های ماهواره‌ای معاند افشا شد و در نهایت، در طول اعتراضات از این ارتباطات بهره‌برداری کردند و تعداد زیادی از سلبریتی‌های ایرانی را به تقابل رسمی با حاکمیت و پیوستن رسمی به اپوزیسیون سوق دادند.

 

این‌ها همه جزئیاتی از نقشه طولانی مدت رقیب شماره یک ایران در منطقه بود. مطابق این نقشه، ایران تضعیف شده به سوی رادیکالیسم سوق داده می‌شود تا با پرداخت هزینه‌های اتمی شدن، مسیر توازن منطقه‌ای برای اتمی شدن کشورهای حاشیه خلیج را باز کند و در پرده نهایی نمایش، با استفاده از پتانسیل تروریست‌های جدایی طلب، جنگ سرد خاورمیانه با فروپاشی و تجزیه ایران به پایان می‌رسد، و در سایکس پیکوی جدید، سهم ایرانیان از منابع نفت و گاز و امنیت به صفر خواهد رسید.


این مقاله به‌دنبال بررسی خوابی که عربستان برای آینده ایران دیده است، خط زمانی نقش‌آفرینی عربستان در برنامه هسته‌ای ایران را بررسی می‌کند تا به این سوال پاسخ دهد که چرا عربستان از افزایش نفوذ تندروها در ایران و سوق دادن ایران به سمت بمب اتم استقبال می‌کند؟

 

چگونه عربستان با پول‌پاشی و استفاده از نفوذ خود در جهان عرب مذاکرات عراقچی و ویتکاف را از مسیر خود خارج کرد؟

خط زمانی نقش‌آفرینی عربستان در برنامه هسته‌ای ایران

بازه زمانی 2015-2018
طی مذاکرات برجام، عادل الجبیر، وزیر خارجه سعودی بارها از توافق هسته‌ای و لغو تحریم‌های ایران انتقاد کرد و دولت این کشور پس از اسرائیل، حامی اصلی ترامپ در خروج از برجام بود. جبیر یک بار گفته بود: توافق هسته ای ناقص است و به ایران پس از ۱۲ سال اجازه غنی سازی کافی اورانیوم را می دهد و اجازه می دهد که ایران به سلاح هسته ای دست یابد. هنگامی که جامعه بین المللی به تحرک درآید تعداد بمب های هسته ای آن به ۱۰ عدد خواهد رسید.

به موازات مذاکرات هسته‌ای، تنش‌های میان ایران و عربستان در نتیجه حمله تندروهای داخلی به سفارت عربستان به اوج خود رسید و ایران تبدیل به دشمن شماره یک عربستان شد.

بازه زمانی 2020-2025
در سال 2020، گزارش‌هایی درخصوص همکاری چین و عربستان سعودی درخصوص فناوری هسته‌ای منتشر شد.
در دولت بایدن، آمریکا آماده امضای توافق هسته‌ای جهت کمک به برنامه اتمی عربستان بود که با مخالفت شدید اسرائیل مواجه شد.
بنابراین عربستان برای پیگیری رویای اتمی خود مجبور به تغییر موازنه منطقه‌ای شد و با انتخاب ترامپ به‌عنوان رئیس جمهور، فورا با سرمایه‌گذاری 800 میلیارد دلاری در ایالات متحده، مشغول به اثرگذاری در سیاست خارجه آمریکا شد. حامل اولین پیام ترامپ به تهران نیز، یک تاجر عرب مورد وثوق عربستان بود.

April, 2025
مذاکرات غیرمستقیم ایران و ایالات متحده با میانجی‌گری عمان در مسقط آغاز می‌گردد.
خط قرمز ایران؟ تداوم غنی‌سازی. پیشنهاد ایالات متحده؟ کنسرسیوم منطقه‌ای با عربستان سعودی و امارات متحده.

May, 2025
در این ایام عراقچی درخصوص مشکلاتی که در مذاکرات پیش آمد می‌گوید: ما متأسفانه صحبت‌های ضد و نقیضی از سوی آن‌ها می‌شنویم و صحبت‌های طرف مقابل در داخل میز مذاکره (به نقل از میانجی عمانی) و بیرون از مذاکره مواضع متفاوتی است و این یکی از مشکلات ما در این مذاکرات است. طرف آمریکایی نیز شکایت مشابهی داشت.
همچنین مرتبا و بخصوص پس از شکست مذاکرات، صحبت‌هایی درخصوص تغییر میانجی از عمان به نروژ در میان آمد.
آیا عمان در مذاکرات صادقانه عمل نمی‌کرد و منافع متحد قدیمی خود، عربستان را در نظر داشت و یا این کشور را پیش از تصمیم‌گیری نهایی در آمریکا از جزئیات مذاکرات باخبر می‌کرد؟

June, 2025
در این تاریخ پیشنهاد نهایی آمریکا به ایران اتفاق افتاد: کنسرسیوم منطقه‌ای جهت غنی‌سازی.
پاسخ طرف ایرانی: ما نمی‌توانیم به عربستان یا امارات اطمینان کنیم. حضور یک میانجی (مثل روسیه) یا غنی‌سازی در جزایر ایرانی پیشنهاد ما است.

بلافاصله پس از رسیدن پیشنهاد طرف ایرانی به آمریکا، به خاک ایران حمله شد و مذاکراتی که تا آن لحظه خوب پیش رفته بود، به جای تداوم و سازش دو طرفه،  کاملا ابتر شد.
به نتیجه رسیدن مذاکرات و وصول یک توافق کارآمد میان ایران و آمریکا، به ضرر طرف سوم، که گویا از سوی عمان نمایندگی می‌شد بود و منجر به ناکامی عربستان در رویایی اتمی خود می‌شد.

اکنون
حالا ایران، در آستانه فعالسازی مکانیسم ماشه، بازگشت تحریم‌های شورای امنیت و بازگشت ذیل فصل 7 شورای امنیت است، در حالی که  تاسیسات اتمی ایران طی حمله هوایی آمریکا و اسرائیل زیر خاک مدفون شده و برنامه هسته‌ای ایران نیز متوقف شده است.
حالا دولت پزشکیان بر سر دو راهی تعلیق غنی سازی در ازای عدم فعالسازی مکانیسم ماشه (بدون کسب امتیاز رفع تحریم)، یا عدم پذیرش شروط اروپا و پذیرش شکست کامل در حوزه سیاست خارجی (و به تبع آن اقتصاد) است.

آینده
دولت پزشکیان، چه بتواند طی توافقی با اروپا مبتنی بر تمدید مکانیسم ماشه از ورود ایران به ذیل بند 7 شورای امنیت جلوگیری کند و چه در این امر شکست بخورد، به دلیل عدم رفع تحریم و گشایش اقتصادی، شکست اصلاح‌طلبان در انتخابات‌های آینده ریاست جمهوری و مجلس محتوم است.

اگر دولت آینده سعید جلیلی در شرایط غیرجنگی و با استفاده از زمانی که پزشکیان خریده است، به سمت بمب اتم حرکت کند، راه برای برنامه هسته‌ای عربستان سعودی باز می‌شود که با الگوی پاکستان و جهت موازنه منطقه‌ای با خرید از چین، آمریکا، یا حتی اسرائیل خود را به تسلیحات اتمی مسلح کند.

 

ارسال نظر

  • پدیدار

    برداشت عاقلانه و منطقی از سیر حوادث.

یادداشت

آخرین اخبار

پربازدید ها